نشست مطبوعاتی مستر کلاس رهبری ارول اردینج

چهارشنبه ۱۲ آبان ماه، نشست خبری ارکستر سمفونیک تهران با حضور علی رهبری (رهبر دائم و مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران)، ارول اردینچ (رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران) در تالار وحدت برگزار شد. این نشست در دو بخش مجزا درباره مستر کلاس ارول اردینج (همراه با ترجمه منیره خلوتی) و بخش دوم مسائل پیش روی ارکستر سمفونیک تهران برگزار شد.

در ابتدا، علی رهبری با اشاره به سابقه آشنایی اش با این رهبر ترک، گفت: «اولین آشنایی من با ارول اردینچ به ۲۸ سال پیش زمانی که من بعد از دریافت جایزه‌ام به مدرسه آنها فرستاده شدم با ایشان آشنا شده و این آشنایی تا به امروز ادامه پیدا کرد. ایشان توانایی بالایی در رهبری ارکستر دارند و از آنجایی که اصالتا از ترکیه هستند با اخلاق بچه‌های ما نیز به خوبی آشنا هستند.»

ارول اردینچ درباره علی رهبری گفت: «من با آقای رهبری در کلاس‌های پیر دروو رهبر ارکستر ملی پاریس آشنا شدم، یک روز در کلاس مسترکلاس رهبری‌مان باز و او وارد شد. او از من پرسید شما تُرک هستید‌؟ و من هم پرسیدم شما ایرانی هستید؟ خوشحال شدم که یک دوست پیدا کردم زیرا ایران و ترکیه دارای روابط هزار ساله هستند. ما دوستان خیلی خوبی شدیم و احساس نزدیکی کردیم، آقای رهبری مدت کوتاهی در این کلاس‌ها کنار من بودند اما وقتی ایشان برای حضور در مسابقات مهمی کلاس را ترک کردند، دیگر ایشان را ندیدم. مسابقه‌ بین‌المللی بوزانسون یکی از معتبرترین مسابقاتی بود که در آ‌ن زمان در فرانسه برگزار می‌شد وقتی فهمیدم رهبری در آنجا اول شده واقعاً خوشحال شدم. من بعد از تحصیل در فرانسه به ترکیه برگشتم و مشغول کار شدم و ارکستر سمفونیک دولتی ترکیه را رهبری کردم و حدود ۲۰ سال در آنجا حضور داشتم زمانی که در استانبول کار می‌کردم به دوستانم گفتم که می‌خواهم علی رهبری را دعوت کنم. ایشان هم آ‌مدند و کارهایی را در این ارکستر انجام دادند و همه اعضای ارکستر عاشق آقای رهبری شدند. او از نظر نظم کاری بسیار دقیق است به همین خاطر ایشان بارها به استانبول دعوت شدند. من به شخصه اگر جای علی رهبری بودم به هیچ وجه مونیخ و برلین را رها نمی‌کردم، در واقع او فداکاری کرده و به عشق کشورش بازگشت. او تنها هدفش پیشرفت این ارکستر است.»

رهبری نیز گفت: «اردینچ به غیر از کنسرت ها و ضبط هاییی که امسال با ارکستر سمفونیک قرار است اجرا کند، مستر کلاس‌هایی را با حمایت بنیاد رودکی در ایران برگزار کند که در این کلاس‌ها بیش از ۱۸ هنرمند برای رهبری ارکستر حضور پیدا می‌کنند که من بر این باورم اگر حتی دو نفر رهبر ارکستر خوب از این برنامه خروجی داشته باشیم موفق هستیم.»

اردینچ در ادامه گفت: «پس از آن کلاس‌ها و وقتی من درسم در فرانسه تمام شد به ترکیه بازگشتم و کارم را در اپرا باله‌ی آنکارا آغاز کردم. سه سال بعد به استامبول رفتم و در ارکستر سمفونیک دولتی آنجا، بیست سال فعال داشتم. زمانی که آنجا بودم به دوستانم گفتم من شخصی را می‌شناسم که جایزه‌های بزرگ رهبری ارکستر را از آن خود کرده است و بنابراین از علی رهبری دعوت کردم به استانبول بیاید. بچه‌های ارکستر عاشق ایشان هستند. او از همه نظر در سطح بالایی است و بسیار با استعداد است.»

اردینچ در پاسخ به سئوالی بر اینکه، سطح شاگردان این مستر کلاس را چگونه می بینید در رعایت استانداردهای بین المللی رهبری گفت: «تمام کسانی که در این مستر کلاس شرکت کرده اند توانایی موفقیت در زمینه رهبری را دارند و در همین دو جلسه من، پیشرفت را در آنها مشاهده می کنم. همه آنها در صورت ادامه دادن کلاسهایشان می توانند حتی به موفقیت های بین المللی هم دست پیدا کنند.»

