وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (XII)

عبدالقادر مراغه ای
دوران جوانی خور را در مراغه گذراند. تیمور لنگ هنگام فتح ایران مجذوب عبدالقادر شد و او را با خود به سمرقند برد اما عبدالقادر تحمل غربت را نداشت و به وطن بازگشت. مدتی در دستگاه میرانشا پسر تیمور در تبریز بود اما هنگامی که همه ی اطرافیان مورد غضب و خشم میرانشا قرار گرفتند و محکوم به مرگ شدند، عبدالقادر نیز که در میان محکومان بود فرار کرد و تنها او توانست جان سالم به در برد.

“وقتی عبدالقادر را آوردند بکشند سوره ای از قرآن را با آواز دلپذیر و صدای بلندی خواند و امیر تیمور را به قدری تحت تاثیر قرار داد که از گناهش در گذشت و خندید و گفت: ابدال زبیم چنگ در مصحف زد” (۱)

عبدالقادر را آخرین موسیقیدان بزرگ وارث موسیقی ایرانی می دانند. او مبتکر ضربین (موسیقی دو ریتمی) است. آشنایی کامل با وزن داشت، عود را خوب می نواخت و از علم عروض شعر آگاهی زیادی داشت.

مراغی در مراحل مختلف زندگی اش در دربارهای بغداد، بصره و در نهایت در هرات نزد شاهرخ شاه تیموری مشغول به کار بوده‌است. شخصیت او نزد ترکان عثمانی از نقش اصلی اش به عنوان نوازنده، آهنگساز و نظریه‌پرداز بسی فراتر رفته و تبدیل به یک اسطوره شده‌است. امروز حدود سی قطعه در رپرتوار موسیقی عثمانی وجود دارد که منسوب به اوست و بسیاری از موسیقی شناسان آنها را دارای اصالت تاریخی ارزیانی می‌کنند. آهنگهای بجا مانده اکثراً در فرمهای «کار» و «نقش» هستند اما خود مراغی در رسالاتش می‌گوید که چندین «نوبت مرتب»، فرمی سلسله‌ای که خود شامل چندین بخش درونی مثل قول و غزل و ترانه‌است را تصنیف کرده‌است. بخش مهمی از رسالات او اختصاص دارد به استخراج و تبیین گام بالقوهٔ سیستم موسیقایی زمان و روش دستان بندی نغمات. معرفی ادوار ایقاعی و انواع فرمها نیز از دیگر موضوعات مورد بررسی اوست. مراغی در رسالات خود توضیحاتی راجع به ویژگی‌های سازهای متداول زمان خود، از جمله کمانچه، قیچک، انواع عود، رباب، لوتهای دسته بلند مانند روح افزا، موسیقار و غیره می‌دهد.

از آثار او می توان:
جامع الالحان، مقاصدالالحان، شرح الانوار رانام برد.
مقاصد الالحان مفقود شده و شرح الانوار نیز شرحی بر الادوار ارموی است.

بنایی
از آهنگسازان اواخر تیموری است و رساله ی بنایی از اوست.

جامی
نورالدّین عبد الرّحمن بن احمد بن محمد معروف به جامی، ملقب به خاتم الشعرا شاعر، موسیقی‌دان، ادیب و صوفی نام‌دار ایرانی تبار سده ۹ قمری است و دوره تیموری است که رساله موسیقی جامی از اوست.

پی نوشت
۱ – حبیب السیر، جلد چهارم، ص ۱۳ و ۱۴

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

از سوی دیگر تئودورگولنر یک آواز مذهبی (Benedicamus Domino) از اواخر قرن ۱۴ را نشان می دهد که در آن زمان هنوز با یک صدای واخوان شروع شده و خاتمه میابد. (۷) در مورد اورگانوم های لِه اونینوس، هم در یک گزارش تاریخی، اشاره ای به “burdo” شده است. همچنین در آوازهای مذهبی “cantus firmi” موسیقی آنچنان تنظیم شده است که هجاهای واژه “apti sunt” کاملاً برای اجرای نت های کشیده صدای واخوان مناسب می نمایند و بالاخره باید در نظر داشت که ملودیهای معروف مانند: “Haec dies, Benedicams Domino” از گردش صداهای فرعی دور و بر صدای اصلی ساخته شده اند و شباهت به آهنگ هائی دارند که مدتها پیش توسط اریش فون هورن بوستل در فرهنگ های مختلف از جمله در شرق دریای مدیترانه شناسایی شده اند و عملاً نوعی تزئین یک صدای واخون هستند. (۸)
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (V)

مولفان همین روند را نیز برای آشنا کردن خواننده با نشانه‌های گرافیکی مخصوص شنکر به کار گرفته‌اند. به این صورت که خواننده ابتدا با آنها مواجه می‌شود بدون آن که توضیحی در موردشان دریافت کند و کم کم از طریق کاربردشان در مثال‌ها (که به روشی کاملا گویا تنظیم شده) با معنی و طرز استفاده‌ی هر یک آشنا شده تا به جایی می‌رسد که کتاب در مورد هر یک توضیح می‌دهد. در این هنگام خواننده احتمالا احساس خواهد کرد که از پیش با آنها آشنا بوده است (۱۱).
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (X)

