نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (IV)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
منتقد در ادامه می نویسد: «در گفتار دهم کتاب شاهد بخش‌نویسی آواز در چهار بخش سوپرانو، آلتو تنور و باس هستیم که این فرم هیچ‌گونه قرابت و نسبتی با شعر و موسیقی ایرانی و نحوه‌ی پیوند پیچیده‌ی این دو با هم ندارد و تقلید صرف از آواز کلاسیک غربی است.» در این بخش از نوشته نیز کاملا تاثیرات گفتمان غرب ستیزانه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را مشاهده می کنیم؛ در این گفتمان به صورت بسیار سطحی و عوامانه، تمام نمودهای ظاهری فرهنگ غرب رد می شود؛ در اینجا چندان مهم نیست که این موسیقیِ آوازیِ چند صدایی شده، چه خصوصیات از نظر محتوا دارد و فقط همین که به گروه های سوپرانو، آلتو، تنور و باس دسته بندی شده حتما غربی است!

منتقد می نویسد: «اصولا آقای دهلوی در این کتاب، موسیقی آوازی را فقط در قالب تصنیف و اثر ضربی دیده‌اند و از آواز غافل شده‌اند در صورتی که رکن اساسی موسیقی ایران آواز است». کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» هدف اش توصیه به آهنگسازان برای ساخت موسیقی روی کلام فارسی است، این موسیقی می تواند برای گروه کر یا خواننده تک خوان باشد؛ اگر موسیقی متریک باشد، آهنگساز با روش های گفته شده در کتاب می تواند موسیقی متریک روی کلام بسازد و در صورتی که موسیقی متریک نباشد، بر اساس نظام تقطیع شعر می توان با همان روش عنوان شده در کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی»، موسیقی سازگار با شعر را تولید کرد، پس در واقع کتاب «پیوند شعر و موسیقی آوازی» نه تنها موسیقی آوازی را برای ساختار غیر متریک توضیح داده است، بلکه به ساختار پیچیده تر موسیقی متریک نیز وارد شده است.

در ادامه نویسنده با عنوان کردن یک جمله، نقد عجیبی به کتاب دهلوی وارد می کند: «در تلفیق شعر و موسیقی معمولا روی یکسری از هجاها تحریریه‌هایی زده می‌شود که استاد دهلوی در کتاب خود فقط نمونه‌هایی از تحریرهای مختص به خود را که در آثار خویش به کار برده‌اند دارای ارزش‌های زیبایی‌شناسی و علمی! می‌دانند». اینکه نویسنده کتاب نمونه ها را از قطعات خود آورده است آیا می تواند نشاندهنده بی ارزش دانستن آثار دیگران باشد!؟ برای شخصیتی مانند دهلوی چنین نقدی بسیار مغرضانه و ناجوانمردانه است.

منتقد می نویسد: «اگر بخواهیم با معیارهای زیبایی‌شناسی دهلوی به مکاتب آوازی موسیقی ایران (مکتب تبریز، مکتب قزوین، مکتب اصفهانی و مکتب تهران) که نتیجه‌ی صدها سال هم‌زیستی شعر و موسیقی اقوام مختلف ایران هستند توجه و تمرکز نماییم، می‌باید تمام این مکاتب؛ مخصوصا مکتب تبریز (قزوین) را پر از اشتباهات و سهل‌انگاری‌ها در تلفیق شعر و موسیقی بدانیم که با توجه به آنچه از این مکتب و نمونه‌های آن سراغ داریم این امر بعید به نظر می‌رسد!». اصلا بعید نیست که آثار هنرمندان قدیم موسیقی ایرانی دارای اشکالات زیاد در تلفیق شعر و موسیقی باشد، همانطور که مشکلات زیادی در ادای کلمات، کوک و… در آثار قدما بسیار دیده می شود.

حسن یوسف زمانی نیز در شماره های ۵۰ و ۵۱ مجله هنر موسیقی، به نقد آثار گذشته خود در زمینه «تلفیق شعر و موسیقی» پرداخته است.

