باغلاما در قرن بیستم، حالتی بین تکامل و استانداردسازی (IV)

حالتی بین تکامل و استانداردسازی
تغییرات بر باغلاما محدود به موارد بالا نیست و تکنیک های پیشرفته ی نوازندگی باعث پدید آمدن نسل دیگری از باغلاما شد. نواختن سنتی، که بر اساس تک صدائی بنا شده است، به نواختن ملدی همراه با صداهایی که از سیم های دیگر تولید می شد تبدیل شد که نوعی چند صدائی را پدید آورد. در دهه ی هشتاد چنین نواختنی با تلاش های کمال اَراُغلو به خاطر ساخت باغلامای دسته کوتاه برای عارف ساق باعث به روز شدن باغلاما شد. برای نواختن ملدی با همراهی در سال ۱۹۹۱ م. باعث پدید آمدن نسل اول « اُغور ساز» شد که دارای تعداد سیم بیشتری است.

در۱۹۹۶ م. این راه توسط باغلامای چهار سیمه (هشت سیم جفت) دنبال شد. نواختن بر روی دسته به شکل حرکت روی سه سیم و در عرض دسته ی ساز به جای حرکت در طول دستهْ شیوه ی نواختن باغلامای شهری شدهْ یک قدم اساسی شد. بر این اساس باغلاماهایی با دسته های کوتاه تر هم ساخته شد که کار نواختن، و انجام کوکه ای مختلف، را راحت تر کرد. باغلامای چهار سیمه (هشت سیم جفت) هم توسط مرتضی چاغیر برای اُکان مراد اوزتورک با افزودن یک جفت سیم پدیدار شد. اُکان مراد اوزتورک با این ساز نه فقط ملدیها را همراه با آکُرد مینواخت بلکه در هنگام نواختنْ سکوت ها را با آکُردهایی پُر می کرد.

کمال اَراُغلو بر اساس خواست اَرکان اُغور، «اُغور ساز» را ساخت، که هنوز هم در مراحل آزمون و خطا است. خواستِ اَرکان اُغور مبنی بر افزودن سیم های بیشتر پژوهش بر صداهای همزمان در موسیقی باغلاما است. پس از نسل اول «اُغور ساز» در سال ۱۹۹۱ م. مدلِ سیزده سیمه و شش سیمه ی کوچکتر هم ساخته شده است و «اُغور ساز» را میتوان تغییری اساسی در مفهوم باغلامانوازی سنتی دانست. در تصویر از چپ به راست باغلاماهای نسل جدید به ترتیب باغلامای دسته کوتاه باغلامای چهار سیمه [هشت سیم دوتائی]، نسل اول «اُغور ساز»، سیزده سیمه و ده سیمه ی «اُغور ساز» دیده می شود.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

نتیجه
پژوهش و گسترش نوازندگیِ چندصدائی و ایجاد نظریه ی هارُمنیِ موسیقی ترکی، که در این مسائل نقش باغلاما پُررنگ است، یک موضوع مهم در موسیقی مردمی ترکی خواهد بود. در این میان همچنان بهبود ساختمان باغلاما نباید فراموش شود. سازندگان ساز باید پاسخی برای انتظارات موسیقی دانان داشته باشند. این اصل باعث تکاملِ موسیقی و سازهای، که قرنها بی تغییر بودند، شده است. همانطور که دیده شد سازهای موسیقی همیشه آماده ی تغییر و تکامل اند. به نظر می رسد فنونِ پایه ی نوازندگی، تعداد و مکان پرده ها، کوک ها و جنس و اندازه ی سیم های باغلاما همچنان دستخوش تغییر شوند. در مورد «ساز» دسته بلند عاشیق ها تحقیقات کم و مقطعی انجام شده است. ترکیه باید یک موزه برای سازها ایجاد کند و تحقیقات دانشگاهی را حمایت و تشویق کند. داستان بلندِ «ساز» دسته بلند عاشیق ها [باغلامای قبل از تغییرات] همچنان منتظر نوشتن است.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

