تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.

برای مثال، در “تنه‌ای بر در این خانه‌ی”، این تقطیع و سکته در ریتم (که نمی‌توان برای آن دلیلی ساختاری و موسیقایی غیر از تلاش برای تنوع بخشیدن به شکل ریتمیک جملات متصور بود) به چشم می‌خورد. در اجرای مصرع‌های “قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت”، “ناله‌ای در غم مرغان هم آوا زد و رفت” و “پشت پا بر هوس دولت دنیا زد و رفت” هم این مساله وجود دارد.

به طور کلی، این قطعه، یعنی قطعهٔ “آنکه مست…”، از جهاتی، یکی از قطعات ضعیف کارنامهٔ علی قمصری ست. از سویی، از لحاظ ریتمیک و متریک، بسیاری از خلاقیت‌ها و بداعت‌های پیشین آهنگساز در آن مشهود نیست و صرفا بر روی الگویی که حتی در حوزهٔ کاری خود آهنگساز هم تکراری ست (به شباهت متر و برخی الگوهای ریتمیک سازی آن به قطعهٔ “چه نزدیک است جان تو به جانم” توجه کنید) بنا شده است، و از سوی دیگر، از نظر فرمال، ساده، بدون عمق و پرداخت ناشده است.

جملهٔ اصلی سازی پرتحرک قطعه –به استثنای بخشی که مدولاسیون به بیات راجه انجام می‌شود- در میان تک تک بیت‌ها بدون تغییر تکرار می‌شود و آنچه در میان مصرع‌ها نیز کلام را همراه می‌کند، در حد چند پاساژ پراکنده و صرفاً ارتباط دهنده است. از لحاظ مدال نیز، اتفاقی رخ نمی‌دهد و آنچه گوش می‌شود کلیشه است، و تمام ملودی‌ها در‌‌ همان حوزهٔ بیات راجه و درآمد اصفهان (مد مادر اصفهان) می‌چرخند. ضمناً، برخلاف قطعاتی مانند “شعر بی‌واژه” یا “نسل ما” یا حتی “بی‌قرار”، حضور چند خواننده در این قطعه به هیچ وجه توجیهی ندارد و بافت قطعه طوری ست که می‌شد تصور کرد با ندیده گرفتن معدود بخش‌هایی از خطوط آوازی، قطعه تنها توسط یک خواننده اجرا شود.

با این حال، یکی از قطعات درخشان اما بسیار کوتاه این آلبوم، قطعهٔ “نسل ما” است. این قطعه در حقیقت بر روی بخشی از شعری از احمد شاملو که نام اصلی‌اش “فقر” است، ساخته شده: “از رنجی خسته‌ام که از آن من نیست، بر خاکی نشسته‌ام که از آن من نیست، با نامی زیسته‌ام که از آن من نیست، با دردی گریسته‌ام که از آن من نیست”. با قرار دادن یک ضدضرب پیش از هر تکرار “که از آن من نیست”، فرمولی ساده امّا کارا به دست آمده که نه تنها با‌‌ همان قواعد رایج تلفیق شعر و موسیقی در تضاد نیست، بلکه یک شعر سپید بی‌وزن را هم توانسته به راحتی در خود حل کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه حق اظهارنظر دارند

با این جمله لابد بارها برخورد کرده‌ایم. وقتی از آن استفاده می‌کنیم که کسی به نظر کس دیگری اعتراض کرده باشد. مثلاً وقتی‌که کسی بگوید «این چه مطلب بیراهی است که فلانی نوشته». جمله‌ی لیبرال‌منشانه‌ای است که این روزها طرفدارهایش از گذشته هم خیلی خیلی بیشتر شده و به‌سختی ممکن است بتوانیم با آن مخالفت کنیم.

