نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (III)

در واقع هنرمندان این سبک، تلاش کردند تمام اجزای آن را برای اعتراض به وضع حاکم و شکستن هاله قدسی و سنگین پیرامون آن بکار گیرند و بجای آن، همه را به جدی ‌گرفتن مشکلات واقعی مردم، فارغ از تبلیغات پوشالی رسانه ‌ها و ژست ‌های رسمی دعوت کنند. ضرب‌آهنگ تند، نشان ‌دهنده درد دل های فراوان و عصبانیت از معضلات اجتماعی است؛ بی ‌اعتنایی به ساختارهای آهنگ سازی و قافیه ‌پردازی نیز ناشی از نارضایتی فرد از وضعیت موجود و مخالفت با مشکلاتی است که ساختارهای رسمی مدرنیسم بر جامعه تحمیل کرده است. به بیان دیگر خواننده با همه توان و بکارگیری همه ابزارهایی که در اختیار دارد، هواداران خود را به شکستن تصورات نادرست از پیشرفت جامعه و توجه به واقعیت ‌های تلخ و ناشنیده از زندگی محرومان مجبور می کند.

رپ به مرور زمان بر سایر سبک ‌های موسیقی اثر گذاشت و در ترکیب با آنها به ویژه پاپ، جز و فانک، سبک ‌های جدیدی را ابداع کرد. هر خواننده ‌ای به ویژه برای سودآوری بیشتر، تلاش کرد موسیقی رپ را با سبک‌های محلی در کشور خود ترکیب کند.

گونه های موسیقی رپ
در یک تعریف کلی شیوه اجرای موسیقی – ترانه های رپ را می توان به سه شاخه کلی «کلاسیک»، «گنگستا» و «انجیلی – مسیحی – مقدس» تقسیم بندی کرد.

با وجود تم اعتراضی در حقیقت درون مایه و محتوایی عدالت طلبانه دارد و در حقیقت به دلیل شیوه های سرکوب سفیدپوستان در آن سال ها هنرمندان سیاه پوست و فقیر آمریکا برای آنکه مورد خشم و سرکوب سفیدپوستان قرار نگیرند با محتوای عدالت طلبانه دست به بیان دیدگاه ها و خواسته ها شان زدند.

اما یکی از شاخه های رپ که در دهه ۹۰ و اوایل دهه هزاره سوم میلادی بسیار طرفدار پیدا کرد گونه ای به نام «رپ گنگستا» یا (رپ گانگستری بود) بود، این گونه موسیقایی با وجود آنکه در ظاهر تم اعتراضی گونه کلاسیک رپ را حفظ کرد اما با ورود دسته های بزهکار شهری که گرفتار فقر، خشونت و فساد بودند و به زور خود را در میان هنرمندان سیاه پوست و مبدع این گونه موسیقایی باز کردند محتوای تفکر نادرست و شیوه نگرش غلط خود به جهان را وارد سبک رپ کرده اند و از آن به عنوان رپ گانگستری (گنگستا) نام بردند.

مواد مخدر، قانون شکنی، جملات مبتذل (گاه با استفاده از کلمات رکیک) و تحقیرآمیز نسبت به زنان، تحقیر، توهین، تحریک دار و دسته های خلافکار دیگر و تحقیر هنرمندان نوع دوست و عدالت طلب سیاه پوست و مبدعان این نوع موسیقی از جمله مواردی بود که به گویش و سبک گفتاری این نوع از رپ اضافه شد و موسیقی آن نیز ضرب آهنگی تند و تا حدودی آشفته به خود گرفت.

