” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

پل مک کارتنی
پل مک کارتنی
آلبوم “Let It Be”
در ۲۶ ماه مارس سال ۱۹۷۰، فیل اسپکتور (Phil Spector) – تهیه کننده و آهنگساز – ترانه مذکور را برای آلبوم ” Let It Be” مجددا تنظیم نموده و در آن تغییراتی نسبت به نسخه تک آهنگ اعمال نمود. از جمله اینکه دو اجرای مختلف تک نوازی گیتار به طور همزمان در آن گنجانده شد و در انتهای ترانه جمله ” There will be an answer” به جای یک بار دو بار تکرار می گردید. اجرای قدیمی این ترانه در آلبوم Anthology 3 که در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۹۶ روانه بازار شد، مجددا به گوش رسید.

نسخه ” Let It Be… Naked”
نسخه دیگری از این ترانه در آلبومی تحت عنوان ” Let It Be… Naked ” در سال ۲۰۰۳ عرضه شد. استار از نسخه ضبط شده اسپکتور چندان راضی به نظر نمی رسید، زیرا که نوازندگی درام او را دستخوش تغییراتی کرده بود، این بار در ” Let It Be… Naked ” از نوازندگی اصلی درام او استفاده شد.

تک نوازی گیتار به کار رفته در این نسخه نیز مشابه با نسخه تک آهنگی بود که در فیلم ” Let It Be ” نیز به تصویر کشیده شده است. زمان این نسخه از ترانه ۳٫۵۴ دقیقه بود.

تنظیمات دیگر
گلین جونز (Glyn Johns) تهیه کننده صاحب نام در ۲۸ ماه مه سال ۱۹۶۹ پس از اتمام میکس آلبوم “Get Back ” به میکس مجدد این ترانه پرداخت، حاصل این کار نسخه ای بود که هیچگاه به بازار عرضه نشد.

در ۵ ژانویه سال ۱۹۷۰ او مجددا از همین اجرا استفاده نمود تا شاید بتواند نسخه قابل قبول تری را ارائه دهد، اما این نسخه نیز هیچگاه به صورت رسمی وارد بازار نگردید.

نظرات و انتقادات
نظرات ارائه شده در مورد “Let It Be” عمدتا مثبت بوده است. در سال ۲۰۰۴ در رده بندی که تحت عنوان “۵۰۰ آهنگ برتر جهان ” توسط مجله رولینگ استون (Rolling Stone) انجام شد، این ترانه در رده بیستم قرار گرفت. کتاب All Music Guide نیز از آن به عنوان یکی از بهترین و محبوب ترین آثار بیتلز یاد کرده است.

جان لنون در یکی از مصاحبه هایش که در سال ۱۹۸۰ انجام داده، هرگونه همکاری در نگارش این ترانه را تکذیب کرده و در این ارتباط می گوید :” در حقیقت این ترانه پاول مک کارتنی است و ربط چندانی به بیتلز و وینگز (Wings) ندارد. دقیقا نمی دانم در زمان نوشتن متن این ترانه او به چه می اندیشیده است. احساس می کنم در خلق این اثر از ترانه “‘Bridge Over Troubled Waters” که توسط Simon and Garfunkel اجرا شده ، الهام گرفته است. البته این نظر شخصی من است، او قصد داشته چیزی مشابه با “Bridge Over Troubled Waters” بنویسد.”

همانطور که بعد ها توضیح داده شد، لنون در این مورد اشتباه می کرد، “Bridge over Troubled Water” نمی توانست الهام بخش مک کارتنی باشد، زیرا “Let It Be” درست یک سال پیش از این ترانه ضبط شده و روانه بازار شده بود. هر چند بر طبق اطلاعات ارائه شده در All Music Guide ، Simon and Garfunkel ترانه مذکور را اولین بار به صورت زنده در سال ۱۹۶۹ اجرا نمودند، اما به نظر بعید می آید که مک کارتنی این ترانه را پیش از ضبط رسمی و ارائه به بازار – ۳۱ ژانویه ۱۹۶۹ – شنیده باشد.

