غفار بجویی: تفسیرها مختص این ارکستر است

سالار غفار بجویی
سالار غفار بجویی
به عنوان یک نوازنده که در ارکستر هستید، آیا به نظر شما تفسیرهایی که از زبان رهبر می شنوید یا خودتان از این قطعات دارید، سعی بر این است که شبیه بشود به تفسیر یک رهبر یا ارکستری دیگر؟ یا یک ادیت یا موزیکالیته شخصی و در واقع تفسیر خاصی مد نظرتان است و به آن سمت حرکت می کنید و سعی می کنید که این ارکستر، تفسیرمستقل خودش را به صورت جدید ارائه دهد؟

سالار غفار بجویی:
در جاهای زیادی این اتفاق افتاده است که آن چیزی که در ذهن من بوده است وقتی در تمرین ها حاضر شدم، مشاهده کردم که دقیقا همان را آقای گوران مطرح کرده است. مواقع زیادی نیز بوده است که با مطرح کردن آن تفسیر به بطن آن موسیقی توانستم پی ببرم و واقعا این تفسیرها و دانستن ذات موسیقی لذت بخش است.
حالا فکر می کند این تفسیرها مخصوص این ارکستر است یا سعی می کنید خودتان را با یک نمونه بین المللی هماهنگ کنید؟ فکر می کنم که این تفسیرها مختص این ارکستر و اکثرا نظرات آقای گوران است.

در مورد ادیشنی که در مورد نت ها انجام می دهید و در مورد آرشه گذاری و انگشت گذاری و مواردی از این قبیل چقدر مایسرها دخالت دارند چقدر آقای گوران؟
آقای گوران آن صدایی که از ارکستر می طلبد با مایسرها مطرح می کند و مایسرها سعی می کنند با استفاده از روش های مختلف آرشه گذاری و انگشت گذاری به آن تفسیر نزدیک شوند.

خانم محبی: ما جلسات تمرین می گذاریم و جلسه هایی بین مایسر ها و این طور نیست که فقط نظر آقای گوران باشد. ما با یکدیگر تعامل داشتیم و در موارد زیادی به یک نتیجه مشترک می رسیم.

یعنی بعضی اوقات هم نمیرسید؟!
نه، می رسیم! (خنده) همیشه می رسیم و اینرا هم بگویم که تمرینات سختی است و ما راحت [به نتیجه] نمی رسیم و بچه ها، تک تک مایسرها، خود آقای گوران واقعا زحمت می کشند. به این صورت نیست که قطعه را بگذاریم و راحت به آن زمان برسیم. مثلا بگوییم که پانزدهم، شانزدهم یا هر زمان دیگری کنسرت داریم، بنابراین بسیار زحمت می کشیم. برای تک تک نت ها، بدون اغراق می گویم، میزان به میزان در مورد همه آنها فکر و طراحی می شود.
آیا باز خورد احترامی که برای مخاطبتان قائل بودید و این اندازه روی اجرای قطعه و موزیکالیته [کار کردید] را دیده اید. آیا او این را درک می کند؟
ما امیدواریم که این را درک کند ولی من مطمئنم که ارکستر فیلارمونیک تهران در حال حاضر مخاطب خود را دارد و حتما این را درک می کند.

پانیذ فریوسفی: به نظر من یک ایده کلی یا مفهوم موجود در ذهن رهبر ارکستر وجود دارد که نسبت به آن کانسپت و بحث های تکنیکی که میان مایسرها و رهبر پیش می آید، یک اتفاق کلی دیگری فراتر از همه این ها در روز آخر تمرین ما می افتد که نتیجه تمرینات فشرده ای بوده که گذرانده ایم، بعد از آن به جایی می رسیم که یک مخاطب عام هم هنگام اجرای کنسرت تحت تاثیر قرار می گیرد. به نظر من موفق ترین کنسرت آن است که فردی که از سالن خارج می شود با لحظه ای که وارد شده است فرق کرده باشد و در کنسرت های ما واقعا این اتفاق می افتد، یعنی صداها، فضا و اتمسفر سالن در کنسرت های ارکستر فیلارمونیک تهران به نظرم درون افراد را تحت تاثیر قرار گرفته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

از روزهای گذشته…

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

نقدی بر مسترکلاس های گیتار در ایران (II)

در مستر کلاس ها هدف اول یادگیری ساز است و بعد راهنمایی هنرآموز به دالان های پیچیده و تو در توی حوزه هنر؛ پس در اینجا شاهد اهدافی وسیع تر هستیم.
مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

درباره‌ی نقد نماهنگ (X)

