پاتتیک شماره یک (III)

چايكوفسكي و همسرش آنتونینا ایوانوونا میلوکوا
چايكوفسكي و همسرش آنتونینا ایوانوونا میلوکوا
چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»

وسوسه برقرار ساختن یک رشته دوستی و ارتباط محکم و دائمی، بیشتر از آنچه خودش انتظار داشت به نتیجه رسید و به شکل دختری زیبا و جوان و جذاب به نام آنتونینا ایوانوونا میلوکوا که چایکوفسکی را دیوانه وار دوست می داشت در برابرش پدیدار گردید.

وی چایکوفسکی را نخستین بار در کنسرواتوار مسکو دیده بود و با اینکه چایکوفسکی هیچگاه به وی توجهی نداشت، او نامه های شورانگیز، پر حرارت و عاشقانه برایش می نوشت. دخترک پیوسته چایکوفسکی را تشویق و ترغیب می کرد که به دیدارش برود و پس از مدتی او را تهدید کرد که اگر بار دیگر به دیدارش نیاید خودش را خواهد کشت.

این وضع آنقدر ادامه یافت تا سرانجام قرار ازدواج بین آن دو گذاشته شد. چایکوفسکی صریحا و علنا به دخترک تذکر داد که او را اصلا دوست ندارد و نباید در انتظار عشق و محبتی از جانب وی باشد. آنچه می تواند در برابر عشق و محبت خود از چایکوفسکی توقع داشته باشد، فقط دوستی و صمیمیتی مانند دو رفیق می باشد اما دخترک همچنان بر تقاضای خود پافشاری می کرد و اصرار می ورزید.
بخشی از چهار موومان سمفونی چهار چایکوفسکی را بشنوید:

Audio File اول
Audio File دوم
Audio File سوم
Audio File چهارم

سرانجام پس از مدتی تردید و تامل، چایکوفسکی از جهتی به خاطر آنکه خودش را تا اندازه ای در تشویق دخترک مقصر می دانست و نسبت به او در دل خود ترحمی احساس می کرد و از جهت دیگر به خاطر آنکه دلش می خواست سر و سامانی بگیرد و از زندگی تجرد آسوده شود، تسلیم گردید و با دخترک ازدواج کرد.

پایان این ازدواج همانطور که آشنایان به اخلاق و روحیات چایکوفسکی و همسرش پیش بینی می کردند، به برخورد و اختلاف شدید بین طرفین منجر گردید. هنوز یکماه از تاریخ ازدواج نگذشته بود که چایکوفسکی با اضطراب و آشفتگی هراس آوری خانه خود را در مسکو ترک کرد و به خارج شهر گریخت و تمام تابستان را به دور از همسرش گذرانید.

وقتی پاییز فرا رسید وی یکبار دیگر کوشید تا زندگی زناشویی را از سر گیرد و اینبار جوانمردی نابجایش چنان نتیجه ای به بار آورد که نزدیک بود کارش به جنون بکشد.

چایکوفسکی اینبار از مسکو به حالت فرار خارج شد و عازم سن پترزبورگ گردید. در راه دچار حمله عصبی و روحی شدیدی شد. وی را به هتلی واقع در نزدیکترین ایستگاه راه آهن بردند و در آنجا دو روز تمام را در حالت اغماء و بیهوشی گذراند و آنگاه دستخوش تب شدیدی شد، پزشکان تجویز نمودند که برای معالجه و استراحت به سوئیس برود؛ در سوئیس، در روستایی آرام و بی سر و صدا در کنار دریاچه ژنو، چایکوفسکی به تدریج آرامش روحی و سلامت و نیروی جسمی خود را بازیافت و سپس با کمک مادام فون مک سمفونی چهارم ناتمام خود را به پایان رساند.

لازم به ذکر است بدانید که چایکوفسکی به تقدیر و سرنوشت زیاد می اندیشیده و از این حیث در اغلب آثار او تم تقدیر که خودش آنرا به زبان لاتین فاتوم می نامید وجود دارد. سمفونی های چهارم، پنجم و ششم او در حقیقت یک دسته از آثاری هستند که در بیان این تقدیر یا سرنوشت تصنیف شده اند و از این حیث تنها سمفونی ششم، سمفونی پاتتیک نیست بلکه به قول یکی از محققان آثار چایکوفسکی، “روستیسلاو هوفمان”، سمفونی چهارم، “پاتتیک شماره یک”، سمفونی پنجم، پاتتیک شماره دو و سمفونی ششم، پاتتیک شماره سه می باشد.