انتخاب های بیچام از بین موسیقی فرانسوی چه در کنسرت ها و چه در استودیوی ضبط به طور ویژه ای التقاطی بود. او از اجرای راول خودداری می کرد اما اجرای آثار دبوسی را مرتب در برنامه خود داشت. او زیاد از فوره (Fuare) اجرا نمی کرد اما در عین حال the Pavane یک استثنا بود. همچنین ضبط سوئیت the Dolly که در سال ۱۹۵۹ صورت گرفت به ندرت پس از اولین پخش این اثر از کاتالوگ ها حذف شد.
Ghost Note

Ghost Note

بهترین تعریف برای Ghost Note آن است که نوازنده آنرا بگونه ای اجرا کند که توسط شنونده احساس شود اما شنیده نشود! این نتها معمولآ بسیار آرام و بدون هیچ گونه تاکید خاصی توسط نوازنده اجرا می شوند، این نتها در نوشتار موسیقی همانند نتهای اختیاری در میان دو پرانتز نوشته می شوند. برای آشنایی بیشتر با این نت های موسیقی، بیایید راجع به آن صحبت کنیم.
موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (III)

موریس راول، اسطوره امپرسیونیست (III)

راول در سالهای ۱۸۹۰ دبوسی را ملاقات کرد، دبوسی نزدیک به دوازده سال از او بزرگتر بود و تاثیر وی بر روی موسیقیدانان جوان از جمله راول فراوان بود. راول به شدت تحت تاثیر زبان امپرسیونیستی دبوسی قرار گرفته بود. در سال ۱۹۰۰ راول به خانه دبوسی دعوت شد و آثار یکدیگر را نواختند. وینز (Viñes) به عنوان نوازنده پیانو از طرف هر دو آهنگساز برگزیده شد.
رژین کرسپین درگذشت

رژین کرسپین درگذشت

پنجم جولای، رژین کرسپین Régine Crespin یکی از تحسین برانگیزترین خوانندگان سوپرانوی جهان در قرن بیستم در سن ۸۰ سالگی درگذشت. و اکنون چهل روز از خاموشی این بانوی هنرمند و شاید بزرگترین خواننده اپرایی که در قرن بیستم از فرانسه به ثمر رسید، میگذرد.
نامجو از نگاه منتقدان (III)

نامجو از نگاه منتقدان (III)

حسین پرنیا، نوازنده سنتور و آهنگساز، یکی دیگر از منتقدانی بود که در این برنامه شرکت داشت و در میان برنامه هم مدتی به ایراد نقدهای خود در حضور صاحب اثر پرداخت؛ در اینجا گفته های این موسیقیدان را با سایت گفتگوی هارمونیک می خوانیم : این برنامه اصلا نقد و بررسی نبود و به نظر من یک معرفی بسیار عجولانه و نابخردانه بود؛ چون نقد تعریفی دارد و به هر حال این اصول اینجا دیده نشد و آقای نامجو هم به نظر من همانطور که در جلسه اعلام کردم پدیده جدیدی نیست و کارش هم در زمینه موسیقی کار دست چندم است.
جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

جایگاه و نقش استاد ناهید در گسترش و اشاعه ساز نی

یکی از مهم‌ترین اصولی که همواره اساتید هنر از جمله اساتید موسیقی در ایران به رسم دیرین به هنرجویان خود آموزش داده و می‌دهند رعایت اخلاق، نظم و جدیت در کار است. شاید در ابتدای امر هنرجو پی به راز این نکات و تأثیر آن در آینده‌ی هنری خود نبرد؛ ولی آنچه مسلم است این است که هنرمندانی که در تاریخ نام آنها ماندگار بوده و از آنها همیشه به نیکی یاد می‌شود در دوران زندگی خود این اصول را سرلوحه‌ی اعمال و رفتار خود قرار داده‌اند. در روزگار ما هستند اساتید و هنرمندانی که در کنار تبحر و جایگاه والای هنری خود، به عنوان یک معلم اخلاق نیز می‌توان از آنها یاد کرد.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VIII)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VIII)

گذشته از همسنجیِ کیفیت و رسیدن به تفاوت‌های سه‌گانه، به آستانه‌ای رسیده‌ایم که دیواربه‌دیوار شگفتی است. دقیق‌تر اگر ببینیم به تناقض رسیده‌ایم؛ چنان که برآمدن دولت-ملت مدرن و پدیدارشدن ملی‌گرایی نوین به گرایش به دیگری انجامیده یا با آن همراه شده است. و این از آن روست که به هنگام برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران ملی‌گرایی (و بنا به دلایلی که شمردم نه ملت‌سازی) با تجدد پیوندی تنگاتنگ و نگسستنی یافته بود.