مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.

آبستراسیون (۶) در هنر در واقع رسیدن به همین امضاء شخصی است که به اعتقاد شوپنهاور هنرمند باید به آ ن برسد اما موسیقی نه در حالت متعالی که در بدوی ترین شکل خود نیز به همینگونه ارائه می شود.

در موسیقی ما با نشانه های بصری و حتی سمعی سر و کار نداریم. این به این معناست که همه ی ما نسبت به مواد اولیه ی هنرهای تجسمی (نقطه،خط و حجم) دارای فهم تجربی هستیم اما بزرگترین آهنگسازان تاریخ بشر نیز نسبت به مثلاً نت فا هیچ احساس خوشایند یا نا خوشایندی نداشته اند بلکه ذهن همه ی ما نسبت به فواصل و کمپوزیسیون صداها دچار فهم شهودی می گردد و همینکه صدا های موسیقایی (نت ها) به فاصله یا به ترکیب برسند، یعنی اینکه ما با موسیقی مواجه شده ایم نه با مواد اولیه ی آن یعنی نت ها و این اعجاب هنر موسیقی است که با هیچیک از پدیده های ساخت بشر قابل مقایسه نیست. حالا دیگر تعجب نخواهیم کرد اگر بدانیم که بتهون* سمفونی شماره ی نه را در حالی نوشت که به طور کامل کر شده بود. تعجب نمی کنیم چرا که بتهون این سنفونی را صرفاً به یاری فهم شهودی خود نوشته است و شاید به همین دلیل است که برخی زیبایی شناسان این قطعه را نه تنها زیباترین اثر موسیقی تاریخ بشر بلکه آنرا با شکوه ترین اثر هنری ای دانسته اند که به دست انسان خلق گردیده است.

با روشن شدن فضای بی مرز موسیقی و سایر هنرهای انتزاعی در می یابیم که بیان مفاهیمی از قبیل زنانگی در اشکال متعالی هر هنری شاید از سوی هنرمند قابل درک باشد ولی درک آن از سوی مخاطب امکان پذیر نیست مگر آنکه مخاطب دقیقاً خالق اثر باشد!

پی نوشت
۶- مجرد گرایی در هنر به هنری اطلاق می‌شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم‌های تمثیلی و غیر طبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می‌گیرد. این اصطلاح معمولاً درمقابل هنر فیگوراتیو استفاده می‌شود و در معنای وسیعش می‌تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیا و رخدادهای قابل شناخت را بازنمایی نمی‌کنند، ولی عموماً به آن گونه از آفرینش‌های هنر مدرن اطلاق می‌گردد که از هر گونه تقلید طبیعت یا شبیه‌سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می‌گردانند.

منابع
کاخهای فلسفه نوشته ویل دورانت
متافیزیک و فلسفه ی معاصر نوشته ریچارد اچ پاپکین و آوروم استرول
زیبایی شناسی نوشته جان هاسپرس
تاریخ اجتماعی هنر نوشته آرنولد هاوز

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

نقد اثر موسیقایی» به معنای تمرکز بر یک قطعه‌ی (یا اثر موسیقایی) منفرد و برآمدن عناصر نقد از دل متن اثر و موضوعات مرتبط با آن، جنبه‌ی عملی دیگری است که نقدگران می‌توانند آن را در کانون توجه قرار دهند. موضوعات کلی‌ای پیرامون نقد یک اثر معمولا مورد بررسی قرار می‌گیرند؛ هدف غایی، نوآوری/تغییرات، تقلید/تاثیرپذیری است.
پل

پل

بریدج (پل) معمولا” به قسمتی از موسیقی گفته می شود که برای ایجاد کنتراست در قطعه قرار داده می شود. بسیاری از موسیقیدانان بجای اصطلاح بریدج از عباراتی مانند کانال، قسمت B و یا حتی قسمت میانی استفاده میکنند. یک بریدج کلاسیک معمولا” – و نه لزوما” – از ۸ میزان تشکیل می شود و در فرمهایی مانند AABA یا ABAC و … استفاده می شود، همچنین در برخی موارد ریدج ممکن است دوبار بکار برده شود مانند فرم ABAB. (در اینجا منظور از B قسمت بریدج از موسیقی است)
فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت، شوالیه انگلیسی آواز

فیلیسیتی لُت (Felicity Lott) خواننده سوپرانو انگلیسی متولد ۸ مه ۱۹۴۷ در چلتنهام انگلستان است. لُت از سن بسیار پائینی به دنیای موسیقی وارد شد، در سن پنج سالگی به یادگیری پیانو پرداخت، دوازده سالگی نوازندگی ویلن و خواندگی را آغاز کرد. در دانشگاه لندن به تحصیل زبانهای فرانسه و لاتین پرداخت. در زمان اقامتش در پاریس در کلاسهای خوانندگی کنسرواتوری شهر گرنبل شرکت کرد. او در آکادمی رویال لندن به تحصیل موسیقی پرداخت و جایزه آکادمی آن را دریافت نمود.
ریتم و ترادیسی (V)