گونه‌شناسی و تحلیل زیباشناختی امکانات تفسیری نماهنگ را چنان که تاکنون از سر گذشت به روی نقد می‌گشاید. با در دست داشتن این آغازگاه‌ها لایه‌های بنیادی تفسیر درون-سو میسر می‌شود و شالوده‌ای فراهم می‌گردد حتا برای آن‌گونه از تفسیرها که یکسره به مسایل انسانی-اخلاقی فراتر از خود نماهنگ می‌پردازند. با وجود این همه آغازگاه‌های تفسیری، هنوز یک ساحت از نقد ناگشوده می‌ماند و آن ارزیابی است. با آنچه تاکنون به‌دست داده شد (به‌ویژه به آن روش تحلیل نسبتا خنثا) نمی‌توان نوری بر ارزیابی تاباند مگر آن‌که به ترتیبی برای گونه‌های بازشناخته مراتب ارزش ذاتی در نظر بگیریم. برای مثال با پیچیده‌تر شدن گونه‌ها از لحاظ ربط نوعی شاءن و اعتبار به مصداق‌هایشان داده شود، که یعنی پیچیدگی عامل برتری است (و می‌دانیم که به سختی می‌توان دفاعی موثر از این ادعا کرد). اما این چاره‌ی کار نیست. مساله‌ی ارزش نماهنگ‌ها تنها با تعیین یک معیار فروگشایی نمی‌شود بلکه معضلات بس پیچیده‌تری را پیش روی می‌گذارد.
بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (II)

بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (II)

برای رسم یک الگو، ابتدا ساختار و محدوده آنرا که شامل خط طولی و خطوط عرضی در ابتدای دسته و قطر دایره مرکزی می باشد، با استفاده از اندازه های داده شده رسم می کنیم. با رسم این خطوط، مقدار خطا در هر یک از اندازه های داده شده نیز مشخص می شود.
اپرای توسکا (III)

اپرای توسکا (III)

نقاش در زندان انتظار مرگ را می کشد. نامه ای به توسکا می نوسید و آخرین یادداشت خود را می نگارد: “و من هیچ گاه بدین گونه عاشق زندگی نبوده ام” و می گرید. توسکا به همراه نگهبان و نامه ای که مبنی بر آزادی کاوارادوسی در دست دارد وارد قلعه می شود و در حالی که به نقاش توضیح می دهد چگونه اسکارپیا را کشته می خواند: “او خون تو را می خواسته یا عشق مرا.” دوئت: “گوش کن، زمان نزدیک است.” کاوارادوسی: ” مرگ تلخ است تنها به خاطر جدایی از تو” توسکا: ” عشق به تو مرا قادر ساخت که زندگیت را نجات دهم.” آخرین دوئت: ” جشن می گیریم، با امیدهای تازه.”
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

مراسم خاک سپاری پیاف در قبرستان پرلاشز (Père-Lachaise) قطعه ۹۷، انجام شد. با وجود این که پیاف انسان با ایمانی بود، به خاطر زندگی پرهیاهو و جنجالی اش از دید کلیسا از دین خارج شده محسوب شد و انجام مراسم مذهبی برای او ممنوع گردید؛ لُُسروَتوار رومانو (L’Osservatore Romano)، روزنامه ی رسمی واتیکان نوشت که او تمام عمرش در حال انجام «گناه عمومی» بوده و «نمونه ی بارز خوشبختیِ تصنعی» بوده است.
«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

«تلویزیون حتا تصویر ارکستر را نشان نمی‌دهد»

در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۲) با حضور حدود هفتاد نوازنده‌ی سازهای مضرابی و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، «ارکستر بزرگ مضرابی» به رهبری حسین دهلوی تشکیل شد.
روش سوزوکی (قسمت ششم)

روش سوزوکی (قسمت ششم)

فرم و آرایش امکانات زندگی نتایج خاصی همراه دارد، چنانچه در مثال مینا هم نشان دادیم، در ادامه آن میخواهیم به ساخت و شکل گیری توانائی های انسانی را نشان بدهیم. غالبا مادرها اعتراف میکنند: “که من گوش موسیقائی ندارم” و با چه زحمت و اصراری میخواهند بقبولانند که کودکشان هم همین وضعیت را دارند و فکر میکنند که این مورد ارثی است و یک واقعیت تغییر ناپذیر!
سان را و فلسفه کیهانی (VI)

سان را و فلسفه کیهانی (VI)

زندگی در شیکاگو علاوه بر اینکه باعث پیشرفت حرفه ای بلاونت شد، دیدگاه او را نیز تغیر داد. شیکاگو مرکز فعالیت های سیاسی و جریان های حاشیه ای آفریقایی آمریکایی ها بود که در آن مسلمانان و یهودی های سیاهپوست و دیگران به تبلیغات مذهبی، بحث و گفتگو، پخش جزوه ها و کتاب مشغول بودند.
محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

محمدرضا شجریان و سه گانه ۶۹ (II)

پس از “یاد ایام” تا ۱۰ سال هیچ یک از کارهای شجریان با گروههای کوچک از ساختاری مانند سه گانه های ۶۹ برخوردار نبود، تا اینکه “بی تو به سر نمی شود” به انتشار رسید. سه گانه های شجریان و گروه جدیدش “زمستان است”، “بی تو بسر نمی شود” و “فریاد” مشهورترین کنسرتهای شجریان تا کنون بوده است.