نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
«واژه «مقام» را برای معادل «مُد» و «مقامی» برای «مدال» برگزیده ام» (چ ۲ص۱۴۵)

این گفته غریبی است. «مقام» فقط یک واژه نیست که بتوان آن را معادل یک مفهوم فرنگی متعلق به قرون وسطی برگزید. «مقام» مفهومی است که بار تاریخی و فرهنگی در حیطه موسیقی شرقی دارد. اگر چیزی یا مفهومی مانند «مقام» در موسیقی ایرانی موجود است، که باید آن را تعریف کنیم، و برگماریم، دیگر احتیاجی به «مُد» و «مدال» نداریم. از این گفته چنین برمی آید که در موسیقی ایرانی مفهوم «مُد» فرنگی مقدم بر مفهوم «مقام» در موسیقی ایرانی است که قابل قبول نیست.

آخرین مورد استفاده از «مُد» در موسیقی فرنگی، گام های کلیسا مسیحی در قرون وسطی بوده است؛ با ساختاری متفاوت از «مقام» در موسیقی شرقی و معاصر. تنها وجه مشترکشان این است که هر دو سیستم هایی هستند برای ساختن ملودی. بنا براین چه لزومی دارد که ما برای تئوری پردازی موسیقی ایرانی در قرن بیستم، از واژه ای متعلق به قرون وسطی کلیسا فرنگی استفاده کنیم.

سیستم صداها در موسیقی شرقی قبل از «مقام» با نام های «دایره»، «دور» ( و اسم جمعِ ادوار) و «شَد» شناسایی می شده است، که به بُعد «ذی الکل» یا فاصله اکتاو وابسته اند و از یک فاصله چهارم (ذی الاربع) و یک فاصله پنجم (ذی الخمس) ساخته می شدند.اما در تئوری پردازی او، نه فاصله اکتاو، و «مُد»، بلکه فاصله چهارم درست که «دانگ» نامیده شده است مِلاک شناسایی سیستم های صدا ها است؛ و در مورد انتخاب این فاصله «دانگ» آورده است که:
“در موسیقی ایرانی فاصله چهارم مهمترین فاصله است. و این کوچکترین فاصله غیر قابل تغییر و ثابت است.» (چ۲ص۱۲۷) و «برای دانشمندان و موسیقیدانان اسلامی قرون وسطی مانند فارابی، صفی الدین ارموی و عبدالقادر مراغی «دانگ» که به عربی ذوالاربع و به یونانی تتراکورد نامیده می شد، مهمترین شاخص «مدال» بوده است.» (چ۲ص ۱۲۷)

این گزارش دقیق و درست نیست. چراکه «دانگ» واژه فارسی برای تتراکورد نیست. «دانگ» یک واژه عامیانه به معنی یک قسمت از شش قسمت است. در گفتمان عامیانه ی موسیقی، خواننده های توانا را صاحب «شش دانگ صدا»، وآنهایی که صدایشان چندان وسعتی ندارد، صاحب «دو دانگ صدا»، می نامند، که در هر دو مورد فاصله دقیق موسیقایی قابل شناسایی نیست. فاصله صدای «دو» بعد از ۶ «دانگ» به صدای «فا دیز» در اکتاو سوم می رسد. این فاصله درهیچ گونه موسیقی شناسی نقشی ندارد.

«مهمترین شاخص مدال» بودنِ فاصله چهارم و «مهمترین فاصله” بودن آن در موسیقی ایرانی، هم مورد تردید است. فاصله های پنجم (با نسبت ۲ به ۳) و هشتم (با نسبت ۱ به ۲)، از دیدگاه صدا شناسی و در هر نوع موسیقی مهم تر از فاصله چهارم (با نسبت ۳ به ۴) هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

مروری بر آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور»

مروری بر آلبوم «آثار استاد فرامرز پایور»

مکتب پایور در میان مکتب‌های آموزشی-هنری در موسیقی ما موقعیت خاصی دارد، نه ‌فقط به دلیل این‌که یک دوره‌ی یادگیری طولانی‌مدت منظم (حدوداً ۱۰ ساله) را پیشنهاد می‌دهد بلکه به خاطر نقشی که می‌تواند در یکی از مهم‌ترین نیازهای فعلی موسیقی کلاسیک ما بازی کند. آثار «فرامرز پایور» این پتانسیل را دارد که در کمبود اجرای مجدد قطعات موسیقی و توجه به هنر تفسیر –به‌عنوان مرحله‌ای از روند کلاسیک‌سازی- گشایشی پدید آورد.
نی و قابلیت های آن (XI)

نی و قابلیت های آن (XI)

برای بررسی وضعیت انگشت گذاری روی نی به بررسی تک تک این حالات می پردازیم و نکته ای که می توان روی آن تمرکز کرد این است که با هر وضعیت انگشت گذاری قادر خواهیم بود ۴ صدای متفاوت در ۴ محدودۀ مختلف نی ایجاد کنیم. البته در برخی از محدوده های صوتی ممکن است محدودیت اجرایی برای تولید برخی اصوات وجود داشته باشد و یا اجرای شفاف و خوش صدای برخی فواصل به خصوص در محدودۀ پس غیث نیازمند تمرین های بسیار است.
انتخاب ساز- قسمت دوم

