راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (I)

سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
مقدمه
“هنرمند می کوشد و باز می کوشد تا به غیر ممکن دست یابد. گاهی خوش اقبال است و کمی به هدفش نزدیک می شود. اما همه مدت به جایی دیگر رانده می شود، به جایی که کسی نمی تواند او را آرام کند، کسی نمی تواند کمکی به او بکند.”

آنچه خواندید، پاسخ “سرگئی واسیلیویچ راخمانینوف” (۱۹۴۳-۱۸۷۳)، به انتقادی از رفتار محزونش بر روی صحنه بوده است.

بیوگرافی
راخمانینوف و “الکساندر نیکلایویچ اسکریابین”، دو پیانیست و در رشته آهنگسازی در کنسرواتوار مسکو همکلاس بودند. “تانیف” بهترین شاگرد “چایکوفسکی” و “آرنسکی” باارزش ترین شاگرد ” کورساکوف”، استادان این کلاس بودند. راخمانینوف در سن نوزده سالگی فارغ التحصیل شد. “آلکو”، یک اپرای تک پرده ای که آخرین مشق مدرسه ای راخمانینوف محسوب می شود، یکسال بعد در سال ۱۸۹۳ به مورد اجرا گذاشته شد و آهنگساز جوان تا آن زمان نخستین پیانو کنسرتو اپوس ۱ و پنج قطعه برای پیانو از جمله پرلود در دو دیز مینور اپوس ۳ را که برای او شهرتی جهانی کسب کرد، به پایان برده بود. اما کار هنری راخمانینوف با همواری و سهولتی که آغاز گشت ادامه نیافت. احوال دائما تغییر یابنده این آهنگساز از لحاظ مطالعه و تحقیق، سوژه بسیار جذاب و مفتون کننده ای را تشکیل می دهد، خواه این تحقیق به سبک تحقیقات مستند نظیر کار گروهی “برتنسن و لیدا” باشد یا به سبک و سیاق روزنامه نگاران، نظیر اثر “ویکتور سروف”. رابطه این تغییرات با مسائل سبکی در موسیقی را تنها می توان احساس کرد چرا که ارائه تعریفی برای آنها بسیار مشکل است.

موسیقیدان جوان با همه انزجاری که از کار تدریس داشت، با بی حوصلگی تمام برای تامین معیشت ناچیزی به تدریس پیانو مشغول شده بود، اما در عین حال در همین دوره بیزاری، نخستین شعر آهنگین خود را با الهام از “لرمانتف” و “چخوف”، که آنرا به کورساکوف اهدا کرده است و نخستین سمفونی خودش را به وجود آورد. این سمفونی براساس نواخوانی های لیتورژیک روسی ساخته شده و به همسر کولی و زیبای یک دوست خیرخواه و در عین حال ثروتمند تقدیم شده است. نخستین اجراهای این آثار جز یاس و نومیدی چیزی به بار نیاورد. این امر راخمانینوف را کج خلق و ترشخو کرد. راه بر عادات آهنگسازی او بسته شده بود.

در این اوان بود که به یک گروه خصوصی از شاگردان واگنر ملحق شد. قبل از او اسکریابین به گروه پیوسته و یکی از تیزهوش ترین شاگردان آن محسوب می شد که به سرعت می آموخت. نئونید سابانیف، جوان ترین شاگرد عضو این گروه در خاطرات خود، از راخمانینوف این طور به یاد می آورد: راخمانینوف در هنرنمایی ها شرکت نمی کرد، در گوشه ای روی یک صندلی گهواره ای می نشست، در حالیکه اوراق بزرگ و پت و پهن گروه نوشتهای ارکستری را روی زانوهایش نگاه می داشت. گهگاهی صدای بم و عمیقش از آن گوشه به گوش می رسید که با خودش چیزهایی می گفت: “باید هزار صفحه دیگر بنویسم”، یک ساعت بعد دو مرتبه می شنیدیم که دارد با خودش می گوید: “هنوز هشتصد صفحه باقی مانده است.” در سال ۱۸۹۷ راخمانینوف به رهبری یک گروه اپرائی که کاری را به صورت آزمایشی و تجربی آغاز کرده بود منصوب گردید و در این گروه بود که دوستی بزرگ و ارزشمند یافت: “فئودور شالیاپین”، سراینده کبیر باس. شالیاپین بزرگترین نقش زندگانی اپرائی خود یعنی “بوریس گودونف” را تحت رهبری راخمانینوف آموخت. دوستی این دو هنرمند بزرگ تا پایان عمرشان ادامه یافت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

موریکونه و اولین تجربه رهبری در ۷۸ سالگی

موریکونه و اولین تجربه رهبری در ۷۸ سالگی

انیو موریکونه Ennio Morricone که در زمینه ساخت و اجرای موسیقی سابقه فعالیتی ۶۰ ساله دارد، به هالیوود میرود تا پس از مدتها جایزه اسکاری که همه اهل فن سالهاست آنرا حق این موسیقیدان کهنه کار میدانند، دریافت کند. وی در این سفر برای اولین بار دست به رهبری ارکستر زده است.
گفتگو با قدسیه مسعودیه (II)

گفتگو با قدسیه مسعودیه (II)