در ادامه این نشست، ارول اردینج به مستر خود بازگشت و علی رهبری به مشکلات ارکستر سمفونیک تهران پرداخت او گفت: «وقتی فروردین ماه برنامه را ارائه کردم، دوستی به من گفت که علی جان اینجا ایران است، نمی‌شود اینکارها را اینطور انجام داد، من به او گفتم بله با شما نمی شود انجام داد، اما ما به هر حال با هزار مشکلی که پیش‌رویمان بود تا به امروز ادامه دادیم و اگر بچه‌های ارکستر نبودند بی‌تردید من نمی‌توانستم کار کنم و اگر فقط به امید قول‌هایی که به ما داده می‌شود می‌نشستیم قطعاً به هیچ جا نمی‌رسیدیم بچه‌ها علیرغم اینکه حقوقشان بارها عقب افتاده کار را رها نکرده و ادامه دادند. من آمد‌ه‌ام اینجا کار انجام بدهم من نیامده‌ام که همرنگ جماعت بشوم و پست بگیرم. ۱۰ سال پیش که آمدم صادقانه گفتم که با شرایط کنونی ارکستر را نمی‌توان اداره کرد. ما تا به امروز که بیش از ۷ ماه از فعالیت‌های ارکستر می‌گذرد کار را ادامه داده‌ایم اما حالا با مشکلاتی که به وجود آمده سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا می‌توانیم برنامه‌های آینده را نیز اجرا کنیم یا خیر؟ اما آنچه مسلم است اینکه اگر به فکر چاره نیفتیم شاید نتوانیم ادامه دهیم.»

رهبری در ادامه به مشکل استقلال ارکستر سمفونیک اشاره کرد و گفت: «ارکستر سمفونیک مستقل است، خودش باید برنامه بگذارد و خودش هم باید کنسل کند. در کشور ما آمادگی برای اداره ارکستر وجود نداشته است. نه مسئولان اداری و معاونت هنری تجربه کار با ارکستر در این حد و اندازه را نداشتند.»

رهبری درباره همکاری با ارشاد با نهاد هایی مثل شهرداری تهران گفت: «وقتی من در اسپانیا بودم، شهردار آنجا بسیار علاقمند به موسیقی بود و از ارکستر ما حمایت می کرد. من در مقاله‌ای خواندم که شهردار تهران به هنر علاقه‌مند است و بر همین اساس گفتم اگر ارکستر سمفونیک تهران ارتباطی با شهرداری تهران نداشته باشد اشتباه بزرگی است. بر همین اساس با آقای مختاباد تماس گرفتم و این موضوع را مطرح کردم که ایشان هم با احترام زیاد استقبال کردند. ایشان علاقه زیادی به وجود یک ارکستر درجه یک در تهران دارد، من هم همین علاقه را دارم. وقتی دیدم ارکستر سازهای ملی دارد از بین می‌رود ناراحت شدم و این موضوع را با آقای مختاباد مطرح کردم. خوشبختانه ایشان قبول کردند که پروژه‌های ارکستر سازهای ملی را برایشان ببریم و شهرداری هم هزینه این ارکستر را بر عهده بگیرد.»

در ادامه سخنان علی رهبری یکی از خبرنگاران اجازه خواست تا بخشی از مصاحبه ای از علی رهبری را روخوانی کند که در آن نوشته، علی رهبری مختاباد را به علاقمند به پروپاگاندای هنری معرفی کرده بود. رهبری در پاسخ به این سئوال که چگونه شده که شما با چنین کسی که گفته بودید او را نمی شناسید اعتماد کردید گفت: «همان روزی که این خبر منتشر شد آقای مختاباد با من تماس گرفتند و ایشان از من با ادب‌تر بودند و بسیار مودبانه و با احترام با من صحبت کردند و جریان را گفتند. از همان روز ما با هم دوست شدیم.»

علی رهبری با رد این موضوع که با تشکیل ارکستر های متعدد در تهران و دیگر شهرهای ایران مخالف نیست گفت: «بعضی ها فکر می کنند من با تشکیل شدن ارکسترهای متعدد در تهران مخالفم، اصلا اینطور نیست، من با تشکیل ارکسترهای معتدد هیچ مشکلی ندارم نه تهران و نه شهرستانها ولی نباید فراموش کنیم که ارکستری که دو روز در هفته تمرین می کند، حرفه ای نیست! ارکستر هر روز باید تمرین کند. چرا ما باید یک ارکستر صدا و سیما در حالت نیمه تعطیل و چند ارکستر دیگر به صورت معلق داشته باشیم؟ خب این ارکسترها دست به دست هم بدهند و یک ارکستر خوب تشکیل بدهیم.»

