گزارشی از نشست مطبوعاتی اپرای عاشورا

چهارشنبه ۲۲ مهر ماه ساعت ۱۱ در تالار وحد نشست مطبوعاتی اپرای عاشورا با حضور نصیر حیدریان، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران، علی رهبری، مدیر هنری و رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران و بهزاد عبدی آهنگساز این اپرا برگزار شد. به دلیل واقع شدن این نشست ساعت استراحت میان تمرین ارکستر، این برنامه کوتاه و فشرده به اجرا رسید.

در ابتدا علی رهبری با معرفی نصیر حیدریان به عنوان یک استاد زبده در حرفه رهبری، از مسئولین قبلی دفتر موسیقی که هیچ گاه از او برای رهبری ارکستر سمفونیک تهران دعوت نکرده بودند گله کرد. علی رهبری افزود: نصیر حیدریان که به عنوان اولین رهبر مهمان ارکستر سمفونیک تهران در این اجرا کنار ما حضور خواهد داشت از جمله هنرمندانی است که من از بچگی او را می شناختم و می دانم که این هنرمند یکی از بهترین رهبران ارکستر کشورمان است که هم اکنون نیز در کالج های معتبر اروپایی مشغول به تدریس موسیقی است. رهبری با اشاره به این موضوع که لازم است با روشی مردم را با موسیقی سمفونیک آشتی دهیم گفت: بهتر بود از عنوان هایی مثل اپرا یا باله برای آثارمان استفاده نکنیم چون ممکن است از طرف مردم ارتباط خوبی با آن برقرار نشود.

رهبری در ادامه در پاسخ به این سئوال که چرا در برنامه «مهر تا مهر» اثر از او در میان آثار ایرانی نیست گفت: من در طول ۴۰ سال گذشته مدیر هنری ارکستر های مختلفی بودم و در این مدت تمام تلاش خود را کرده ام که در مجموعه هایی که به عنوان مدیر در آن حضور دارم هیچ یک از آثارم اجرا نشود. ارکستر سمفونیک تهران نیز از این قاعده مستثنی نیست شاید این مشکل من باشد، اما به طور حتم اگر مسئولیت را کنار بگذارم حتما از آثار خودم در ارکسترها استفاده می کنم.

نصیر حیدریان، در پاسخ به این سئوال که تغییری در وضعیت ارکستر سمفونیک نسبت به ۱۸ سال پیش می بینید یا خیر گفت: در آن زمان نوازندگان بسیار بی نظم و نامرتب سر ارکستر می آمدند، گاهی حتی با چند ساعت تاخیر. بعضی ها می گفتند ما قبل از تمرین مسافرکشی می کنیم ولی امروز دیگر وقتی قرار است ۹ تمرین شروع شود، همه در ساعت ۹ روی صحنه حاضر هستند. اگر فقط سازهای ارکستر سمفونیک تهران نیز تغییر کرده و نو شود، کیفیت ارکستر بسیار بهتر از امروز و در حد ارکسترهای اروپایی می تواند بشود.

حیدریان درباره این اپرا افزود: ما باید نشان دهیم که موسیقی می تواند چه کاربردهایی داشته باشد و از این طریق بخشی از مخاطبانی که با موسیقی آشتی ندارند را به سالن ها بیاوریم، آنها باید بفهمند که هر پدیده ای می تواند به زشتی و زیبایی مورد بهره برداری قرار بگیرد، همانطور که با یک لیوان آب می شود کسی را سیراب کرد یا سر کسی را شکست، پس پدیده ها به خودی خود، زشت یا زیبا نیستند البته شما در هیچ یک از کشورهای منطقه شاهد اجرای یک اپرای با این موضوع نیستید اما امروز شرایطی فراهم شده است که در کشورمان اپرای عاشورا اجرا می شود و این نشان‌دهنده فرهنگ پخته و پیشرفته کشور ایران است که در یک فعالیت مثبت و تاثیرگذار این گونه به مجموعه ارکستر های خود اهمیت می دهد.

