- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

پاتتیک شماره یک (III)

چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»

وسوسه برقرار ساختن یک رشته دوستی و ارتباط محکم و دائمی، بیشتر از آنچه خودش انتظار داشت به نتیجه رسید و به شکل دختری زیبا و جوان و جذاب به نام آنتونینا ایوانوونا میلوکوا که چایکوفسکی را دیوانه وار دوست می داشت در برابرش پدیدار گردید.

وی چایکوفسکی را نخستین بار در کنسرواتوار مسکو دیده بود و با اینکه چایکوفسکی هیچگاه به وی توجهی نداشت، او نامه های شورانگیز، پر حرارت و عاشقانه برایش می نوشت. دخترک پیوسته چایکوفسکی را تشویق و ترغیب می کرد که به دیدارش برود و پس از مدتی او را تهدید کرد که اگر بار دیگر به دیدارش نیاید خودش را خواهد کشت.

این وضع آنقدر ادامه یافت تا سرانجام قرار ازدواج بین آن دو گذاشته شد. چایکوفسکی صریحا و علنا به دخترک تذکر داد که او را اصلا دوست ندارد و نباید در انتظار عشق و محبتی از جانب وی باشد. آنچه می تواند در برابر عشق و محبت خود از چایکوفسکی توقع داشته باشد، فقط دوستی و صمیمیتی مانند دو رفیق می باشد اما دخترک همچنان بر تقاضای خود پافشاری می کرد و اصرار می ورزید.
بخشی از چهار موومان سمفونی چهار چایکوفسکی را بشنوید:

Audio File اول [1]
Audio File دوم [2]
Audio File سوم [3]
Audio File چهارم [4]

سرانجام پس از مدتی تردید و تامل، چایکوفسکی از جهتی به خاطر آنکه خودش را تا اندازه ای در تشویق دخترک مقصر می دانست و نسبت به او در دل خود ترحمی احساس می کرد و از جهت دیگر به خاطر آنکه دلش می خواست سر و سامانی بگیرد و از زندگی تجرد آسوده شود، تسلیم گردید و با دخترک ازدواج کرد.

پایان این ازدواج همانطور که آشنایان به اخلاق و روحیات چایکوفسکی و همسرش پیش بینی می کردند، به برخورد و اختلاف شدید بین طرفین منجر گردید. هنوز یکماه از تاریخ ازدواج نگذشته بود که چایکوفسکی با اضطراب و آشفتگی هراس آوری خانه خود را در مسکو ترک کرد و به خارج شهر گریخت و تمام تابستان را به دور از همسرش گذرانید.

وقتی پاییز فرا رسید وی یکبار دیگر کوشید تا زندگی زناشویی را از سر گیرد و اینبار جوانمردی نابجایش چنان نتیجه ای به بار آورد که نزدیک بود کارش به جنون بکشد.

چایکوفسکی اینبار از مسکو به حالت فرار خارج شد و عازم سن پترزبورگ گردید. در راه دچار حمله عصبی و روحی شدیدی شد. وی را به هتلی واقع در نزدیکترین ایستگاه راه آهن بردند و در آنجا دو روز تمام را در حالت اغماء و بیهوشی گذراند و آنگاه دستخوش تب شدیدی شد، پزشکان تجویز نمودند که برای معالجه و استراحت به سوئیس برود؛ در سوئیس، در روستایی آرام و بی سر و صدا در کنار دریاچه ژنو، چایکوفسکی به تدریج آرامش روحی و سلامت و نیروی جسمی خود را بازیافت و سپس با کمک مادام فون مک سمفونی چهارم ناتمام خود را به پایان رساند.

لازم به ذکر است بدانید که چایکوفسکی به تقدیر و سرنوشت زیاد می اندیشیده و از این حیث در اغلب آثار او تم تقدیر که خودش آنرا به زبان لاتین فاتوم می نامید وجود دارد. سمفونی های چهارم، پنجم و ششم او در حقیقت یک دسته از آثاری هستند که در بیان این تقدیر یا سرنوشت تصنیف شده اند و از این حیث تنها سمفونی ششم، سمفونی پاتتیک نیست بلکه به قول یکی از محققان آثار چایکوفسکی، “روستیسلاو هوفمان”، سمفونی چهارم، “پاتتیک شماره یک”، سمفونی پنجم، پاتتیک شماره دو و سمفونی ششم، پاتتیک شماره سه می باشد.

منابع
تفسیر موسیقی
موسیقی سمفونیک