منابع
تفسیر موسیقی
موسیقی سمفونیک

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

از روزهای گذشته…

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (III)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (III)

ایشان (محمدرضا شجریان) پیش از سالهای پنجاه خود را در چهارچوب وزارت فرهنگ و هنر محبوس کرده بودند، یعنی انتخابشان تحقق نیافته بود. در واقع آن آزادی را که شجریان پس از سالهای پنجاه در اجتماع (نه برای رهایی از چهارچوب ردیف موسیقی ایران) اختیار کرد، عبارت بود از «من»ی خود ساخته، به گونه ی بی پایان .چنین بود که هم انتخاب خود در جهان اهمیت می یافت هم کشف جهان.
بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

بیژن کامکار: ما بازنشستگی نداریم

… در فرهنگ و هنر واحدی بود برای سازسازی که مسئول‌اش آقای قنبری‌مهر بودند. اتفاقاً‌ آقای شجریان هم آنجا فعالیت‌هایی داشتند. در آن مرکز کار خوبی شروع شده بود در احیای سازهای قدیمی از جمله رباب که برای اولین بار آقای دلنوازی همانطور که گفتید در گروه پایور رباب زدند. ولی رباب زدن من خیلی تصادفی بود و بگذارید صادقانه اقرار کنم که از روی عشق و علاقه نبود. در گروه شیدا آقای لطفی به دوستی گفتند تارباس بزند ایشان ناراحت شدند و کلاً قهرکردند و رفتند. من گفتم من تارباس می‌زنم. بعضی‌ها امروز می‌پرسند تو که ساز اصلی‌ات تار است چرا دف‌زن شدی؟ همسر من هم یادش رفته است که من زمانی تارنواز بوده‌ام. از بدشانسی یا از خوش‌شانسی من در آن دوره پهلوان‌هایی مثل حسین علیزاده و محمدرضا لطفی بودند و این باعث شد که من خودم کوتاه آمدم و تارباس زدم. بعدها آقایان مظهری و درخشانی هم تارباس زدند. عود هم که کم و بیش در گروه بود. کم‌کم متوجه شدیم که بین تارباس و عود، جای یک آلتویی آن وسط خالی‌ست که رباب دقیقن همان نقش را داشت. کارهایی که این سازهای بم هر سه حضور داشتند می‌دیدیم که گروه بسیار خوب و کامل صدا می‌دهد. بنابراین مجید که آمد، من دیگر رباب زدم. گفتم که؛ من همیشه آماده به خدمت بودم.
فقط تصور کن! (IV)

فقط تصور کن! (IV)

موسیقی بیتل ها عین تناقض بود: تلفیقی بی بدیل از شور و هیجان، نوآوری و در عین حال جدیت. شعرهای بیتل ها با محتوا بود، اما در عین حال شوری در شنونده ایجاد می کرد که پلیس مجبور می شد هربار برای حفظ امنیت اعضای گروه و تماشاگران تدابیر امنیتی خاصی را در نظر بگیرد.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (I)

در تمامی دانشگاه ها و کنسرواتوارهای دنیا درسی به نام پداگوژی (pedagogy) وجود دارد که همان شیوه «آموزش» است اما متاسفانه در ایران چنین رشته ای مورد کم توجهی قرار گرفته و به اندازه کافی به آن پرداخته نشده است. یک فارغ التحصیل موسیقی شاید به تمام علم موسیقی اشراف داشته باشد اما شناسایی نیازهای آموزشی یک مقوله جدا از خود دانش موسیقی است. اینکه بدانیم یک کودک یا فردی که از موسیقی چیز زیادی نمی داند اولین نیازهایش چه چیزی می تواند باشد از ضروریات آموزش می باشد؛ در نتیجه پداگوژی، آموزش شاگرد محور است.
ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (I)

ارکستر سمفونیک لندن (London Symphony Orchestra)، مهمترین ارکستر انگلستان و همچنین یکی از مشهورترین ارکسترهای دنیا می باشد. از سال ۱۹۸۲ این ارکستر در مرکز هنری باربیکن (Barbican) لندن قرار گرفت و امروز بسیاری از مشهورترین آثار موسیقی کلاسیک ضبط شده، با این ارکستر ضبط شده است.
آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (VI)

این جنبه اجتماعی شامل موسیقی در مدارس و دانشگاه سیر روزافزون و بهبودی مداوم داشت در تمامی دهه‌های بعد از ۱۹۲۰٫ بهتر بگویم از آن زمانی که آقای وزیری بعد از چهار سال تحصیل در فرنگ به کشور برگشت و مدرسه موسیقی را تشکیل داد.
شجریان مهر

شجریان مهر

اول مهر مهرماه ۱۳۸۳، استاد عالیقدر آواز ایران ، محمدرضا شجریان ۶۴ ساله شد. شجریان هنرمندی با هوش و ذکاوتی سرشار که حقیقتا” حق مطلب را درست ادا کرده از دیار قدسیان، یگانه مشهد ایران رهسپار سفری دور و دراز شد و امروز با خود کوله باری لبریز از پاکترین و معصومترین آیه های آریایی بودنمان را بدوش می کشد.
نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

گرایش به تبیین مبانی نظری موسیقی ایرانی دراین دوره با چاپ آثار قابل توجهی از کیانی، فرهت، طلایی و دیگران دنبال شد. بررسی موسیقی نواحی مختلف ایران توسط مسعودیه، درویشی، فاطمی و دیگران ادامه یافت. پژوهشهای دیگر پژوهشگران موسیقی ایران که در دوره های اول و دوم انجام شده بود – مانند آثار وزیری ، خالقی ، ملاح و … – چاپ یا تجدید چاپ شد.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (III)

نت های گذر در ترکیب با نت های کروماتیک تاثیر گذاری و برانگیختگی را در قطعه القا می کنند. در زیر سه قطعه از شوپن، بتهون و شومان آمده است.
درویش خان در گذار تمدن (I)

درویش خان در گذار تمدن (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.