ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی
ایگناسی یان پدروسکی
ایگناسی یان پدروسکی (Ignacy Jan Paderewski) پیانیست، آهنگساز لهستانی بود که علاوه بر فعالیت های هنری و موسیقایی‌ سیاستمدار و سخنگوی جنبش استقلال طلبی لهستان بود. او در روز هجدهم نوامبر سال ۱۸۶۰ میلادی به دنیا آمد. پدروسکی یکی از موزیسن های محبوب و شناخته شده در سراسر دنیا بود. شهرت پدروسکی در دنیای موسیقی، راهگشای حضور او در دنیای دیپلماسی و رسانه بود. او در سال ۱۹۱۹،‌ نخست وزیر و وزیر امور خارجه لهستان شد و در همال سال نیز به عنوان نماینده لهستان در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.

پدروسکی در روستای کوریلیوکا در لهستان به دنیا آمد. پدرش مسئول انجام امور اداری املاک بزرگ بود. او مادرش را خیلی زود و تنها وقتی چند ماه داشت از دست داد. یکی از آشنایان دور خانواده او را بزرگ کرد. وقتی پدر پدروسکی در ارتباط با جنبش ژانویه در سال ۱۸۶۳ دستگیر و زندانی شد، خاله اش او را به فرزندی پذیرفت. ‌

پدروسکی از همان کودکی به موسیقی علاقه نشان داد و فراگیری پیانو را به صورت خصوصی آغاز کرد. در سال ۱۸۷۲ وقتی ۱۲ سال داشت به ورشو رفت و در کنسرواتوار ورشو پذیرفته شد. پس از فارغ التحصیلی در سال ۱۸۷۸،‌ او از دعوت شد تا در کنسرواتوار به آموزش پیانو بپردازد که او نیز از این پیشنهاد استقبال کرد. پدروسکی در سال ۱۸۸۰ با آنتونینا کورساکونا (Antonina Korsakówna) ازدواج کرد و خیلی زود صاحب پسری شد که پس از یک سال به معلولیت او پی برد. دیری نپایید که پیانیست جوان همسرش را از دست داد و تصمیم گرفت که زندگیش را وقف موسیقی کند.

در نتیجه در سال ۱۸۸۱ به برلین رفت تا نزد فریدریش کیل (Friedrich Kiel) و هاینریش اربن (Heinrich Urban) به تحصیل آهنگسازی بپردازد. او سپس در سال ۱۸۸۴ به وین رفت تحت تعلیم تئودور لشتیزکی (Theodor Leschetizky) قرار گرفت. پدروسکی نخستین اجرای موسیقی خود را در سال ۱۸۸۷ در وین تجربه کرد. او خیلی زود معروف شد و اجراهای دیگرش مانند اجرای سال ۱۸۸۹ در پاریس و اجرای سال ۱۸۹۰ در لندن نیز موفقیت های بزرگی برای او رقم زد. نوازندگی بی نظیر او هیجان و هیاهویی ایجاد کرد که حتی به ستایش افراطی از کار او انجامید. موفقیت های او در سال ۱۸۹۱ در آمریکا نیز تکرار شدند. به یک باره نام او مترادف شد با والاترین سطح ویرتوزیته در نوازندگی پیانو.

پدروسکی در سال ۱۸۹۹ با بارونس دوروزن (Baroness de Rosen) ازدواج کرد.

پدروسکی با منوئه در سل، اپوس ۱/۱۴ (Minuet in G, Op. 14/1) که بخشی از یک مجموعه شش قطعه ای است به شهرت جهانی دست یافت،‌ هرچند این قطعات به دست فراموشی سپرده شده اند. تنها اپرای او با عنوان مانرو (Manru) برای نخستین بار در سال ۱۹۰۱ در درسدن آلمان و سپس در سال ۱۹۰۲ در خانه اپرای متروپلیتن نیویورک اجرا شد. تا به امروز،‌ این اپرا تنها اپرای لهستانی است که در این سالن به اجرا در آمده است. او با همراهی همسر دومش،‌ متعلقات،‌ طوطی و پیانوی سباستین ارارد خود در سال ۱۹۰۴ با همکاری هنری کوالسکی (Henri Kowalski)، آهنگساز فرانسوی-لهستانی،‌ در استرالیا و زلاند نو به اجرای کنسرت پرداخت.

او در روز بیست و نهم ماه جون سال ۱۹۴۱ درگذشت.

