در نقد آلبوم سخنی نیست (III)

از هنگام تشکیل گروه هم‌آوایان یکی از انگیزه‌های قوی آفریدن آثاری برای آن، به جز تجربه‌ی هم‌آوایی ایرانی، یافتن گریزراهی بود برای بازگرداندن صدای زنانه که موسیقی ایرانی از رنگ زیبایش محروم شده است. از همین رو تجربیات مشابه اغلب (جز سیاه مشق که مطلقا مردانه است) به سوی نوعی رنگ خاص که صدای زنانه را بر صدر بافت می‌نشاند، گرایش پیدا کرد. این شکل ویژه از رنگ‌آمیزی در کار قمصری نیز تداوم دارد به علاوه‌ی توجه خاص به صدای بسیار بم (حتا در شکلی اغراق شده) که در متن کارهای او همراه استفاده‌ی سازگون از صدای انسانی (مانند آنچه به شکل پررنگ در قطعه‌ی «بی قرار» می‌شنویم) همه در متن سخنی نیست نوعی روش میانه را پدید آورده که در آن صدای اول همراه با تحریر و تکنیک آواز کلاسیک ایرانی است و صداهای دیگر در بیشتر اوقات این ویژگی را ندارند. این‌چنین، گویی یک کرال به حمایت از خط اصلی آواز برخاسته است.

از دیدگاه خصوصیات و شخصیت صوتی قطعه‌ی بی‌قرار است که به ویژه در لحظات آغازین پیوند خود را با «روشن و ناخوانا» به نمایش می‌گذارد. اما قطعات دیگر را تنها از دیدگاه پیچیده‌تر شدن خطوط موسیقی‌شان نسبت به آثار قبلی خود قمصری و واگشت به کرال پیش از هم‌آوایان، می‌توان با آن دو پیش-متن مرتبط کرد. در نتیجه اکنون دیگر روشن و ناخوانا یک قطعه‌ی تک افتاده در میان آثار قمصری نیست بلکه در یک هم‌جوشی تکه‌هایی از تجربه‌های دیگران و خودش، به مجموعه‌ای بدل گشته که بیان هم‌خوانی قمصری در آن هویدا است. او با این هم‌آوایی‌ها به رنگ شخصی خود دست‌ یافته است.

گروهی از امکانات هم‌خوانی که دامنه‌اش از آوای بی‌کلام در «شعر بی واژه» (۱۱) تا استفاده‌ی ماهرانه از رنگ صداهای ترکیبی خوانندگان در «سخنی نیست» و تا انواع تقلیدهای ناهم‌زمان، برهم‌نهی الگوهای تحریری مانند «آینه» و همان طور که اشاره شد به کارگیری حلق مشابه سازها وسعت دارد، در عین این که موسیقی سازی همراه، ویژگی‌های معمول موسیقی قمصری را دارد و از این به بعد تفاوت چندانی نکرده است. در نتیجه انگار آلبوم سخنی نیست نوعی گلچین مفاهیم و تکنیک‌های هم‌آوایی امروزین است (به استثنای خواندن هم‌زمان نقش‌مایه‌هایی از چند گوشه‌ی مرتبط در ردیف یا پیوندیافته از طریق منطق درونی یک قطعه برای هم‌آوایی) و همین امر دیدگاهی آینده‌نگرانه را به ذهن متبادر می‌کند؛ این که اگر روزی روزگاری در آینده به گرایشات هم‌آوایی امروز بنگریم یا بنگرند آیا اغلب آفریده‌هایش را واکنشی به انگیزش ممنوعیت یک رنگ صوتی خاص در دوره‌ای از تاریخ موسیقی‌مان خواهیم/خواهند یافت؟ یا به این نتیجه خواهیم رسید که پای دلایل موسیقایی دیگری در بین بوده است؟

با گسترش این هم‌آوایی‌ها و ورود آهنگسازان دیگر به این وادی به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش‌ها هر چه بیشتر جنبه‌های مختلف موسیقایی خود را در معرض نمایش می‌گذارد.