بهزاد عبدی در مورد اپرای ملی ایران تاکید کرد به یقین تلاشهای استاد بهروز غریب پور باعث شد تا اپرای ملی به منصه ظهور برسد. او ادامه داد امیدوارم اجرای ارکستر با لیبرتوی درخشان استاد غریب پور باعث شعف ایشان شود و ایشان راضی از سالن خارج شوند. بهزاد عبدی از خبرنگاری که اپرای عاشورا را با عنوان عروسکی نام برد خواست، این اپرا را بدون عنوان نام ببرد چراکه یک اپرا می تواند به صورت های مختلف اجرا شود که تنها یکی از آنها عروسکی است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

تا مدتها بزرگترین نماد موفقیت یک اثر موسیقی چیزی نبود جز “صفحه طلایی”، یک شاهکار تبلیغاتی که به افتخار گلن میلر از سال ۱۹۴۱ ارائه آن آغاز شد.
قول و غزل یا قول و غزل (I)

قول و غزل یا قول و غزل (I)

شاید اگر تا همین ۵ و ۶ سال قبل آلبومی با نام «قول و غزل» وارد بازار موسیقی می شد، این اسم نیز نامی بود میان نامهای بسیاری آلبومهای دیگر که یا از میان شعر یکی از قطعات باکلام آلبوم برگزیده شده یا در آلبومهای بی کلام، از ناکجائی شاعرانه در ذهن صاحب اثر به پرواز درآمده و بر روی جلد آلبوم جا خوش کرده بود.
رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

رویکردی فلسفی به موسیقی (II)

در بیشتر بخش های این نوشتار، توجه خود را بر موسیقی «ناب» یا موسیقی «مطلق» معطوف می نماییم؛ آن موسیقی سازی که هیچ یک از عناصر غیر موسیقایی (شعر، کلام، حرکت، تصویر) را به همراه خود ندارد. بسیاری از فلسفه پژوهان که ذکر فعالیت هایشان در ادامه بحث ما خواهد رفت، تمرکز اصلی خود را بر این شاخه موسیقی قرار داده و برای این منظور نیز غالباً سه دلیل محوری را ارائه می نمایند:
سرگشته در تودرتوی زمان (III)

سرگشته در تودرتوی زمان (III)

قطعه به جزیره‌هایی از نواخته‌های سه‌تار، که خطی منسجم و پیوسته از ملودی‌های ساخته شده بر اساس موسیقی دستگاهی ایرانی را سرسختانه پی ‌می‌گیرد، تقسیم شده است که هر لحظه به خصوص در ایست‌ها به شکل پدیده‌ای ریزغربالی فرومی‌پاشد. این فروپاشی تنها از منظر ماده‌ی خطی نیست بلکه در بعد طیفی نیز روی می‌دهد. یعنی طرح ملودی نواخته شده توسط نوازنده‌ی سه‌تار مصالحی را به دنبال می‌آورد که میان یک «ایمیتاسیون کانونیک» در هم شکسته و پاره‌هایی از طیف خط مرکزی سرگردان‌اند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد مواد جدا شده از جزیره‌ی قبلی نوعی گسترش غربال تکاملی برای بعدی فراهم می‌کند، البته با همان مقیاس خُرد.
بانگ چاووش (III)

بانگ چاووش (III)

در این آثار از سازهای مضرابی باس مانند، بم تار و عود به صورت شاخص تری استفاده می شد و کارایی آنها بیشتر القای ریتمیک بود که در اکثر مواقع با چاشنی ضدضرب، نوشته می شد؛ ولی مهمترین تفاوت این آثار با بسیاری از ساخته های پایور و هنرجویان هنرستان، تنظیم ذوقی آنها بود؛ در بسیاری از آثار پایور (۶) و هنرجویان هنرستان، تکنیک های هارمونی و کنترپوان، به شکل قانونمند و یکپارچه ای به کار برده می شوند، در حالی که در آثاری که بعد از انقلاب توسط آهنگسازان کانون چاووش اجرا شد، این تکنیک ها به صورت مقطعی و بیشتر جهت رنگ آمیزی به کار گرفته می شوند.
گفتگو با سارا چانگ (VI)

