لطفی را در خور لطفی نشناختیم

از درگذشت محمد رضا لطفی بیش از یک سال می گذرد؛ تحقیق و مطالعه ی آثار لطفی نیازمند سالها پژوهش است. درایت و آگاهی لطفی به جمله بندی و فواصل دقیق موسیقی ایرانی از شاخصه های نوازندگی او محسوب می شود. نوازندگی ای که نیازمند پژوهشی ژرف است و بیانگر رمز و رازهای نوازندگی لطفی است.

پژواک های استادانه ی لطفی در آلبوم “عشق داند” و نگاه وسیع و دانش او به جواب آواز این اثر و کنسرت معروف “راست پنجگاه حافظیه شیراز” لطفی را در اوایل جوانی در زمره ی اساتید بداهه نواز قرار داد… وقتی ارشد طهماسبی می گوید راست ترین راست پنجگاه را لطفی در حافظیه نواخت دیگر چه جای سخن باقی می ماند…

سالها باید از لطفی گفت و نوشت تا به جایگاه واقعی او پی برد. لطفی علاوه بر نوازنده ای چیره دست نظریه پردازی صاحب نظر هم بود.

خلق در لحظه با موتیف بندی کاملا اسلوب دار و ایرانی از لطفی بداهه نوازی ساخت که شاید دهه ها و سده ها باید بگذرد تا نوازنده ای مانند او تکرار شود. هرچند طبق اصل “ایدیوسینکرونیسیتی” شیوه ی بیان هر کس متفاوت است.

هنگامی که کنسرت ۲۸ اکتبر ۲۰۰۷ لطفی و محمد قوی حلم را در تالار ملکه الیزابت لندن می شنویم، می بینیم چه زیبا و به جا کوک دو سل دو را برای تار برگزید است تا به اجرا در ابوعطای لا کرن و نوای دو بپردازد. لطفی با آگاهی به اینکه شاهد هر دو نغمه ی دو است سیم بم را هم دو کوک می کند تا گه گاهی با اشاره ی انگشت شصت دست چپ به تثبیت شاهد بپردازد البته ناگفته نماند لطفی در این اجرا سازش را یک پرده پایین تر از دیاپازون کوک می کند. یک جمله را در نوا می نوازد و به زیبایی روی سی بمل با ایست موقتی ویبره دار گوش شنونده را منتظر و آماده ی شنیدن نغمه ی دو می کند و پس از آن روی دو ایست می کند و روند نیم جمله ی زیبا و کوتاه او حس نوا را در شنونده بر می انگیزد. در ادامه با جمله ای کوتاه و زیبا روی لا کرن ایست می کند تا به تثبیت ابوعطا بپردازد. این ژرف اندیشی از مشخصه های لطفی بود. بیان شیوا، مضراب های پرقدرت، جمله بندی خلاقانه، ایست های موقت و دائم آگاهانه و هزار نکته ی باریک تر از مو از لطفی نوازنده ای بی بدیل را ساخت.

دوری بیست ساله ی لطفی از وطن آسیبی جدی را به پیکره ی موسیقی وارد کرد. هرچند در این سالها هم آثاری منتشر شد اما کمیّت این آثار قابل مقایسه با کمیّت بیست سال نیست هرچند همین محدود آثار هم در نوع خود بی نظیر و رفرنسی معتبر است. لطفی به لطف آثار فاخری که به یادگار گذاشت در اذهان اهالی هنر جاودان است. به قول سعدی شیرازی:
بماند سالها این نظم و ترتیب
ز ما هر ذرّه خاک افتاده جایی

