هستی نقره چی
ژورنال موسیقی





120x100





120x100





120x100





120x100





120x100





120x100
نوشته های هستی نقره چی
موسيقى رنگ ها (IV)
موسيقى رنگ ها (III)
موسيقى رنگ ها (II)
موسيقى رنگ ها (I)
فقط تصور کن! (V)
فقط تصور کن! (IV)
فقط تصور کن! (III)
فقط تصور کن! (II)
خانم ها، ساکت لطفا! (II)
فقط تصور کن! (I)
خانم ها، ساکت لطفا! (I)
خلق آهنگ دریا
نگاهی به موسیقی قاره آفريقا (III)
نگاهی به موسیقی قاره آفريقا (II)
نگاهی به موسیقی قاره آفريقا (I)
جذابیت انکار شده
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (II)
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)
آرشه کشی در سازهای زهی
چند توصیه برای محافظت از ساز شما
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (I)
موسیقی کانتری، پنهان کننده نبوغ سیاهان
يوسف گمگشته باز آيد به كنعان؟
زندگى با بتهوون
يادداشتى بر اجراى ولاديمير اشكنازى
موتسارتى كه ما نمى شناسيم!
اشكنازى از شوستاكوويچ مى گويد
گزارشى از اجراى اپراى فاوست در سالن متروپوليتن
به وسعت دنيا (II)
درباره يكى از آثار ديويد ايستراخ:نهيليسم وحشى
به وسعت دنيا (I)
ديگر هيچ اثرى از ويوالدى اجرا نمى كنم
صحنه هاى به يادماندنى
نگاهى به زندگى وآثار يوهان سباستين باخ
موزاك، كسل كننده يا آرام بخش؟
جزئياتى كه آموزش موسيقى به آن نياز دارد
گفت وگو با آن سوفى موتر درباره اجراى ۱۰ سونات ويولون از بتهوون
مشكل من با موتزارت
چگونه استوديوى خانگى بسازيم
مشكلات ناشي از كار زياد (II)
مشكلات ناشي از كار زياد (I)
حفظ کنیم یا نه؟ (II)
حفظ کنیم یا نه؟ (I)
زود ياد بگيريد (II)
زود ياد بگيريد (I)
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پيانو (II)
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پيانو (I)
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (I)
هستی نقره چی
متولد ۱۳۶۴ تهران
نوازنده ویولون
لیسانس زبان روسی دانشگاه تهران
دانشجوی فوق لیسانس علوم ارتباطات
serebro86@gmail.com




موسیقى رنگ ها (IV)

پس از آن مى رسیم به گورستان دخمه اى. این سلف پرتره اى ترسناک از هارتمن است که در آن نقاش در گورستان دخمه اى، مى رود و جمعیت زیادى دور او هستند، هارتمن این نقاشى را تحت تاثیر توصیف هاى ویکتور هوگو از گورستان کشیده است. موسورگسکى ابتدا ریتم آن را افسرده و اندوهناک و بس شاد و امیدوارکننده در تونالیته ماژور نوشته است.

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم - قصرى قدیمى در ایتالیا - این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.

موسیقى رنگ ها (I)

مدست پترویچ موسورگسکى (Modest Mussorgsky) در ۲۱ مارس سال ۱۸۳۹ در اوکراین به دنیا آمد. اولین معلم او در موسیقى مادرش بود که به او پیانو آموخت ولى کمپوزیسیون را تقریباً به حالتى خودآموز فرا گرفت. در اتوبیوگرافى او آمده است که از زمان کودکى علاقه شدیدى به داستان هاى فولکلوریک روسى داشته و با شنیدن آنها در ذهنش آهنگ مى ساخته است.

فقط تصور کن! (V)

17 اوت 1960 بود که بیتل ها یکی از اولین کنسرت هایشان را در کلوب موسیقی ایندرا، هامبورگ، برگزار کردند. در طول دو سال و نیم بعد این گروه 281 کنسرت در سراسر آلمان برپاکرد. حالا با گذشت 50 سال گروه بابی کینو که اعضای گروه های مپل وود، نادا سارف و موبی را در خود دارد، به اجرای برنامه های این ستارگان دنیای راک می پردازد.