آخرین بخش از نقد این نویسنده با این جملات تمام می شود: «به هر روی این طرز فکری است که امروز می‌رود تا بر موسیقی ایران حاکم گردد و ارزش‌های هنری و ظرایف آواز را برای همیشه قربانی تجمل خیره‌کننده‌ی ظاهری موسیقی غرب ارکستر و دیگر جاذبه‌های آن نماید و اگر غفلت شود همانا سرنوشتی که برای موسیقی‌سازی ایران در حال رقم خوردن است، برای موسیقی آوازی هم پیش خواهد آمد که این بار به دلیل غیرانتزاعی بودن و پیوند شعر و موسیقی ابعاد این پیامد به مراتب گسترده‌تر و تاسف‌بارتر خواهد بود.». موجب شگفتی است که بعد از حداقل ۹۰ سال از حضور موسیقی ایرانی (۷) به صورت آکادمیک در ایران، هنوز توهم غرب زدگی اینقدر پرقدرت است که شاهد خواندن چنین نقدهایی از نویسندگان هم میهن هستیم. در واقع غفلت از مفهوم «موسیقی کلاسیک» (۸) و «هنر سازه» (Artistic Device) در این نود سال باعث تولید و ترویج این گفتان، نه تنها در زمینه موسیقی، بلکه در تمام هنرها شده است.

پی نوشت

۷- باید توجه داشته باشیم استفاده از عنوان «موسیقی ایرانی» به این معنی نیست که این موسیقی «کاملا» ایرانی است چراکه در واقع هیچ موسیقی کاملا ایرانی (همچنین ترکی، هندی، فرانسوی، آلمانی و…) وجود ندارد؛ تمام موسیقی های پیچیده و پیشرفته در دنیا تحت تاثیر موسیقی ممالک دیگر بوده اند و این تصور که یک موسیقی پیچیده مانند موسیقی ایرانی یا عربی می تواند کاملا مربوط به یک مرز و بوم باشد، بدون تاثیر پذیری از فرهنگ های دیگر با توجه به مستندات تاریخی و علمی، توهمی بیش نیست.
۸- برای مطالعه بیشتر در این زمینه نگاه کنید به مقاله «اندر تعریف موسیقی کلاسیک» نوشته محسن قانع بصیری و «بد فهمی از گفتار وزیری» نوشته نگارنده.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پنج دوره ضبط قاجاریه و نقش هنرمندان استان مرکزی (I)

قرن نوزدهم ظهـور فنـاوری جدیـد تمـدن بشـری اسـت تلگـراف، تلفـن، عکاسـی، سـینما، لامـپ الکتریـک و بسـیاری از اختراعـات دیگـر حاصـل ایـن قـرن اسـت که مهمتـرین ایـن اختراعات ضبط و پخش صوت بود که تحول بزرگی را در ماندگار بودن صدا ایجاد کرد. نخسـتین اختـراع تومـاس آلـوا ادیسـون دسـتگاه ضـبط و پخـش صـدا بـر روی ورق قلـع بـود که در سـال ۱۸۷۸ مـیلادی انجـام داد؛ چنـد سـال بعـد دسـتگاه فنـوگراف را اختـراع و تولیـد کرد. در فنـوگراف ضـبط و پخـش بـه روی اسـتوانه هـای مـومی انجـام مـی شـد که پیشـرفت خـوبی در کیفیـت صـدا بـود.

مروری بر آلبوم «عشیران»

عشیران سومین محصول ایده‌های موسیقایی زوج کردمافی-کاظمی (پس از آلبوم‌های «بداهه‌سازی» و «بزمِ دُور») در طول حدود ده سال گذشته است؛ سه اثری که در دور کردنِ «گفتمان احیا» از چندرگگی کامیاب‌تر از تجربه‌های دیگر بوده‌اند چرا که هم از اجرا و نواختن، و از عمل موسیقایی برآمده‌اند و هم وصل‌های جاندارتری به موسیقیِ دستگاهی داشته‌اند.

