- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

نیلوفر محبی: حضورم در این ارکستر جنبه مادی ندارد

نوازندگان این ارکستر، در بسیاری از ارکسترهای دیگر هم به عنوان نوازنده حضور دارند، آیا درآمد پایین این ارکستر، نسبت به زمان تمرین آن باعث نشده، نوازندگان انگیزه خود را برای همراهی از دست بدهند؟
نیلوفر محبی:
در این ارکستر اتفاقاتی وجود دارد (نه به معنی خوب یا بد) که آنرا با دیگر ارکستر ها متفاوت می کند؛ صحبت های رهبر این ارکستر، تفسیر او از قطعات، شیوه تمرین با ارکستر، مسائلی هستند که بسیاری از بچه ها را در اینجا دور هم جمع کرده اند. در مورد مسائل مالی باید در مورد خودم بگویم که در بسیاری از برنامه ها فقط قصدم داشتم درآمد است ولی حضورم در این ارکستر به هیچ وجه به این دلیل نیست و به خاطر شیوه کار آقای گوران و تفسیرهای ایشان است و از همه مهمتر خروجی این برنامه است.

فضای این ارکستر برای من همیشه متفاوت بوده است و صدایی که این ارکستر دارد متفاوت بوده، این را از عکس و العمل های مخاطبان نیز دریافت کرده ایم.

امین غفاری: من دو نکته مهم می خواستم بگویم، یکی راجع به جلسه ای که خانم محبی گفتند که ما مایسر با رهبر ارکستر داریم؛ راجع به آرشه گذاری و انگشت گذاری به هر حال مجموعه ای قواعد وجود دارد، رهبر ارکستر تفسیر خود و مفهومی که می خواهد و در ذهنش است را بیان می کند و ما با مشورت با یکدیگر آن آرشه گذاری و انگشت گذاری ای که برای آن بخش از قطعه مناسب است را هماهنگ می کنیم. راجع به مخاطب هایی که پرسیدید، بهترین کار این است که این سوال را از مخاطب فیلارمونیک بکنید نه از ما ولی به هر روی ارکستر ما در درون خودش همه آن چیزهایی که برای قطعه موسیقایی در حال رخ دادن است را با عمق وجودش درک می کند، این اولین مرحله است، مرحله بعدی مخاطب است. همانطور که تولستوی گفت شما اول باید خودتان چیزی را احساس کنید تا شنونده و کسی که هنر به او می رسد او نیز احساس کند. پس لازم است ارکستر اول چیزی که می زند را درک کند که در این ارکستر خوشبختانه این اتفاق می افتد.

در مورد چیزی که در مورد مخاطب گفتیم به نظر من بهترین رهبری هنری آن است که موقعی که مخاطب کنسرت را می بیند، در ذهن مخاطب ایجاد تفکر کند و همان طور که خانم فریوسفی گفتند، حال بیرون رفتن از سالن و حال داخل رفتن به سالن باید فرق کند. بهترین اثر هنری آن است که تمام طبقات جامعه را درگیر خودش کند نه فقط طبقه خاصی که مثلا فرهیختگان نام گذاری می شود بلکه تمام طبقات جامعه و بهترین نشان از مخاطبین فیلارمونیک این است که در کنسرت هایش تمام طبقات اجتماعی وجود داشته باشد. از بهترین موسیقیدان ها تا افراد عادی که من به شخصه می شناختم آمده اند و این کار را دیده اند و در ذهن همه آنها ایجاد تفکر شده است. همان طور که بهترین کتاب آن است که در ذهن شما ایجاد پرسش کند تا اینکه بخواهد نظر خود را تحمیل کند، بهترین موسیقی آن است که در ذهن شما آن حس و قوه درک را به فعالیت بیندازد و با شما ارتباط برقرار کند به همین دلیل بعد از آخرین نتی که از قطعه آرو پارت اجرا کردیم، حدود ۱۰ ثانیه فقط سکوت بود و هیچ کسی دست نزد و این خودش نشانگر آن است که کسی که آمده و کنسرت را دیده است با ما بوده…

در مورد مخاطب های هر کنسرت این نکته بسیار مهمی است و باید به آن توجه شود و بنده به عنوان یک نوازنده هیچ وقت وقتی که پا به سن می گذارم دنبال این نیستم که فقط فلان استاد موسیقی کار ما را تایید کند. به نظر من هر اثر هنری از نقاشی و کارهای تصویری تا موسیقی باید تمام طبقات را درگیر خودش کند و فیلارمونیک تا اینجا این کار را کرده و خواهد کرد.