ریتم و ترادیسی (V)

آنْکو استدلال می کند که موسیقی آفریقایی در قالب روش چرخه ای (به جای خطی) ادراک می شود که باعث مناسب شدن به خصوصِ نت نویسی چرخه ای می شود (Anko 2000). اجراها، شاملِ یک اُستیناتوِ پی در پی است که یک طبل مسلّط، بر ضدِّ آن، مجموعه ای از دست کاری های ریتمی را اجرا می کند. اُستیناتو، به عنوان پس-زمینه ی ریتم های چرخه ای هم مرکز هر یک با جهت گیری خاص خود، مدخل های لنگ را که علیهِ (یا در امتدادِ) ضرب منظم به صدا در می آیند نشان می دهد. استاد طبل نواز با انتخاب الگوها از مجموعه ای از فرازهای ریتمی معمولاً همراه با یک سبک موسیقایی خاص «بداهه پردازی» می کند. «در این دست کاری های ساختاری پیچیده است (در ضدیت با پس زمینه ای از یک اُستیناتوِ مرجع پی در پی) که آفریقا بهترین کیفیت های ریتمی خود را پیدا می کند» (Anko 2000).
نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

نگاه تیز منتقدان و دشواریهای اجرای زنده (I)

در تاریخ پر بار هنر جهان، از دیر باز تا کنون، نقش نقد و منتقد به عنوان نقشی مستقیم و نه حاشیه ای در روند شکل گیری نهضت های عظیم هنری مطرح بوده است. چنانکه در مورد برخی مکتب های هنری قرن بیستم، این منتقدان بودند که نهضتی نو را به راه انداختند. نمونه بارز آن مکتب نقاشی action painting است.
نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

موسیقی با مدلاسیونی از اصفهان به دشتی میرود و مولانا میخواند: “دستش بهل دل را ببین رنجش برون از قاعده ست صفراش نی سوداش نی قولنج و استسقاش نی زین واقعه در شهر ما هر گوشهای صد عربده است…” نت های پایانی بادی برنجی ها و آکوردی که اجرا میکنند اندوهناک و متاثر کننده است.
دیوید اویستراخ (I)

دیوید اویستراخ (I)

سال ۱۹۰۸ اکراین شاهد تولد نابغه ای بود که زیباترین ستایش ها از بتهوون را درطول زندگی خود به انجام رساند. دیوید اویستراخ (David Oistrakh) شناختی بسیار عمیق از آثار بتهوون داشت و در نهایت استادی آثار او را اجرا می کرد. چه آنگاه که در سال ۱۹۶۲ به همراهی اوبورین مجموعه سوناتهای ویولن و پیانو او را بطور کامل اجرا و ضبط نمود و چه آنگاه که از سال ۱۹۵۰ و به مدت پانزده سال یعنی تا سال ۱۹۶۵ میلادی با ارکسترهای مختلف کنسرتو ویولن او را در نهایت ظرافت نواخت.
لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل و جز بین المللی

لری کوریل (Larry Coryell) آمریکایی را باید یکی از نوازندگان جزی دانست که همواره بدنبال تلفیق موسیقی از فرهنگهای مختلف بوده است. وی در سال ۱۹۴۳ در تگزاس آمریکا بدنیا آمد و قبل از انتخاب گیتار چندین ساز دیگر را نیز نواخته بود از کسانیکه تاثیر عمیقی در آشنایی وی با گیتار و سبک جز داشتند میتوان به :Chet Atkins, Chuck Berry و Wes Montgomery اشاره کرد.
فراگیری موسیقی کودکان

فراگیری موسیقی کودکان

بدون تردید همه ما انسانها به موسیقی علاقه داریم و توانایی یادگیری آواز خوانی و حتی نواختن ساز را کم و بیش دارا هستیم. بخصوص هنگام نوجوانی این علاقه فطری برای یادگیری بیشتر در درون ما جلوه میکند.
یادی از باقرخان رامشگر (II)

یادی از باقرخان رامشگر (II)

باقر خان در این صفحه در سن سی سالگی است. اولین اثر ضبط شده از کمانچه باقرخان در مایه بیات ترک است به شماره کاتولک ۱۶۰۱۰؛ روی دوم صفحه نیز باقی بیات ترک همراه با رنگ است. اما اولین اثر خود با آواز را با صدای علی خان نایب السلطنه را در صفحه ای با شماره کاتولک ۱۲۶۶۵-۳ به ضبط می رساند.