گفتگو با سارا چانگ (VI)

درست است، اما او تنها ۱۰ سال سن دارد و دقیقا نمی داند چه می خواهد، تقریبا مثل خود من! همه فکر می کردند من می دانستم چه می خواهم وقتی ۱۰ ساله بودم، اما نمی دانستم و هنوز هم در حال جستجو هستم. برای او هم همینطور، اگر روزی کسی او را به زمین تمرین نبرد، او با سبدی پر از توپهای تنیس به زیر زمین می رود و آنها را به در پارکینگ می زند و این مرا دیوانه می کند، زیرا در حال تمرین کردن هستم، اما او عاشق این کار است! به من می گوید: “می توانی امروز با من به زمین تمرین بیایی؟ می توانی فقط کمکم کنی که سرویس بزنم؟ ”
آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

آیا بتهوون به دست پزشک خود درگذشت؟

به گفته یک آسیب شناس وینی، پزشک این موسیقی دان شهیر با تجویز بیش از حد دارویی نادرست و حاوی ترکیبات سرب، سهوا موجب مرگ او شده است. محققین دیگر چندان با این نظر موافق نیستند اما همه بر این نکته که بتهوون در سالهای قبل از مرگ به شدت بیمار بوده است، اتفاق نظر دارند.
مصائب اجرای دوباره (I)

مصائب اجرای دوباره (I)

اجرای مجدد، آن چه به گونه‌ای هنجار مسلط در موسیقی دستگاهی به حساب می‌آید (۱) به همین نسبت در موسیقی جمعی ما کمیاب است. رفتار جامعه‌ی موسیقی‌دان و شنونده‌ی ما در مقابل اجرای مجدد آثار آهنگسازی شده نوعی رفتار تناقض‌آمیز است. از یک سو اجرای مجدد الگوها در موسیقی دستگاهی به حدی نهادینه شده، حتا کسانی با اجرای مو به‌ مو (و بدون تفسیر شخصی) ردیف هنوز می‌توانند لااقل در ذهن بخشی از جامعه‌ی موسیقی به عنوان هنرمند مطرح شوند و از سوی دیگر عمل به همین رفتار در مقابل قطعات از پیش ساخته شده کمتر دیده می‌شود.
موسیقی و طنز (قسمت سوم)

موسیقی و طنز (قسمت سوم)

افزودن کلام، تصویر و هر عامل غیر موسیقایی دیگر، جنبه درونگرایی آن را کم میکند و آن را برونگرا میکند. در این برونگرا شدن، نقش عاطفی و تاثیر روانی موسیقی، به نفع آن عوامل غیر موسیقایی، تضعیف یا محو می شود و به شکل عنصری تزئینی در می آید. پس نتیجه میگیریم که موسیقی در اینجا نوع بی کلام و بی تصویر آن است. پدیده ایست درونگرا، بسیار شخصی، انتزاعی و غیر قابل توصیف با توضیح.
کنترباس (II)

کنترباس (II)

اگر بخواهیم یکی از بزرگترین نوازندگان دوبل باس کلاسیک را نام ببریم بدون شک باید از جیووانی بوتسینی نوازنده مشهور ایتالیایی (۱۸۲۱-۱۸۸۹) نام برد. او که نزد بسیاری از منتقدین موسیقی به پاگانینی کنترباس مشهور است قطعات بسیار زیبایی را از جمله چندین کنسرتو برای این ساز نوشته است. زیبایی کارهای او به قدری است که به هیچوجه نمی توان آنها را با سایر کارهای سولو برای این ساز مقایسه کرد.