راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (II)

سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
در سال ۱۹۰۰ این دو دوست جوان با “تولستوی” ملاقات کردند. این دو به تولستوی به خاطر رمان بزرگش “آناکارنینا” و نه به خاطر کار جدلی جدیدتر او تحت عنوان “هنر چیست” احترام بسیار می گذاشتند. تولستوی وقتی شنید که این دو می خوانند و می نوازند پرسید: “آیا کسی هم هست که به چنین موسیقی ای محتاج باشد؟… انسانها به چه چیزی بیشتر نیازمند هستند؟ موسیقی دانشگاهی یا عامیانه؟… “بتهوون” مزخرف است، “پوشکین” و لرمانتف هم همین طور!”. آراء و عقائد انقلابی تولستوی راخمانینوف را به راستی عاجز و درمانده کرده بود. او را گرفتار نوعی ترس و ناتوانی پایدار ساخته بود. این وضع خانواده راخمانینوف را نگران کرد. او را نزد یک روانشناس خارق العاده و استثنائی، مردی که خود نوازنده توانای ویولن و عاشق موسیقی مجلسی بود فرستادند. این روانپزشک بیماران معتاد و الکلی خود را به کمک هیپنوتیسم درمان می کرد. روشهای درمانی او ظرف یکسال چنان بهبودی در احوال راخمانینوف پدید آورد که او به عنوان سپاس از پزشک معالج خود، دومین پیانو کنسرتوی خودش (۱۹۰۱) را به او اهدا کرد.

این اثر به زودی به چنان محبوبیتی دست یافت که پس از کنسرتوهای چایکوفسکی، هرگز نظیر نداشت. راخمانینوف حالا دیگر از برکت چاپ آثار و نیز اجرای موسیقی در مهم ترین پایتخت های اروپا، به درآمد کافی دست یافته بود. عایداتش به او امکان داد تا با ناتالیا، دختر خاله اش ازدواج کند. او بین سالهای ۱۹۰۲ تا ۱۹۱۷ دو اپرای کوتاه دیگر، دو کانتاتا از جمله “موسیقی برای زنگها” اثر “ادگار آلن پو”، دو فقره موسیقی مذهبی برای کلیسای روسیه، سومین پیانو کنسرتو، دومین سمفونی، بیش از چهل قطعه برای پیانو و پنجاه آواز تصنیف کرد. راخمانینوف در سال ۱۹۱۷ چند هفته پس از انقلاب اکتبر، روسیه را ترک کرد و دیگر هرگز بدانجا بازنگشت. او به عنوان پیانیستی اعجوبه و تواناترین مفسر موسیقی “لیست” و تمام کنسرتوهای دوران رومانتیک، برای همیشه در ایالات متحده مستقر گشت. تمام کاری که راخمانینوف در بیست و شش سال آخر عمرش انجام داد از پنج اثر بزرگ منجمله چهارمین پیانو کنسرتو، سومین سمفونی و راپسودی بر روی تمی از پاگانینی تشکیل می گردد و جز این دیگر هیچ آواز اصیل یا قطعات پیانویی از او پدید نیامده است.

راخمانینوف در سال ۱۹۴۱ طی مصاحبه ای با “دیوید ایون” گفت: “یک قطعه کوتاه برای پیانو نسبت به سمفونی یا کنسرتو، همیشه مرا بیشتر به رنج و عذاب کشیده و با مشکلات متعددی روبرویم کرده است. شاید بتوان گفت که در نوشتن برای یک کار ارکستری، تنوع رنگها که از برکت تنوع سازها پدید می آید، ایده ها و افه های گوناگونی را در اختیارم می گذارد، در حالیکه وقتی یک قطعه کوتاه پیانویی می نویسم، یکسره اسیر و در بند فقط یک اندیشه تماتیک هستم، عنصری که باید دقیق و بدون هیچگونه طفره رفتنی معرفی گردد.”

کارهای بزرگ سازیک راخمانینوف، کمبودهای ناشی از این طرز تلقی پر از تنبلی از شکلهای موسیقائی را نشان می دهد، در حالیکه در قطعات کوتاه، هرجا که استادی و مهارتش توانسته است بر آن “مشکلات خیلی بیشتر” فائق گردد، آنها به بهترین آثار او تبدیل گشته اند. قطعات لیتورژیک و قطعات کوتاه پیانویی او که در فاصله سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۷ ساخته شده، همگی پاکیزه تر شدن مهارت و لطیف تر شدن سلیقه اش را نشان می دهند بدون آنکه از لحاظ سبک در آنها تغییری مشاهده شود. با وجود آنکه ویژگیهای سبک نغمگی آثار راخمانینوف در این دوره، بیشتر شخصی و از آن خو اوست اما آخرین کارهایش به همان اندازه اولین کارهایش، همچنان به سبک “چایکوفسکی” نزدیک باقی مانده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش اکتاو رسانده‌ام.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