از این دوره به بعد نقطه‌ی تمرکز توجه از روی هم نهادن ساختارهای دستگاهی خالص به سوی بهره‌گیری از تکنیک‌هایی که تکمیل شده‌اند پیش رفته است و نتیجه، کاسته شدن از غلظت و در هم تنیدگی تحریرها و خطوط است و حرکت به سوی خطوط ملودیکی که در حمایت ملودی-رنگ اصلی عمل می‌کنند. از این رهگذر نوعی بافت پدیدار می‌شود که یا هموفونیک است یا خطوط موازی (و تقریبا موازی) را به کار می‌گیرد تا یک ملودی اصلی را بیشتر بنمایاند. و این بازگشتی به دوره‌ی پیش از دلشدگان است از طریق کنار هم نگه‌داشتن برخی تکنیک‌های کرال با هم‌آوایی یا آواز تک ایرانی.

پی نوشت

۱۱- اینجا اگر چه در خود اثر بسیار آشکار اعلام شده خودداری از جلب توجه دوباره به پیوند باسلیقه‌ی نام (شعر بی‌واژه) با بی‌واژه بودن یا بی‌کلام بودن هم‌آوایی، بسیار دشوار است.


انگار

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر آلبوم «نوهنگام»

عناصرِ موسیقیِ جَز گونه‌ی نوهنگام، بی‌جلوه‌گریِ ویژه‌ای (مثلاً با ویرتوئوزیته و تکنیک یا نوسان‌های برجسته در شدت‌وری) کنار هم مسیری آرام و رام را طی می‌کنند. هر مسیر، ابتدا با پرسه زدنِ سازها (سه ساز غربی و یک سه‌تار/تنبور) در یک اشل صوتی مشخص شروع می‌شود و پس از تثبیت یک اتمسفر مدال، آنچه گروه را همگام می‌کند موزون شدنِ موسیقی‌ست که آن نیز همچون عناصر دیگر موسیقی، قرار نیست به دنبال پیچیدگی باشد. حرکت مدال در هر قطعه ثابت نمی‌ماند و مدگردی‌هایی (از پیش تعیین شده) را در طی مسیر از سر می‌گذراند. گاه زمزمه‌ای تک بیتی نیز با موسیقی همراه می‌شود. این گزارشی از موسیقی نوهنگام است.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (V)

در ادامه، سیّدعلیرضا میرعلی‌نقی، پژوهشگر موسیقی دستگاهی، به سخنرانی دربارۀ آلبوم به‌یاد بهاری پرداخت. او در ابتدای صحبت خود اشاره کرد، علی‌رغم تعداد کم حضار، همین تعداد را هم انتظار نداشته است و گفت گمان می‌کند این نسل از آخرین نسل‌هاست که این موسیقی را عاشقانه دوست دارد و علاقه‌مندان این موسیقی هم‌اکنون چنان کم هستند که گاه تصور می‌کنم برای مردم پنجاه صد سال پیش صحبت می‌کنم یا برای پنجاه سال بعد!

از روزهای گذشته…

مسترکلاس آمروپا پراگ میزبان امیر حسین اسلامی

مسترکلاس آمروپا پراگ میزبان امیر حسین اسلامی

مستر کلاس نوازندگی “Ameropa” که هر سال در تابستان در شهر پراگ برگزار می شود، در تابستان ٢٠١٣ جشن بیستمین سال برگزاری این مستر کلاس را برگزار می کند. این جشن شامل یک هفته مستر کلاس سازهای ارکستر سمفنیک و یک هفته مستر کلاس تمرین در ارکستر های مجلسی می باشد.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

۷- دکتر تقی ارانی یکی از فرزندان مبارز و دانشمند ایران را به دستور سرهنگ‌ نیرومند رئیس زندان سیصد ضربه شلاق زدند و در اتاق مجرد شماره ۲۸ زندان که گنداب‌ تمام مستراح‌ها به آنجا ختم می‌شد زندانی کردند. وی روی سمنت نمناک و هوای‌ خفقان‌آور مدتی به سر برد. بالش او یک جفت کفش سرپایی و لباس او در ماه آبان و آذر پیراهن تور تابستانی و یک تنکه تور نازک بود.
نگاهی به اپرای مولوی (I)

نگاهی به اپرای مولوی (I)

اپرای مولوی دومین اثر اپرای سبک ایرانی تاریخ موسیقی کلاسیک ایران است؛ اولین تجربه اپرای ایرانی در سال ۱۳۸۷ توسط همین زوج هنری یعنی بهروز غریب پور و بهزاد عبدی با موضوع عاشورا ساخته و اجرا شد که تلفیقی بود از سبک معمول اپرای کلاسیک و موسیقی تعزیه که بسیار مورد توجه و استقبال علاقمندان موسیقی و تئاتر قرار گرفت.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VII)

پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف، رومانتیسم دوران گذشته را به یاد می آورد و از آثار مشهوری است که پیانو در آن هنر خود را به خوبی نشان می دهد.
مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان را تنها باید شنید (II)

مشکاتیان، موسیقیدانی است که در مقابل او، سرنوشت و تاریخ موسیقی به شیوه ای مطرح می گردد که منحصر به خود اوست و این شیوه در حضور هیچ موسیقیدان دیگری قبل از او بدین گونه نبوده است. شگفتی عارف قزوینی در این بود که در قالب قراردادیِ محدود به قرائت موسیقایی شعر فارسی پیش از خود قرار نمی گیرد و رفتار محفلی موسیقایی را به اجتماعی بزرگ تر از محافل دوستانه و نشست های کوچک، یعنی جامعه ی عینی شهرنشین می کشاند و در ضمن آن را با ضرب فکری ـ عاطفی و اندیشه ی کلی جامعه ی دوران خود ترکیب می سازد و به حق موسیقی ای متأثر از اجتماع به معنای واقعی از شالوده ی اجتماع پدید می آورد که البته این ریشه دارد در تاریخ موسیقی و شعر کلاسیک ایران.
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (II)

در انتخاب قطعات ارکستر نیز به اعتقاد ما، کفه ترازو،” ناعادلانه ” به سمت موسیقی ملی متمایل نشده، بلکه این تمایل، حاصل خط مشی “ملی” این ارکستر به طور کلی و نیم نگاهی به موسیقی کلاسیک به صورت ضمنی است و این حق دموکراتیک هر گروه هنری است که راه خود را بر طبق یک مرام نامه مشخص و بدون در نظر گرفتن سلیقه دیگر افراد انتخاب کند و این ارتباطی به عدالت یا بی عدالتی نخواهد داشت.
خالقى از زبان خالقی (I)

خالقى از زبان خالقی (I)

در سال ۱۲۸۵موقعی که پدرم میرزا عبد الله خان در کرمان منشی فرمانفرما؛ والی ایالت بود به دنیا آمدم. هنوز چند ماهی از تولدم نگذشته بود که ماموریت پدرم به سرآمد و با اوبه تهران مراجعت کردیم. سالهای اولیه دوران کودکی را درست به خاطر ندارم ولی از سن پنج، شش سالگی را خوب به یاد می آورم که در همان خانه با مادر، خواهرو برادر بزرگترم زندگی می کردیم و در همین هنگام بود که مرا هم مانند خواهرم (مخلوقه) و برادرم (کریم) به مدرسه آمریکایی فرستادند.
گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

گزارش داوری دوسالانه آهنگسازی پژمان

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراحل داوری جشنواره دوسالانه آهنگسازی پژمان که امسال اولین دوره آن برگزار می شود. این گزارش توسط، دکتر امین هنرمند، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و دبیر دوسالانه پژمان نوشته و برای ژورنال گفتگوی هارمونیک ارسال شده است.
موسیقی و ایدئولوژی (II)

موسیقی و ایدئولوژی (II)

نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست. با این وجود میتوان صور ظاهری و نمودهای عینی موسیقی را بیان کرد، زیرا موسیقی با وجود اینکه از عینیت فیزیکی برخوردار نیست، اما مانند بسیاری از مفاهیم و موضوعات اعتباری و ذهنی قابل درک میباشد.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (II)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (II)

اهمیت آموزش موسیقی در طول سال‌های اولیه زندگی از زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد. پژوهش‌ها (برای مثال پیلزبزی ۱۹۵۸- ۱۹۳۷؛ مورهد و پاند، ۱۹۷۷) اولین گام‌ها را در زمینۀ تحقیق در باب زندگی کودکان موزیکال در پیش از دبستان را برداشتند و ما را از طبیعت خود به خودی رفتار و موسیقیایی آنها آگاه کردند. کودکانی که آموزش موسیقی را قبل از پنج سالگی شروع می‌کنند تغییرات و رشد وسیعی در منطقه مغز که مربوط به حواس پنجگانه است، به وجود می‌آید.