در این میان یکی از خبرنگاران پرسید، چطور شما به آقای مختاباد اعتماد می کنید، در صورتی که ایشان خودشان در مصاحبه با من گفته اند، ارکستر فیلارمونیک تهران را با دو میلیارد بودجه تاسیس می کنند ولی بعد از دو سال هیچ خبری نیست؟

رهبری پاسخ داد: «نمی شود با یک فکر منفی جلو رفت و پاسخ مثبت گرفت، من امیدوارم این همکاری نتیجه خوبی داشته باشد. من بابت تشکیل ارکستر سازهای ملی حقوقی نگرفتم و این کار را با جان و دل انجام دادم، دلم نمی‌آید این ارکستر از بین برود. اما خوشبختانه آقای عبدالحسین مختاباد قبول کردند از آن ارکستر حمایت کنند، در واقع ایشان هزینه‌های آن را برعهده می‌گیرند سازهای ملی ایران خیلی مهم هستند و باید روی آن کار کرد، آقای مختاباد، کار بزرگی می‌کند.»

در این هنگام خبرنگاری پرسید که آیا چنین تفاهمی با مختاباد منجر می‌شود که او خواننده ارکستر شود و علی رهبری پاسخ داد: «خیر،‌ تا وقتی من مدیر هنری هستم از این اتفاق ها نمی افتد.»

خبرنگاری دیگر پرسید: آیا برای ارکستر سمفونیک تهران بودجه ۴ میلیاردی تصویب نشده بود؟ این پولها چه شد؟ رهبری پاسخ داد: «من خبر ندارم و مسئول بخش مالی نیستم.» خبرنگار سئوال کرد، چرا آقای جمالی در این نشست حضور ندارند تا درباره این موضوع پاسخگو باشند؟ رهبری گفت: «من از طرف ارشاد یا بنیاد صحبت نمی کنم من از طرف علی رهبری، مدیر هنری ارکستر سمفونیک صحبت می کنم. این نشست هم قرار نبود به این صورت برگزار شود و خیلی ها از برگزاری آن بی خبر هستند.»

علی رهبری در پاسخ به این سئول که وقتی از وضعیت مالی ارکستر با خبر نیستید چطور برنامه سالانه منتشر کردید گفت: «من برنامه مهر تا مهر را از پنج ماه پیش شروع کردم، در واقع دعوت هنرمندان از ماه فروردین آغاز شد ولی تجربه‌هایم در این شش ماه باعث شد که محتاط‌تر باشم در این مدت مشکلات را شناخته‌ام اما باید بگویم بنیاد رودکی از بودجه‌ای که پیش بینی کرده بود کمتر در اختیار دارد. حالا چه مقدار؟ باید خودشان جواب دهند. من شنیده‌ام بودجه فعلی آن چیزی نیست که ما فکر می‌کردیم، پس باید حواسمان باشد. اصلا فقط بحث بر سر برنامه «مهر تا مهر» نیست، من مسئولیت ۷۵ نوازنده جوان را دارم، پس طبیعی است که دلشوره داشته باشم. اگر می‌دانستم شرایط اینگونه است برنامه سالانه را چاپ نمی‌کردم. من احساس می‌کنم از هر طرف به کمک نیاز داریم، بنیاد رودکی آمادگی کاری به این بزرگی را نداشت.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«نغمه های گمشده» به انتشار رسید

«نغمه های گمشده» مجموعه ۱۸ قطعه برای گیتار کلاسیک شامل ۱۴ اثر سولو و چهار قطعه کوارتت است که با همکاری پیمان شیرالی نوازنده و آهنگساز ایرانی و آسونتو جیاسکو نوازنده و آهنگساز ایتالیایی تهیه شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IV)

غیر از یک نفر از تنظیم‌کننده‌های جوان که پاسخ برخی از پرسش‌های ذهنی من را داشت و اتفاقاً چون ارتباط خوبی با یکی از آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌زمان با واروژان دارد، پیشنهاد کرد که برای رسیدن به بهترین اطلاعات باید به آهنگ‌سازان پیشکسوت و هم‌دوره‌ی واروژان مراجعه کنم؛ ولی چون مطمئن بودم در این شماره‌ی ماهنامه‌ی هنر موسیقی حتماً همکاران نویسنده سراغ استادانی چون «ناصر چشم‌آذر» خواهند رفت و ممکن است مطلب من دچار معضل دوباره‌کاری و موازی‌کاری با مطلب نویسنده‌ای دیگر شود، از این کار پرهیز کردم.

