متعهد بر انگاره ردیف

نگاهی به آلبوم ˝نقش بندان˝ اثر مریم تژده و کامران یعقوبی
آلبوم “نقش بندان” ، آنگونه که در دفترچه‌ی سی دی نیز نوشته شده است، مشتمل بر دو بخش است: بخش اوّل، دستگاه ماهور و بخش دوم، دستگاه (آواز) اصفهان. برای ارزیابی بهتر این اثر، رجوع به اظهارات نوازنده حیاتی‌ست. مریم تژده در مورد آلبوم چنین می‌نویسد: “اجرای آن [بخش اوّل] برخاسته از برداشت شخصی نوازنده از دستگاه ماهور است… بخش دوم بر اساس اجرای ایشان [علی‌اکبر شهنازی] … ادامه می‌یابد و به تدریج تا پایان بخش دوم به برداشت شخصی نوازنده نزدیک‌تر می‌شود.”

بر اساس این راهنمای موجز، باید متن مرجعی را در نظر گرفت که در اجرای نوازنده، دست خوش تفسیری شخصی شده است. چنین رویکردی، که طبیعت اکثر اجراهای حال حاضر موسیقی دستگاهی را تشکیل می‌دهد، به بیانی انتزاعی و نوعی بازنمایی غیرمستقیم از متن مرجع اشاره دارد. در این مورد، قطعاً ردیف این متن مرجع است و در مورد قطعات آهنگسازی شده نیز، رپرتوار آهنگسازان کلاسیک موسیقی دستگاهی این نقش را به عهده دارند. در این رویکرد، انگاره – یا در حالتی متعالی‌تر- تفکری در موسیقی دستگاهی و ماخذ سنتی آن –ردیف- مبنای ایجاد اثری جدید می‌شود. یکی از بهترین نمونه‌های چنین “برداشت”ی، “آن و آن” حسین علیزاده است که در آن مواد و مصالح شناخته شده موسیقی دستگاهی و ردیفی به انتزاعی حیرت آور رسیده‌اند؛ بافت و ساختار جملات، نحوه‌ی گسترش فرمال موسیقی، آکسان‌هایی که حتی موجب تغییر در تاکیدهای مدال می‌شوند، الگوهای ریتمیک و بسیاری عناصر دیگر، به وضعیتی رسیده‌اند که جز طعم و رنگی از آن متن مرجع با خود در بر ندارند و آنچه به گوش می‌رسد، به معنای واقعی، برداشتی شخصی، درونی شده و معاصر است از عناصر و مفاهیم موسیقایی بنیادینی که موسیقی دستگاهی را می‌سازند.

بر این اساس، دو ملاک مقایسه در دست است: متن مرجع (ردیف) و انتزاع بیانی موسیقیدانان معاصری چون حسین علیزاده. “نقش بندان” امّا در پیوستار میان این دو قطب، برخلاف ادعای نوازنده، به شدت به نظام دستگاهی نزدیک است، مگر آن که “برداشت شخصی” نداشتن را به معنای اجرای دقیق و نعل به نعل ردیف فرض کنیم. این مساله نه تنها در بخش‌های آوازی، که در قطعات متریک و آهنگسازی شده نیز مشهود است. جملات متقارن در جای جای اثر شنیده می‌شود؛ نه تنها در پیش درآمد “سپید” (که از لحاظ گسترش فرمال نیز چندان پرداخت شده نیست و دقیقاً در جایی که شنونده انتظار گسترش آن را دارد به پایان می‌رسد)، که حتی در چهارمضراب عراقِ “مهر” که الگوی متریک آن مشابه الگوهای متاخر است، جملات و انگاره‌های ملودیک تا حد زیادی متقارن و گاه تنها حالتی متریک از جملات ردیف هستند. الگوی گسترش موتیف‌ها در این بخش که قرار است حامل برداشت شخصی نوازنده باشد، همان الگوی ردیف است؛ گسترش‌های سکانس‌وار، بر مبنای تکرار موتیف در درجات مختلف مد و گاه همراه با واریاسیون‌های افزایشی.

شاید بتوان اثراتی کوچک از این “برداشت شخصی” را در این آلبوم یافت، که هیچکدام به واقع چندان “شخصی” -و از آن مهم‌تر- عمیق نیستند. استفاده‌ی متغیر از نت “سی” (با فرض این که اثر در ماهور “دو” اجرا شده) در درآمد که بیشتر در حوزه‌ی گوشه‌های عراق و نهیب شنیده می‌شود (به علت استفاده از دو دانگ متداخل)، و یا اجرایی نسبتاً مفصل ( با همراهی تنبک) از گوشه‌ی کرشمه. از این لحاظ، حتی پیش درآمد بیات اصفهان علی اکبرشهنازی که در همین سی دی اجرا شده، نسبت به متن مرجعِ ردیف و در مقایسه با قطعات ضربی آهنگسازی شده‌ی مریم تژدهی، برخوردی آزادتر و پیشروتر دارد.