خیر. برادرم اولین نفر بود و از بچگی به شدت علاقه‌مند به موسیقی بود. به یاد دارم همسایه‌ای داشتیم که آن طرف خانه‌مان را اجاره کرده بودند و گرامافون داشتند و آنطور که مادرم تعریف می‌کردند وقتی برادرم صدای گرامافون را می‌شنید با اینکه یکسال بیشتر نداشت، گریه می‌کرد که من را آنجا ببر و از اول تا آخر می‌نشست و گوش می‌کرد. علاقه‌ی شدید و عجیبی به موسیقی از همان موقع در وجود ایشان شاید به صورت ژنتیکی وجود داشته.
ایران در کشاکش موسیقی (V)

ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام ونگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.
چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

چیستا غریب: استاد باید بتواند شاگرد را بشناسد

بله، شاگرد هایی اینچنینی در دانشگاه زیاد داشته ام مثل آقای سعید خرمشاهی و آقای رضا تفضلی. الان آقای خرمشاهی، سلفژ را در همان دانشگاه تدریس می کنند؛ آقای رضا تفضلی که از موزسین های خوب هستند الان هارمونی، کنترپوان و فرم را در دانشگاه تدریس می کنند.
Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.
محمد رضا درویشی و کلیدر (I)

محمد رضا درویشی و کلیدر (I)

این مطلب در نگاه اول نقد یا توصیف ساختاری اثر کلیدر ساختۀ محمدرضا درویشی نیست و بیشتر تلاش شده به بهانۀ اجرای کلیدر و آثار مشابه نگاهی داشته باشیم به علل و عواملی که به واسطۀ آن اینگونه آثار مورد اقبال عمومی قرار نمی گیرند. چندی پیش، کنسرت مشترک هنرمندان حسین علیزاده و محمدرضا درویشی، در راس خبر های هنری مربوط به موسیقی قرار گرفته بود. کنسرتی که با واکنش های متفاوتی از زوایای گوناگون مواجه شد که یکی از آنها دعوت از بخش زهی ارکستر ملی (ناسیونال اکراین) بود.
ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

ارسلان کامکار: ارکستر نسبت به ۱۵ سال پیش رشد داشته

این موضوع را قبول دارم که بعضی مواقع صدای ساز‌های بادی یا برنجی خوب نبوده‌اند ولی در کل صدای ارکستر بد نیست اما واقعیت این است که بعضی از نوازنده های ارکستر بی‌خیال هستند. به فرض مثال زمانی که من قرار است یک میزان را سلوی ویلن را بزنم اینقدر باید تمرین ‌کنم که یک نت بالا و پایین نشود و اگر این اتفاق نیفتد از خجالت آب می‌شوم. اما شاهدیم که بعضی از نوازنده‌های سلو بی خیالند و اصلا دلهره ندارند. به همین دلیل برای یک اجرای تمیز و شفاف علاوه بر همت نوازنده باید رهبر ارکستر نیز سخت‌گیر باشد.
چرا تنظیم مجدد؟

چرا تنظیم مجدد؟

۲۵ بهمن ماه گروه موسیقی ژوله به سرپرستی نیما گوران در تالار پژوهشکده فرهنگ و هنر به روی صحنه رفت. آثاری که در این کنسرت به اجرا رسید از ساخته های دو تن از آهنگسازان برجسته موسیقی کلاسیک ایرانی، زنده یاد فرامرز پایور و مهرداد دلنوازی بود.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (I)

در سال ۱۳۰۶ مصادف با تحولات شدید فرهنگی و سیاسی در ایران متولد شد. پدرش معلم تار و ویولون (به سبک ایرانی) و از شاگردان خوب علی اکبرخان شهنازی بود. ابتدا با تار شروع کرد ولی به دلیل کوچک بودن جثه اش به ناچار ویولون در دست گرفت و دیری نپایید که به شاگردان ابوالحسن صبا پیوست. شکل گیری شخصیت حسین دهلوی در واقع در این دو محیط او را شخصیت اسطوره ای موسیقی ما کرده است.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

پرسیدید: «اذعان دارید که هیچ حرکت نوگرایانه ای بی اشکال نیست ولی آیا با منکوب کردن، موسیقی ما پیشرفت می کند؟ کدام ساز اصیل ایرانی (راه چند صد ساله نمی روم) همین سی سال اخیر که اینهمه توجه به این سازها شده به من بفرمایید کدام یک از این سازها از نظر آکوستیکی پیشرفت کرده اند؟» متاسفم که هرگونه نقدی در این مملکت به کوبیدن ترجمه می شود! چطور می گویید هر تغییری را بنده کوبیده ام؟ خود من نوازندگی با تار و سه تار ۳ اکتاو را پیشنهاد می کنم و با آن می نوازم. بنده مقالاتی در مورد نی کلید دار و تنبک کوکی نوشته ام؛ شاید مطالعه کرده باشید. فکر می کنم اولین کسی که در مورد این دو ساز در اینترنت (یا شاید هم در مطبوعات کاغذی) مطلبی نوشت، من بودم؛‌ یعنی زمانی که استادان گرامی پشت این سازها صف نکشیده بودند و تنبک کوکی نایاب نشده بود! «پیشرفت خوب نیست که عالی است!» ولی پیشرفتی که بر اساس معیاری علمی باشد.