نگاهی به جشنواره موسیقی محله

این جشنواره مملو از اجرای سازهای غیر متعارف بود.
این جشنواره مملو از اجرای سازهای غیر متعارف بود.
روز جمعه ۱۸/۶/۸۴ اختتامیه اولین دوره جشنواره موسیقی محله بود. این جشنواره زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با هدف یافتن استعدادهای جوان در تمام مناطق تهران برگزار شد. نحوه شرکت در این جشنواره بدین صورت بود که گروه های کر، سرود، کلاسیک و پاپ فرهنگسراهای مناطق مختلف تهران پس از اعلام آمادگی و تکمیل فرم و ارائه نمونه کار در دو مرحله به رقابت می پرداختند. مرحله اول به صورت منطقه ای بود و گروه های هر منطقه در فرهنگسرای مربوط به منطقه خود اجرای برنامه می کردند.

نکته قابل توجه در بخش اول داوری بود؛ داوران برخی مناطق به راستی جوان بودند و تجربه کافی برای نشستن در ردیف اول سالن یعنی صندلی داوری را نداشتند. البته در بین آنها دانشجویان دانشگاه هنر هم بودند و همچنین سرپرستان بعضی از گروهها و بدیهی است که یک فرد نمی تواند هم داور باشد و هم سرپرست یک گروه!

از این گذشته از آنجا که ناهماهنگی های زیادی در این جشنواره وجود داشت، از طرف بعضی فرهنگسراها به برخی گروهها زمانی حدود ۱۵ دقیقه داده شده بود، در نتیجه آنها برنامه خود را برابر با تایم اعلام شده تنظیم و آماده کرده بودند، در صورتی که زمان داوران تنها ۷ الی ۸ دقیقه بود! با این شرایط گروه هایی مشاهده شدند که به روی صحنه رفته و بعد از اجرای یک قطعه ۳دقیقه ای بلافاصله بعد از اینکه شروع به تکنوازی یا قطعه گروهی کردند با اعتراض تند داوران کم تجربه مواجه میشدند که بسیار ناخوشایند بود.

مرحله دوم یا پایانی مسابقات روز پنجشنبه ۱۷/۶/۸۴ در فرهنگسرای بهمن در تالار آوینی برگزار شد. در روز پایانی تمام گروه ها اعم از کر، سرود، کلاسیک،پاپ و سنتی با هم رقابت کردند(که انتخاب نامهای این سرشاخه ها بحثی مفصل دارد که موضوع این مقاله نیست) برای این بخش سه داور انتخاب شده بودند که تخصصشان موسیقی کلاسیک غربی بود. با توجه به اینکه تعداد گروه های سنتی(اینجا منظور موسیقی ایرانی) شرکت کننده در این مرحله از بقیه گروه ها بیشتر بود، با کمال تعجب از بین داوران انتخاب شده حتی یکی از آنها هم تخصصی در موسیقی سنتی نداشت! حال چگونه این داوران محترم در مورد گروهی که مثلآ شامل یک خواننده، تار ، سنتور و… است و به طور مثال یک قطعه در شور میزنند اظهار نظر و داوری می کنند ؟!(خدا میداند)

مگر یک نوازنده تار یا نی در جایگاه یک داور می تواند در مورد یک قطعه کلاسیک، مثلآ کاپریس ۲۴ پاگانینی نظر دهد؟ حال هر قدر هم که در رشته خود و ساز تخصصی خود استاد و صاحب نظر باشد. البته شاید بتواند ، فقط در مورد زیبایی قطعه نظری دهد ولی این اظهار نظر به هیچ وجه فنی نیست.