منابع
C., Acin. (2000), Baglama, Yapim ve sanatcilar, Emek Basimevi, Ltd. Sti: Istanbul.
Conway Morris R. (2001), Baglama, In: New Grove Dictionary of Music and Musicians, (Editions: Sadie S.), Volume 2:469. Macmillan Publishers Limited.
Gazimihal MR. (1975), Ulkelerde Kopuz ve Tezeneli Sazlarimiz, Kultur Bakanligi Milli Folklor Arastirma Dairesi Yayinlar: Ankara. Hassan SQ – Conway Morris R. – Baily J. (2001), “Tanbur”, In: New Grove Dictionary of Music and Musicians, (Editions: Sadie S.), Volume 25: 61 – ۶۲٫ Macmillan Publishers Limited.
Paffgen P. – Reinhard K. – Beyer N. (2000), “Lauten”, In: Die Musik in Geschichte und Gegenwart. Allgemeine Enzyklopadie der Musik, (Edition: Finscher L.), Barenreiter: Kassel, Basel, Paris, London, New York, Prag. Melzler: Stuttgart, Weimar. Sachteil 5: 942 – ۹۹۴٫
Picken L. (1975), Folk Musical Instruments of Turkey, Oxford University Press. RG., Campbell (1970), Zur Typologie der Schalenlanghalslaute. (Edition: P. H. Heitz), Verlag Heitz GMBH. Strasbourg , Baden – Baden.
Reinhard U, Jager RM. (1966), Turkei, In: Die Musik in Geschichte und Gegenwart, Allgemeine Enzyklopadie der Musik, (Editions: Finscher L.), Barenreiter: Kassel, Basel, Paris, London, New York, Prag. Melzler: Stuttgart, Weimar. Sachteil 9: 1049 – ۱۰۷۹٫ S. Y., Ataman (1968), Anadolu Halk Sazlari, Burhaneddin Matbassi: Istanbul.
Spector J, At’Ajan R, Rithman C, Conway Morris R. (2001), “Saz”, In: New Grove Dictionary of Music and Musicians, (Editions: Sadie S.), Volume 22:361 – ۳۶۲٫ Macmillan Publishers Limited.
Stokes MH. (1993), The Arabesk debate, Music and Musicians in Modern Turkey, Claredon Press: Oxford.
Wachsmann K, Mckinnon JW, Anderson R, Harwood J, Poulton D, Van Edward D, Sayce L, Crawford T. (2001), “Lute”. In: New Grove Dictionary of Music and Musicians, (Editions: Sadie S.), Volume 15:329 – ۳۶۳٫ Macmillan Publishers Limited.
Zeeuw J de. De Turkse Luit: van Soz tot Balgalam. Een geschiedenis van het instrument en zijn muziek. Uitgeverij Bulaaq, In press: Amsterdam

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (I)

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (I)

قرن بیستم برای گیتار کلاسیک در سراسر دنیا عصری طلایی به شمار می آید. جهشی که از اروپا به رهبری آندرس سگوویا آغاز شد و در قاره های آمریکا و آسیا ادامه پیدا کرد، باعث شد تا عده ی فراوانی جذب این ساز شوند و رپرتوار نوشتاری این ساز دگرگونی بزرگی را تجربه کند. موسیقی کلاسیک اروپایی که تا پیش از این قرن تنها منبع اصلی این سبک گیتار نوازی بود، یک رقیب و همراه جدی در کنار خود پیدا کرد و آن موسیقی بدیع و گوش نواز آمریکای لاتین بود.
پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

نام پدرام فریوسفی بیشتر از ده سال است در آلبومهای موسیقی دیده میشود، او با وجود اینکه هنوز به دهه چهارم زندگی خود نرسیده، جایگاه مناسبی در میان اهالی موسیقی مخصوصا ساز ویولون دارد. امروز فریوسفی به عنوان کنسرت مایستر ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس فعال است، همچنین در خرداد ماه امسال در اقدامی جسورانه برخلاف همیشه با ویولا “سوگواری باد” را ساخته آهنگساز معاصر، گیا کانچلی را با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به روی صحنه برد که مورد استقبال علاقمندان جدی موسیقی کلاسیک قرار گرفت. امروز با او به گفتگو مینشینیم.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (X)

تا اینجا با روشی تدریجا گسترش یابنده، گام به گام نشان داده شد که حتا اگر آن دید باریک و سخت‌گیرانه را نسبت به کتاب نداشته باشیم و تنها از منظر تنگ یک کتاب دیگر -که احتمالا مدل اولیه‌ی این فرهنگ یا نخستین محرک ذهنی مولف بوده است- بدان ننگریم و از رهگذر آن مستبدانه حق اندیشیدن یک مولف را هر چند از دیگران تاثیر پذیرفته باشد، سلب نکنیم، اشکالات کتاب برسرجای خود باقی می‌ماند و گاه حتا شدیدتر هم می‌شود.
مروری بر آلبوم «زمین»

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.
منتشری: به ما می گفتند ترانه بخوان به ما برمی خورد!

