نوای مشترک

گروه دستان در همنوازی با ارکستر فیلارمونیک لیژ
گروه دستان در همنوازی با ارکستر فیلارمونیک لیژ
جلوه های موسیقی ایران در صحنه جهانی
پاسکال روفه، محمد رضا درویشی، گروه دستان و ارکستر فیلارمونیک لیژ.


پاسکال رُفه (Pascal Rophe ) فرانسوی، از دو سال پیش رهبر ثابت ارکستر فیلارمونیک شهر لیژ (Liege) در بلژیک است. او در سال ۱۹۸۸ در کنکور رهبری ارکستر، در شهر بزانسون فرانسه مقام دوم را نسیب خود میکند و از آن پس به عنوان رهبر میهمان، همکار ارکسترهای سمفونیک فرانسه، انگلستان، سویس، ایتالیا، فنلاند، کره و ژاپن بوده است.

وی به عنوان متخصص موسیقی قرن بیستم و بیست و یکم شناخته شده، با موسیقی سمفونیک آشناست و در کارش بسیار موشکاف، دقیق و سخت گیر است و گوشش در شناخت موسیقی و تشخیص دقت اصوات خالص و صددرصد Absolut است.

محمد رضا درویشی متولد شیراز است. فراگیری موسیقی را از سیزده سالگی آغاز میکند. در سال ۱۹۷۸ دانشکده هنرهای زیبای تهران را تمام میکند. آهنگ او برای فیلم “سفر قندهار” مخملباف، در سال ۲۰۰۰ برنده جایزه بهترین موسیقی فیلم در آلمان میشود.

دایرهٔ المعارف موسیقی ایران او در سال ۲۰۰۲ جایزه بهترین کتاب را از جامعه اتنوموزیکولوژی دریافت میکند. در سال ۲۰۰۵ از طریق یونسکو شناخته می شود و معروفیت جهانی مییابد. فیلم “لیلی کجاست” به کارگردانی محمد شیروانی بر اساس زندگی درویشی است.

آثار موسیقائی وی از بهترین و موفق ترین نمونه های تلفیق موسیقی ایران و کلاسیک غرب بشمار می رود. شناخت وی از موسیقی کلاسیک ایران و تسلط وی به اصول آهنگسازی غرب باعث پدید آمدن آثاری ست که ضمن تازگی از اصالت نیز برخوردار است.

فعالیتها و کارهای زیبای گروه دستان در ارائه، نوآوری و پیشرفت موسیقی سنتی ایران احتیاج به توضیح ومعرفی ندارد. همه علاقه مندان به موسیقی ایرانی، در ایران و تمام دنیا، با کارهای این گروه و هنرمندانش سعید فرج پوری، حمید متبسم، حسین بهروزی نیا، پژمان حدادی و بهنام سامانی آشنایند.


در سال ۲۰۰۶ پس از همکاری دستان و ارکستر سمفونیک بی بی سی بین پاسکال رُفه رهبر میهمان این برنامه و حمید متبسم ملاقاتی پیش می آید که نتیجه آن، با تنظیم کارهای گروه دستان برای ارکستر سمفونیک به همت محمد رضا درویشی، تولد این پروژه زیر عنوان نوای مشترک است.

audio file بشنوید قسمتی از این برنامه را

شب اجرا:
یکی از سه اثر تنظیم شده برای این مجموعه، ملودی نوا از حمید متبسم با آهنگسازی محمدرضا درویشی برای ارکستر در دستور کار اولین اجرا قرار داشت و اولین کنسرت نوای مشترک در تالار بزرگ فیلارمونیک لیژ، در جمعه شب ۲۵ آوریل ۲۰۰۸ به رهبری پاسکال رُفه و با حضور محمد رضا درویشی که در ردیف اول شنوندگان با غرور نظاره گر بازتاب اثرش بود، اجرا شد.

