سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

آلات موسیقی ساسانی
از آلات موسیقی این دوره بر اساس شاهنامه، اظهارات مورخین و آثار منقوش بر روی سنگ‌ها و ظروف چنین است:
سازهای بادی: برغو، بوق، خرمهره، خرنای، خم، سپیدمهره، سرغین، شاخ، شیپور، صور، غنده رود، کرمیل، کرنای، گاودم، ناقور، نای، نی، نفیر
سازهای کوبه‌ای: آیینه پیل، تاس، تبیر، جرس، چلب، دبدبه (دمام)، درای، دهل، رویینه خم، زنگ، سنج، شندف، طبل، کوس، گوُرگا، نقاره، تمبک
سازهای سیمی: عود معمولی، عود هندی، چنگ، بربط، تنبور، تنبور بزرگ از مس
دیگر سازها: شیشک، وندق، کپیک، سپر، شمشیر، تیر، زنجیر، خورازک، غژه، چغانه، چنبر، رسن، قاشقک، ارغنون و…

در نقش‌های طاق‌بستان و شکارگاه خسروپرویز می‌بینیم که در آن عصر چنگ آلت درجه اول موسیقی دوران ساسانی بوده است. در نقش طاق‌بستان در شکارگاه خسروپرویز پنج صف دیده می‌شود و در بالا قایقی است که بانوان بسیار در آن نشسته و به خواندن و کف زدن مشغول‌اند. در وسط تصویر نقش پادشاه حجاری شده که در قایق نخستین ایستاده و کمان را به زه کرده است و زنی در طرف راست او به نواختن چنگ مشغول است و قایق دیگر پشت سر شاه، پر از نوازندگان چنگ است. (علوی، ۱۳۸۹: ۶۹)

“بر روی دیوار سمت راست نقش شکار گوزن چهار صحنه اجرای موسیقی تصویر شده است. سمت راست در بالا در یک ردیف دو نوازنده ساز کوبه‌ای و یک نوازنده ساز بادی، در ردیف بعد سه نفر که به حالت دست‌به‌سینه ایستاده‌اند و در ردیف پایین‌تر دو نوازنده ساز بادی و یک نوازنده ساز کوبه‌ای دیده می‌شوند. در سمت چپ، یک تخت حصیری که چنگ‌نوازان و زنانی که در حال دست زدن یا نواختن ساز هستند بر روی آن نشسته‌اند و در کنار تخت حصیری، چهار نوازنده ساز بادی نقش شده‌اند.

با توجه به حضور پررنگی که چنگ در این نقوش دارد ساز چنگ در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه تقسیم می‌شود:
۱- چنگ با جعبه طنینی در بالا
۲- چنگ با جعبه طنینی در پایین”
(فراهانی، ۱۳۸۶:۷۹)

“روی بعضی از ظروف نقره تصویر نای زنانی به نظر می‌رسد و نام عده کثیری از آلات موسیقی در رساله پهلوی خسرو و غلامش مسطور است.” (دادور/نشاط، ۱۳۸۹: ۸۵)

“در مجموعه تصاویر موزاییکی طاق‌بستان تصویر زنی در حال نواختن چنگ وجود دارد. این بانو نیمه برهنه است و این موضوع در هنر دوره‌های آغازین ساسانی به‌ندرت دیده می‌شده است و احتمالاً تحت تأثیر هنر روم می‌باشد.” (همان، ۱۳۸۹: ۸۴)

“این مسئله که این تنوع سازی در شکار شاهی چه کاربردی داشته، روشن نیست. احتمالاً این سازها همزمان با شکار استفاده نمی‌شدند و در مجلسی قبل یا بعدازآن بکار می‌رفتند. اما از آنجا که تصویرگر این صحنه ناگزیر بود در فضای محدود اطلاعات زیادی را بگنجاند خط زمانی را در اثر خود شکسته است و رویدادها را همزمان تصویر کرده است. احتمال دارد که تنها بعضی سازها همچون سازهای بادی و کوبه‌ای که در دسته نظامی هستند در شکار استفاده داشته‌اند.” (فراهانی، ۱۳۸۶، ۸۶)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (V)

متن نیز «دیگری» دریافت‌کننده است. نه چون از آنِ دیگری است یا از فرهنگ دیگری است بلکه چون خود «دیگری» است. فارغ از این که از ورای آن مؤلف را ببینیم که در بخش نخست دیدیم، خواه‌ناخواه دیگری است. خود متن امری است جدا از «خود»، ممکن است لحظه‌ای به درون بیاید اما ماندگار نمی‌شود. متن جزئی از هیچ دریافت‌کننده‌ی مثالی‌ای نیست همچنان که حتا جزئی از مؤلفش هم نیست. از این رو متن بیش از هر مؤلفه‌ی دیگری نیازمند مفاهمه و دریافت است. حلقه‌ی آنچه تاکنون گفته شد به یاری درک دیگری متن است که کامل می‌شود.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

از روزهای گذشته…

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (III)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (III)

مکانیزم سینمای دفاع مقدس، ساخت و تأمین بودجه از سوی نهادهای دولتی و معنویت حاکم در آن اجازه ستاره‌سازی را به کلیت سینمای ایران نمی‌داد. البته برخی از بازیگران این دوره به دلیل فعالیت زیاد و تعدد کار در این سینما به عنوان پُرکاران سینما لقب گرفته بودند اما، ماهیت ستاره‌سازی همچنان در سینمای ایران دیده نمی‌شد.
کنسرتی بزرگ در آسمان!

