نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (II)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
علینقی وزیری و شاگردش روح الله خالقی، در تئوری های خود از علامت های رایج موسیقی کلاسیک غرب استفاده کردند و هر کجا علامتهای موسیقی غربی کارایی مناسب را نداشت، بدون تعصب از علامت های ابداعی استفاده می کردند؛ اتفاقا این نکته نشاندهنده شعور بالا و دوری از تعصب ایرانی و غربی آنهاست؛ مسئله ای که بسیاری از موسیقیدانان (مانند منتقد مورد بحث ما) نتوانستند بر آن فائق آیند. هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که یک موسیقیدان دست به تولید علامت جدیدی برای نت نگاری بزند وقتی چنین علامتی برای نت نگاری قبلا بوجود آمده و در اقصی نقاط جهان نیز شناخته شده است.

منتقد به آفرینش موسیقی به صورت بداهه با این قدرت اشاره می کند و می گوید: «از آنجایی که در موسیقی ایرانی “همه‌ی آفرینش‌ها” از طریق بداهه‌سرایی و خلق در لحظه اتفاق می‌افتد به مانند شعر و شاعری…» این گفته بسیار غلو آمیز و غلط است؛ هیچ بداهه مطلقی وجود ندارد و کار آهنگسازان و شاعران نیز، بخشی بداهه و بخشی غیر بداهه است.

در موسیقی محلی ایران نیز، همیشه نوازنده و شاعر و خواننده یک نفر نیست؛ نمونه های متعددی در موسیقی های محلی سراسر ایران وجود دارد که هر یک از این بخش ها به صورت جداگانه ساخته شده و کنار هم قرار می گیرد، دقیقا مانند موسیقی شهری ما.

منتقد ادامه می دهد: «در موسیقی ایرانی هنرمند موسیقی در پی ابداعات فردی و تغییر فرهنگ نبوده و تنها وفادار به جوهر هنر خود است و به نوعی راوی و امانت‌دار محسوب می‌شود و چنین است که نام اکثر هنرمندان موسیقی ایران در پرده‌ی گمنامی است و نتیجه را به نوعی آفرینندگی گروهی نزدیک کرده است (کل از فرد مهمتر و ارجح است).»

این گفته نیز با واقعیت قابل استناد موسیقی ما فاصله بسیاری دارد؛ هنرمندان موسیقی ایران، از دیرباز درصدد ایجاد نوآوری های شخصی در موسیقی گذشتگان بوده اند و دقیقا به همین دلیل است که امروز ما با گوش دادن به موسیقی های ادوار مختلف تاریخ، پی به تفاوت های آثار در دوران های مختلف می بریم. نه تنها موسیقی، بله ابزار اجرا آن هم در طول تاریخ دستخوش تغییر شده است و این اتفاق تنها مربوط به موسیقی شهری نبوده است. سازهایی که در روستاهای مختلف ایران نیز نواخته می شده، در طول تاریخ دستخوش تغییراتی برای بهبود کیفیت آن ساز برای اجرای موسیقی آن زمان شده است.

منتقد می نویسد: «آثار موسیقی کلاسیک ایرانی معمولا در حالتی متاثر از «تاویل» که عالی‌ترین تامل نظری در تفکر ایرانی است آفریده شده‌اند که رسیدن به مرتبه‌ی شهود را می‌طلبد که قطعا تجربه‌ای شخصی است. اما در موسیقی کلاسیک غربی، نگرش به انسان به عنوان محور جهان و اعتقاد به اومانیسم، باعث شده که همان منطق علم‌جویانه و علم‌پسندانه در هنر و موسیقی غربی هم حاکم شود و فرد به عنوان خالق اثر و آهنگساز به عنوان محور در تولید یک اثر موسیقیایی شناخته گردد. آنچنان که ما حتی نام آهنگسازان دوره‌ی رنسانس و باروک و تا دوره‌های کلاسیک و رمانتیک غربی را با جزییات اثر در تاریخ موسیقی داریم، ولی بسیاری از آثار موسیقی ایرانی از جمله خود ردیف از لحاظ پدیدآورنده‌ی نغمات یا ضربی‌ها و … کاملا مجهول است. حتی بسیاری از تصانیف موسیقی ایران، باقیمانده از دوره‌ی قاجار مجهول‌الهویه هستند که در زمره‌ی تصانیف بسیار زیبا، دلنشین و منطبق بر معیارهای زیبایی‌شناسی موسیقی ایران قرار می‌گیرند که به تصنیف قدیمی معروف شده‌اند.»