از روزهای گذشته…

مسترکلاس آمروپا پراگ میزبان امیر حسین اسلامی

مسترکلاس آمروپا پراگ میزبان امیر حسین اسلامی

مستر کلاس نوازندگی “Ameropa” که هر سال در تابستان در شهر پراگ برگزار می شود، در تابستان ٢٠١٣ جشن بیستمین سال برگزاری این مستر کلاس را برگزار می کند. این جشن شامل یک هفته مستر کلاس سازهای ارکستر سمفنیک و یک هفته مستر کلاس تمرین در ارکستر های مجلسی می باشد.
انتشار «سمفونی دماوند» از شاهین فرهت

انتشار «سمفونی دماوند» از شاهین فرهت

شاهین فرهت، آهنگساز ایرانی، همواره از «سمفونی دماوند» به عنوان بهترین اثر خود نام می بُرد و چند سالی می شد که سخت در پی فراهم آوردن امکان اجرای آن بود. به ارکستر سمفونیک تهران متوسل شد ولی راه به جایی نبرد. بارها در گفت و گو با رسانه ها از نبودن امکانات برای اجرای سمفونی اش سخن گفت تا در نهایت، اجرا و ضبط آن به وسیله ارکستر جشنواره ارمنستان به رهبری سورن خانگالدیان ممکن شد.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

وکیلی: باید طبقه بندی مکاتب را با دقت بیشتری بررسی کرد

معرفی مکتب های آوازی در موسیقی دستگاهی ایران، یکی از شایع ترین روش های دسته بندی در آموزش آواز ایرانی است که در سالهای اخیر با به دست آمدن بخشی از صفحه های گرامافون کمتر شنیده شده از دوره قاجار و همچنین اسناد مکتوب گردآوری شده از آن دوره، دچار چالش های جدی شده است.
از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

از موسیقی شناسی زیستی تا آواز میکروتونال پرندگان (I)

موسیقی شناسی زیستی یا Biomusicology مطالعه موسیقی است با دیدگاهی زیست شناسانه. از آنجائیکه موسیقی نماد رفتار موجودات زنده مانند انسان است پس می توان بین زیست شناسی و موسیقی پلی زد که این پل همان موسیقی شناسی زیستی است. یک موسیقی شناس زیستی باید احاطه کامل بر زیست شناسی و موسیقی داشته باشد تا بتواند دریکی از چند گرایش آن فعالیت کند:
مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (III)

مینی مالیسم، فیلیپ گلاس و کامه راتا (III)

مینی مالیست ها، به نوبه ی خود، سبکی از موسیقی را ارائه کردند که جزء به جزء به میزان آن چه رد می کردند، رادیکال بود. مقاله ی موجز و پر سر و صدای رایش در سال ۱۹۶۸ با عنوان «به عنوان یک فرایند تدریجی»، امروزه به عنوان یک مانیفست مطرح است. اگر چه این مقاله در مورد موسیقی خود او بود، اما نکاتی را در باب زیبایی شناسی مینی مالیسم در خود نهفته داشت. رایش معتقد بود که ساختار موسیقی- آنچه او فرایند موسیقی می نامد- می بایست نزد شنونده محسوس باشد.
نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

نمایان ساختن ارزش موسیقی بی‌کلام

پژمان اکبرزاده، شنبه شب، سی اوت ٢٠٠٨ در دانشگاه کُلن رسیتالی برای اجرای موسیقی ایرانی با پیانو داشت. برنامه‌ای که در آن آثاری از هنرمندان معاصر ایران برای پیانو بازسازی شده بودند. این دومین برنامه‌ی پژمان اکبرزاده برای شناساندن روایت پیانویی از موسیقی ایران در اروپاست که در ماه‌های آینده در دیگر شهرهای آلمان و بلژیک نیز تکرار خواهد شد. محمود خوشنام که در رسیتال کلن حضور داشته نقدی درباره آن نگاشته است.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
مشکل آهنگسازان فیلم در دهه ۷۰

مشکل آهنگسازان فیلم در دهه ۷۰

بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۲ تقریبا” می توان گفت که هیچ موسیقی ای برای فیلم یا تصاویر متحرک ساخته نشد. دلیل آن اعتصاب اتحادیه آهنگسازان و آواز نویسان آمریکا بود.
لحظه‌هایی در سکوت ، زیر آوارها <br>تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق(II)

لحظه‌هایی در سکوت ، زیر آوارها
تحلیلی بر آثار منتشر شده کیاوش صاحب نسق(II)

در آثار پیانو کمتر اثری را میتوان یافت که فضایی نزدیک به موسیقی معاصر داشته باشد ، تنها استثناها ” ۲ مارچ ۲۰۰۲ ” و ” ۶ آوریل ۲۰۰۲ ” هستند که فضایی متفاوت با بقیه قطعات دارند . این موضوع با توجه به سابقه‌ای که از دیگر آثار او در دست است کمی عجیب به نظر میرسد .