رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

فراسوی موسیقی«ناب»
در بیشتر بخش های این نوشتار، توجه خود را بر موسیقی «ناب» یا موسیقی «مطلق» معطوف می نماییم؛ آن موسیقی سازی که هیچ یک از عناصر غیر موسیقایی (شعر، کلام، حرکت، تصویر) را به همراه خود ندارد. بسیاری از فلسفه پژوهان که ذکر فعالیت هایشان در ادامه بحث ما خواهد رفت، تمرکز اصلی خود را بر این شاخه موسیقی قرار داده و برای این منظور نیز غالباً سه دلیل محوری را ارائه می نمایند:

نخست آنکه، موسیقی سازی ناب، به نسبت سایر شاخه ها، پرسش های فلسفی دشوارتری را به چالش می طلبد.برای نمونه، این که چگونه یک ساختار موسیقایی برگرفته از یک «متن احساسی»، می تواند بیانگر اندوهناکی متن مرجع باشد، کمتر محل حیرت واقع می گردد تا این که بپرسیم چگونه یک قطعه ی موسیقی بدون حتی یک پیش متن برنامه ریزی شده بر این امر فائق آمده است.

چه آن که می دانیم بیان احساسی می تواند از طریق متن به درون ساختار موسیقی راه یابد. برهان دوم بر این نکته استوار است که به هر اندازه که مسائل مورد نظر دشوار تر باشد، پاسخ به آن ها در حیطه ی موسیقی ناب سهل تر خواهد بود.

درست همانند این که ارتکاب جرم برای مجرمی که می داند در محضر عدالت، چندین نفر دیگر نیز به جز خود او در ارتکاب آن جرم شریک دانسته خواهند شد، بسی سهل تر به نظر خواهد آمد.

به همان گونه ، پاسخ به پرسش از بیانگرس احساس موسیقی به طور عام، قرین موفقیت بیشتری خواهد گردید اگر بتوان در حیطه ی موسیقی ناب برای آن پاسخی یافت و سرانجام، سومین دلیل را میتوان چنین اظهار داشت که به طور قطع، احساس موسیقایی موسیقی ناب، نقشی کلیدی را در احساس موسیقایی موسیقی« ناسره» ایفا می نماید.

هرچند که همواره متن قادر به القای احساس خود در کالبد یک موسیقی می باشد، با این وجود عناصر موسیقایی قطعه نیز دقیقاً مشابه همین نقش را به عهده خواهند داشت.

یک متن آکنده از احساس که بر بستر ملودی خاصی در گام ماژور خودنمایی می کند، لزوماً هرگز موفق به انتقال احساس درون خود از قِبل نوحه ای در مراسم عزاداری نخواهد شد. به رغم این که در این جا احساس را تنها به عنوان نمونه ای از این مسأله در نظر گرفته ام، اما استدلالات فوق در سایر دعاوی ادراکی و ارزش مدارانه موسیقایی نیز معتبر خواهند بود.

البته ممکن است در این رابطه پرسش های جالب توجهی نیز پیرامون (هستی شناسی) موسیقی مطرح گردد که آشکارا چنین پرسش هایی از جنس پرسش های احساس گرایانه (نه احساسی)، ادراکی و ارزش مدارانه نخواهند بود. عمومیت موسیقی راک(به طور عام، همگی اشتقاق های راک اند رول) در جهان فرهنگی معاصر، پذیرش این واقعیت را موجه ساخته است که بی شک ترانه (موسیقی سبک ملودیک همراه با کلام)، شایع ترین گونه ی موسیقی محبوب زمانه ی ما به شمار می آید.

سینما و دیگر گونه های تصاویر متحرک از جمله تلویزیون نیز دیگر در هر زمان و مکانی میان مردم حضوری قدرتمند دارند.با وجود این که در این رابطه نیز کارهای تحلیلی ارزشمندی در باب بررسی زیبایی شناسانه ی ترانه (Goher 1998, Levinson 1987)، درام موزیکال (Kivy 1997, Smith 1996) و موسیقی فیلم (Carroll 1998) صورت گرفته است،(در رابطه با صورت های نامتجانس هنری به طور عام، بنگرید به Levinson,1994) با این همه، هنوز به قدر کفایت اتمسفر بسیاری برای طرح مباحث زیباشناسانه در مورد موسیقی ناب وجود دارد.

3 دیدگاه

  • كورش مهدي زاده
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۱ ق.ظ

    سلام، موسیقی امری درونی است و شاید چون و چرا کردن درآن ، همان کاوش درون باشد.البته در مورد موسیقی راک، به نظر من محبوبیت آن بر می گردد به این نکته که در زمان همه چیز دچار ساده سازی می شود.همه چیز باید در بسته های ساده و رنگارنگ ارائه شود.موسیقی راک، موسیقی پاپ مردم پسند بر خلاف موسیقی کلاسیک چندان در بند تکنیک و پیچیدگی نیستند ، همینطور برخلاف موسیقی کلاسیک در بند بیان معانی خاص وگسترده هم نیستند.تبلیغات هم بر این قرار گرفته است.موسیقی راک شورش بر موسیقی کلاسیک و کلا روح زمانه بود و حالا خود تبدیل به خوراک رسانه ها شده است.

  • کامیار
    ارسال شده در اسفند ۱۴, ۱۳۸۶ در ۵:۲۲ ب.ظ

    دوست عزیز ، موسیقی پاپ ساده و پیش پا افتاده ست اما با نظر شما در مورد راک موافق نیستم . راک هم می تونه هنری و پیچیده باشه ( مثل آثار فرانک زاپا که یک آهنگساز کلاسیک مدرن هم بود که آثار راک زیادی هم داره ).