این مسأله موجب شده عمده ترانه های رپ صفت ۱۸+ بگیرند و حتی در قاره آمریکا و اروپا و بعد از ورود این گونه موسیقی به قاره آسیا سانسور شوند و یا در مواردی اصلا اجازه پخش پیدا نمی کردند، حتی شبکه بزرگ موسیقی غرب مانن «ام تی وی» و یا «وی وا» حتی امروز هم در بخش مرور آثار این گونه کمرنگ شده و به انزوا رفته موسیقی رپ را با سانسورهای متعدد و گاه تغییر ترانه و جایگزین کردن کلماتی نامربوط با محتوای ترانه پخش می کنند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

روش سوزوکی (قسمت شصت و دوم)

در سال ۱۹۶۱ هشت سال بعد از ماجرای دوهام، در جرائد اعلام شد که در ۱۶ آبریل در ساعت ۱۰ صبح، چهارصد بچه بین سنین پنج تا دوازده سال با ویولن‌های کوچک در دست بر روی صحنه سالن اجرای جشن ‌های بونکیو (Bunkyo) در توکیو به روی صحنه رفتند و همگی مرتب و در صف منتظر پابلو کازالس (Pablo Casals) بودند که یکی از بزرگترین نوازندگان ویولنسل قرن بیستم بود. ماشین استاد دو دقیقه قبل از اجرا به سالن جشن رسید و او دقیقاً در سرِ ساعت ده با همسرش وارد سالن شد، با تشویق ‌های تحسین برانگیز از طرف مادران و پدران، بچه‌ها و معلم ‌های پرورشِ استعداد ها روبرو شدند، به محض دیدنِ چهارصد کودک بر روی صحنه کازالز گفت: اوه… اوه… و او و همسرش به کودکان دست تکان دادند و برجایشان قرار گرفتند. در همان لحظه بچه ‌ها بر روی واریاسیونهای «ما می‌خواهیم جوها را درو کنیم» بطور اونیسون شروع به نواختن کردند و این یک ارائه فوق العاده تکان دهنده شد. مایستر کازالس اجراهای آنها را با هیجان دنبال می‌کرد و دوباره گفت: اوه… اوه… وقتی که بچه ‌ها کنسرتو ویولن ویوالدی و دوبل کنسرتوی باخ را به اجرا در آوردند، هیجان فوق‌العاده‌ای بوجود آمده بود.

از روزهای گذشته…

مرروی کوتاه بر  تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

مرروی کوتاه بر تاریخ نگاری موسیقی ایرانی از ۱۳۰۰ تاکنون (I)

اگر تاریخ نگاری را ثبت احوال جامعِ رویدادهای گذشته بدانیم و تاریخ نگاری موضوعی در حوزه‏ ی موسیقی را بررسی و بیان مبدأ و ریشه‏ های شکل ‏گیریِ مکاتب و سبک ‏ها همراه با بیان جزئیات فنی موسیقی و رخدادهای شکل دهنده به جریان‏ها در کنار توجه به زندگی افراد تأثیرگذار بر رویدادهای ریز و درشت در این عرصه؛ در نتیجه می‏ توان گفت در ایران تاکنون، جز یک اثر که تقریباً با این تعبیر همخوانی دارد، ما اثری مانند «تاریخ موسیقی آکسفورد» (چند جلدی) و یا چنان که در غرب وجود دارد به صورت موضوعات خُردتر «تاریخ موسیقی غرب»، «تاریخ موسیقی کلاسیک»، «تاریخ موسیقی راک» و امثالهم نداریم (به عنوان نمونه بنگرید به زیگلر ۱۳۹۴).
صنعت موسیقی آماده حمله

صنعت موسیقی آماده حمله

صنعت موسیقی، در ادامه کوشش برای از میان برداشتن دزدی موسیقی در اینترنت، برای تعقیب و یافتن گیرندگان و فرستندگان موسیقی بر روی شبکه و دوباره به حالت تهاجمی درآمده است.
هر حرکت آرشه باید حساب شده باشد

هر حرکت آرشه باید حساب شده باشد

برخلاف تصور عموم هنرجویان ویولن، سفت کردن دست ھا و محکم نگھداشتن ویولن و آرشه تاثیر منفی در نواختن ویولن خواھند داشت و صدای تولید شده صدایی خشدار و نامطلوب خواھد بود. راحت بودن دست راست و انتقال وزنش به آرشه یکی از عوامل مھم آرشه کشی صحیح و آوازی است که آرون رُزَند در مقاله زیر به طور خلاصه آنرا توضیح می دھد (مترجم زھرا نصیری)
تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

