تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (II)

از دانشگاه‌ها انتظار می‌رود در زمینه‌ی تدوین، تألیف و ترجمه‌ی منابع موسیقی، از متد گرفته تا مقالات مربوط به موسیقی و مطالعات بینارشته‌ای فعال باشند؛ نکته‌ای که متأسفانه در کشور ما به‌شدت از آن غفلت شده است. در دیگر کشورها بسیاری از دارندگان مدارک دانشگاهی و کنسرواتواری موسیقی در سال چند کنسرت برگزار می‌کنند و فعالیتشان فراتر از تدریس است. در کشور ما هرچند عده‌ای اندک نوازندگی گیتار را بر تدریس ترجیح می‌دهند، ولی اغلب مدرسان بیش از «مخاطب» که مربوط است به اجرا، به «هنرجو» فکر می‌کنند. اکنون بجاست که بپرسیم، هنرجو کیست و چه خصوصیاتی دارد؟

آمارها خبر از آن دارند که گیتار، فارغ از سبک و نوع، پُرطرفدارترین ساز میان نوجوانان و جوانان است. در میان توده‌ها، کارکرد این ساز عجین شده است با خواندن ترانه و ریتم‌نوازی. این رویه به افق دید این افراد برمی‌گردد که هنرِ موسیقی را نه امری متعالی (در برخی از سطوح) بلکه مصرفی و سرگرم‌کننده می‌پندارند. ریشه‌ی چنین تلقیِ ناقصی از موسیقی را قطعاً باید در حوزه‌ی فرهنگ و آموزش جست. در این گروه هدف از آموختن گیتار اجرای ترانه‌هایی مشخص است. آگهی‌هایی با محتوای: «آموزش گیتار در تعداد محدودی جلسه» (!) مشخصاً چین افرادی را نشانه گرفته‌اند.

بسیاری از مدرسان تسلیمِ خواسته‌ی چنین هنرجویانی مبنی‌بر یادگیری زودهنگامِ تعدادی آکورد و ریتم می‌شوند و خود را درگیر معرفی دیگر سبک‌ها به این نوجوانان و جوانان نمی‌کنند؛ البته این احتمال وجود دارد که مدرس جُز سبک گیتار‌نوازی کلاسیک یا ریتم‌نوازی، مهارتی در اجرای دیگر سبک‌ها که می‌توانند همانند ریتم‌نوازی برای این گروه جذاب باشند، نداشته باشد. موسیقی بلوز، جَز و کانتری که بر روی گیتار به‌خوبی اجرا‌شدنی هستند، تقریباً در دانشگاه‌های ما جایی ندارند و اغلب فارغ‌التحصیلان با اجرای آن بیگانه هستند.

اگر هنرجویی توسط معلم خود به این سبک‌ها سوق پیدا کند قطعاً در مسیری قرار می‌گیرد که درک بالاتری نسبت‌به موسیقی و گیتار‌نوازی عایدش می‌شود. در این میان مدرسانی هم هستند که مهارتی در گیتار‌نوازی به سبک کلاسیک ندارند و تنها تعدادی آکورد و ملودی را در جزواتی جمع کرده‌اند و مشغول تدریس آنها هستند.

اگر روش تدریس و نگرش مدرس به آموزش محصول تلاش و تجربه‌ی وی باشد، بدیهی است که باید جسارت پافشاری بر رویکرد خود را داشته باشد و صرفاً تنوع را در قبال تفاوت‌های هنرجویان در نظر بگیرد. یادمان باشد که پافشاری بر فهم خود در صورتی که برآمده از استدلال باشد و تناقضی با آموزه‌های مرسوم آموزشی روز دنیا نداشته باشد، ضروری است. اما مدرسان کنونی گیتار روزگار ما تا چه حد دانش و توانایی خود را از مسیر آموزش نزد مدرسان مجرب و صاحب صلاحیت به‌دست آورده‌اند؟ و کدام دغدغه‌های فکری و فرهنگی را در روش تدریس خود دخیل می‌کنند؟

میان آموزش موسیقی و آموزش نواختنِ ساز تفاوت‌هایی وجود دارد و به‌هیچ‌روی این دو امر هم‌ارز نیستند. در کشور ما تعداد کمی از هنرجویان به‌جز یادگیری ساز،‌ سراغ یادگیری دروس دیگری نظیر تئوری موسیقی، سلفژ، هارمونی و تاریخ موسیقی می‌روند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام و موسیقی نظری، بررسی مقایسه ای (VI)

خیام در شیوه ثبت ذو الاربع‏هاى عصر خود از روش حکیم سلف خود ابو نصر فارابى که در کتاب جامع موسیقى کبیر بیادگار مانده است، پیروى کرده است. در بعضى موارد مانند ذو الاربع‏هاى شماره ۳-۵-۱۳۸ خود خیام آنها را با انواعى که فارابى آورده است، مقایسه کرده است. نگارنده این مقاله با تعجب ملاحظه نمود که ترتیب توالى شماره ذو الاربع‏هاى ارجاعى به فارابى (توسط خیام) برحسب تصادف! با اعداد سرى فیبوناچى ریاضى دان مشهور ایتالیائى (درگذشت حدود ۱۲۵۰ میلادى) مطابقت دارد! در اعداد فیبوناچى هر عدد مساوى حاصل جمع دو عدد ماقبل خود است.
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.
جایی میان آفرینش و تفسیر (III)