غرض نقشی است کز ما باز ماند
که هستی را نمی بینم بقایی

11 دیدگاه

  • نیکو
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۹۴ در ۳:۵۶ ب.ظ

    محمدرضا لطفی نوازنده‌ای شهودی بود که لطافت مضراب‌ها و دل‌نشینی جمله‌بندی‌هایش را بی‌تردید در تکنوازی‌هایش می‌توان شنید و از آن‌ها لذت برد. اما در مورد ادعای نویسنده‌ی متن مبنی بر نظریه‌پردازی‌اش، آن‌هم «نظریه‌پردازی صاحب‌نظر» باید بیشتر دقت کرد. کدام نظریه‌‌ی صائب و کدام صاحب‌نظریِ مستدل از او سراغ داریم که ناخواسته با چنین ادعایی، شأن نوازندگی وی را هم ممکن است زیر سوال ببریم؟
    محمدرضا لطفی، یک نوازنده‌ی خوب تار بود؛ و نه یک اسطوره!

  • ابوالفضل زنده بودی
    ارسال شده در آبان ۲۴, ۱۳۹۴ در ۱۰:۲۰ ب.ظ

    درود

    “لطافت مضراب و دل نشینی جمله بندی” یک برداشت عامیانه هست نه فنی زیرا هدف در نقد یک اثر هنری رسیدن به لذت صرف نیست
    سالنامه ی شیدا مشهودترین نظریه پردازی ایشون هست
    بیش از پنجاه برنامه در رادیو فرهنگ در مورد موسیقی ایرانی
    حتی کتابی که قرار بود با عنون شور مادر دستگاهها به چاپ برسه
    در باب نظریه پردازی ایشون همین بس که اعتقاد داشت گام ماهور با ماژور متفاوته و اعتقاد داشت در ماهور درجه ی هفتم با هشتم فاصله ی دوم بزرگ رو داره حالا بماند که این مسئله قابل بحث فراوان هست
    در مورد اینکه نوشتید لطفی نوازنده خوب بود نه اسطوره ،اول باید دید تعریف شما از نوازنده ی خوب و اسطوره چی هست اما در این مقاله صحبتی از اسطوره بودن لطفی نشده اما این که آیا بتونیم در مورد لطفی به یک نوازنده ی خوب بسنده کرد یا نه باید گفت ما نوازنده ی خوب به هر معنایی که شما مد نظرتون بوده داریم اما کدوم نوازنده ی خوب مثل لطفی ساز می زنه !بنابراین لطفی تفاوتهای بسیاری با نوازنده ی خوب به تمام معنا داشت

  • ابوالفضل
    ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۹۴ در ۴:۱۰ ب.ظ

    من با اقایان موافقم در اینکه گفته می شود لطفی نوازنده برجسته ایی بود شکی نیست ،اما نظریه پرداز نامیدن او جای بحث دارد نظریه مبنای علمی دارد وبا باید با اصول علمی وارائه مستندات نظر داداینکه گفتند دوری او اسیب جدی به موسیقی وارد کرد هم جای بحث است در سالهایی که لطفی درایران نبود هنرمندان بزرگی همچون پایور راز دل ومشکاتیان بیداد همایون ونوا را خلق کردند ومیراث فاخری از خود برجا گذاشتند دوری لطفی از ایران اسیبی برای لطفی بود نه برای موسیقی ایران ،لطفی نوازنده ایی برجسته وتاثیرگذار بود اما انچه امروز می طلبد پرهیز از اسطوره سازی ونقد وبررسی و تحلیل اثار و دیدگاههای او در باره موسیقی است

  • آزادی
    ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۹۴ در ۱۱:۰۲ ب.ظ

    آقای زنده رودی عزیز
    زیر مقاله شما تیتری لینکش گذاشته شده که در مورد نظریه پردازی مرحوم لطفیه
    در همون مقاله نویسنده گفته ارزش علمی بالایی نداره مقالات لطفی
    مثالی هم که در مورد نوازندگی لطفی زدید چیز خاصی نیست
    همه نوازندگان تار اینکارارو میکنن
    ولی باز ممنون که به یاد این استاد مرحوم چیزی نوشتید.