همانطور که انتظار می رفت سالن بزرگ و زیبای فیلارمونی لیژ پر از شنوندگان کنجکاوی بود که از دور و نزدیک به استقبال نوای مشترک آمده بودند. یاران دستان جلوی صحنه، در مرکز صد نوازنده ارکستر فیلارمونیک لیژ قرار گرفتند و با حرکات موزون رهبر ارکستر اولین نوای نوای مشترک را طنین انداختند.

در میان شنوندگان آقای لارس Lars مدیر ارکستر سیمفونیک شهر گوتنبرگ سوئد نیز به چشم می خورد و پس از برنامه درویشی و دستانیان را مورد توجه بسیار قرار داد و علاقه خویش را به اجرای این آثار با ارکستر شهر خویش بیان کرد. پس از اجرا طنین کف زدن و فریاد شنوندگان، هنرمندان دستان را دوبار دیگر به روی صحنه کشید تا با اجرای “آفتاب نیمه شب” اثر بیاد ماندنی حسین بهروزی نیا، لذت شنیدن موسیقی ناب ادامه یابد.

گفتنی ست که در کنار قطعه دشتی از سعید فرجپوری که در دست تنظیم برای ارکستر است، “آفتاب نیمه شب” نیز برای همین ترکیب آماده اجراست.

audio file بشنوید قسمتی از این برنامه را

با کمال فروتنی باید اقرار کرد که این برنامه و اجرا، در زیبائی وشیوائی کم نظیر بود و بسیار مورد توجه همه حاضرین که اکثرا اروپائی بودند و نوازندگان ارکستر سمفونیک لیژ قرار گرفت. با این احساس که قدم بزرگی در پیشرفت موسیقی ایران وشناختن آن به دنیا برداشته شده است و باید ادامه یابد.

هنرمند راستین کسی است که از تجربه نهراسد و برای تازگی و به روز بودن اثرش از افکار کهنه و بازدارنده پرهیز کند و با حفظ ارزش های اصیل آن هنر در تعالی آن نیز کوشا باشد. نوای مشترک بسیار خوب آغاز شد و به از این نیز خواهد شد.

5 دیدگاه

  • جواد
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۱, ۱۳۸۷ در ۶:۵۳ ب.ظ

    شاهکار بود گروه دستان که تنها دولت عشق را حامی خود دارد باعث سربلندی ایران و ایرانی شد جای خالی رایزن فرهنگی ایران یا هر مقام رسمی مسئول موسیقی ایران احساس میشد ارزوی موفقیت روز افزون برای هر فرد ایرانی که به عشق دوستی هنر و فرهنگ ایران می اندیشد

  • انور میرستاری
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۷ در ۹:۵۴ ب.ظ

    با درودهای بی پایان،
    باردیگر هنرمندان میهن ما در سالن های
    بین المللی با دستان معجزه آمیز و هنر
    آفرین خویش، موجب سربلندی ما ایرانیان
    شدند.
    حمید متبسم و گروه نواور دستان، در کنار
    سمفونی فلارمونیک شهر لیژ بلژیک و با
    درآمیختن موسیقی ایرانی با موسیقی غربی،
    بار دیگر پویایی موسیقی و فرهنگ ایران
    را به نمایش گذاشتند.
    فدراسیون اروپرس این مار زیبای گروه
    دستان را ارج نهاده، گوشه ای خیلی کوتاه
    از این کار را برای شما روانه می کند.
    به امید دیدن دیگر کارهای زیبا از دیگر
    هنرمندان ، نویسندگان، شعرا و مسیقی
    دانان .

