بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

‏ تیموتی رایس
‏ تیموتی رایس
او آنچه رایس به عنوان مدل مریام نمایش داده را «استخوان‏های لختِ این مدل» تعبیر می‏ کند. در این‏باره اِلِن کاسکف (۱۳۸۵: ۱۶۵) بیان می‏کند: «نوعی فُلکلُر درباره‏ سادگی فریبنده‏ [… مدل مریام] رشد کرده که احتمالاً روابط پیچیده ‏ترِ میان انسان، موسیقی و فرهنگ را که شاید مورد نظر مریام بوده از نظر پنهان کرده ‏است». در این راستا او براساس بررسی دقیق‏ترِ توضیحاتِ مریام ساختار و شکل پیچیده‏ تری از مدل مریام را نشان می‏دهد (نک. همان: ۱۷۰). در واکنش به نظر دیگر رایس، سیگر دلیل رویکردهای متنوع شاگردان مریام در پژوهش‏های انسان‏ شناختی موسیقی که منجر به گزارش نتایج مختلف شده را نه محدود بودن آن‏ها، بلکه به خاطر مبتنی بودن «مباحثات و کار»ِ آن‏ها بر آثار اندیشمندانی مانند مارکس، وبر، دورکهایم و زیمل می‏ داند.

اما رایس (۱۳۸۵: ۱۸۷) نظراتِ سیگر و کاسکُف در رابطه با سوءِ برداشت او از مدل مریام را به دلیل این ‏که نیت اصلیِ او «شرح انتقادی»ِ رشته‌ی اتنوموزیکولوژی و برانگیختن «احساسِ نیاز به دفاع از مریام و اندیشه‏ او» بوده ‏است، قابل قبول نمی‏ داند.

شرح و ارزیابی مدل پیشنهادی رایس
بنا به شرح رایس (۱۳۸۴: ۱۳۷)، صورتِ مدل او دارای دو منبع است: یکی درگیرشدن با مسأله‏ی تبیین ِروندهای شکل‏ دهنده‏ی موسیقی و دیگری بازخوانی جمله‏ گیرتز در مورد نظام‏های نمادین. او گفته گیرتز را پاسخی رضایت بخش برای مسأله‏ فوق می‏ یابد و از این‏رو، اجزای آن را به عنوان سه بخشِ مدلی تازه قرار می‏دهد، به طوری‏ که این مدل «شامل ملاحظات و اجزای تاریخی، انسان‏ شناختی، و روان‏ زیست‏ شناختی است» (همان: ۱۴۵). مدل رایس یک تفسیر فرهنگ موسیقایی به جهتِ «یافتن نقطه‏ تعادلی بین روندهای تاریخی، اجتماعی و فردی است» (همان: ۱۳۸).

به باور رایس، در برابر رواج زیاد پژوهش‏های فرهنگیِ هم‏زمانی، بخش ساخت و ساز تاریخیِ مدل او به دلیل به رسمیت شناختن و به چالش کشیدن شکل‏های موسیقایی از پیش‏ ساخته‏ شده و نیز ارتقای مطالعه‏ دگرگونی به بالاترین سطح تحلیلی خودْ مولد رویکردهایی به سوی مطالعات درزمانی است (همان: ۱۳۷). بخش دوم مدل رایس، ابقاءِ اجتماعیِ موسیقی، «مقوله‏ای کلیدی» در اتنوموزیکولوژیِ پس از انسان‏ شناسیِ موسیقی مریام بوده ‏است و در فهرستی از مقولات متعدد مورد بحث گذاشته و مستند شده‏ است (رایس ۱۳۸۴: ۱۳۸؛ کرافُرد ۱۳۸۵: ۱۸۴). بخش سوم مدل رایس، توجه به آفرینش و تجربه‏ فردی، دورافتاده ‏ترین و ضعیف‏ترین عرصه در اتنوموزیکولوژیِ معاصرِ رایس است که به عقیده‏ی او ترس از رهیافت‏های انسان‏گرایانه و تاریخی موجّد آن شده ‏است. در واکنش به این وضعیت، به نظر رایس «شناختِ گستردگی و اهمیت فردگرایی» در هر جامعه لازمه‏ مدلی متعادل است و او مقوله‏ هایی که در این بخش می ‏توانند مورد بحث قرار گیرند را معرفی می‏کند (رایس ۱۳۸۴: ۱۳۸-۱۳۹).

