رویکردی فلسفی به موسیقی (I)

درآمد
بسان هر عبارت دیگری که از آن با عنوان «فلسفه ی X» یاد می شود، فلسفه ی موسیقی را نیز می توان به گونه ای، مطالعه ی بنیان ها و جستجوی پرسش های بنیادینی در رابطه با طبیعت موسیقی و تجربه ی آن دانست.

لیکن، بر خلاف حوزه هایی چون فلسفه ی علم که درک و دریافت محتوای آن نیازمند آشنایی عمیق با علوم و معارف طبیعی و نیز اصول و چارچوب های فلسفی می باشد، عموماً فلسفه ای که با تجربه ی هنری ارتباط می یابد از جمله فلسفه ی موسیقی، حوزه ای است که عموم مردم پیش زمینه حائز معنایی از آن را به عنوان ثمره ی عضویت در فرهنگ موسیقایی خود، دارا می باشند.

آشکارا موسیقی کارکردی مرکزی را در جریان زندگی بسیاری از انسان ها به عهده دارد. از این رو مشابه مسائل اساسی مطروحه در متافیزیک و شناخت شناسی، بسیاری از مردم تفکرات غالب خود را نه در چارچوب های بیانی و فلسفی پرسش های آکادمیک که بر درک شهودی زمینه های این پرسش ها بدون برخورد با اصول فنی آن، قرار می دهند.

موسیقی هنری است که در عین طنّازی، پیچیده ترین راز های فلسفی را در بطن خود ارائه می نماید. بر خلاف هنر نقّاشی، موسیقی از جنبه هایی چندگانه برخوردار است که هیچ یک از آن ها را نمی توان به توسط خود اثر هویت بخشید و در هر فرهنگی نیز دست کم مانند «حافظه ای ضمنی» در ناخودآگاه جمعی آن فرهنگ وجود دارد.بنابراین، پرسش از تعبیر دقیق تأثّرات موسیقایی در بدو امر، بسی دشوار تر از پرسش هایی از این دست در هنر نقاشی قلمداد می گردد.

برخلاف بسیاری از گفتمان های ادبی، نمونه های متمایزی از یک اثر یکتای موسیقی، به اجراهای متفاوتی از آن می انجامد که هر یک فارغ از دیگری تعبیر خویش از متن را به منصه ظهور می رسانند و هر یک از این تعابیر نیز می تواند مجدداً مورد تأویل و تفسیر های متفاوتی واقع گردد. این گونه صحبت از«تعبیر »، بدین واقعیت اشاره دارد که موسیقی را می توان هنری نامید که در معنا فرو می رود و با این حال درست به عکس سنّت درام، موسیقی سازی ناب، هیچ فحوای معناشناختی آشکاری را در بر ندارد.

در این جاست که این پرسش مطرح می گردد که اصولاً چرا موسیقی را نزد خود این چنین ارزشمند و خواستنی می یابیم.برای بسیاری از گفتمان های فکری و فلسفی معتبر، تفکر در باب ابژه هایی این چنین (در این جا این گونه ابژه ها، ابژه های نخستین یا ابتدایی(primal) می باشند)، موسیقی به روشنی در کسوت عامل توانمند بیان احساسات در حین به جا گذاردن ردّی از هنر انتزاعی ظهور یافته است.

در این مقاله نیز به نوبه ی خود، سعی خود را نسبت به جستاری نوین در فلسفه ی موسیقی به ویژه در بازه ی زمانی پنجاه سال اخیر معطوف نموده و کوشیده ام تا با بدست دادن تصویری تحلیلی از کنه فلسفی موسیقی،چیستی این انسانی ترین هنر بشری را، همان که «همواره درون مایه زندگانی» کارل پاپر(بزرگترین فیلسوف علم سده ی پیشین) بود و به ظنّ خواجه حافظ، «ناهید چنگی» را به رقص می آورد:
مغنّی بگو قول و بردار ساز که بیچارگان را تویی چاره ساز تو بنمای راه عراقم به رود که بنمایم از دیده من زنده رود مغنی ازآن پرده نقشی بیار ببین تا چه گفت از درون پرده دار چنان برکش آواز خنیاگری که ناهید چنگی به رقص آوری
را برابر دیدگان خواننده قرار دهم.

ذکر این نکته در این جا ضروری به نظر می رسد که برای آگاهی از تاریخچه ی فعالیت های صورت گرفته در حوزه ی فلسفه ی موسیقی، می توان به کتاب (Alperson , 1987) و برای بحث های متمرکز مبنی بر بیانگری احساس موسیقی به کتاب (Kivy , 2002) مراجعه نمود. هم چنین به گمان من، مجموعه ی جالب توجهی از مباحث زیبایی شناسانه هنر در چارچوب فلسفه ی قاره ای را نیز می توان در کتابی که در سال ۲۰۰۱ به قلم Kearney و Rasmussen به رشته ی تحریر در آمده است، ملاحظه نمود.

