تأملی بر آموزش گیتار کلاسیک در ایران (IV)

در بیشتر آموزشگاه‌های موسیقی تأکیدی بر یادگیری تئوری موسیقی پیش یا حین دوره‌ی نوازندگی نمی‌شود و اگر هم، چنین دوره‌هایی اجرا شود چندان بر ذائقه و درک موسیقایی هنرجو راهگشا نمی‌افتد (به این دلیل که ضرورت آن به‌درستی برای هنرجو و خانواده‌ها تشریح نمی‌شود و از روش‌های مناسب هرگروه سنی بهره برده نمی‌شود و هدف را بر ساختن یک شنونده‌ی خوب موسیقی قرار نمی‌دهند). از آنجا که جلسات هفتگی سی‌دقیقه‌ای فرصت کافی برای آشنا‌کردن هنرجو با موسیقی و نه صرفاً نوازندگی در اختیار مدرس قرار نمی‌دهند، دوره‌ی آموزش گیتار به آموزش یک یا دو کتاب مقدماتی و چند ترانه‌ خلاصه می‌شود.

چنین فرایندِ تقلیل‌گرایانه‌ای در دو مرحله‌ی ‌کلی صورت می‌گیرد: ابتدا آموزش موسیقی به آموزش ساز تقلیل می‌یابد و سپس آموزش ساز به نواختن چند قطعه محدود می‌شود. ممکن است چنین انگاشته شود که انتظار هنرجو نیز همین بوده و قرار نیست همه‌ی موسیقی را جدّی و حرفه‌ای دنبال کنند. اما آیا در آموزش‌های دیگر هم انتظار و خواسته‌ی فرد تا این میزان اثرگذار است؟ و این خواسته چقدر از روی شناخت و آگاهی حاصل از آموزش به‌وجود آمده است؟ اگر اکثریت هنرجویان تمایل به یادگیری ریتم‌نوازی دارند که می‌توان آن را ذیل گیتار پاپ تعریف کرد، مدرس تا چه حد در آموزش موسیقی و نوازندگی پاپ مهارت دارد؟ چند قدم از هنرجوی خود جلوتر است؟

یادگیری صحیح نت‌ها، ریتم‌ها و نشانه‌های موسیقی برای نوازندگان گیتار در هرسبکی اهمیت دارد، ولی متأسفانه در آموزش گیتار کلاسیک (که دانستن نت ضروری است) از سوی برخی مدرسان تأکید درستی در این راستا صورت نمی‌گیرد یا به‌دلیل آموزش زودهنگام ریتم‌ها و آکوردها هنرجو ضرورت و کاربرد دانستن نام نت‌ها و اطلاعات مربوط به نوشتار موسیقی را درک نمی‌کند. (در برخی از شیوه‌های آموزش به ‌خصوص به کودکان نوازندگی بر نت‌خوانی مقدم دانسته می‌شود، ولی این به آن معنا نیست که نت‌خوانی به‌طور کل از برنامه‌ی درسی موسیقی حذف شود.)

اگر یکی از کارکردهای دانشگاه (اگر نگوییم مهم‌ترین کارکرد آن) را تأمین نیروهای متخصص برای ارائه‌ی خدمات متناسب با نیازهای جامعه بدانیم، اساساً در رشته‌ی موسیقی، دانشگاه‌های ما مسیری جز واقعیت جامعه را می‌پیمایند. این بدان معنا نیست که آموزش موسیقی کلاسیک در دانشگاه‌ها ملغی شود، بلکه بیشتر این گزاره ناظر بر جای خالی آموزش موسیقی پاپ به‌شکل اصولی در دانشگاه‌هاست. تأکید دانشگاه در بخش موسیقی جهانی بر شاخه‌ی کلاسیک در خودِ این حوزه هم چندان دستاورد نظری در قیاس با دیگر رشته‌های دانشگاهی در کشورمان نداشته و مقایسه با نمونه‌های مشابه جهانی این کاستی را بیشتر نمایان می‌کند.