منابع
wikipedia.org
wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (V)

در مورد مفهوم واژه مترونومی که حق با منتقد محترم است، اما اصطلاح تمپورال، این واژه در اصل ایتالیایی است و نه انگلیسی و در موسیقی هم کاربرد دارد (Sadie 1998، ۶۸۵). درباره کاربرد صدای اوم برای اجرای سکوت سه مورد وجود دارد، اولاً مگر در ایران نیز مانند هند سیستم سرایش وجود داشته که «اکنون پس از هزار سال برای بیان سکوت “اوم” قرار گرفته» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۹) و مشکل­ ساز گردیده است. ثانیاً در اغلب موسیقی های خاورمیانه در سرایش به جای سکوت از صدای اِس (es) استفاده می شود و مشکلی هم در ریتم خوانی و سرایش ندارند، ثالثاً صدای اوم، در مدیتاسیون کاربرد ندارد و این موضوع برداشتی سطحی و غلط از فلسفه وجودی و کاربردی این صدا در فرهنگ هند است. «به طوری که موسیقی در هند با فلسفه و مذهب پیوند ناگسستنی دارد و گفته می شود صدا به دو گونه تولید می گردد» (صارمی ۱۳۷۴، ۴۵)، «یکی صوت غیر قابل شنوایی آناهاتا نادا (Anahata Nada) و دیگری صوت قابل شنوایی آهاتا نادا» (مسعودیه ۱۳۸۳، ۳۲)؛ و «اوم (AUM) که جزء آناهاتا نادا محسوب می شود، یک وِرد نیست و کاربرد آن هم در مدیتاسیون و مراقبه نیست» (اشو ۱۳۸۲، ۱۱۸ و ۱۱۹).

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» برگزار می شود

آئین رونمایی از کتاب «سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته» نوشته پروفسور مارتا آ.گتزو با ترجمه سینا جعفری کیا برگزار می‌شود. در این مراسم اساتیدی همچون: اسماعیل تهرانی، کامبیز روشن‌روان، وارطان ساهاکیان و کارن کیهانی به ارائه نظرات خود درباره کتاب خواهند پرداخت. کتاب سلفژ، تئوری موسیقی، تربیت شنوایی، ریتم و دیکته نوشتۀ پروفسور مارتا آ.گتزو یکی از مهمترین منابع آموزشی موسیقی‌ست که نسخۀ اصلی توسط دانشگاه آلاباما-آمریکا به چاپ رسیده است.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه شانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

بخش بزرگی از توجهی که موسیقی مردم‌پسند به خود جلب می‌کند مربوط به متن ترانه‌های آن است. بسیاری از نوشته‌ها و گفتارهای ارایه شده در مورد آن هم تکیه‌ی بسیار بر تحلیل متن دارند. این نوع مطالعات اغلب با شکل‌های مختلف تحلیل محتوای ادبی (متنِ بدون موسیقی) چندان متفاوت نیستند.
موسیقی وزیری (III)

موسیقی وزیری (III)

علی نقی خان وقتی روح مرا تکان میدهد که کاسه تار را مثل‏ طفل عزیزی در آغوش گرفته و پیشانی هوشمند او بر روی آن خم شده‏ و سر انگشتان او مثل اطفال بیخیال بر روی دسته تار پشت سرهم میدوند. آن وقت، وزیری هم همه امواج دریا، ضجّه آبشار، زمزمه جویبار، ناله گرد بادها، آهنگ معاشقه نسیم با شاخسارها را به گوش شما میرساند. با مضراب‏ بر روی سیمهای تار، همان حکایتهائی را که آبهای کف‏آلود به صخره‏های‏ رودخانه و بادها بر برگهای سبز خوانده‏اند برای شما میسراید. چشم‏ شما چیزی نمی‏بیند: بر روی کاسه تار، دستی مثل قلب مضطرب عاشق در ضربان
برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

برداشتی شاعرانه از کنسرتو ویولون اپوس ۶۱ بتهوون

ابدا قصد ندارم که تفسیری فنی بر این اثر بنویسم. چرا که عظمت این اثر بر هیچ کس پوشیده نیست. از آن گذشته نه جسارتش را دارم نه بضاعتش. اما این اثر چنان بر آشفته ام می کند که می خواهم احساس روحی خود را که بسیار شاعرانه است را بیان کنم.
روش سوزوکی (قسمت سی دوم)

روش سوزوکی (قسمت سی دوم)