جایی میان آفرینش و تفسیر (III)

ممکن است در جایی مردم بروند و اجرای هزارمین باره‌ی سوناتی از بتهوون را بشنوند اما اگر کنسرتی با عنوان اجرای مجدد شور میرزاعبدالله برگزار شود احتمال کمی هست که مورد استقبال موسیقی‌دوستان قرار بگیرد (حتا روزگاری که توجه به بازسازی و احیای موسیقی اواخر عهد قاجار بیش از امروز بود). یکی از مهم‌ترین دلایل را در معانی و کارکردهای مختلفی که متن ردیف برای موسیقی‌دان ایرانی دارد باید جست.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (II)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (II)

ماجرا برمی‌گردد به توجهی که من به موسیقی قدیم داشتم. همیشه معتقد بوده‌ام که اگر ما درک درستی از تاریخ خودمان نداشته باشیم، نمی‌توانیم به خودمان متکی باشیم. یعنی باید یک ریشه‌ای وجود داشته باشد تا این تنه بتواند خود را حفظ کند. باید بدانیم گذشته‌‌ی موسیقی ما چه بوده و آیا آنچه به عنوان دروس موسیقی به ما آموخته‌اند همان موسیقی گذشته‌ی ماست یا نه؟ من در آن دوره عملاً دیدم که تعریف‌ها در موسیقی ما، تعریف‌های اروپایی و مخصوصاً فرانسوی هستند و عبدالقادر مراغه‌ای، فارابی، ابن‌سینا یا صفی‌الدین ارموی و دیگران طور دیگری به موضوع نگاه می‌کرده‌اند. نگاهشان با نگاه موسیو مولر خیلی فرق می‌کرده است. البته این هر دو نگاه را باید دانست و در این بحثی نیست. تعصبی ندارم که بگویم باید یکی را نادیده بگیریم. خلاصه! با این فکرها بود که به سمت رسالات کهن کشیده شدم و اولین نوشته‌هایم در آن حوزه بود.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (III)

در سال ۱۹۱۱ و ۱۹۱۲ ارکستر سمفونیک بیچام باله روسیِ (Ballets Russes)، سرگئی دیاگیلف (Sergei Dioghilev) را هم در باغ کاونت و در کرولوپر (Krolloper) در برلین به رهبری بیچام و پیر مونتو (Pierre Monteux)، رهبر اصلی دیوگیلوف اجرا کرد. بیچام با رهبری موسیقی جدید و پیچیده پتروشکا (Petrushka) ی استراوینسکی (Stravinsky)، در غیاب مونتو، در حالیکه فقط دو روز قبل به او خبر داده بودند، بدون هیچ تمرینی، توانست تحسین فراوانی را از آن خود سازد.
جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (II)

یکی از وقایع مهم دوران بهرام گور پیدا شدن گنج جمشید است که به گنج گاوان نیز معروف است و موجب پدید آمدن آهنگی به همین نام است که جزء یکی از الحان باربد است و داستانش به شرح زیر است: می گویند دهقانی مشغول آبیاری زمین خود بود که ناگاه متوجه چاله ای شد که همه ی آبها در آن فرو می رفت. نزدبهرام آمد و موضوع را با او در میان گذاشت، بهرام به آنجا رفت و دستور داد زمین راکندند. مجسمه ی دو گاو میش را پیدا کردند که از طلا ساخته شده بود و چشم هایشان از یاقوت قیمتی پر شده بود و شکم هایشان پر از نار و سیب و میوه های زرین و درون میوه های زرین پر از مروارید بود. در جلوی سر گاو میشها آخوری از طلا بسته شده بود.
نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
نقد هنری یا توهین!

نقد هنری یا توهین!

مشکل بزرگی که در سالهای اخیر در فضای مجازی به چشم می خورد، توهین به موسیقی دانهایی است که در فضای مجازی فعال هستند. بسیار دیده ایم و شنیده ایم که نوازنده، آهنگساز، رهبر ارکستر و… پُستی در فیس بوک و یا اینستاگرام می گذارد و برخی از افراد (و حتی اهالی هنر!) به جای تبریک و تشویق، شروع به فحاشی و توهین می کنند.
داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (I)

داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (I)

داریوس میلو (۱۹۷۴-۱۸۹۲)، از خانواده ای یهودی و سرشناس بود. در محیطی مساعد رشد یافت که سبب رشد اخلاق و اندیشه اش شد. استعداد زودرسش با طبع حساسش مغایرت نداشت. در هفت سالگی ویولن را فراگرفت. در دوازده سالگی عضو یک کوارتت زهی شد. والدینش در نظر داشتند نوازنده ویولنی چیره دست از او بسازند به همین سبب در ۱۹۰۹ همراه دوستش “لونل” او را به پاریس فرستادند. در این دوره میلو رویای آهنگسازی داشت. هر از گاهی به کنسرواتوار پاریس میرفت و در کلاسهای “لورو” (هارمونی)، “ویدور” (فوگ)، “گدالگ” (کنترپوان) شرکت می کرد.
چند سوال!

چند سوال!

شبکه ی آموزش در برنامه ای تحت عنوان دستان در تاریخ ۱ شهریور ۹۲ میزبان کیوان ساکت بود.* متاسفانه یا خوشبختانه فقط چند دقیقه ی پایانی برنامه را دیدم اما همین مقدار کافی بود تا سوال های بسیاری در ذهنم نقش بندد.