در سال ۱۹۹۸ پاول مک کارتنی، جرج هریسون و رینگو استار “Let It Be” را بار دیگر در مراسم یادبود لیندا مک کارتنی در کلیسای St Martin-in-the-Fields لندن اجرا نمودند.

en.wikipedia.org

2 دیدگاه

  • حسین
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۶ در ۷:۱۳ ق.ظ

    عالی بود.یکی از بهترین و خاطره انگیزترین کارهای پل مک کارتنی است.

  • پرویز
    ارسال شده در بهمن ۴, ۱۳۸۷ در ۶:۵۴ ب.ظ

    آهنگی جاودانه وقتی دنیا هنوز کمی انصاف داشت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آموزش ساز، کاری دانشگاهی نیست (V)

در این مدتی که در دانشگاه این تغییرات را به وجود آوردید و به مدت ۸ سال بود ریس دانشکده موسیقی بودید فکر می‌کنم زمان کافی برای فارغ‌التحصیلی دانشجویان برای حداقل پنج دوره فراهم بود. چه کسانی در آن دوره به‌عنوان موسیقی‌شناس فارغ‌التحصیل شدند. لطفاً نام ببرید. به‌یقین بیش از چند اسم به خاطر نخواهم آورد. موضوع مربوط به چهل‌ و چند سال پیش است. به‌طور مثال آقای لطفی.

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (VIII)

نوع دیگر از دسته بندی، تقسیم موسیقی به موسیقی هنری و انواع دیگر موسیقی است که از این دیدگاه، فاقد ارزش های هنری هستند، با این ویژگی که اولی محصول خلاقیت و نبوغ است و در درجه اول شامل موسیقی های تصنیف شده توسط آهنگسازان نامدار است که به عنوان هنر غیر وابسته (autonome Kunst) یا هنری که فقط به خلاقیت و نبوغ سازنده اش متکی است، شناسایی می شوند. البته در مورد شناسایی موسیقی های غیر هنری بین ناظرین و منتقدین و تئوری پردازان توافقی وجود ندارد. در این گروه بنا به دیدگاه های متفاوت، انواع مختلف موسیقی ها مانند موسیقی بازاری (Musik Kommerz) برای مصرف در حیطه تجارت و اغلب محصول تقلید و کپی برداری یا موسیقی های محلی و فلکلور های شهری و روستایی و موسیقی های سنتی و آئینی که بدون «خلاقیت هنری» وجود داشته و دارند، شناسایی می شوند که برنامه کاری اتنوموزیکولوژی است.

از روزهای گذشته…

اپرای مولانا برجسته ترین اثر سمفونیک ایران است

اپرای مولانا برجسته ترین اثر سمفونیک ایران است

بیشتر از ۵۰ سال است که بحث تلفیق موسیقی ایرانی و غربی در ایران وجود داشته است؛ از تلاشهایی که پرویز محمود، روبیک گریگوریان، ثمین باغچه بان، حشمت سنجری، مرتضی حنانه و … کردند تا امروز که نسل ما هنوز به دنبال نوعی تلفیق آرمانی میگردیم. من به جرات میتوانم بگویم این آرمانی که شخص مرتضی حنانه داشت و دیگرانی که امروز در قید حیات هستند و شاید درست نباشد نامشان را بگویم و آنها هم به دنبال این آرمان بودند، امروز بهزاد عبدی جوان توانسته به آن برسد!
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (X)