انتخاب ساز- قسمت دوم

۵- هر سازی با توجه به مشخصات ساختمانی و فیزیکی خود، دارای یکسری از توانایی هایی اجرایست که وجود همین توانایی ها درهرسازباعث بوجود آمدن تکنیک های مختلف در نواختن آن ساز می گردد و البته هر چه این توانایی ها و تکنیک های مرتبط با آنها در ساز بیشتر باشد، دوره یادگیری سازطولانی تر، مشکل تر و پرهزینه ترمی گردد. نمونه بسیار آشکار این مورد ویولن است که تمامی این موارد برای آن صدق می کند.
صداسازی در آواز (V)

صداسازی در آواز (V)

سقف دهان در این حالت شیبی برابر با خط فک پایین خواهد داشت. بنابراین هر چقدر فک پایین بازتر شود سقف دهان یا همان نرم کام به موازات و در خلاف جهت آن به سمت بالا خواهد رفت. تاکید می شود این فضا همیشه باید در هنگام تمرین و اجرا حفظ گردد.
رامین جوادی و “Batman Begins”

رامین جوادی و “Batman Begins”

فیلم پرهزینه و پر فروش “بتمن آغاز میشود” محصول سال ۲۰۰۵، به کارگردانی کریستوفر نولان و بازیگران سرشناسی چون کریستین بیل در نقش بتمن، مایکل کین، لیام نیسن و مورگان فریمن ۱ است. این فیلم پنجمین فیلم از این سری پس از بتمن سال ۱۹۸۹ است، داستان و ساختاری متفاوت دارد و این تفاوت به خصوص در موسیقی آن مشاهده میشود.
روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

روش‌های آوانگاری فُنمیک و فُنتیک (II)

مانتل هود (Hood 1971: 59) در شرح روشی که از استادش فراگرفته است توضیح می‌دهد که برای آوانگاریِ موسیقی، مرحله به مرحله، از طرح فنمیکِ کلی به جزییاتِ فنتیک پیش می‌رود. میزانِ اعتبارِ تعبیری که او از این مراحل به «فنمیک» و «فنتیک» کرده است از طریق مقایسه‌ی آن با توضیحاتِ پیشین و موارد تکمیلی پیشِ روی بررسی خواهد شد.
زمان با شکوه نقطه اوج (II)

زمان با شکوه نقطه اوج (II)

در مرحله بعدی، ترکیبات را چه در قالب اثر بصورت سلو و چه در اثر قالب یک اثر ارکستری میتوان کوشش برای برجسته کردن همان نقطه اوج یا اکنون تجلی تلقی کرد. صفحه سفیدی را در نظر بگیرید و ابتدا در آن یک نقطه سیاه قرار دهید و سپس کوشش کنید تا تمامی این بستر سفید را به صورتی تصویر سازی کنید که آن نقطه تبدیل به مرکز توجه شود. یک هنرمند خلاق موسیقی دان اگر نتواند نقطه اوج و اکنون ویژه اثر خود را پیدا کند اصولا نمیتواند به حوزه خلق اثر گام گذارد؛ حتی در موسیقی مدرن کوشش برای دست یابی و اکنون مذکور به نفی بسیاری از قواعد نیز می انجامد.
جنبش اتنوموزیکولوژی

جنبش اتنوموزیکولوژی

اولین اسناد نوشته شده در زمینه پژوهش بر اساس موسیقی شناسی قومی، نوشته های ژان ژاک روسو، نویسنده و اندیشمند سوئیسی است. در اواخر قرن نوزدهم، همزمان با فعالیت های روز افزون جنبش های ملی گرایانه دراروپا، توجه به موسیقی های قدیمی و محلی اروپایی و در ادامه آن توجه به فرهنگ و موسیقی دیگر ممالک، رشد چشمگیری پیدا کرد.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (X)

او در انجام این کار با بوجود آوردن سریالیسم موفق شد و این افتخار بزرگی برای او در تاریخ موسیقی محسوب می‌شود. اما او خیلی سخت به ساختار داخلی موسیقیش وفادار ماند. سریالیسم به عنوان روشی منظم برای تهیه سری‌ها، منظره صوتی موجود را درهم ریخت و شنوندگان را با دنیای صوتی نو آفریده‌اش بیگانه کرد. در حقیقت موسیقی شوئنبرگ علی‌رغم اینکه برای تکوین یافتن نیازمند ساختار بود همین ساختار موجب تیرگی و ابهامش می‌شد. در نتیجه سریالیسم منجر به یک زیباشناسی جهانی نشد.
صنعت فرهنگ (قسمت اول)

صنعت فرهنگ (قسمت اول)

صنعت فرهنگ از جمله مفاهیمی است که در قرن بیستم توسط تئودور آدورنو برای توضیح چگونگی عملکرد مراکز تولید محصولات فرهنگی که – آدورنو آنها را تولید کنندگان فرهنگ نیز می‌دانست – در ساختمان فرهنگ توده ای مدرن به کار برده شد.