  • ابوالفضل زنده بودی
    ارسال شده در آبان ۲۶, ۱۳۹۴ در ۵:۳۹ ب.ظ

    جناب آزادی
    درود
    اینکه میفرمایید همه نوازندگان تار این کار رو انجام میدن چرا تا الان کسی یک جمله مانند لطفی ننواخته و اگر هم نواخته ورژن بسیار ضعیف و تقلیدوار از لطفی . چرا دیگر جواب آوازی مانند عشق داند را از کسی نشنیدیم!مجموعه جهان بینی لطفی در عنصری به تجلی رسید به نام نوازندگی ایشون.انوازندگی او واریاسیونی از ردیف بود و متاسفانه در این مورد چیزی منتشر نکرد چه به عمد چه به سهو تا همچنان در کلاف سردر گم ردیف بنوازیم یا ننوازیم بمانیم .اگر به جواب آواز لطفی در برنامه اگر اشتباه نکنم ۱۷۰ گلها که در راک بود دقت کنیم می بینبم لطفی در دل ردیف عناصری را میدید که دیگران ندیدند و اگر دیده بودن لطفی شده بودند.مثلا در مورد جایگاه ویبراسیون در موسیقی ایرانی که و کجا چه چیزی نوشته است ویبراسیونی که لطفی بدان وقوف کامل داشت .
    مجموعه جهان بینی او بود که از او لطفی را ساخت همانگونه که جناب آروین صداقت کیش هم در همین ژورنال نوشته اند لطفی لازمه ی هنرمند شدن را صرف در نوازندگی محض نمیدانست

    جناب ابوالفضل

    در خدمات ارزنده ی پایور و مشکاتیان به موسیقی هیچ شکی نیست اما ما در یک کلیپ چند دقیقه ای که جناب لطفی در آلمان در منزل جناب ابتهاج نواختند می بینیم که میتونیم ساعتها صحبت کنیم و ورقها بنویسیم هدف اسطوره سازی نبوده و نیس شما مجموعه مقالات جناب ترشد طهماسبی به نام پهلوان تار رو مطالعه بفرمایید در یک کلام عرض کنم تمام این صحبتها برای این است که
    لطفی را در خور لطفی نشناختیم

  • ابوالفضل
    ارسال شده در آبان ۲۷, ۱۳۹۴ در ۲:۲۰ ب.ظ

    هجواب اواز خود یک دانش است و نوازنده باید ان را در محضربزرگان آواز فراگیرد البته برزگان این عرصه در موسیقی ما کم نیستند به جواب اوازهای استاداستادان اکبرخان شهنازی گوش دهید مخصوصا جواب اوازهایی که با اواز اقبال اذر است واگر بی طرفانه وبدون تعصب به مساله نگاه کنیم جواب اوازهایی هم تراز وحتی از بهتر از استاد لطفی در موسیقی ما کم نیست قصد مقایسه نیست ولی به جواب اواز استاد پیر نیاکان در البوم دستان ویا جواب اواز معروف استادظریف در البوم راز دل گوش دهید جواب اوازهای مثال زدنی استاد یگانه استاد شهناز هم نیاز ی به گفتن ندارند بی جهت نیست که استادشجریان می گویند من درساز شهناز گم می شوم واستاد شهناز برای ما مانند حافظ است

  • ابوالفضل زنده بودی
    ارسال شده در آبان ۲۸, ۱۳۹۴ در ۹:۰۰ ب.ظ

    بله دوست عزیز کاملا درست می فرمایید
    ما این اساتید رو در مقام مقایسه قرار ندادیم بله جواب آوازهایی که ذکر کردید در زمره ی برترین جواب آوازها قرار دارد اما هر کدام رنگ و لعاب و ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد و هیچ کدام هم توسط استاد دیگر قابل تکرار نیست چرا که شخصیت و جهان بینی هیچ کدام از اساتید شبیه هم نبوده . عشق داند تکرارنخواهد شد چون لطفی تکرار نخواهد شد و همانطور که پیرنیاکان و لطفی تکرار نخواهند شد .همانطور که گفته شد شیوه ی نوازندگی هر کسی شبیه خودش است هرچند تقلیدی استادانه باشد.لطفی اعتقاد داشت شخصیت هر کس در شیوه ی نوازندگی و آواز خواندن آن شخص تاثیر گذار است
    بله اگر در مورد شیوه ی نوازندگی اساتید بزرگواری که بیان فرمودید بخواهیم بنویسیم رمز و رازهای بیشماری باز گو خواهد شد و گرنه هدف تعصب و تعصب گرایی نیست
    در ضمن لطفی خود را بسیار مطیع جمله بندی مجد نی دانست
    و بارها بیان میکرد که من تکرار مکررات گذشته ام

