عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟

جست و جوی ما در دفترچه‌ی سی‌دی اثر نتیجه‌ی مشخصی ندارد. بهمن کاظمی، نوازنده‌ سه تار اثر، در تنها بخشی از نوشته‌اش که ممکن است در پاسخ به این سوال راهگشا باشد، چنین نوشته است: “مثنوی‌های این مجموعه چیزی فراتر از مشق و ردیف است که در ردیف‌های منتشر شده تاکنون شنیده شده‌اند… در مثنوی شور، گوشه‌ها به آرامی و به تدریج در پی یکدیگر قرار می‌گیرند و شنونده به پرده‌های بالاتر سوق داده می‌شود. اجرای ریتمیک در میانه‌ی مثنوی روایت را از مشق و درس جدا می‌کند. تقطیع کلمات با تحریرهای جدا کننده حائز اهمیّت است؛… همچنین اجرای مثنوی کردبیات در میانه‌ی شور منحصر به فرد است.

در مثنوی بیات ترک، گردش ملودی در گوشه های مختلف، از جمله قطار، و تحریرها و فرودهایی که حالات عرفانی و خانقاهی روایت را نمایان می‌کنند قابل توجه هستند.” فارغ از برخی اشکالات نگارشی، بدیهی‌ست که “به آرامی و به تدریج در پی یکدیگر آمدن گوشه‌ها و “سوق داده شدنشان به پرده های بالاتر” نه مساله پیچیده ایست، نه بدیع است و نه هیچ ربطی به مفهوم “مثنوی” دارد و در اکثر قریب به اتفاق اجراهای سنتی تر موسیقی کلاسیک ایرانی چنین مساله‌ای رعایت می شود. سایر خصوصیات ذکر شده مانند “منحصر به فرد بودن” اجرای مثنوی کرد بیات و دارا بودن حالات عرفانی، به غیر از آنکه توصیفاتی کلّی و گنگ هستند، کمکی به درک مساله‌ی ما نمی‌کنند.

مثنوی‌های اجرا شده ضمن آن که تا حد زیادی از خصوصیات ذکر شده برای مثنوی‌های ردیف بی‌بهره اند، تفاوت قابل تشخیصی با اجرای یک آواز رایج در دستگاه‌های ایرانی بر روی چند بیت شعر (در هر قالبی) ندارند؛ با این تفاوت که در معدودی از اجراها، برخلاف مثنوی‌های ردیف، چند بیت به طرز کمابیش یکسانی در محدوده‌ مدال یک گوشه می‌مانند و بدون تغییر و تنوع چندانی در محتوای موسیقایی، اجرا می‌شوند. از این رو، هم چنان هدف و بداعت و اصالت (به معنای آنچه که اثر برای عرضه دارد) مبهم می‌ماند: به غیر از “نام” جذاب و گمراه کننده، این آلبوم به راستی چه ظرفیتی از موسیقی دستگاهی را می پروراند و بازنمایی می‌کند؟

نهایتاً باید اشاره کرد، آنگونه که کاظمی در دفترچه‌ی سی‌دی عنوان کرده، اجرای یک باره و زنده‌ی این اثر، هر چند از جهاتی قابل توجه و با ارزش است، اما از جنبه‌هایی دیگر (مانند فالشی‌ها و ناهماهنگی‌های کوچک میان نوازنده و خواننده)، نمی‌تواند حائز امتیازی خاص در مقابل اجرای استودیویی دانسته شود.
*تیتر نوشته برگرفته از مثنوی‌ای از جامی است، که در آلبوم “مثنوی” نیز اجرا شده است.
هنر آن لاین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

همگون و ناهمگون (V)

همگون و ناهمگون (V)

حداقل سی‌ سال دیر رفته بودیم سی سال پیش، این سؤالات، پاسخ قابل‌توجهی داشته‌اند و به مرور زمان از یاد رفته‌اند. حالا کارها سخت‌تر شده است. صدای آقای افضلی مرا از حال خود بیرون آورد؛ عجب نقش‌خوانی است. صدای گرم و خوبی هم داشت. وسایل ضبط و تکثیر را از ساک درآوردم و صدایش را ضبط کردم:
صداهای مشهور I – Star Wars