مدلِ سه بخشی رایس دارای چهار سطح تفسیریِ سلسله‌وار است. به باور رایس، مجموعه‌ی این چهار سطحِ تفسیرْ دشواری‌ها و مشکلاتِ تفسیری مورد اشاره‌ی او در مدل مریام را حل کرده و علاوه بر آن، مزایای دیگری را نیز شامل می‌شود؛ از جمله‌ی این ویژگی‌ها «غنای تفسیری»، «پویایی» و «حرکت از توصیف به تفسیر» عنوان و تشریح شده‌اند (همان: ۱۴۰). رایس سطوح مدل مریام را، بدون در نظر گرفتن توضیحاتِ ربط یافتن آن‌ها به یکدیگر، از آن مدل وام گرفته و در پایین‌ترین سطح تفسیر از چهار مرحله‌ی اخیرالذکر، درون بخش‌های مدل خود گنجانده است (همان: ۱۴۱). با مدِّ نظر قرار دادن سطوح تفسیر مدلِ رایس، وسعت و ویژگی‌های مطالعه می‌تواند، بنا به انتخاب، در بردارنده‌ی پایین‌ترین تا بالاترین سطح تفسیر باشد؛ یعنی از سطح توصیف و تحلیل فرمال ساختارهای صدا، رفتارها و بینش‌ها تا سطح مطالعات تطبیقی میان فرهنگ‌ها، یا تا بالاترین سطح تفسیر، یعنی مطالعه‌ی تطبیقی موسیقی با دیگر رفتارهای انسانی و رشته‌های هم‌جنسِ موسیقی گسترش یابد.

با مقایسه میان سه بخشِ مدل و رهیافت‏ های مورد توجه در تحقیقات آن سال‏ها، رایس مدلش را مدلی پذیرنده معرفی می‏کند که «جوِّ نظری» و «کار عملی»ِ رشته‏ اتنوموزیکولوژی را بازتاب می‏ دهد (همان: ۱۳۹). به نظر رایس، مدل او سرمشق یک «موسیقی‏ شناسی وحدت‏ یافته» است. این مدل با «پر رنگ کردن وجه‏ های مشترک» در برابر اختلافات، از «موسیقی شناسی تقسیم‏ شده» دور شده‏ است و با این رویکرد به اتنوموزیکولوگ‌ها در جهت سهم داشتن در «دانش ما از نوع بشر» فرصت بهتری فراهم می‏کند (رایس ۱۳۸۴: ۱۴۵-۱۴۶؛ کرافُرد ۱۳۸۵: ۱۸۵).

مراجع
رایس، تیموتی
۱۳۸۴ «مُدلی جدید برای قوم‏ موسیقی‏ شناسی»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، بهار، شماره‏ ۲۷: ۱۳۱-۱۵۲٫

رایس، تیموتی
۱۳۸۵ «پاسخ تیم رایس»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، پاییز، شماره ۳۳: ۱۸۷-۱۸۹٫

سیگر، آنتونی
۱۳۸۵ «آیا لازم است قوم‏ موسیقی‏ شناسی را دوباره مدل‏ سازی کنیم؟»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، پاییز، شماره‏ ۳۳: ۱۵۹-۱۶۳٫

کاسکُف، اِلِن
۱۳۸۵ «پاسخ به رایس»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، پاییز، شماره‏ ۳۳: ۱۶۵-۱۷۱٫

کرافُرد، ریچارد
۱۳۸۵ «پاسخ به تیم رایس»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، پاییز، شماره‏ ۳۳: ۱۸۳-۱۸۵٫

هاروود، دین
۱۳۸۵ «آیا لازم است قوم‏ موسیقی‏ شناسی را دوباره مدل‏ سازی کنیم؟»، فصلنامه‏ موسیقی ماهور، ترجمه‏ ناتالی چوبینه، پاییز، شماره‏ ۳۳: ۱۷۳-۱۸۱٫