از روزهای گذشته…

«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

درگذشت سراینده اشعار Unchained Melody

اسوشیتدپرس- های زارت Hy Zaret، سراینده اشعار ترانه جاودانی Unchained Melody که یکی از محبوبترین ترانه های مکررا اجرا و ضبط شده قرن بیستم به شمار میرود، در سن ۹۹ سالگی درگذشت.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
“ناگهان رستخیز”

“ناگهان رستخیز”

به تازگی احمد پژمان، اثری را به سفارش حوزه هنری بر روی اشعار مولانا برای ارکستر سمفونیک و کر تنظیم کرده است که چند ماه است که ضبط آن به اتمام رسیده ولی هنوز توسط انتشارات حوزه هنری به بازار نیامده است. این اثر یکی از معدود آثار سمفونیک سمفونیک ساخته شده توسط این آهنگساز برجسته است در ۳۰ ساله اخیر.
۲۶اردیبهشت ماه، افتتاح نخستین نشست رسمی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

۲۶اردیبهشت ماه، افتتاح نخستین نشست رسمی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نخستین نشست رسمی پایگاه های اطلاع رسانی موسیقی با حضور اعضای جامعه ی مجازی آن، در تاریخ چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۶ در شهر شیراز و در سالن “سبز کوچک” آّبنوس این شهر افتتاح خواهد شد. این نشست که به مدت سه روز برگزار خواهد شد، در یک حرکت خودجوش با هدف بررسی و تببین نقش فضای مجازی در معرفی، رشد، توسعه، اعتلای موسیقی و فرهنگ نقد و پژوهش در این زمینه انجام خواهد شد.
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (I)

«موسیقی ما؛ موسیقی دستگاهی ایران برای کودکان» نام یکی از سی‌دی‌های جدیدی است که حوزه‌ی هنری در این دوره‌ی فعالیت اخیر منتشر کرده است. گردآوری این محصول را «ایمان وزیری» انجام داده. موسیقی‌دانی که با این اثر نشان داده گویا می‌خواهد در دیگر گونه‌های موسیقی و رشته‌های هنری هم دستی داشته باشد.
نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران برگزار شد

نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران برگزار شد

صبح امروز،‌ نشست خبری جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در آمفی تئاتر انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شد. در این برنامه که با حضور هیات داوران این جشنواره اجرا شد، فراخوان جشنواره و انگیزه و اهداف این مسابقه توسط دست اندرکاران این جشنواره اعلام شد.
ارکستر فیلارمونیک وین

ارکستر فیلارمونیک وین

تا قبل از آنکه در ۲۸ مارچ سال ۱۸۴۲ ارکستر فیلارمونیک وین اولین اجرای رسمی خود را انجام دهد، شهر وین اعتبار خود را مدیون افرادی چون ژزف هایدن، ولفگانگ آمادئوس موتزارت و لودویک فون بتهوون بود و هیچ تجربه حرفه ای در زمینه اجرای کنسرت نداشت. کارهای سمفونیک بیشر برای مراسم و موقعیت های خاص اجرا می شد و نوازندگان اغلب متشکل از حرفه ای ترین موسیقی دانهایی بودند که در تئاتر ها کار می کردند.
بندتی، رمانتیک می شود! (IV)

بندتی، رمانتیک می شود! (IV)

گمان می رود که این آشوب ریشه در واکنش خشمناک آهنگ ساز به فاجعه تلخ ازدواجش با آنتونینا میلیوکوا (Antonina Miliukova) دارد. این کنسرتو ویولون یکی از ساخته هایی بود که در آن درگیری چایکوفسکی با همجسنگرایی اش شدیدا به سطح کار او نفوذ کرده است شاید این طرز فکر، حتی به طور ناخودآگاه، پشت رسپسیون خوب این قطعه باشد. تشویش ساختاری، تکرارهای افراطی و شکست در یافتن نتیجه گیری نه تنها از لحاظ هنری بلکه از لحاظ اخلاقی نیز مشهود است.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (I)

نوشته ای که از یک سو، نام استادی هنرمند و صاحب نام، در جمع شش نفری مؤلفانش آمده و از سوی دیگر «بررسی مبانی نظری (تئوری) و عناصر سازنده ی موسیقی ایرانی» (۱) را «هدف کلی» قرارد داده است و علاوه بر آن «برای آموزش در هنرستان ها» تهیه شده، انتظارهای زیادی بر می انگیزد. نگارنده این سطور که بیش از سی سال است که در این مقوله پیچیده ام، با اشتیاق آن را به دست آورده و با انتظار زیادی خواندم. اما متاسفانه نه تنها انتظارهای من برآورده نشد، بلکه تا حدودی حیرت زده شدم. انتظار داشتم که در این رساله یا جزوه (حدود ۸۰ صفحه) قدمی در جهت برون رفت از فضای آغشته به عامیانگی یِ گفتمانِ موسیقی ایرانی بیابم. ولی می بینم که این نوشته به عامیانگی موجود دامن میزند، واژه های عامیانه جدیدی هم اختراع کرده به موجودی ها می افزاید و برای «آموزش» مناسب نیست.