منتشری: به ما می گفتند ترانه بخوان به ما برمی خورد!

در آزمون دوم هم من بیشتر [از بقیه] مورد توجه استاد قرار گرفتم. قرار بر این شد که پیش پرده را من بخوانم. به خانه اش در خیابان فرشته می رفتیم و همانجا تمرین می کردیم. با همان سینی و گردو و چهارپایه و چراغ زنبوری و از پشت جمعیت ارکستر صحنه می زد. چون من به موسیقی آشنا بودم و دوره تئاتر را گذرانده بودم به این سبک تمرین کردیم و به همین صورت اجرا شد و مورد توجه قرار گرفت. فرض کنید یک گردوفروش با سینی و چراغ زنبوری از پشت جمعیت به سمت وسط جمعیت بیاید و این پیش پرده را اجرا کند؛ چقدر جالب می شود!
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (I)

گوستاو هولست (۱۹۳۴-۱۸۷۴) از آهنگسازان انگلیسی و از اعقاب سوئدی است که در انگلستان به دنیا آمد. هولست نیز مانند دوستش “ون ویلیامز” در کالج سلطنتی موسیقی نزد چارلز استنفورد آهنگسازی آموخت که از چهره های برجسته رنسانس موسیقی بریتانیا در قرن نوزدهم بود. هولست نخستین ترومبون نواز ارکستر اپرای کارل روزا و اسکاتیش ارکسترا بود. سپس در اپرای سلطنتی لندن نوازنده ارگ شد. مدیر موسیقی مدرسه دخترانه سنت پل شد و در مورلی کالج نیز به بزرگسالان درس داد (هر دو موسسه در لندن بودند). او اصیل، مستعد، با شخصیتی محکم و ذهنی کنجکاو، به تمدن شرق و ادبیات ودیک (ودیک: زبان مربوط به ودا. ودا: مجموعه متون رونویس شده توسط برهما) علاقه بسیار داشت. ارکستراتوری بی نظیر بود و گمان می رود که رساله سازبندی هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی را در سیزده سالگی خوانده باشد.
هارمونی زوج (II)

هارمونی زوج (II)

همان طور که در آکوردها، هرچقدر بتوانیم نتهای تونال را مضاعف می کنیم، در آکوردهای مدال (زوج) نیز نوتهای مدال که همان ۱ و ۴ هستند می بایست مضاعف گردند (دوبله شوند). این منطق طبیعت اصوات است. با شرایط فوق اگر برای شور کنترمدی بدست بیاوریم چنین اصولی را باید رعایت کنیم:
سخنی چند پیرامون جمع آوری و فهرستبندی آثار خالقی

سخنی چند پیرامون جمع آوری و فهرستبندی آثار خالقی

مطلبی که پیش رو دارید، ثمره تحقیقات دکتر علی جمادی درباره آثار هنرمند بزرگ موسیقی ایرانی زنده یاد روح الله خالقی است. این مجموعه می تواند با کمک دوستداران آثار استاد خالقی کاملتر شود.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (IV)

تا اینجا نمونه‌ی ایرانی و غیر ایرانی هر دو یک نیازمندی اولیه دارند؛ آشنایی با پایه‌های نظریه‌ی موسیقی، اما یک تفاوت عمده کار مولف ما را سخت‌تر کرده است؛ میزان سواد موسیقایی عمومی. وقتی موضوع کارمان موسیقی کلاسیک غربی است از جغرافیایی صحبت می‌کنیم که به احتمال زیاد مردم در مدرسه اندکی موسیقی می‌آموزند و این یعنی دست‌کم با نت خوانی و بعضی اصول اولیه‌ی دیگر آشنا هستند.
ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.