  • مهرزاد
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۷ در ۱:۲۹ ق.ظ

    متاسفانه در خصوص بعضی شخصیت های هنری خیلی اغراق شده است . مرحوم لطفی از جمله آن اشخاص است . شکی نداریم که آقای لطفی از اساتید بزرگ موسیقی ایران بودند ؛ اما در آهنگسازی و نوازندگی سبکی ایجاد نکردند . سوال من این است که اگر مرحوم لطفی ظهور نمی کردند ، آیا درنوازندگی تار و آهنگسازی به عنوان دو مقوله مهم در موسیقی ایرانی خللی وارد می شد ؟ مثلاً اگر میرعماد در خطاطی ظهور نمی کرد ، قطعاً خط آنقدر رشد نمی کرد یا استاد فرشچیان در مینیاتور یا سقراط حکیم در فلسفه یا استاد کسایی در نی و استاد تهرانی در تنبک و قس علی هذا ! جناب لطفی زمانی که تار را شروع کردند ، نوازندگی آن سازتوسط اساتید بزرگ قبل از وی در اوج کمال بود ؛ در واقع اساتید قبل از مرحوم لطفی بخش عمده ای از پیشرفت نوازندگی تار را بر دوش کشیده بودند و آن مرحوم بیشتر در حد یک نوازنده بزرگ بودند نه اینکه مانند استاد کسایی در نی ، یا پایور در سنتور یا محجوبی در پیانو و یا تهرانی در تنبک سبکی را ایجاد کرده باشند ؛ به طوری که رشد آن ساز بعد از ظهور آن افراد کاملاً محسوس است . در آهنگسازی نیز همین طور است . واقعاً در کدام یک از ساخته های آقای لطفی نوآوری می بینید ؟ مقایسه کنید با نوآوری های مرحوم درویش یا استاد پایور و مرحوم مشکاتیان . اقبال زیاد نوازندگان امروزی به نواختن و بازآفرینی قطعات این اساتید در آموزشگاهها و فضای مجازی خود شاهدی بر این مدعاست . عده ای در پاسخ به سوالات بالا “آلبوم عشق داند” را مطرح می کنند ؛ در حالی که اولاً این آلبوم قدرت نوازندگی مرحوم لطفی را ثابت می کند نه اینکه در نوازندگی و آهنگسازی سبکی ارایه کرده باشد ؛ ما هم اعتقاد داریم که در قدرت نوازندگی ایشان شکی نیست .

  • بهرام زندی
    ارسال شده در تیر ۱۷, ۱۳۹۷ در ۲:۰۸ ق.ظ

    محمدرضا لطفی در موسیقی فراتر از این بود که او را استاد و نوازنده و آهنگساز و معلم و … بنامیم . به قو ل آیدین آغداشلو کل هنر موسیقی سنتی ایران در لطفی مستحیل شده و او را تبدیل به عصاره و چکیده و خلاصه یک هنر عظیم و چند هزار ساله کرده است . این جایگاهی است که هر کسی به آن نمیرسد .