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

رپ، موسیقی یا پدیده اجتماعی

“رپ سبکی از موسیقی با کلام امروزی است که در آن خواننده عبارات و کلمات – موزون – را بصورت ریتمیک به همراه موسیقی ساده ای بیان می کند. یک خواننده رپ ممکن است آنچنان مهارتی در خواندن ریتمیک داشته باشد که حتی بدون نیاز به موسیقی زمینه بتوان احساس اجرای موسیقی را به شنونده منتقل کند.”
جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز، ستاره ویولون نوازی کانادا

جیمز اینز (James Ehnes) در سال ۱۹۷۶ در براندون، کانادا، به دنیا آمد. جیمز اینز خیلی زود نام خود را در میان نوازندگان جوان ویلن تثبیت کرد. اینز در بسیاری از ارکسترهای بزرگ دنیا نواخته است، از جمله: بوستن، شیکاگو، فیلادلفیا، لس انجلس، پیترزبورگ، نیویورک، سمفونیک لندن، فیلارمونیا، فیلارمونیک بی بی سی، جمهوری چک، برلین DSO و ارکستر سمفونیک ارکستر NHK. او با رهبران بیشماری کار کرده است که از جمله آنها، آشکنازی (Ashkenazy)، آلسوپ (Alsop)، سر اندرو داویس (Sir Andrew Davis)، دوتویت (Dutoit)، ایوان فیشر (Ivan Fischer)، پاوو خاروی (Paavo Järvi)، مازل (Maazel)، ماکراس (Mackerras)، نوسدا (Noseda)، رابرتسون (Robertson)، سارسته (Saraste) و ثیلمان (Thielemann) هستند.
بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین، خواننده ای سنت شکن

بابی مک فرین از عجایب عرصه موسیقی است، خواننده ای خلاق و بدعت گذار، رهبر ارکستری صاحب نام و خالق یکی از معروف ترین آهنگ های قرن بیستم “Don’t Worry, Be Happy”، که ده جایزه Grammy را در کارنامه خود به ثبت رسانده است. بیش از بیست میلیون نسخه از آلبوم هایش به فروش رسیده و همکاری اش با نوازندگانی چون Yo-Yo Ma، Chick Corea، Herbie Hancock و ارکستر فیلارمونیک وین جایگاه ویژه ای چه در عرصه موسیقی جز و چه موسیقی کلاسیک به او اختصاص داده است.
یکصد و هفتادمین زادروز آفریننده «سمفونی دنیای نو»

یکصد و هفتادمین زادروز آفریننده «سمفونی دنیای نو»

هشتم سپتامبر ۲۰۱۱، یکصد و هفتادمین سالروز تولد آنتونین دورژاک (Antonín Leopold Dvořák) آهنگساز افسانه‌ای چک است. شهرت عمده او به عنوان یکی از آخرین آهنگسازان دوره رومانتیک، به‌ویژه به خاطر کاربرد نغمه‌های بومی چک در آثارش است.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

مندلسون از موتسارت تاثیر پذیرفته و ما نیز بعضی از آثار موتسارت را به طور منظم هر جمعه اجرا می کنیم. موتسارت خود یک ویلنیست بزرگ بوده که در نامه ای پدرش به او گفته: ”تو می توانی یکی از بزرگترین ویلنیست های اروپا باشی” و گمان می کنم او به حقیقت اینطور بود… اما نوازنندگی ویلن را رها کرد. من عاشق نواختن آثار وی هستم اگرچه عقیده دارم نوازنده هر سازی احتمال می رود عقیده داشته باشد که موتسارت بهترین قطعه را برای آن ساز نوشته است. چیزی که درباره آهنگسازی موتسارت برای من حیرت آور است؛ گویی قطعه را برای خوانندگی نوشته است، تمام آثار وی برای ویلن بسیار عالی تنظیم شده اند، محدودیتهای این ساز هیچ مانعی برای آهنگساز نداشته است.
مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (V)

مجید کیانی و “طبیعت در هنر موسیقی” (V)