یکی از آسیب های جدی که فضای نقد موسیقی ایران را تهدید می کند، طرح کردن یک نظریه بدون وجود اسناد واقعی و قابل اتکا است، اینگونه نظریه ها اکثرا قبل از اینکه کوچکترین توجهی به منابع قابل اتکا و واقعی موجود داشته باشند، تولید می شوند و سپس نظریه پرداز به دنبال کشف نمونه هایی می گردد که با نظریه اش همخوانی داشته باشد. متاسفانه ارائه نظریه بالا نیز شامل همین دسته می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

ادیت در ویولن (X)

ادیت در ویولن (X)

پیش از ادامه مبحث، لازم به یادآوری می دانم که ویولنیست بزرگ یواخیم (J.Joachim) در نسخه ادیت شده سال ۱۸۷۹ انتشارات “Simrock” شیوه ی انگشت گذاری همانند کلینگر را در اولین جمله پیشنهاد می دهد و نحوه اجرای دومین جمله را مسکوت می گذارد.
خداوندگار سنتور (I)

خداوندگار سنتور (I)

مرگ حبیب سماعی (استاد بزرگ سنتور) در سال ۱۳۲۵، ضربه جبران ناپذیری بر پیکره موسیقی ایرانی و همینطور ساز سنتور وارد ساخت و از آن به بعد بود که دوران رکود این ساز آغاز شد.
مجله رولینگ استون

مجله رولینگ استون

یکی از مشهورترین مجلات در زمینه موسیقی Rolling Stone میباشد که همیشه در ارائه برترین آهنگ های سال و یا انتخاب برترین ترانه های قرن و غیره در صدر اخبار بوده است. اما جالب است تا بیشتر با این مجله و اهداف آن آشنا شویم، بالاخص مخاطبان ایرانی و رسانه ها که بسیاری از مطالب خبریشان این مجله میباشد. در سال ۱۹۶۷ و در سانفرانسیسکو آمریکا دو نفر به نامهای Jann Wenner و Ralph J. Gleason این مجله را تاسیس نمودند و اصلا اینطور فکر نمیکردند، روزی مجله آنها بعنوان برترین مجله در زمینه موسیقی روز مطرح شود.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
کارت صلاحیت تدریس موسیقی و معضلات و مشکلات آن

کارت صلاحیت تدریس موسیقی و معضلات و مشکلات آن

در فرودین سال جاری آزمونی برگزار شد تحت عنوان “آزمون متقاضیان اخذ کارت صلاحیت تدریس و تاسیس آموزشگاه هنری” که با شکایت و عدم رضایت بسیاری از شرکت کنندگان روبرو بود. پیش از پرداختن به شرایط و ویژگی های این آزمون، نگاهی به روند صدور کارت صلاحیت تدریس در سالهای گذشته میندازیم. برای فعالیت در آموزشگاه های رسمی موسیقی افرادی که سوابق آکادمیک موسیقی نداشته اند، میبایست از طریق آموزشگاه برای شرکت در آزمون عملی به دفتر آموزش و توسعه فعالیتهای هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی یک نامه کتبی معرفی میشدند.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (IV)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (IV)

جای بسی تاسف است که استاد شجریان، هنرمندی با این جایگاه در موسیقی معاصر ما در مصاحبه ای رسمی می گوید: « نوازنده که مهم نیست! مردم به خاطر من می آیند. من با هر کس کار کنم وضعیت همین است چون همه مرا می شناسند!نوازندگان من اگر از سه راه سیروس هم بیایند باز من مهم هستم و مردم مرا می بینند، مرا می شناسند و به خاطر من می آیند.»
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

گسترش جغرافیای سیاسی اروپا (به ویژه آلمان بعد از بیسمارک، و امپراتوری هاپسبورگ) (۲)، دیدگاه‌های فلسفی هگل در مورد تاریخ و ماتریالیسم تاریخی مارکس (۳) را نیز نباید از نظر دور داشت که در مورد سوم وضعیت اقتصادی-سیاسی-اجتماعی بشر فرگشت اجباری می‌پذیرد و نوعی جبر تاریخی را پیش می‌نهد.
والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

والی: موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است

مسئله هارمونی اصولا در موسیقی ایران جواب نمیدهد و موسیقی ایرانی یک موسیقی افقی است. کسانی هم که سعی کرده اند موسیقی ایران را هارمونی عمودی بدهند، تحت تاثیر هارمونی اروپایی بوده اند و تفکر مرکز اروپایی تسلط عجیبی بر موسیقی ما داشته از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که ناصرالدین شاه لومر را به ایران آورد.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه، چهارم اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، دوازدهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد روان‌شناسانه‌، و تحلیل زبان‌شناسانه‌ی موسیقی» در محل ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد.
بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (V)

آریستوگزنوس همچنین قاعده‌ی «تحدید موضوع» (۱۱) را به کار می‌برد تا موضوع دانشی را که در حال شکل دادن به آن است تعریف کند و نشان دهد که چه چیزی موضوع مورد بررسی آن است و چه چیزی نیست. و درست از همین نقطه است که او از معلم‌اش ارسطویی‌تر می‌شود (Anderson 1980: 81) (12)، چرا که ارسطو تقریبا نظر فیثاغورثیان را پذیرفته و نغمه‌شناسی را بخشی از ریاضیات فرض کرده بود. اما آریستوگزنوس با استفاده از قواعدی که نام‌شان بردیم موفق می‌شود دانش نغمه‌شناسی را کاملا خودمختار نگهدارد و ضوابط و معیارهای آن را تا آنجا که ممکن است به حوزه‌ی همین دانش محدود کند (۱۳).