منابع:
۱٫ Adaijan, T., 2007, “definition of art”, the Stanford Press.
۲٫ Bicknell, J., 2005, “Just a song? Exploring the Aesthetics of Popular songs performance “,
Journal of Aesthetics and Art Criticism.
۳٫ Mahler. M., 1968, “on Human symbiosis and…”, int
۴٫ Budd, M,. 1985, “Understanding Music “, Proceedings of the Aristotelian Society.

***
۱٫ پاپر، کارل، «جستجوی همچنان باقی»، ترجمه ی سیامک عاقلی، ۱۳۷۹
۲٫ دیوان حافظ، به اهتمام جهانگیر منصور،نشر دوران ۱۳۷۹

6 دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۰۳ ق.ظ

    این نظر بی ربط است با موضوع مطروحه
    ولی جای دیگری نیافتم برای طرح آن
    .
    .
    چرا تالار گفتگویتان اینقدر سوت وکور است؟
    پتانسیل های بالایی دارد یک تالار گفتگو و همچنین بحث موسیقی
    و هر دو در آن تالار موجود است
    ولی مخاطبی نیست
    شاید نیاز به تبلیغات بیشتری دارد؟
    شاید هم نیاز به حمایت شما (نمی دانم، ولی فکر می کنم آن را گذاشته اید تا فقط باشد)
    فلسفه ی وجودش چیست؟

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱:۱۲ ق.ظ

    دوست گرامی مشکل تالار گفتگوی سایت فنی است و تا کنون تلاش های همکاران ما برای فعال کردن دوباره آن بی نتیجه بوده ولی همچنان سعی در راه اندازی دوباره آن داریم.

  • ماهدخت زرفروش
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۶ در ۸:۱۱ ب.ظ

    با سلام، این خیلی خوبه که این بحث های فنی باز می شه.کاش این روند رو ادامه بدین…

  • علی کاوندی
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۸۶ در ۱:۵۳ ب.ظ

    سلام، با تشکر از شما به خاطر نوشتن مطالب تئوریک .حقیقتا فقدان چنین مطالبی در نشریات موسیقی احساس می شود.مایلم در مورد هستی شناسی موسیقی بیشتر بدانم.

  • علیرضا
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۶ در ۱:۳۷ ق.ظ

    من میخواهم تعریف فیزیکی نت ها را بدانم. مثلا فرکانس و سایر مشخصات فیزیکی نت های ” دو ” مختلف گیتار چیست؟

  • osture
    ارسال شده در اسفند ۱۹, ۱۳۸۶ در ۹:۵۶ ق.ظ

    سلام.
    می خواستم حالاکه فرصتش هست بگم که تالارگفتگوی به اون خوبی حالا که تعطیل شده انگار یه امکان تبادل اطلاعات با اهل موسیقی تعطیل شده.تو این زمونه که موسیقی از هرطرف تحت فشاره تالارگفتگوی شما خیلی می تونه مفید باشه.کاش که زودتر راه بیفته.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

از روزهای گذشته…

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

جاکو پاستاریو، نابغه دنیای جز

ژاکو پستوریوس (jaco pastorius) را شاید بتوان در زمره آخرین نوازندگان و آهنگسازان جز قرن بیستم به حساب آورد که تاثیر گسترده ای بر دنیای موسیقی داشته اند. در موارد بسیار، از تبلیغات تلویزیونی گرفته تا آخرین آلبوم های گروههای راک، اجراهای متقاوتی از آثار این هنرمند را می شنویم. بدون شک شان و منزلت او از تمامی القاب مختلفی که در گوشه و کنار به او نسبت داده اند، بالاتر است. در حقیقت ژاکو معنای واقعی جاز را به دوستداران موسیقی نشان داد و به جرات می توان گفت: ” او در نوع خود نوازنده ای بی همتاست.”
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