با ظهور” ابن‌ هیثم‌ “(متوفّی‌ به‌ سال‌ ۴۳۰/۱۰۳۹) ما به‌ اثری‌ چون‌ “شرح‌ قانون‌ اقلیدس”‌ راه‌ می‌بریم‌، آن‌ هم‌ به‌ همراه‌ اثری‌ دیگر چون‌ “مقاله‌ فی‌ شرح‌ الارمونیقی”‌ . این‌ اثر به‌ احتمال‌ با مقدمه‌ بر هارمونیک”‌ Introductio Harmonica” نوشته‌ی‌ “کلئونیدس‌ Cleonides ” یکی‌ است‌. “رساله‌ فی‌ تأثیرات‌ اللحون‌ الموسیقیه‌ فی‌ النّفوس‌ الحیوانیه‌” اثر دیگری از ابن‌هیثم‌ بود که‌ به‌ بررسی‌ انبوه‌ بی‌شمار پدیده‌هایی‌ می‌پرداخته‌ که‌ اذهان‌ ملّتهای‌ مسلمان‌ را طّی‌ ادوار متوالی‌ به‌ خود سرگرم‌ می‌داشته‌ است‌ – پدیده‌هایی‌ از این‌ شمار که‌ گامهای‌ اشتران‌ را می‌توان‌ به‌ قدرت‌ موسیقی‌ تندتر و یا کندتر کرد، و اسبان‌ را می‌توان‌ با جادوی‌ موسیقی‌ به‌ آب‌ خوردن‌ واداشت‌، و خزندگان‌ را می‌توان‌ جادو کرد و بر جای‌ میخکوب‌ نمود، و پرندگان‌ را می‌توان‌ به‌ نیروی‌ آن‌ به‌ دام‌ افکند.
گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

در تاریخ ۶ و ۷ مرداد در تالار محمود فرشچیانِ شهر اصفهان، کنسرت موسیقی دستگاهی با نوازندگی تار مسعود زین الدین و همراهی تمبک آرش لطفی برگذار شد. برنامه در دو قسمت سه گاه و بیات ترک ترتیب داده شده بود، در قسمت اول در دستگاه سه گاه، قطعات آوازی و نیزضربی در ریتمهای سنگین و لنگ اجرا شد.
جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

جعفر صالحی: محدودیتی در فیناله وجود ندارد

من نرم‌افزار سیبلیوس را بلد نیستم و به این دلیل نمی‌توانم مقایسه‌ای بین این دو از لحاظ قابلیت داشته باشم. اما چیزی که می‌توانم بگویم این است که چه برای موسیقی ایرانی و چه برای موسیقی غیرایرانی و همه نوع موسیقی (که البته به من برای نوشتن ارجاع شده است) هیچ محدودیتی در فیناله وجود ندارد و به قول یکی از دوستان (به طنز)، فیناله فقط چایی برای آدم دم نمی کند!
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (III)

از آن بدتر توسل به افکار عمومی و استقبال عموم و به کار بردن انواعی از مغلطه ها برای اثباتِ حقانیتِ این ملغمه سازی، در نوشته های تولید کنندگان چنین آثاری است ؛در اینجا فقط به برخی از این مغلطه ها که در نوشته یا مصاحبه های تولیدکنندگان این آثار موجود است اشاره میکنم.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت اول

مجموعه‌ی فنون هارمونی سال‌ها در ایران شناخته شده است. تقریبا از زمان حضور«ژنرال لومر» و کار مدرسه‌ی موزیک نظام این فن هم به شکل رسمی در ایران تدریس شده است، بعدها با تاسیس مدرسه‌های موسیقی (وزیری، هنرستان عالی و ملی و…) همیشه هارمونی یکی از مواد اصلی درس‌ها بود. در سال‌های دور دو کتاب به عنوان منبع درسی مورد استفاده‌ی دانش‌جویان و هنرجویان قرار می‌گرفت: کتاب «ریشارد اشتور» و «تئودور دوبوا». در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد یعنی از سال‌ ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ تعدادی کتاب هارمونی ترجمه یا تالیف و روانه‌ی بازار شد: کتاب مشهور «والتر پیستون»، «هارمونی مدرن»ِ «ایگل فیلدهال»، «هارمونی قرن بیستم» نوشته‌ی «سِر پِرسی کِتی» و «هارمونی کلاسیک»ِ «سی. اچ. کیتسون». «هارمونی تحلیلی» نوشته‌ی «پرویز منصوری» هم در این میان به عنوان تنها اثر تالیفی (۱) به زبان فارسی باید نام برده شود.