مروری بر آلبوم «سایه وار»

مسعود شعاری از آن دسته نوازندگان برجسته‌ای است که بخشی از همِّ حرفه‌ای خود را معطوف سبک‌شناسی و اجرای مجدد آثار دیگر استادان بزرگ موسیقی ایرانی برای سه‌تار کرده است. نتیجه‌ی این کندوکاوِ او را پیش‌تر از یک سو در قالب سمینارها و اجراهای زنده‌ی آشنایی با شیوه‌ی نوازندگان قدیم (این که تا چه اندازه موفقیت‌آمیز بوده جایگاهی دیگر می‌خواهد) و از سوی دیگر دست‌کم یک آلبوم با عنوان «کاروان صبا» با تمرکز بر انتقال به سه‌تار و اجرای آثار صبا دیده‌ایم. آلبوم تازه‌ی «سایه‌وار» تداوم همین راه است و از آن رو که اجرای تفسیرمند و هنرمندانه‌ی آثار کارگان کلاسیک موسیقی ایرانی در برهه‌ی حاضر اهمیت فراوان دارد، شایسته‌ی توجه.

از روزهای گذشته…

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

نقد آرای محمدرضا درویشی (VI)

درویشی درباره‌ی عالَم مثال می‌نویسد: «متفکران و هنرمندان بزرگ ما فضای آفاقی عالم مثال را در جزء مقابل آن، در فضای انفسی مشاهده می‌کردند.» (درویشی۱۳۷۳/ج: ۱۱) و شایگان معتقد بود: «به‌این خاطر است که فضای آفاقی عالم مثال، جزء مقابل خود را در فضای انفسی می‌یابد.» (شایگان۱۳۵۵: ۸۱)
امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد به روی صحنه می رود

امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد به روی صحنه می رود

امشب و فردا شب کوارتت شهرزاد در این کنسرت منتخبی از آثار محمدسعید شریفیان همچون فانتزی برای پیانو، تصاویر روستایی، کوارتت زهی، شب دریای موج برای سولوی ویولن – نکتورن برای فلوت و پیانو و ۴ قطعه گرگانی را اجرا خواهد کرد.
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (I)

مطلبی که پیش رو دارید نامه سرگشاده غلامرضا میر هاشمی، سازگر و رئیس کانون سازندگان ساز خانه موسیقی است درباره دو ساز جدیدی که توسط محمدرضا شجریان ساخته و معرفی شده است: ساز از جمله پیچیده‌ترین ابزارهای ساخت بشر می‌باشد و هنوز بسیاری از رموز صدا دهی و نحوه‌ تولید صدا در رسیدن به کیفیت صدای عالی برای سازندگان ساز دست نیافته باقی مانده است. به همین علت نیز عده ‌زیادی از نوازندگان و حتی سازندگان ساز در مواجهه با تغییرات صوتی ساز دست به اقداماتی می‌زنند که تنها به صورت تجربی و آزمون و خطا بوده و بی شک راه حل قطعی محسوب نمی‌گردد. از طرفی نبود دانش کافی باعث می‌شود تا مسائلی شبه خرافی و باورهایی بی پایه و غیر علمی نیز عنوان شود.
نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

بر کسی پوشیده نیست که نوازندگی نیز مانند تمامی مهارتهای فیزیکی هنری و حتی غیر هنری چنانچه علاوه بر تمرین و ممارست با مطالعه تجارب دیگران، روشها و مفاهیم بنیادی توام باشد، در نهایت نتیجه بهتری را عاید هنرجو خواهد کرد. به همین علت نوازندگان باید ایده های کهنه ای مانند تمرین های مدام و مکانیکی صرف را کنار گذاشته و به نوازندگی بصورت علمی تر و هنری تر نگاه کنند و آنرا صرفا یک مهارت فیزیکی نپندارند.
پورساعی: سونوریته مهمترین اصل در نوازندگی است