مایل هستم که بگویم، از هفده سالگی بنای یک زندگی مناسب برای من پایه‌گذاری شده است. سال تولد من سال خاتمه مدرسه بازرگانی من بود. چیزی را که در آن زمان رخ داده، بارها تعریف کرده ام اما حالا اگر به آن بی توجهی کنم و آنرا نادیده بگیرم، بعد ها نمی‌توانم فلسفه زندگیم را به روشنی تحلیل کنم. به این خاطر دوباره آنرا حکایت می‌کنم. یکی از روزها مثل همیشه به راه افتادم و به کارگاه ویولون سازی پدرم رفتم، کارگاهی که در آن هزار نفر مشغول کار بودند. در دفتر یک ماشین تایپ انگلیسی یافتم که برایم تازگی داشت. شروع کردم به کار کردن بر روی دکمه‌ های آن.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هشتم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت هشتم)

پس از انتصاب فرهاد مشکات به سمت رهبری ارکستر در سال ۱۳۵۱، تغییر و تحولاتی چند در سطوح مختلف مدیریتی و اجرایی ارکستر سمفونیک تهران صورت پذیرفت. فرهاد مشکات، در آمریکا به تحصیل هم زمان در رشته های موسیقی و اقتصاد پرداخته بود و پس از مراجعت به کشور، اندیشه بین المللی کردن ارکستر سمفونیک تهران را در سر می پروراند. از این رو، شاخصه های اساسی مدیریت ارکستر جهتی دیگر یافتند و برای آغاز برنامه ها، استخدام نوازندگان چیره دست و ماهر ارکسترهای خارجی در دستور کار ارکستر قرار گرفت.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

از این دیدگاه؛ از سویی موسیقی‌هایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک می‌شود و از سوی دیگر نظریه‌ای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی می‌پذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل می‌شود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلان‌تر بررسی می‌کند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظه‌ی موسیقایی ظاهر می‌شود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمی‌یابد.
اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون (I)

اپرای لیلی و مجنون اثر اوزیر حاجی بیف (Uzeyir Hajibeyov) در دوازدهم ژانویه ۱۹۰۸ میلادی برای نخستین بار در باکو اجرا شد. آذربایجانی ها افتخار می کنند که این اپرا، اولین اپرایی است که نه در کشور آذربایجان بلکه در کل جهان اسلام بر روی صحنه رفته است. علاوه بر این، این اپرا اولین اثری است که در آن بداهه نوازی های مقام (mugam) سنتی آذربایجان در قالب اپرای اروپایی گنجانده شده است.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت دوم)

رویکردهای مبتنی بر بینش هانریش شنکر (heinrich schenker) از این امتیاز برخوردارند که بیش از روش های دیگر، بر پایه «شنیدن» تکیه دارند. خصوصاً این فرضیه که همه آکوردها از اهمیت ساختاری یکسانی برخوردار نیستند و این امر که معنای هارمونیک یک قطعه نسبت به زمینه ی خطی آن تغییر می یابد، از بینشی انتقادی خبر می دهد.
“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (I)

“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (I)

بزرگانی چون رابرت موگ (Robert Moog)، برت باکاراک (Burt Bacharach) و جان بری (John Barry) دهه شصت میلادی را پربارترین و شکوفاترین دهه قرن بیستم می‌دانند. دهه شصت دهه‌ای بود که علاوه بر معرفی هنرمندان بزرگی چون بیتلز (Beatles)، باب دیلن (Bob Dylan)، لد زپلین (Led Zeppeline)، اتیس ردینگ (Ottis Redding)، دورز (Doors) و کمپانی آهنگ‌سازی موتاون (Motown)، دهه‌ای پر از ساختارشکنی بود.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XIII)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XIII)

از همه‌ی اینها مبهم‌تر و ناگشوده‌تر مطالعات تاریخی مربوط به گونه‌های مختلف موسیقی مردم‌پسند یا عامیانه‌ در ایران است، به‌ویژه نمونه‌های ترکیبی با موسیقی غربی که اصطلاحا «پاپ» نامیده می‌شود. چند دلیل می‌توان برای این موضوع ذکر کرد که به گمان ما مهم‌ترینشان حساسیت شدید ایدئولوژیک حکومتی نسبت به این گونه‌های موسیقایی است (دست‌کم تا اواسط دهه‌ی ۱۳۷۰) که باعث می‌شود در مراکز رسمی کمتر کار پژوهشی‌ای بتوان در مورد آن انجام داد. دیگری موضوع دخالت زیباشناسی در نوشتن تاریخ هنر و تقابل هنر نخبگان و توده است.