صداهای مشهور I – Star Wars

بن بارت در مصاحبه با مجله Film Sound Today گفته است : در اولین مذاکره با جرج لوکاس، او اعتقاد داشت – ومن هم موافق بودم – که از صداهای ارگانیک (organic بنیانی، زنده) استفاده کنیم و او این لفظ را در برابر صداهای الکترونیک و مصنوعی به کار میبرد.
اپرای لیلی و مجنون (II)

اپرای لیلی و مجنون (II)

به خاطر می آورم که آن شب ماردم را خیلی اذیت کردم! بیش تر از آن پرده سیاه شاکی بودم، نمی توانستم صحنه را به خوبی ببینم و از او سؤال هایی درباره داستان اپرا می پرسیدم. حواستان باشد که ما مثل بچه های امروزی با تلویزیون و رادیو و تئاتر بزرگ نشدیم، در نتیجه آنچه بر روی صحنه رخ می داد کاملا واقعی جلوه می کرد!
Arpegiation برای تهیه ملودی تنال

Arpegiation برای تهیه ملودی تنال

برای تهیه یک موسیقی تنال و تحمیل تنالیته به گوش شنونده می توان با رعایت مواردی در نوشتن ملودی حتی بدون وجود هارمونی تنالیته را بوضوح در ملودی احساس کرد. توجه داشته باشید که هرگز صرف استفاده از نت های یک گام نمی تواند به تنهایی به ملودی شما تنالیته مشخصی را القا کند.
Yesterday چهل ساله می شود

Yesterday چهل ساله می شود

به جرات می توان گفت که ترانه Yesterday از گروه بیتلز از معدود ترانه های پاپ هست که از زمان اجرای آن تا به امروز هنوزهم به کرات از رادیوهای موسیقی سراسر دنیا پخش میشود.
درباره کتاب «گلهای جاویدان» (I)

درباره کتاب «گلهای جاویدان» (I)

کتاب «گلهای جاویدان» (دل انگیز طلیعه ای بر موسیقی ایران) توسط علی شریفی و با مقدمه دکتر شاهین فرهت منتشر شد. این کتاب در قالب پنج فصل اولین برنامه از سلسله برنامه های رادیویی «گلها» را بررسی می نماید.
Green, Green Grass of Home

Green, Green Grass of Home

من همیشه یکی از طرفداران اصلی جـری لـی لـوئـیس (Jerry Lee Lewis) بوده ام. هنگامی که در سال ۱۹۶۵ در نیویورک به یک مغازه نوارفروشی به نام کلونی رکورد (Colony Record) رفتم، آخرین آلبوم جری لی لوییس راخریدم. این اولین آلبوم کانتری او بود که Country Songs For City Folk نام داشت
رمانتیک و ناسیونالیسم

رمانتیک و ناسیونالیسم

تقدان موسیقی معتقدند که آهنگسازان دوره رمانتیک به نگرش و دریافت خاصی از موسیقی دست پیدا کرده بودند که تا آن زمان هیچ یک از موسیقیدانها به آن حد از درک و بیان احساسات در موسیقی دست پیدا نکرده بودند.
توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز Thomas Alan Waits

توماس آلن ویتز، خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و بازیگر آمریکایی متولد ۱۹۴۹ در پونومای Pomona کالیفرنیاست. او کار حرفه ای خود را در اوایل دهه ۷۰ به عنوان خواننده در بارهای کثیف و ارزان آغاز کرد. او در ابتدا به شدت تحت تاثیر نسل شعرایی چون آلن گینسبرگ Allen Ginsberg و ویلیام اس باروز William S. Burroughs بود. ویتز علی رغم اینکه از طرف منتقدان با استقبال خوبی مواجه شده بود، نمیتوانست خرج زندگی خود را از موسیقی خود بدست آورد. مردم آن دوره، به ترانه های سبک پیش از راک، موسیقی کلاسیک کافه ای و آمریکانای Americana او که یادآور سبکهای جز، بلوز، وودویل و کلا موسیقی دهه ۴۰ و ۵۰ بود، علاقه نداشتند.
صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.