روان‌شناسان و جامعه‌شناسان، موسیقی را به مثابه‌ی ابزاری برای آموزش و سلامت افراد جامعه مفید می‌دانند. سالانه مقالات و کتب مختلفی درباره‌ی نقش موسیقی در پویایی و بهره‌وری آموزشی کشورها نوشته می‌شود. در سنین پایین آشنایی کودک با موسیقی اهدافی مبتنی‌بر شکل‌گیری روابط اجتماعی و نشاط شرکت در فعالیت‌های گروهی را دنبال می‌کند. در سال‌های دبستان می‌توان به موازت این اهداف، کودک را در مسیر آموختن حرفه‌ای یک ساز پیش برد.

مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

سور سایه ها

سور سایه ها

معبد پیکره هاى چوبى آفرینش ذهنى خلاق و دیگر اندیش است که با شجاعت «تقدس مى شکند». از لحاظ چیدمان اجرا شاید این نخستین بار است که یکى از سازهاى کوبه اى ایرانى (تمبک) در کنار آواى انسان، آن هم به صورت یک مجموعه چند صدایى و با هدف ارائه موسیقى، بدون نیاز به استفاده از هر گونه ساز یا صداى دیگرى، قرار گرفته است.
نیکلا واکای

نیکلا واکای

نیکلا واکایی آهنگساز اپرا و معلم آواز ۱۵ مارس ۱۷۹۰ در تولنتینو متولد شد و در ۵ یا ۶ آگوست ۱۸۹۸ در پیسارو دیده از جهان فرو بست. او در محیط پیسارو رشد کرد تا اینکه والدینش برای تحصیل حقوق او را به رم فرستادند. عدم گرایش واکای به حقوق او را به سمت علاقه اصلی اش موسیقی سوق داد. ازین رو در ۱۸۰۷ به یکباره تحصیل در رشته حقوق را رها کرد تا به فراگیری درس های آواز، هارمونی، کنترپوان و آهنگسازی نزد جاناکنی آهنگساز برجسته ایتالیایی بپردازد. در ۲۱ سالگی و پس از اخذ دیپلم از آکادمی سانتا چیچیلیا به ناپل رفت و در محضر پاسیللو شروع به یادگیری آهنگسازی دراماتیک (صحنه ای) نمود.
افتتاح تالار MUMUTH با درخشش دو خواننده ایرانی!

افتتاح تالار MUMUTH با درخشش دو خواننده ایرانی!

سالن جدید اپرایی در شهر گراتس با معماری درخشان با حضور دو هنرمند ایرانی آغاز به کار کرد. این برنامه که شب یکم مارس در گراتس اتریش به اجرا در آمد، با سخنرانی شهردار و استاندار همراه بود که مورد توجه بسیاری از مطبوعات اتریش قرار گرفت. دو هنرمند ایرانی، هادی قضات لو و شیرین عسگری در این برنامه (که اختصاص داشت به اپرای مشهور “فلوت سحر آمیز” اثر موتسارت) به ایفای نقش پرداختند.
موسیقی و سیاست

موسیقی و سیاست

خیلی به ذهن خود فشار نیاورید! هیچ شباهتی میان موسیقی و سیاست وجود ندارد. اگر بخواهیم ویژگی های موسیقی و ویژگی های سیاست را بازگو کنیم و این دو را مقایسه هم کار بیهوده ای انجام داده ایم. اما چه چیزی باعث میشود به موسیقی و سیاست بپردازیم؟
آواز بنان (III)

آواز بنان (III)

به عبارت دیگر با هماهنگ گرداندن افسون صدا و موسیقی با حرکت و تپش درونی شعر و ترانه، تأثیری شگرف به آوای خویش بخشیده است. کشش و تحریر و وقف و تأکید و اوج و فرود در آواز او بجاست. هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود کلمه‌ای را بشکند و نابجا درنگ یا شتاب کند، یا بر سر حروف صامت و انسدادی برای تحریر دادن تلاشی عبث نماید، یا عبارتی را که با نوای بم سازگارتر است با صوت زیر بخواند و برعکس. خلاصه آنکه در آنچه از او می‌شنویم موسیقی و شعر و آواز همه دارای روحی واحد و همنوا و همگامند، آن هم در کسوت هم‌آهنگی ظریف و هنرمندانه. بعلاوه او در عرضه داشتن این کیفیت به ابتکارهایی دست می‌زند متنوّع و متناسب در هر مورد، چندان که تحریرها و زیر و بم‌ها و کرشمه‌هایی که در آواز اوست برای شنونده آشنا خود در حد موسیقی و آهنگی زیبا و شعری بلند، کشش و رُبایش و جلوه و تابش دارد.
اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