  • امیر علی
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۷ در ۴:۵۸ ب.ظ

    جناب مهرزاد عزیز …اگر استاد لطفی نبودند ، قطعا موسیقی کلاسیک ایرانی به این شکلی که میبینیم نبود . جناب لطفی تار و حتی میشه گفت موسیقی کلاسیک رو به دو بخش قبل و بعد از خودشون تقسیم کردند . قبل از ظهورجناب لطفی اکثر موسیقی ها و تصنیف ها و آهنگهای مورد اقبال مردم در مسیر مجلسی نوازی و شیرین پردازی بود . اما با ظهور لطفی و بالاخص با کنسرت راست پنجگاه شیراز انقلابی در موسیقی پدیدار شد . اینکه چرا و چگونه لطفا به کتاب پهلوان تار جناب ارشد طهماسبی رجوع بفرمایید . در مورد نوآوریها و بدعتها و خلاصه جواب اکثر سوالات شما در آن کتاب داده شده .

  • عطا
    ارسال شده در مرداد ۶, ۱۳۹۷ در ۷:۰۲ ب.ظ

    آقای امیر علی کی به شما گفته قبل از استاد لطفی موسیقی مجلسی و شیرین نوازی بوده؟؟تصنیف های عارف و شهنازی وبرازنده و…..مجلسی هست؟استادلطفی هنرمند بزرگیه ولی چیزی به موسیقی سنتی اضافه نکرده به جز درویش بازی و چند تا مارش انقلابی به صورت سرود و تصنیف

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

متبسم: گروه نوازی در موسیقی ایران پدیده ای جوان است

متبسم: گروه نوازی در موسیقی ایران پدیده ای جوان است

کار گروهی بر اساس تفکر و جهان بینی شخصی صورت می گیرد که تفکر گروهی داشته باشد؛ یعنی زمانی که آهنگساز یا نوازنده یا سرپرست یک گروه، اقدامی در زمینه راه اندازی گروه انجام می دهند، باید علاوه بر شخص خود نوازنده ها نیز تفکر و جهان بینی و دانش آنسامبل داشته باشند تا اینکه پایه و اساس یک گروه درست گذاشته شود.
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (I)

مصاحبه با ری چین، برنده مسابقه منوهین (I)

از گفتگو با یهودی منوهین توسط دیوید دوبال:”می دانید از کلمه نابغه متنفرم. احساس غیر طبیعی به من می دهد. این یکی از دلایلی است که می خواستم مکتبم را آغاز کنم… شاید اشتباه می کنم اما دوست دارم خودم را نرمال بدانم. شاید هم من هیولا باشم! تمامی بچه های موسیقی عادی هستند، بچه های که باید فضای گسترده داشته باشند. فکر می کنم به بچه ها توجه اندکی می گردد. معتقدم بچه ها نسبت به توانایهای که ما در سالهای اولیه از آنها انتظار داریم، توانایی های بیشتری دارند.”
تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

تغییر زمان برگزاری جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک به جمعه ۲ خرداد

دوستان گرامی، به دلیل پاره ای از مشکلات، جشن ده سالگی گفتگوی هارمونیک با یک روز تاخیر، در روز جمعه ۲ خرداد ساعت ۱۷ در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
اسکار پیترسون

اسکار پیترسون

اوایل قرن بیستم یعنی هنگامی که موسیقی کلاسیک (رمانتیک و مدرن) از یکسو و موسیقی Jazz از سوی دیگر شنوندگان موسیقی در اروپا، آمریکا و سراسر جهان رامتوجه خود کرده بود، در شهر مونترئال کانادا یکی دیگر از نوابغ موسیقی Jazz متولد شد، کسی که توانست کارهای بسیاری را با افرادی چون چارلی پارکر، دیزی گیلسپی، لوییس آرمسترانگ، الا فیتسجرالد، دوک الینگتون ۱ و … تهیه کند، کسی که هنوز در سن ۸۰ سالگی تمام وقت و زندگی خود را وقف موسیقی می کند.
” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

” Let It Be” اثر مک کارتنی (II)