پورساعی: سونوریته مهمترین اصل در نوازندگی است

نخستین اصلی را که هر نوازنده باید به آن اهمیت دهد، کیفیت نوازندگی است و مهم‌ترین عاملی که به کیفیت نوازندگی کمک می‌کند، سونوریته‌ی ساز است و من همواره به شاگردان خود توصیه می‌کنم به‌جای اینکه به نواختن قطعات بیشتر و سریع‌تر فکر کنند، از ابتدای کار دستیابی به برترین‌ کیفیت نوازندگی و سونوریته‌ی ساز خود و همچنین به افزایش توانایی خود در اجرای باکیفیت و نوانس بیشتر قطعات اهمیت بدهند. متأسفانه در ایران هنرجویان به‌دنبال اجرای قطعات بیشتر هستند و انتظار دارند، هر بار که به کلاس می‌آیند، قطعه‌ای جدید یاد بگیرند، صرف نظر از اینکه با چه کیفیتی قرار است اجرا کنند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

اتنوموزیکولوژیست‌ها برای آشنایی با رفتارهای موسیقایی مردم و انواع موسیقی‌ای که در شرایط مختلف زندگی خود از آن بهره‌مند می‌شوند، به مناطق مورد نظر سفر می‌کند و ضمن استقرار در آن محل به کسب تجربه و ثبت اطلاعات می‌پردازند. سفر به محل زندگی مردم با فرهنگ‌های مختلف و تجربۀ زندگی با آن‌ها و شریک شدن در لحظه‌های آفرینش و اجرای موسیقی توسط آنان و فراگیری نواختن سازهای آنان، از جمله ویژگی‌هایی است که اتنوموزیکولوژی را از سایر رشته‌های موسیقی‌شناسی متمایز می‌کند.
نمودی از جهان متن اثر (VI)

نمودی از جهان متن اثر (VI)

اگر به مثال‌ها و روندی که طی شد، نگاهی دوباره بیندازیم متوجه می‌شویم که علت در خود تجزیه نهفته است؛ از میان ویژگی‌های متعدد قطعه کدام‌یک را برای کار انتخاب کنیم؟ قطعه را چگونه بر اساس این ویژگی‌ها تحلیل کنیم؟ اینها دو پرسشی است که وضعیت تحلیل‌گران را به هنگام برخورد با یک قطعه‌ی موسیقی به‌خوبی توصیف می‌کند. اگر به ایده‌ی توجه بی‌طرفانه‌ی لرد شافتسبری برگردیم و به یاد آوریم که در این ایده قرار بود داوری و گرایش حضور نداشته باشد، وضعیت متناقض حادث شده، بهتر پیش رو قرار می‌گیرد؛ پاسخ دادن به هر دو پرسش بالا نیازمند داوری است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (III)

در زمان ازدواجشان، آلیس به تنهایی خانه ای در مالوِرن اجاره کرده بود اما الگار اعتقاد داشت که برای تثبیت نام خود به عنوان یک موسیقی‌دان برجسته، باید نزدیک لندن باقی بماند. این، به معنای زندگی کردن در لندن بود. ازدواج آنها، در این مدت دچار مشکلات فراوانی بود چرا که الگار می خواست (و نمی توانست) که خود را در پایتخت تثبیت نماید. بعد از گذراندن ماه عسل، در کنینگتون غربی سکنی گزیدند.
منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

منتشری: هیچ ارگانی از ما حمایت نکردند

می گفت که من مجبور شدم که در مراسم ختم بخوانم. وقتی به خانه رفتم، آن قدر دیر شده بود که روحانی ای قرار بود عقد را بخواند در حال رفتن بود. من کمی پول به او دادم و خلاصه عقد خوانده شد. حالا شما با وجود این مسائل پیش آمده چه‌حرفی برای گفتن دارید؟ گفت که کدام ارگان از من حمایت کرد [در حالی که اوضاع من طوری بود که] یک نهار خوب نمی توانستم بخورم. من مجبور شدم که آن آهنگ ها را بخوانم. من در “گلها” زیاد خواندم ولی یک منزل مسکونی نداشتم سپس آهنگ “نیّر” خواندم و یک خانه خریدم.
کارلا بلی

کارلا بلی

کارلا بلی نی بورگ (Carla Bley, née Borg)، متولد یازدهم ماه می سال ۱۹۳۸ آمریکا، آهنگساز جز، پیانیست، نوازنده ارگ و یکی از رهبران بزرگ ارکسترهای جز است.