از روزهای گذشته…

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

به قلم یک بانوی رهبر (IX)

قبلا آرام تر حرف می زدم اما با صدایی بلند تر. گاهی آهنگ حرف زدنم به جای این که پایین رونده باشد بالا رونده بود. اما فهیمدم که این کار هیچ اتوریته ای برای من به ارمغان نمی آورد. در عوض صدایم را قوی کردم و زیر و بمی آن از بین رفته است.
اپرای متروپلیتن (II)

اپرای متروپلیتن (II)

با مدیریت هنریش کنرید (Heinrich Conried) از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۸، انریکو کاروزو (Enrico Caruso) برای اولین بار در اپرا حضور یافت، یکی از درخشان ترین خوانندگان اپرای متروپلیتن که ۲۵ سال در آنجا به اجرا پرداخت. جیولیو گاتی کاسازا (Giulio Gatti-Casazza) نمونه ای از برنامه ریزی صحیح و سازماندهی بی نقص همراه با موفقیت فراوان در بالا بردن مهارت اعضای اپرا بوده است. بار دیگر در دوره وی بزرگترین خوانندگان و رهبران در متروپلیتن حضور یافتند.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (I)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (I)

وزن در موسیقی معمولاً به سه حالت کلیِ ساده، ترکیبی و لنگ تقسیم می‌شود. پنج ضربی و هفت ضربی نیز، دو نمونه از نوع سومِ وزن، یعنی لنگ هستند که به زعم نگارنده، در طول دهه‌های اخیر، اپیدمی استفاده از این دو ریتم، بلای جان آهنگسازی علیل موسیقی ایرانی شده ‌است. متأسفانه هر سال در کارهای نوازندگان جوان، در اجراهای جشنواره‌های مختلف موسیقی، در کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی (البته در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی) ردپای این دو ویروس را می‌توانیم ببینیم. اشاره به این نکته ضروری است که استفاده از هر ریتمی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه صدور هر حکمی مبنی بر اینکه نباید از فلان ریتم استفاده شود، مضحک، بی‌پایه و مطلقاً مردود است؛ آنچه در اینجا می‌خواهم بگویم این است که «نوعِ استفاده» از این دو ریتم، آنگونه که در موسیقی کلاسیک ما مرسوم شده، بار هنری نازلی دارد و هر چه که باشد، «آهنگسازی» محسوب نمی‌شود.
گاه های گمشده (XII)

گاه های گمشده (XII)

همانطور که قبلا عنوان شد فواصل مقام راست با فواصل عراق افشاری انطباق دارد. هم چنین در بیان خصوصیات دوگاه، با اشاره به نواخته های فرامرز پایور، اتصال دوگاه به عراق افشاری تبیین شد. حال با توجه به ارتباط بین یگاه (گام پایه) و دوگاه (در شکل فوق)، این مدولاسیون می تواند مهر تاییدی بر انتخاب گام راست با دو تتراکرود منفصل به عنوان گام پایه باشد. (همانطور که مرتضی حنانه توقف ماهور بر روی نتی در پایین نت پایان خود را، به عنوان اشاره ای به شاهد گام مهم دیگری دانست) چراکه شاهد گوشه دوگاه با شاهد شور یکی است، اما در ادامه به بیات ترک متصل می شود.
ریتم و ترادیسی (V)

ریتم و ترادیسی (V)

آنْکو استدلال می کند که موسیقی آفریقایی در قالب روش چرخه ای (به جای خطی) ادراک می شود که باعث مناسب شدن به خصوصِ نت نویسی چرخه ای می شود (Anko 2000). اجراها، شاملِ یک اُستیناتوِ پی در پی است که یک طبل مسلّط، بر ضدِّ آن، مجموعه ای از دست کاری های ریتمی را اجرا می کند. اُستیناتو، به عنوان پس-زمینه ی ریتم های چرخه ای هم مرکز هر یک با جهت گیری خاص خود، مدخل های لنگ را که علیهِ (یا در امتدادِ) ضرب منظم به صدا در می آیند نشان می دهد. استاد طبل نواز با انتخاب الگوها از مجموعه ای از فرازهای ریتمی معمولاً همراه با یک سبک موسیقایی خاص «بداهه پردازی» می کند. «در این دست کاری های ساختاری پیچیده است (در ضدیت با پس زمینه ای از یک اُستیناتوِ مرجع پی در پی) که آفریقا بهترین کیفیت های ریتمی خود را پیدا می کند» (Anko 2000).
«آموزش تنبک براساس نت‌نوشته‌های امیرناصر افتتاح» منتشر شد