سیر کلّی گوشه‌ها نیز –چه در بخش ماهور و چه اصفهان- کاملاً تکراری و شناخته شده است: درآمد، کرشمه و دلکش، فرود و عراق و درآمد، بیت راجع، عشاق و فرود! هیچ گونه مدولاسیونی غیر از آنچه جزو سیر کاملاً شناخته شده‌ی ردیف است شنیده نمی‌شود. با این اوصاف، بخش دوم، از آنجایی که قرار است بیشتر ادای دینی باشد به شیوه‌ی نوازندگی “شهنازی”، از لحاظ این تطبیق ایده و اجرا موفق‌تر است.
هنر آن لاین

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

این زمین بار امانت نتوانست کشید

این زمین بار امانت نتوانست کشید

ناصر فرهودی صدابردار و پیشکسوت موسیقی کشورمان جمعه ۱۳ مرداد به دلیل ایست قلبی درگذشت. فرهودی متولد ۱۳۳۱ دامغان و از جمله صدابرداران شناخته شده موسیقی کشورمان بود که تحصیلات خود را در رشته الکترونیک گرایش صدا از دانشکده صدا و سیما به اتمام رساند. او در سال ۵۱ همزمان با تحصیل در سازمان صدا و سیما به عنوان کارآموز فعالیت عملی خود را آغاز و پس از پایان تحصیل همکاری خود را با رسانه ملی آغاز کرد.
گفتگوی ما ده ساله شد!

گفتگوی ما ده ساله شد!

جشن دهمین سالگرد فعالیت ژورنال موسیقی گفتگوی هارمونیک دیروز، دوم خرداد در فرهنگسرای نیاوران به اجرا رسید. چنانکه مستحضرید، قرار بود جشن در روز اول خرداد در فرهنگسرای نیاوران برگزار شود و افراد بسیاری برای همراهی ما در این برنامه، اعلام آمادگی کرده بودند ولی به دلیل یک سوء تفاهم در ساعت برگزاری این برنامه، مسئولان فرهنگسرای نیاوران پیش نهاد تعویق برگزاری جشن به روز دوم خرداد را دادند.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.
فقط یک دقیقه سکوت !

فقط یک دقیقه سکوت !

گروه Qeen که پس از درگذشت فردی مرکوری در سال ۱۹۹۱، با خواننده جدید خود بنام پاول راجرز (Paul Rodgers) مجددا” مشغول به فعالیت می باشد، با وجود آنکه احتمال لغو شدن کنسرت خود را به علت مرگ پاپ می داد، روز دوشنبه هفته جاری وارد شهر رم شد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (I)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (I)

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته سوزل آنا ریلی (Suzel Ana Reily) که هادی سپهری (نوازنده، خواننده و موسیقی شناس) و حامد قنواتی (نوازنده و موسیقی شناس) ترجمه آن را به زبان فارسی به عهده داشته اند.
ویلنسل (XIII)

ویلنسل (XIII)

در موسیقی جز، Oscar Pettiford و Harry Babasin (نوازندگان کنترباس) از نخستین کسانی بودند که ویولنسل را به عنوان یک ساز سلو بکار بردند. هر دوی این ها سیم سازهایشان را با فواصل چهارم و یک اکتاو بالاتر از کنترباس کوک کردند. Fred Katz (که نوازنده کنترباس نبود) یکی از ویولنسل نوازان برجسته ی جز بود که این ساز را با کوک استاندارد و تکنیک آرشه کشی بکار برد. ویولنسل نوازان جز معاصر عبارتند از: Abdul Wadud، Diedre Murray، Ron Carter، Dave Holland، David Darling، Akua Dixon، Ernst Reijseger، Fred Lonberg-Holm، Vincent Courtois، Jean-Charles Capon و Erik Friedlander.
سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

آنچه پیرامون موسیقی در بادی امر به ذهن متبادر می شود، حوزه اجراست. اعم از نوازندگی و آهنگسازی اما واقعیت آن که دو حوزه آموزش و پژوهش از عرصه های اساسی در پیشبرد اهداف موسیقایی است. تالیف متون آموزشی، تدوین استاندارها و روشها و فنون تدریس، ترجمه متون غنی موسیقایی سایر کشورها، شناخت و تجزیه تحلیل اتنوموزیکولوژی، ایجاد دپارتمانهای پژوهشی دربخش های مختلف موسیقایی، گسترش حیطه های صوتی سازهای ایرانی، تدوین و گسترش متدهای بومی آموزش موسیقی برای کودکان، اکوستیک صوت و رعایت اصول و استاندارهای صوتی در معماری ساختمانها و تالارها و… به عنوان بخش های پشتیبان و پرستار، در غنی سازی حوزه ساخت و اجرا ی موسیقی موثرند.
والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
درباره تحولی جسورانه

درباره تحولی جسورانه

در خبرها خواندیم که قرار است دو ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک تهران، ادغام شده و به یک ارکستر تبدیل شود. این اقدام جسورانه علی رهبری شاید سومین حرکت بزرگ او بعد از تشکیل دوباره ارکستر سمفونیک تهران و هفتگی کردن کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران است. بعضی از اهالی موسیقی و مخصوصا رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی،‌ به این اقدام اعتراض کردند. امروز به این مسئله می پردازیم که اگر واقعا رپرتواری که با ارکستر ملی اجرا می شده مربوط به ژانر موسیقی کلاسیک بوده است، چرا ادغام شدن این دو ارکستر موجب نگرانی شده است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VI)

چنان که در بخش «چه چیزهایی باید ثبت شود؟» نیز به آن پرداختیم یکی از مهم‌ترین نکاتی که یک نغمه‌نگاری را از دیگری متمایز می‌کند توانایی‌اش برای ثبت تغییرات شدت‌وری است. در مورد ردیف ناگفته پیدا است که رشد چنین توانایی‌هایی تابعی است از اهمیتی که مجری و نغمه‌نگار برای تغییرات شدت‌وری قائل‌اند. یعنی تا چه حد در موسیقی این ظرافت‌ها جاری است و تا چه حد لازم است که ثبت و از این طریق منتقل شود.