آیا این داور در موارد دیگر هم میتواند اظهار نظر کند؟ در مورد ظرایف و تکنیک ها، در مورد استیل نوازنده و قدرتش در اجرای قطعه؟ آیا اگر نوازنده یک دوبل استکاتو را جا بیندازد یا یک پاساز را اشتباه بزند و اتفاقآ داور ما هم آن قطعه را نشنیده باشد ،اصلآ متوجه این اشتباه میشود؟ پس نمیتوان انتظار اظهار نظر دقیق داشت، همانطور که از این داوران محترم این انتظار نمیرود که در مورد همه گروه ها از پاپ و سنتی گرفته تا کر و … قضاوت صحیح داشته باشند. آخر یک نوازنده کلارینت که مرتب با گام های مینور و ماژور سر و کار دارد، چقدر گوشش با فاصله کرن و ربع پرده ایرانی آشنایی دارد؟ البته به عنوان یک شنونده ممکن است مختصر آشنایی داشته باشد ولی در جایگاه داوری خیر. جاداشت به داوران عزیز بگوییم :”هر کسی را بهر کاری ساختند!”

البته در اینجا قصد تخریب کسی در میان نیست، چون این دقیقآ همان نکته ایست که خود داوران در پایان اختتامیه و در بیرون سالن در جمع شرکت کنندگان معترض به آن اشاره کردند و گفتند:«ما اطلاعی از موسیقی ایرانی نداشتیم».و نتیجه هم این میشود که گروه هایی به صحنه بیایند که علاوه بر کوک بسیار دقیق (که واقعآ معظلی برای گروه ها بود)، قطعاتی با تنظیم خوب و زیبا اجرا کنند ولی همین عدم آگاهی داوران و عدم آشنایی آنها با فوت و فن موسیقی ایرانی موجب شد مورد توجه قرار نگیرند و در عوض گروه هایی که به اجرای مونو پرداختند و از ریتم های تند همراه با حرکات نمایشی (که امروز حرف اول را در موسیقی ما میزند!) برخی از سازها استفاده کردند، به عنوان گروه برتر روی سن بالا بروند. به نظر می رسد حرکات نمایشی دف و تمبک داوران را هم تحت تأثیر قرار داده و شروع به نمره دادن کرده بودند!…و بدین ترتیب باز هم در یک جشنواره حق گروه هایی ضایع شد.

البته باز هم به این موضوع اشاره می کنم که داوران را نمی توان مقصر اصلی دانست. مسئولین برگزار کننده برنامه می بایست جوانب کار را بیشتر می سنجیدند.

از شرایط صدا برداری در سالن (لازم به ذکر است که دیوارهای سالن فرهنگسرای بهمن هیچ پوششی به جز رنگ ندارد و به طرز عجیبی صدا را برمیگرداند!) و مخصوصآ تاثیر برگشت صدا بر روی نوازندگان روی سن هم که بگذریم، مراسم اهدای جوائز نیز، خالی از لطف نبود! بنا به دلائلی که ذکر شد، داوران مسابقه گروه ها را رتبه بندی نکرده بودند و به ناچار از بین شرکت کننده های جشنواره ابتدا در هر ساز نوازندگان برتر و سپس گروه های برتر(از نظر خودشان) بدون ذکر رتبه معرفی کردند. در اینجا هیچ منظوری بر غرض ورزی و ترجیح دادن گروهی بر گروه دیگر نیست ولی انتخاب شدن گروهی که سرپرست آن در مرحله اول مسابقه جزو هیئت داوران بوده و در مرحله دوم به عنوان سرپرست روی سن رفته و جایزه گرفته، چه مفهومی دارد ؟

اگر این گونه جشنواره ها واقعآ با هدف و شعار اعتلای فرهنگ موسیقی کشور برگزار میشود، چرا به اعتلای هر چیزی می پردازند غیر از موسیقی ؟ اگر هدف یک جشنواره این است که هزینه ای تعیین و صرف یک برنامه سطح پائین شده و در آخر هم مقداری جایزه توزیع شود، می توان گفت این جشنواره کاملا موفق بوده؛ ولی اگر هدف، واقعآ برگزاری یک جشنواره معتبر و سطح بالاست که به واقع در اعتلا و ترویج فرهنگ و موسیقی این مرز و بوم تآثیر گذار باشد، باید اساسا” فکری کرد .