در دوران ساسانیان موسیقی نظامی به دلایل ایجاد خوف و هراس در دل دشمن و تقویت روحیه و نشان دادن دلیری و بی‌باکی سربازان که تقریباً بدون سلاح به جنگ و مبارزه می‌پرداختند از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. فرماندهان سپاه فرمان‌های خود را توسط اصوات موسیقی رزم به سربازان می‌رساندند، به‌طوری‌که نوای هر ساز مفهوم خاصی داشت، مثلاً شیپور معنای حمله و یا طبل بیانگر تعقیب بود.
گفتگو با آندریاس شیف

گفتگو با آندریاس شیف

آندراس شیف (Andras Schiff) در ۲۵ آوریل ۲۰۰۱ در هامبورگ آلمان یک رسیتال پیانو به اجرا گذاشت. این اجرا چنان طوفان اشتیاق و هواخواهی در حضار برانگیخت که سه بار تقاضای اجرای مجدد این کنسرت سخت و فوق العاده تکنیکی را کردند. شیف تعمداً مستمعین را با برنامه اش برانگیخته بود: هنر آهنگسازی باخ در میان کل کنسرت همانند یک “خط قرمز” جاری شده بود.
Chansons یا ترانه های فرانسوی

Chansons یا ترانه های فرانسوی

تقریبا همه علاقمندان موسیقی در ایران با آثار چند خواننده، گروه یا نوازنده انگلیسی زبان آشنا هستند حتا اگر خواننده آن غیر انگلیسی زبان (لاتین، ایتالیایی یا اسپانیایی) باشد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (III)

ضبط (صوتی) ردیف فقط برای حفظ و نگهداری (و نه در قالب یک اجرای هنری) کمی زودتر از نغمه‌نگاری آغاز گشت، اما بسیار دیرتر به عنوان وسیله‌ای برای انتقال دقیق (با مقاصد آموزشی) مورد قبول واقع شد. دلیل این موضوع شاید اعتماد بیشتر به نوتاسیون برای نگهداری و انتقال صحیح مطالب (به عقیده‌ی مرسوم آن زمان) باشد، از سوی دیگر کیفیت پایین دستگاه‌های ضبط صدا و در اختیار نبودن‌شان (۱۰) و همچنین مدت زمان محدود ضبط صدا روی صفحه (که بیشتر با اندازه‌ی یک یا چند گوشه متناسب بود تا یک دستگاه) نیز ممکن است باعث این موضوع شده باشد.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

جمله‌پردازی و فاصله‌های متداول کدام‌ها هستند و تغییرات نوازنده چگونه صورت گرفته است؟ به علاوه چطور کاربرد واژه‌ای مانند «انگاره» که در موسیقی‌شناسی و موسیقی‌نویسی امروز ما معنایی یافته است، برای ساختارهای مشابه مجاز شمرده شده است؟ همانند بحث گذشته در این مورد هم پاسخ مشابهی داده نشد. مدرس اشاره کرد که این بحث را از آن جهت مطرح کردم که بدانیم این اصطلاحات و واژگان معنی دارند و اگر از آنها استفاده می‌کنیم لااقل باید بتوانیم شرح دهیم چرا استفاده کرده‌ایم و چگونه با موضوع مورد بحث ما ارتباط پیدا می‌کند.
خالقى از زبان خالقی (I)

خالقى از زبان خالقی (I)

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (I)

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (I)

اثرِ فوق می‌تواند یکی از جنجال‌برانگیزترین آثارِ قرنِ بیستم به شمار بیاید، اگر و فقط اگر، آرنُلد شوِنبِرگ، تا پیش از جولای سالِ ۲۱ آن را به‌نحوی شنیده باشد، یا نُتِ آن را دریافت کرده باشد یا حتی از یک دوست چیزی از اثر دانسته باشد؛ شاید دراین‌صورت دیگر نتوان از شوِنبرگ به‌عنوانِ مبدعِ بلامنازعِ نظامِ دوازده-تُنی یاد کرد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.
سحر شهاب

سحر شهاب

متولد ۱۳۴۹ تهران فوق لیسانس گرافیک و انیمیشن پژوهشگر هنر [email protected]