تأملّی پیرامونِ موقعیتِ عقلانیِ موسیقی از طریقِ تبارشناسیِ دو مفهومِ بنیادین

این نوشته شأن تحلیلی و تفسیری خاصی ندارد و فعلاً فقط از یک تشابه بحث می‌کند. این تشابه بعداً دست‌مایه‌ی یک تحلیل عمیق قرار خواهد گرفت و به شکل مقاله عرضه خواهد شد.
ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (II)

ساز، مقوله ای علمی یا هنری؟! (II)

این در حالی است که ساحت هنر، بیش از همه ساحت امکانات است. در واقع هنر با آرزومندی و اشتیاق به همان اندازه و یا بیشتر سر و کار دارد که با امر واقع. در دهه های اخیر که علم جدید لزوماً به همه جا سرک کشیده است، جذابیت اکتشافات و توصیفات اسلوب مند و تمام و کمال آن در حوزۀ سازها، سبب شده که نه فقط آگاهی های علمی بلکه فضای تفکر علمی و روش مندی خاص آن بر فضای امکانات هنری این حوزه غلبه ای بی چون و چرا پیدا کند. بدین جهت، تمام آنچه که امروز از وجه هنری این حوزه برجای مانده به تأثیرات محدود فردی در شکل گیری تکنیک ها و یا ویژگی های شکلی خاصی خلاصه شده است که اغلب نیز پیامد خطاهای فردی اند و نه ظهور نوعی از یک معرفت. روشن است که بکاربردن سطوحی از آگاهی علمی، به جهت عبور از تکنیک (و یا بسط آن) برای شکل گیری فرم (۱) هنری «مطلقاً» ضروری است: همچنانکه گذشتگان از پشتوانۀ یک دانش تجربی غنی برخوردار بودند.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

دراین حال کیج آنقدر به عملکرد طبیعت نزدیک شده بود که موسیقی‌اش تنها یک گام دیگر با استفاده آگاهانه از نظریه آشوب فاصله داشت و آن گام این بود که عامل پیش برنده موسیقی بر پایه معادلاتی که با آنها جریان‌های طبیعی را مدل‌سازی می‌کنیم استوار شود.
رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

رامین صدیقی: با کلی گویی به جایی نمی رسیم

حق با شماست. آقای هوشنگ کامکار هم جشنواره های قبلی را غیرحرفه ای دانسته اند که بهتر است بگویند کجا، کی، چه کسی و چه چیزی در جشنواره های قبلی غیرحرفه ای بوده است. باکلی حرف زدن که نمی شود جشنواره بهتری داشت و این مسایل تنها آزرده خاطری ایجاد می کند.
منتشری: از ده سالگی تهران بودم

منتشری: از ده سالگی تهران بودم

دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.
اریک ساتی (II)

اریک ساتی (II)

ساتی از سال ۱۸۹۹ سعی کرد از طریق پیانو نوازی در کاباره ها زندگی خود را تامین نماید. در سالهای آخر زندگی، ساتی تمام آثار خود را که برای نوازندگی در کاباره ها ساخته بود رد کرد. تنها چندین اثر را از آن دوره جدی پنداشت: موسیقی نمایش پانتومیم “جیک در جعبه”، “جنویو د برابانت” (Geneviève de Brabant) اپرای کوتاه کمدی با مضمونی جدی، “ماهی خیالپرداز” قطعه ای برای پیانو و تنها چندین اثر دیگر که بیشتر آنان در آن زمان نه تنها چاپ بلکه روی سن نیز برای عموم اجرا نشد. هر دو آثار: “جنوی باربنت” و “ماهی خیالی” به نوعی شباهت به سبک آهنگسازی کلود دبوسی دارند.
عباس تهرانی تاش درگذشت

عباس تهرانی تاش درگذشت

عباس تهرانی تاش نوازنده‌ کلارینت (قره‌نی) به سبک ایرانی در سن ۹۱ درگذشت. تهرانی تاش یک سال بود به توصیه پزشک معالج اش، کلارینت نمی نواخت و مشغول تهیه کتابی درباره ردیف موسیقی ایرانی برای کلارینت بود.