گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (III)

هیچ یک از موسیقیدانان بعدی، خواه اسکریابین که او را دوست داشت یا “دبوسی ” و “استراوینسکی” که آنها را متجمل و خالی از صداقت و صمیمیت تلقی می کرد، روی موسیقی راخمانینوف تاثیری نداشته اند. درست است که پرلود معروف راخمانینوف و دومین پیانو کنسرتوی او دارای جمله ها و عباراتی است که به همان اندازه کارهای چایکوفسکی تکان دهنده است اما از این دست، در آخرین پرلودها، اتود “تصویر برای پیانو”، آخرین آوازها و قطعه “نیایش مغرب”، خیلی بیشتر می توان یافت: اینها از لحاظ ساختار، شاهکارهایی هستند که ارزش آنرا دارند که از زیر دست “مندلسون” یا “شوپن” بیرون آمده باشند.

هیچ یک از موسیقیدانان بعدی، خواه اسکریابین که او را دوست داشت یا “دبوسی” و “استراوینسکی” که آنها را متجمل و خالی از صداقت و صمیمیت تلقی می کرد، روی موسیقی راخمانینوف تاثیری نداشته اند. درست است که پرلود معروف راخمانینوف و دومین پیانو کنسرتوی او دارای جمله ها و عباراتی است که به همان اندازه کارهای چایکوفسکی تکان دهنده است اما از این دست، در آخرین پرلودها، اتود “تصویر برای پیانو”، آخرین آوازها و قطعه “نیایش مغرب”، خیلی بیشتر می توان یافت: اینها از لحاظ ساختار، شاهکارهایی هستند که ارزش آنرا دارند که از زیر دست “مندلسون” یا “شوپن” بیرون آمده باشند.

این رشد مهارت و سلیقه در درون چهارچوب یا سبک مالوف و آشنا، در تمام سالهای قرون نوزده و بیستم امری غیر عادی و بی بدیل بوده است. چرا که بر خلاف این جهت، از زمان “هایدن” به بعد، بیشتر آهنگسازان در جریان تطور و پیشرفت کار، پیوسته از سبکی به سبک دیگر منتقل شده اند یا اصولا مجموعه کاملی از سبک ها را از سر گذرانده اند. رشد راخمانینوف چیزی شبیه تکامل یک هنرمند “ماقبل کلاسیک” است. خود این حقیقت که چنین رشدی در قرن بیستم امکان پذیر بوده، میرساند که سنتهای گذشته به طور کامل از میان نرفته و هنوز چیزی از آن باقی مانده بوده است. در حالیکه “جان استوارت میل” و بسیاری دیگر مانند او، بیم داشتند که چنین نشده باشد و نیز وقفه در رشد راخمانینوف در سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱ و توقف کامل این رشد در سال ۱۹۱۷ یعنی آن هنگام که راخمانینوف تنها چهل و پنج سال داشت نشان دهنده این حقیقت است که دست یافتن به یک رشد عادی در قرنی این چنین غیر عادی، تا چه حد دشوار است.

دست نوشته ها و نامه های راخمانینوف که در روسیه به جای مانده بود تماما در موزه مرکزی فرهنگسرای دولتی موسیقی در مسکو نگهداری می شود و بیشتر آنها پس از مرگ آهنگساز منتشر شده است. از راخمانینوف آرشیو بزرگی نیز در کتابخانه کنگره امریکا نگهداری می شود.

نگاهی به سه اثر مهم و حائز اهمیت راخمانینوف:
پیانو کنسرتوی شماره ۲ در دو مینور، اپوس ۱۸، “بوی ایام گذشته”:
سطرهائی از تاریخ:

سمفونی شماره یک راخمانینوف برای نخستین بار به سال ۱۸۹۷ در سنت پترزبورگ به مورد اجرا درآمد. این نخستین اجرا در تاریخ موسیقی یک نمونه بارز شکست اثر و عدم استقبال منتقدان و شنوندگان محسوب می شود. راخمانینوف بعدها خودش توضیح می داد که چطور هراسان و پریشان خاطر در قسمتی از اجرای سمفونی اش بر جای خود نشست اما چون نتوانست عکس العمل عاری از مهر حضار را تحمل کند از تالار کنسرت گریخت. یک مجلس ضیافت برای بعد از برگزاری کنسرت به افتخار وی ترتیب داده شده بود و راخمانینوف که دستخوش حیرت و گیجی شده بود نمی دانست در آن مجلس در برابر مهمانان چه عکس العملی از خود نشان دهد. روز بعد که روزنامه ها در آمد، منتقدان ضربه بزرگتری بر روح آهنگساز جوان وارد آورده بودند.

در روزنامه “اخبار”، سزار کوئی یکی از آهنگسازان همزمان با راخمانینوف و همچنین یکی از اعضای گروه پنج نفره، چنین اظهار عقیده کرده بود: “اگر در دوزخ یک کنسرواتوار باشد، به راخمانینوف جایزه اول را برای سمفونی اش خواهد داد. به راستی که چه نغمه های شیطانی ناموزونی برای ما تصنیف کرده است!”.

صادق رنجکش

۱ نظر

بیشتر بحث شده است