برای مثال بهتر نیست قبل از شروع یک برنامه این چنینی دست اندر کاران آن ابتدا یک هیئت داور مناسب را انتخاب کنند که موسیقی ای را که قرار است در موردش قضاوت کنند و نظر دهند را به خوبی بشناسند و در موردش تخصص داشته باشند تا دیگر هیچ حرف و حدیثی لااقل در مورد داوری مطرح نباشد.

دیگر اینکه، بهتر نیست از سوی هیئت داوران مثلآ در بخش موسیقی ایرانی چند قطعه انتخاب و معرفی شود و گروه های شرکت کننده هر یک قطعه ای را به دلخواه از میان این چند قطعه (که داوران تسلط کاملی روی پارتیتور آن دارند) انتخاب و اجراء کنند، که در نتیجه هم قطعات یکدست بوده و هم تفاوت در اجرای گروه ها در یک قطعه مشخص شود ؟ واضح است که در اینصورت داوران با قطعات آشنایی داشته و در صورت داشتن نت یا پارتیتور قطعات، بهتر می توانند در مورد نحوه صحیح یا غلط اجراء شدن قطعات اظهار نظر کنند؛ بدین ترتیب حق هیچ گروهی تضییع نمیشود.

البته برای هر چه بالا بردن سطح کیفی این گونه جشنواره ها ده ها راه وجود دارد ولی موارد مذکور بیشتر از کاستی های دیگر شرکت کننده گان این گونه برنامه ها را آزار می دهد.

در پایان یاد آور می شوم که این جشنواره های ریز و درشت در طول سال بسیار برگذار میشود که می توان گفت تاثیر قابل لمسی در جامعه ندارد. چه زیباست که مسئولین بر گذار کننده این جشنواره ها قدری به مسائل ریز و حاشیه ای دقت کنند و با استفاده از سال ها تجربه جشنواره های پیشین به ترمیم این سیستم بیمار همت بگمارند، تا علاوه بر صرف بودجه و هزینه به هدف والاتری که همانا اعتلای فرهنگ و موسیقی کشورشان است، دست یابند.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

کارهای پیانوی آهنگسازان ایرانی در لندن

روز چهارشنبه پنجم اکتبر ۲۰۰۵، تعدادی از ساخته های آهنگسازان معاصر ایران برای پیانو، توسط تارا کمانگر در دانشکده سنت پاول لندن به اجرا درخواهد آمد. در این برنامه که به کوشش بنیاد جادوی ایران (Magic of Persia) برگزار خواهد شد این قطعات نواخته می شود:
بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

بیاییم قراری خودآگاه بگذاریم!

همانطور که میدانید ما برای بیان کیفیت صدا همواره از کلمات زیر و بم استفاده میکنیم که در فارسی کلمه زیر معنی پائین و بم که مخفف بام است، معنی بالا می دهد! میبینید که این، کاملا مغایر با کابرد این دو کلمه در موسیقی است؛ یعنی: ما به صدای بالا، زیر و به صدای پایین بم میگوییم. بصورت کل، جمله اخیر بی معنی و بلاتکلیف مینماید لذا ما برای حل این نقیصه بطور ناخودآگاه قرار گذاشته ایم که دو اصطلاح زیر و بم را با هم و بالا و پائین را با هم بکار میبریم تا اشتباهی رخ ندهد. با این وجود…
نمودی از جهان متن اثر (XII)

نمودی از جهان متن اثر (XII)

همان‌طور که در بخش‌های پیشین مقاله هم کمی به آن پرداختیم این جنبه‌ی طبقه‌بندی آنالیز است که اغلب در این زمینه مورد استفاده است. کارکرد طبقه‌بندی در این جا بیشتر دسته دسته کردن عناصر و روال‌های سازنده‌ی موسیقی است تا طبقه‌بندی خود آثار (۵۷).
مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