اگر نمی توانی مشهورترین باشی، بدنام ترین باش

بدون شک فیلم شیکاگو (Chicago) به کارگردانی Rob Marshall بهترین فیلم موزیکالی است که در دهه اخیر ساخته شده است، فیلمی سراسر موسیقی ارکسترال، موسیقی با کلام و حتی مملو از کلام موسیقایی. فیلمی که با بازی زیبای هنرمندانی چون ریچارد گیر (Richard Gere) در نقش یک وکلیل، کاترینا زتا جونز (Catherine Zeta-Jones) در نقش یک خواننده معروف Jazz و رنی زلوگر (Renée Zellweger) در نقش یک خواننده معمولی کر، به روی صحنه آمد و پس از سالها جای خالی فیلم های موفق موزیکال در سینما را پر کرد.
همه چیز را در زمان حال میبینم

همه چیز را در زمان حال میبینم

پگی لی پرداختن تفننی به بازیگری را با نقش کوتاهی در فیلم Mr. Music، با شرکت بینگ کرازبی (Bing Crosby) ادامه داد. کمی بعد در ۱۹۵۳ نقش بلندی در مقابل دنی توماس (Danny Thomas) ایفا کرد که بازسازی فیلم خواننده جاز (The Jazz Singer) بود.
گفتگو با جیمز دپریست (V)

گفتگو با جیمز دپریست (V)

فکر می کنم حتما اتفاق خواهد افتاد و البته اتفاق نخواهد افتاد اگر ما هوشمندانه بدانیم که چه کاری انجام می دهیم و چرا چیزی را می خریم. ما سی دی را می خریم برای آنکه بشنویم هنرمندان محبوب ما چطور اجرا کرده اند. در یک کار ضبط شده جزئیات یک قطعه بسیار واضح شنیده می شود که هیچ وقت در اجرای زنده یک کنسرت آنگونه دریافتش نخواهیم کرد. اما اگر یک اثر را بارها و بارها گوش دهیم و تمریم کنیم بعد به همان کنسرت برویم، در مقایسه با سی دی آن، یا خیلی کند است یا تند!
“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

“ذوق ما را خشکانده اند ” (II)

خیر، به یاد ندارم ایشان را از نزدیک هم دیده باشم ولی قطعاتی از ایشان شنیده ام؛ در تالار مدرسه البرز «سوئیت های محلی» او اجرا شد. از این موضوع همیشه متاسف بودم که چرا آقای پرویز محمود علاقه ای به موسیقی ایرانی نشان نمی داد حتی استاد خودم آقای ناصحی هم از ساخته شدن قطعه «سبکبال» به سبک ایرانی و با فواصل ایرانی ابراز نارضایتی کرد.
زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم  (I)

زمان آن رسیده است که درکمان از موسیقی کلاسیک را نشان دهیم (I)

پاییز گذشته باراک اوباما میزبان کنسرت موسیقی کلاسیک در کاخ سفید بود. پیش از شروع، گفت: «حالا، اگر هر کدام از شما شنوندگان خیلی موسیقی کلاسیک را نمی شناسید و نمی دانید چه زمانی باید دست بزنید، نگران نشوید. ریس جمهور کندی هم تقریبا همین مشکل را داشت. او و جکی برنامه های موسیقی کلاسیک زیادی را اینجا برگزار کردند و چندین بار او زمانی که لازم نبود شروع به دست زدن کرد. بنابراین مسوول روابط عمومی اش قرار گذاشت که به رییس جمهور از شکاف در علامت دهد چه زمانی باید دست بزند. حالا، من خوشبختانه میشل را دارم که به من بگوید کی دست بزنم. بقیه شما خودتان می دانید.»