«آموزش تنبک براساس نت‌نوشته‌های امیرناصر افتتاح» منتشر شد

کتاب و دی‌وی‌دی‌ تصویریِ «آموزش تنبک براساس نت‌نوشته‌های امیرناصر افتتاح» به کوشش فریدون حلمی، به گزینش و ویرایش و اجرای وحید فتائی توسط نشر “خنیاگر” منتشر شد. این کتاب و دی‌وی‌دی را هم‌اکنون می‌توان از تنبکستان (تلفن: ۲۲۰۷۳۸۸۱) و موسیقی عارف (تلفن: ۳۳۹۹۷۶۴۳۰ و ۳۳۹۷۶۴۳۱) تهیه کرد.
یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین (Evgeny Kissin) نابغه پیانو را میتوان موتسارت معاصر دانست. در اکتبر ۱۹۷۱ و در مسکو روسیه بدنیا آمد. پیانو را بدون هیچ آموزشی تنها از طریق گوش و با بداهه نوازی در سن ۲ سالگی شروع نمود. شاید بسیار شگفت انگیز باشد که این کودک چنین استعداد خارق العده ای را در موسیقی و نوازندگی آنهم در آن سن از خود نشان داد.
Yahoo! Music

Yahoo! Music

موتور جستجوگر یاهو وارد بازار دانلود موسیقی شد. مسئولان یاهو یک قیمت خوب رقابتی برای عضویت در این بخش پیشنهاد کردند. بخش Yahoo! Music Unlimited که از ۱۱ مه (۲۱ اردیبهشت) شروع به کار کرده است به کاربران امکان میدهد تاترانه مورد علاقه خود را در بین بیش از یک میلیون ترانه انتخاب کرده و ترانه ها را از طریق یاهو مسنجر به یکدیگر برسانند و یا اینکه آنها را به حافظه های سیار منتقل کنند.
از گیتار تا زندگی

از گیتار تا زندگی

سالهای ۱۹۹۶ و ۹۷ شاید به یاد ماندنی ترین سالهای زندگی کاری فابیو زانون (Fabio Zanon) باشد؛ وقتی به فاصله چند هفته در دو مسابقه گیتار کلاسیک معتبر دنیا جایزه اول را می برد و در ادامه ۵۶ کنسرت در آمریکا و کانادا برگزار می کند و بالاخره ۲ آلبوم تکنوازی خود را پس از پایان همین تور بزرگ به بازار می فرستد.

در نظر اکثر مردم، یک نوازنده حرفه ای کسی است که بیشتر ساعات شبانه روز را با تمرین ساز می گذراند و چندان فرصتی برای پرداختن به دیگر هنرها و امور زندگی ندارد؛ اما زانون مثال جالبی برای رد این فرض است. او یک کتابخوان حرفه ای و البته مجموعه دار کتب هنری و فیلم است. درباره موسیقی می گوید: “موسیقی تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که زندگی نام دارد.” زانون از علاقه اش به فلسفه می گوید و اینکه تمام آثار سارتر و دانته را چندبار خوانده!
محسن قانع بصیری

محسن قانع بصیری

۱۳۲۸-۱۳۹۶تهران نویسنده و نظریه پرداز در زمینه های اقتصاد، فرهنگ، هنر و مدیریت m_ghanebasiri@yahoo.com دانشکده علوم رشته شیمی دانشگاه تهران و دانشگاه جیورجیا آمریکا