فقط تصور کن! (IV)

موسیقی بیتل ها عین تناقض بود: تلفیقی بی بدیل از شور و هیجان، نوآوری و در عین حال جدیت. شعرهای بیتل ها با محتوا بود، اما در عین حال شوری در شنونده ایجاد می کرد که پلیس مجبور می شد هربار برای حفظ امنیت اعضای گروه و تماشاگران تدابیر امنیتی خاصی را در نظر بگیرد.

فقط تصور کن! (III)

جان لنون با یوکو اونو هنرمند آوانگارد ژاپنی و پل مک کارتنی نیز با لیندا ایستمن عکاس موسیقی راک ازدواج کردند. از آن سو، جورج هریسون که شعر هم می‌گفت در مقابل قدرت و نفوذ لنون و مک کارتنی احساس ضعف می‌کرد.

فقط تصور کن! (II)

و اما پل مک کارتنی، دو سال از جان لنون کوچک‌تر بود و مثل او در لیورپول به دنیا آمده بود. او هم مثل جان در کودکی مادر خود را بر اثر ابتلا به سرطان از دست داده بود و تا حدودی با روحیات لنون همخوانی داشت.در سال 1957 لنون گروه QUARRYMEN راتشکیل داد و در همان سال دوست و همکلاسی مک کارتنی یعنی جورج هریسون به آنها پیوست در حالی که تنها 14 سال داشت! در سال 1960 ابتدا ترومپت نواخت و پس از آن به سمت گیتار و پیانو گرایش پیدا کرد.

خانم ها، ساکت لطفا! (II)

شاید به علت جوان بودن هنرمندان، ترس از آن بود که نتوانند به خوبی از پس اضطراب صحنه برآمده و قطعه ای را جداگانه بنوازند. البته این علت چندان هم به جا نیست، چون جوان ترین نوازنده این گروه یعنی مرجان راوندی (نوازنده عود- متولد 1368) هم سابقه اجرایی بسیاری دارد و حتی در دانشگاه علمی-کاربردی تدریس می کند

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟

خانم ها، ساکت لطفا! (I)

پنجم آذر 1388 یکی از آن روزهایی بود که با تمام وجود از «زن» بودنم، احساس شادمانی کردم؛ زیرا می توانستم به کنسرت هنگامه اخوان بروم. این کنسرت در تالار وحدت فقط برای یک شب یا بهتر بگویم یک «بعد از ظهر» بر پا شد، چون هرچند هم که هوا تاریک باشد، نمی توان ساعت 17 را جزیی از شب دانست. هنگامه اخوان برای هر ایرانی، هر چقدر هم که با موسیقی سنتی بیگانه باشد، با تصنیف هایی چون «موسم گل»، «باز آمدم» و… شناخته شده است.

خلق آهنگ دریا

دبوسی، سیبلیوس و بریت همگی سعی کردند اقیانوس را وارد موسیقی خود کنند. زمان آن رسیده است که به سودمندی این قطعه ها که از آبریزگاه برآمده اند نگاه کنیم. منظره ای بین زمین مسطح ارکنی و صخره های هوی را در نظر بگیرید. ایستاده اید و به یکی از دراماتیک ترین مناظر دریایی انگلستان نگاه می کنید. در این سحرگاه گرگ و میش عجیب، زمانی که هنوز هوا نیمه تاریک و نیمه روشن بود در وسط باد و باران که جزر و مد پرخروش به سرعت در باد می تاخت و طغیان می کرد، مواجه شدن با طبیعت این جزیره حس عجیبی را القا می نمود.

یک نظر برای “هستی نقره چی”
  1. hi :

    salam man javad babayian navazandeye piano hastam .kheili doost daram faaliate jeddi dar zamineye moosighi dar in site anjam bedam.age emkanesh hast chogoonegie in karo baram email konid mamnoon
    j_babayian@yahoo.com

RSS / XML