گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.

دیدن همین تابلوی منظره ممکن است در کسی تبلور حس تنهایی و در دیگری احساس شکوه را به دنبال داشته باشد و همین جاست که هنر آغاز می شود یعنی خلق مفهومی انتزاعی از سوی هنرمند و درک انتزاعی آن مفهوم از سوی مخاطب.

آنچه در باره ی فهم تجربی از یک اثر نقاشی و سایر هنرهای تجسمی گفته شد در مورد ادبیات ملموس تر است زیرا در ادبیات فهم ما علاوه بر نشانه های بصری و شنیداری از نشانه های گفتاری و صناعات ادبی نیز بهره می برد و گذشته از آن حوادث جاری در یک اثر داستانی در حافظه ی ما از قبل مورد تجربه واقع شده اند. مثلا ما از صدای وزش باد در میان برگ درختان که در بخشی از یک داستان ممکن است بازگو شده باشد تصویر ذهنی دقیقی داریم. با همه ی این ها به طور قطع فهم شهودی خوانندگان یک اثر داستانی از فرد تا فرد می تواند متفاوت باشد. باید گفت هر چند یک نویسنده یا نقاش زن می تواند باز تاب زنانگی را در نوشته یا نقاشی اش دخیل کند اما این دخالت ها تنها به فهم تجربی مخاطب کمک خواهد کرد.

در مورد موسیقی اما وضع کمی متفاوت است و این بر می گردد به ویژگی انتزاع مطلق که در همه ی هنر ها در جایگاه انتزاعیِ آن وجود دارد اما در موسیقی، انتزاع نه به عنوان ویژگی که به مثابه ماهیت وجودی است. برای در ک بهتر این مطلب یادآوری جمله ای از آرتور شوپنهاور (۵) کمک خواهد کرد. او می گوید: “همه ی هنر ها می خواهند به حدی از اعتلا برسند که موسیقی از همانجا آغاز می شود”. این حد اعتلا که هنر ها می خواهند به آن برسند انتزاع مطلق است.

پی نوشت
۵- آرتور شوپنهاور (Arthur Schopenhauer) فیلسوف آلمانی یکی از بزرگترین فلاسفهٔ اروپا و فیلسوف پرنفوذ تاریخ در حوزه اخلاق، هنر، ادبیات معاصر و روانشناسی جدید است. مهمترین اثر او کتاب ” جهان همچون اراده وتصور” است.

ضیاالدین ناظم پور

ضیاالدین ناظم پور
متولد ۱۳۴۵ تهران
آهنگساز، نوازنده رباب، نویسنده

۱ نظر

بیشتر بحث شده است