در ۲۶ ماه مارس سال ۱۹۷۰، فیل اسپکتور (Phil Spector) – تهیه کننده و آهنگساز – ترانه مذکور را برای آلبوم ” Let It Be” مجددا تنظیم نموده و در آن تغییراتی نسبت به نسخه تک آهنگ اعمال نمود. از جمله اینکه دو اجرای مختلف تک نوازی گیتار به طور همزمان در آن گنجانده شد و در انتهای ترانه جمله ” There will be an answer” به جای یک بار دو بار تکرار می گردید. اجرای قدیمی این ترانه در آلبوم Anthology 3 که در ۲۸ اکتبر سال ۱۹۹۶ روانه بازار شد، مجددا به گوش رسید.
موسیقی پست مدرن (III)

موسیقی پست مدرن (III)

در اواخر سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تعدادی از سبک‌ها، تحت تاثیر موسیقی پاپ قرار گرفتند و شرایط پست مدرن شروع به شکل‌گیری و سبک‌های موجود شروع به ترکیب عناصر پست مدرن کردند. موسیقی عوامانه، «جاز»، «ریتم اند بلوز» و «راک اند رول» اولیه، نه تنها به‌وسیله‌ی تکنولوژی جدید بلکه به‌طور اساسی توسط شیوه‌ی متفاوتی از فن‌‌آوری ضبط شروع به شکل‌گیری کردند. به‌جای تلاش برای نیل به یک صدای سه بعدی شفاف به پیروی از تجارب حاصل از کنسرت، آواها در ضبط به طور فزاینده‌ای مورد توجه واقع شد و باقی اصوات، به صورت دیواری پشت تراک اصلی قرار گرفتند.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (V)

با این نوع مشکلات بیانی و تعریفی و بدون شیوه یا متد بررسی، مشکل اساسی و مهم ِ شناسایی عناصر سازنده و نوع ساختمانِ موسیقی ایرانی، مبهم و نارسا می ماند. استفاده از واژه های عامیانه مانند «مقام مادر» یا «تئوری برآمده از دل موسیقی» هم کار را مشکل تر می کند. مثلا مقام درآمد در شور «مقام مادر» نامیده شده اما به ابوعطا و بیات ترک که میرسیم، بلاتکلیف، نمی دانیم که درآمد ابوعطا هم «مادر» است یا نسبت دیگری دارد. در مورد تعریف مقام و شکل و اندازه اش هم بلاتکلیفی دیده می شود، یک دانگی ص ۳۱، دو دانگی ص ۴۵، سه دانگی ص ۵۴، سه دانگی در هم تنیده ص ۷۵٫ در پشت این انواع مقام ها، گام هفت صدایی فرنگی هم حضوری هرچند کم رنگ دارد که فزاینده ابهام است. در حالیکه هرمز فرهت در ۱۳۸۰ (برای فارسی زبانها) توضیح داده که مقام های موسیقی ایرانی هر یک شکل خاصی دارند و در قالب یک یا دو دانگ یا یک گام نمی گنجند. تئوری پرداز باید یا گفته پژوهنده قبلی را بپذیرد یا آن را نقد کرده و علت باطل بودنش را روشن کند.
درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

اگر توجه کنید هر کدام از این قطعات اسامی منحصر به فرد و خاص خود را دارند. این امر برای من بسیار مهم و قابل توجه است. اول این که بسیار معقول است که اسم یک کار از اسامی دیگر کارها متفاوت و مجزا باشد، دوم اینکه یک توضیح است زیرا برای شنونده بسیار پیچیده و غیرقابل هضم است که ناگهان با یک موسیقی سازی مواجه شود. یک عنوان خوب و موفق به شنونده کمک می‌کند تا قبل از شنیدن قطعه از مضمون آن، ایده‌هایی دریافت کند. برای نمونه عنوانی مانند موسیقی در خاطره‌ی یک دوست یا موسیقی تابستانی کوچک نکاتی را به شنونده ارائه می‌دهند تا در هنگام اجرای کار تنها نماند و متوجه ‌شود که باید در چه سمت و سویی بنگرد.»
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.