در هنرستان ما ارکستری داشتیم که بنده آن را اداره کرده بودم و در واقع یک ارکستر دانشجویی بود، پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی ملی، با همکلاسی های که داشته ایم مثل آقای سعید ثابت، آقای حسین بهروز نیا، آقای ضرغامی و دوستان دیگر، ما علاقه مند شده بودیم که فعالیت های خود را گسترده تر کنیم؛ به گوشمان رسید که در رادیو میدان ارگ، امتحانی می گیرند برای نوازندگی و جذب نوازندگان برای صدا و سیما. آنجا رفتیم و در آزمون شرکت کردیم و خدا را شکر کارمان مورد قبول واقع شد و ارکستر در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که وابسته به صدا و سیما بود تشکیل شد. نام این گروه خالقی بود که غالبا دوستانی که آهنگ خودشان را می آوردند، سرپرستی آن را به عهده داشتند و فعالیت از سال ۵۸-۵۹ آنجا شروع شد.
قول و غزل یا قول و غزل (V)

قول و غزل یا قول و غزل (V)

به عبارت دیگر مدگردی ها در این بخش بر بستر نغمات صورت نگرفته اند بلکه تغییر ریتم به عنوان کاتالیزوری عمل کرده و در این راستا از ساز عود بهره گیری ریتمیک شده است. برای بازگشت به چهارگاه نیز دقیقاً همین ترفند مجدداً بکار رفته است.
برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

برخی از دلایل ایجاد استرس در نوازندگی

داشتن انقباضات عضلانی و همچنین استرس در هنگام نواختن را در هنگام تمرینات کمتر متوجه میشوید، چراکه در زمان تمرین با خیالی آسوده در خانه و برای خودتان مینوازید! اما چرا وقتیکه که برای کنسرت و یا اجرا در برابر دیگران حاضر میشوید این استرس و انقباضات خود را نشان میدهد؟ در این مقاله به ذکر چند نکته بسنده میکنیم و سعی میشود تا در مطالب آتی به سراغ حافظه ناخود آگاه و خود آگاه برویم و کشف این نکته که در هنگام تمرین و اجرا چه اتفاقی برای نوازنده می افتد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (VI)

اگر بخواهیم تمایزات اصلی و مهم تحولات در آثار هنری و به ویژه موسیقی را در دو تمدن آب و خاک بررسی کنیم می توانیم اینگونه دو تمدن را بررسی کنیم.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VIII)

در هر تمرین دو امر جریان دارد: یکى تمرینِ ذهن جهت پرداخت و آنالیزِ قطعه ى مورد نظر و دوم تمرین دست ها جهت بدست آوردن نرمى لازم. ذهن شما قبل از دست هاى شما مشغول به کار مى شود، در نتیجه کار بر روى ذهن، هم مهمتر است و هم اولویت دارد. شما هرگونه که ذهنتان را عادت دهید همانگونه رفتار خواهد کرد.
علی رهبری: اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده!

علی رهبری: اینجا مثل آپارتاید در آفریقای جنوبی شده!

بدنبال تهیه مطلب علی رهبری و موسیقی صلح با علی رهبری، رهبر و آهنگساز صاحب نام ایرانی مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید. لازم به ذکر است که این گفتگو قبل از انتصاب ایشان به رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران و پس از کنسرت قبلی ایشان یعنی زمانی که به دعوت مرحوم فریدون ناصری و به عنوان رهبر میهمان رهبری در تهران حضور داشتند انجام شده است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

انتخاب های بیچام از بین موسیقی فرانسوی چه در کنسرت ها و چه در استودیوی ضبط به طور ویژه ای التقاطی بود. او از اجرای راول خودداری می کرد اما اجرای آثار دبوسی را مرتب در برنامه خود داشت. او زیاد از فوره (Fuare) اجرا نمی کرد اما در عین حال the Pavane یک استثنا بود. همچنین ضبط سوئیت the Dolly که در سال ۱۹۵۹ صورت گرفت به ندرت پس از اولین پخش این اثر از کاتالوگ ها حذف شد.