کنسرتی بزرگ در آسمان!

از زیباترین و در عین حال متفاوت ترین آهنگهای آلبوم Dark Side of the Moon می توان به The Great Gig in the Sky اشاره کرد. یکی از بهترین کارهایی که Richard Wright که در مدت فعالیت موسیقی خود آنرا درست کرد است.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VII)

به عبارت دیگر موسیقی ایرانی، از این دیدگاه موسیقی رایج در ایران است. شناسایی این موسیقی در طول تاریخ ممکن نیست چرا که موسیقی قبل از پیدایش وسایل ضبط صوت، گذرا و ناپایدار بوده است. قدیمی ترین موسیقی ایرانی ضبط شده و قابل بررسی، موسیقی های دوران مظفرالدین شاه قاجار (حدود ۱۰۰ سال پیش) هستند و آن ها نیز موسیقی هنری و درباری آن زمان اند و نه کل موسیقی رایج در آن زمان. (نک سپنتا ساسان / تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران)
Ummagumma

Ummagumma

آلبوم Ummagumma چهارمین کار گروه پینک فلوید در سال ۱۹۶۹ به بازار آمد و بسیاری از مفسران موسیقی آنرا در حد و اندازه آلبومهایی چون Animals و یا حتی The Wall میدانند.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (V)

ایده ی مشابهی در مفهوم “مرجع تراکم” مانتل هود وجود دارد: “سریع ترین پالس موجود در قطعه چه بوده است ؟ (البته باید دوبرابر کردن یا سه برابر کردن مشخصه ی تزیین متریک را در نظر نگرفت.) با این که هیچ کس نمی تواند بگوید که کند ترین پالس قطعه چه بوده است اما همه موافق اند که هر قطعه یک پالس سریع دارد. این ابزار اندازه گیری مرجع تراکم نامیده شد.”
بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (I)

بررسی برخی آراء و گفتارهای نورعلی برومند از منظر دیدگاه‌های اتنوموزیکولوژی (I)

گفته‌ها و اظهار نظرهای بیان‌شده توسط مطّلعین و موسیقیدانان هر فرهنگ موسیقایی حامل بینش‌ها و نکات حائز اهمیتی هستند که بررسی و تحلیل محتوای آنان و مطابقتشان با نمونه‌های مشابه و مرتبط نتایجی مفید حاصل می‌آورد. مثال بارزِ مطلب اخیر جمله ‏ای از زنده‌یاد نورعلی برومند است که بر برونو نتل تأثیرگذار بود، به طوری که آن را عنوان یکی از مقاله‏ هایش قرار داد (نک. برونو نتل ۱۳۸۱ب). در این نوشتار نیز سعی شده مانند شیوۀ نتل در مقالۀ مذکور، با تدقیق و تعمّق بر این جمله و دیگر اظهاراتِ برومند، بر اساس دیدگاه‏های مختلفِ اتنوموزیکولوژی در چهار قسمت و از چهار منظرِ مختلف نسبت به این آراء و گفتارها بحث و بررسی انجام شود. نقش تاثیرگذار و سازندۀ زنده‌یاد نورعلی برومند بر حیات دیروز و امروز موسیقی کلاسیک ایرانی شایان توجه بوده و قابل انکار و چشم‌پوشی نیست و نیّت اصلی این بررسی صرفاً جستجو و دست‌یابی به گوشه‌ای از بینش‌ها و نگرش‌های حاضر و جاری در گسترۀ موسیقی ایران است و ارزیابی یا انتقاد از مطالب نقل شده و مورد اشاره مقصود نیست.
انتشار آلبوم «با یادش» با اجرای پویان آزاده

انتشار آلبوم «با یادش» با اجرای پویان آزاده

«با یادش» عنوان آلبوم تکنوازی پیانو دکتر پویان آزاده عضو هیات علمی دانشگاه هنر به یاد استادش جواد معروفى می باشد که به سال ۱۳۹۴-۱۳۹۵ در تالار رودکی با پیانو رویال فول گرند بلوتنر ضبط شد و در سال ۱۳۹۷ به مناسبت گذشت ربع قرن از وفات جواد معروفی، موسسه فرهنگی هنری ماهور با مشارکت بنیاد رودکی این آلبوم را منتشر کرده اند.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (V)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (V)

من زحمت جناب مِنا و آقای دکتر قادری را تحسین می‌کنم و خوشحالم در موسیقی ما هنوز افرادی هستند که به پژوهش علاقه‌مندند و هرکس یک برگ به موسیقی ایرانی بیفزاید قابل تحسین و احترام است.
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.