در ابتدای بازبینی و بررسی تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته، به دلیل آن که بعضی از شرکت‌کنندگان غایب بودند به جلسه‌ی دیگر موکول شد. اما پیش از شروع درس، مدرس با اشاره به یکی از تمرین‌های انجام شده در جلسات گذشته حاوی نکاتی درباره‌ی رنگ صوتی ویژه‌ی «گروه پایور» و مقایسه‌ی آن با رنگ صوتی گروه‌های دوره‌ی قاجار بود، یادآوری کرد که با توجه به عدم حضور نویسنده بررسی دقیق به جلسه‌ی آینده موکول می‌شود اما برای این که تصوری به دست آوریم از این که رنگ‌ صوتی قابل شنیدن در آثار «فرامرز پایور» هم در طول زمان تغییر کرده است و دوری از توهم ایستایی در موسیقی ایرانی، نمونه‌هایی از آثار پایور در دوره‌های مختلف («مارش ماهور» اثر «درویش خان» از مجموعه‌ی «آثار درویش خان»، بخش‌هایی از مجموعه‌ی هفت پیکر، «پیش‌درآمد همایون» از مجموعه‌ی «گروه‌نوازی‌های پایور»، قطعه‌ی «دردشت» از مجموعه‌ی «ارغوان») پخش کرد و گفت باید توجه داشت که گروه‌هایی که این نمونه‌ها را اجرا کرده‌اند دقیقا یکی نبوده‌اند علاوه بر این سازآرایی خاص هر یک از آهنگ‌ها هم باید در نظر گرفته شود اما با حذف همه‌ی این تفاوت‌ها هنوز هم تغییر رنگ صوتی واضح است. البته ویژگی‌هایی مانند دقت در کوک و هماهنگی نوازندگان در اغلب موارد تکرار شده است که تاثیر مستقیمی بر رنگ صوتی شاخص این گروه‌نوازی‌ها ندارد.
سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

سعید تقدسی: دو سال و نیم با ارکستر سمفونیک تهران کار کردم

من از سن ۱۲ سالگی وارد هنرستان شدم و تا دوره دیپلم متوسطه بود آنجا ادامه تحصیل دادم؛ در این مدت معلمایی که داشتم به ترتیب اسم می‌برم آقای خیرخواه بود بعد آقای منشی زاده شدند، بعد یک آقای آلمانی به اسم آقای کاییزار (Kaiser) اسم کوچیکش خاطرم نیست و دو معلم آمریکایی داشتیم که تمام این معلم ها در سمفونیک کار می‌کردند، خانم سوزان ایلور (Susan Ayler) می بود که شوهرش هم کلاینت می‌زد، یک خانمی بود به اسم سوئینتلا (Merlin Swindler)بعد از این خانم یک آقایی به نام یوهان ریستا (Johann Rista) بود. بعد از ایشان آخرین معلمی که داشتم آقای مهدی جامعی بودند که یک سال آخر را باهاش کار کردم.
یک تلفن مهم

یک تلفن مهم

به این قطعه بنام Coral که ساخته یک پیانیست Jazz بنام کیت جرت (Keith Jarrett) است و توسط ال دی میولا (Al De Meola) اجرا شده است گوش کنید.
ملازم: تلاش می کنیم جشنواره باربد پربارتر شود

ملازم: تلاش می کنیم جشنواره باربد پربارتر شود

ممکن است که مجموع این پیانو ها مثلا در نمایشگاه فرانکفورت یا در نمایشگاه های شانگهای به سیصد دستگاه برسد ولی برمی گردد به ۳۰ کمپانی یا ۴۰ کمپانی اما آن که یک بخش خصوصی بتواند این تعداد پیانو را جمع آوری کند حداقل من تا به حال در جهان نه شنیده ام نه اینکه عکسی را از این اتفاق دیده ام ولی خدا را شکر، اینجا اتفاق افتاده است و آن که ما هم اعلام کرده ایم بزرگترین نمایشگاه پیانو ایران به این خاطر بود که فکر کرده ام اگه بخواهم بیشتر از این موضوع را بزرگ کنم، شاید دوستان باور نکنند و یا داستان ها و بحث هایی بوجود بیاید که مجبور باشیم جوابگو باشیم.
یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

یادداشتی بر آلبوم «صوفی»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال از خاموشی برجسته ترین چنگ‌نواز ایرانی گذشت

سه سال پیش در همین روزها بود که فرزانه نوایی، بزرگترین چنگ‌نواز ایرانی، از بین ما رفت. فرزانه نوایی ۴۸ سال داشت و پس از هشت سال پیکار با بیماری سرطان، در اتریش، کشوری که در سال‌های پس از انقلاب در آن زندگی می‌کرد درگذشت.
نوایی: صدای هارپ فرزانه در گوشم است!

نوایی: صدای هارپ فرزانه در گوشم است!

کر فلوت گروهی است که از سازهای مختلف خانواده فلوت تشکیل شده که این سازها عبارتند از پیکولو، فلوت، فلوت آلتو و فلوت باس، فلوت کنترباس. در خارج از ایران کر فلوت خیلی مورد استقبال قرار گرفته و قطعات زیادی را برای این ارکستر ساخته و تنظیم کرده اند.
اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه  گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

اطلاعیه چهارمین دوره مسابقه گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ۸۷

مسابقات گیتار کلاسیک تهران مرداد و شهریور ماه ۱۳۸۷ برگزار میشود. این چهارمین دوره مسابقات گیتار کلاسیک تهران می باشد. متن اطلاعیه این مسابقه به شرح زیر است:
روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!