  • احسان بوشهري
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۶ ب.ظ

    سلام،البته موسیقی راک که حسابش از موسیقی پاپ مردم پسند جداست و آثار بسیار ارزشمندی هم (البته در سال های دور)دراین زمینه خلق شده است.از آقای سایت محترم هارمونی تاک خواهش می کنم که هرچه زودتر ادامه ی این سلسله مقالات را بروی سایت بگذارن.خیلی دیر (حدود ۱۰ روز یه بار) این مقاله ها رو می ذارین.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

مصاحبه با کیت جرت (IV)

مصاحبه با کیت جرت (IV)

یکی از جنبه های مهم نوازندگی شما احترامی است که برای ملودی قائل هستید، چه ملودی نوشته شده و چه بداهه. می خواستم نظر شما را درباره اهمیت ملودی بدانم که اغلب در موسیقی جز به نفع الگو ها (patterns) از بین رفته است.
درویش خان در گذار تمدن (II)

درویش خان در گذار تمدن (II)

تضادهای ایران در عهد قاجار دو گروه موسیقیدان می سازد. عده ای سر سپرده گردش قدرت در ساختار سیاسی می شوند و خود را در دل حواشی موسیقی و بزم ها و محفل ها رها می کنند و گروه اندکی هم مبنای فهم اجتماعی را در تعارضات و تناقضات تاریخی و حقوق مردم می جویند.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VII)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (VII)

ابراهیم صدای زیبایی داشت و مدتی هم آوازخوان گروهی از راهزنان بود و به خاطر صدایش بین آنها محبوبیت به دست آورده بود. بعدها برای فراگیری موسیقی به بندر ابله رفت که شنیده بود در آنجا موسیقیدان بزرگی به نام جُوانُویَه موسیقی تدریس می کند. بعد از آن در محضر یونس الکاتب که ایرانی الاصل بود و به اسارت عربها در آمده بود رفت و بسیار کسب فیض نمود. شهرت ابراهیم چنان بالا گرفت که مهدی عباسی او را به پایتخت خلافت (بغداد) فرا خواند. ابراهیم یک مدرسه ی موسیقی تاسیس کرد که دختران خواننده در آن آموزش موسیقی می دیدند. می گویند ابراهیم نهصد نغمه ی موسیقی ساخته که پسرش اسحاق سیصد نغمه را شاهکار پدر خود معرفی کرده است.
پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.
موسیقی و گردشگری (IV)

موسیقی و گردشگری (IV)

پاسخ به این سوال کمی پیچیده است زیرا اولا موسیقی ایران میتواند برنامه های غربی ارکسترها و گروه های موسیقی مجلسی را هم در بر بگیرد که در مواردی که هنرمندان ماهری درکار باشند، مسلما مورد مخاطبان خارجی قرار میگیرد ؛ دوما اگر منظور موسیقی ایرانی (چه روستایی و چه شهری) باشد، بسته به مشترکات مایگی موسیقی ما مایگی موسیقی توریست کشور میتواند گیرا و ناگیرا باشد مگر اینکه یا ما از نظر تبلیغات موسیقی خود را شناسانده باشیم یا توریست مورد نظر با این موسیقی آشنا باشد.
سان را و فلسفه کیهانی (V)

سان را و فلسفه کیهانی (V)

بلاونتِ افسرده در ژانویه ۱۹۴۳ از زندان آلاباما در واکر کانتی، جاسپر نامه ای به United States Marshals Service نوشت که در آن از ضعف عصبی ناشی از فشارهای زندان، تمایل به خودکشی و ترس مدام خودا ز مورد تجاوز قرار گرفتن نوشته بود. سرانجام با مورد او موافقت شد و در ژانویه ۱۹۴۳ تا پنسیلوانیا اسکورت شد.
استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

استفاده از تیونر برای کوک سنتور (IV)

سنتور را به حالت مایل بچرخانید بطوریکه گوشیهای سنتور درست مقابل دست راست شما قرار گیرند تا به آنها کاملاً مسلط باشید.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (IV)

فرمودید: «حتی نوازندگان ویلن ایرانی هم از سیم های زه استفاده نمی کنند و اغلب یک پارچه ی بزرگ به ویلن وصل می کنند تا شفافیت صدا را کم کنند و صدای ویلن را از حالت اصلی خود به صدای تودماغی کمانچه نزدیک کنند میدانید چرا؟ چون ساز زدن با این سیمها مشکل است چون فالش نزدن با این سیمها مشکل است چون فالشی ها به بهترین شکل شنیده میشود در حالیکه وقتی شما با کمانچه فالش میزنید مردم خوششان هم می آید» البته در همه موارد اینطور نیست، بسیاری از نوازندگان مطرح ویولون کلاسیک از سیم های متال هم استفاده می کنند چه ایرانی و چه غیر ایرانی (حتما در فیلم ها دیده اید)‌ پارچه انداختن روی ویولون هم مشکل فالشی را حل نمی کند، فقط کمی (بسیار کم)‌ ارتعاش را دمپ می کند و این اتفاق باعث خاموشی هارمونیک هایی می شود که شدت کمتری دارند. ضمنا کسی از کمانچه فالش بیشتر از کمانچه ژوست خوشش نمی آید، اگر اینطور بود الان شاگردان استادان از استادان بیشتر طرفدار داشتند (گمان می کنم این قسمت را به مزاح گفتید!)
یک خبرنگار

یک خبرنگار

شاید بیشتر از آنکه نام مارک ناپفلر (Mark Knopfler) در ذهن دوستداران موسیقی باشد، نام گروه دایر استریتس (Dire Straits) شهره عام و خاص باشد. وی قبل از آنکه گروه دایر استریتس آغاز بکار کند مشغول فعالیت های خبرنگاری و تدریس بود.
سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.