  • عطیه
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸ ق.ظ

    بسیار زیبا ودلنشین بود”ای کاش مدت زیادتری ازاجرا را برای دانلود میگذاشتید!”آرزوی موفقیت برای گروه بی نظیر “دستان”رادارم.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۲۳, ۱۳۸۷ در ۱۱:۵۱ ق.ظ

    سلام .دستان یعنی آبروی ایران . دستان یعنی قابلیت . واقعا نمیدونم چی بگم از همهی شما دوستانم برای تهیه ی این مطالب ممنونم

  • رضا جهانی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۹, ۱۳۸۷ در ۷:۰۴ ب.ظ

    کاش آنها که به قول خودشان به “جهانی” شدن ایران و فرهنگش علاقه دارند بشنوند و ببینند و دریابند که جهان را باید از راه علم تسخیر کرد و مردمانش را از راه “هنر”.
    دستان, متشکریم

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.
بحرانی با افق نامعلوم (I)

بحرانی با افق نامعلوم (I)

اگر قرار باشد در یک فهرصت کوتاه، فشرده و سریع موقعیت نشر و ناشر در موسیقی را ترسیم کنیم، حاصل جز یادداشتی کوتاه و فشرده و سریع نخواهد بود و آن هم محدود به یک اظهار نظر صرفا شخصی که نه بر داده های آماری استوار است و نه بر پژوهشی متکی به روش و سئوالات معین. این هم که بگویم وضعیت نشر موسیقی در ایران، خراب است و باید مسئولین و دولت به کمک بیایند نه حرف تازه ای است و نه سخن به درد بخوری.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (IV)

رویکرد استفاده از ترانه و خواننده در تیتراژ پایانی فیلم‌ها با موج جدید خوانندگان جوان عرصه موسیقی و رونق کنسرت در ایران رنگ و بوی جدی بخود گرفت و ستاره‌های موسیقی علاقه‌مند به بازیگری در عرصۀ سینما شدند که این ماجرا با ورود بازیگران به عرصۀ موسیقی هم بصورت یک واکنش دوطرفه تداوم یافت.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (II)

خیلی دوست داشتم کارهای بیشتری از روسینی انجام دهم. قسمتهای کولبران (Colbran) واقعا برای من مناسب بودند، همانند روغن برای صدا، بسیار برای من مفید و در عین حال سخت هستند!
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (I)

میدانیم که آسیا از دیرباز سرزمین جشن ها و سرورها و آیین های گوناگون از جمله کهنترین شیوه های نمایشی جهان بوده است. سنت موسیقیایی ایران را نباید با موسیقی ملی ایران یکی گرفت. سنت موسیقی ایران، یا موسیقی سنتی -که اصطلاح اشتباهی است- آیینی است. همین آیینی بودن آن باعث می شود که جوان ایرانی راه خود را در این سنت پیدا کند. این راه چه در نوازندگی و چه در خوانندگی از این نقطه نظر فرقی ندارد.
گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

گوستاو هولست، آهنگساز سرشناس انگلیسی (IV)

این سوئیت ارکستری چندان تصویر کننده سیارات به عنوان اجرام سماوی نیست بلکه بیشتر درباره صفاتی انسانی است که به آنها بر می گردد. این اثر هولست همیشه طرفداران بسیار داشته است.
طراحی سازها (IV)

طراحی سازها (IV)

ما مفهوم ریاضی را بصورت آکادمیک بدین عنوان فرا گرفته ایم که قوانین ریاضی به منزله یک کیف بی‌جان پر از ابزار و فنون است که مورد استفاده مهندسین و حسابدارها قرار می گیرد، اگر بتوانیم این مفهوم را از بین ببریم، و به این قوانین به چشم یک راز سر به مهر برای اصلاح فرهنگ مردمی نگاه کنیم، دست‌کم توانسته‌ایم فضای روشن‌فکرانه‌ای را در برابر معضل درک تصورات ریاضی دوران قبل ایجاد نماییم.
چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (III)

چارلز مکرس (Charles Mackerras) همچنین رهبر میهمان اصلی اپراهای بسیاری بوده: اپرا سن فرنسیسکو از سال ۱۹۹۳ تا ۹۶، اپرا متروپولیتن نیویورک (که اولین اجرایش با آنان در سال ۱۹۷۲ از “ارفئو” اثر گلوک بوده)، اپرای وین، اپراهای زوریخ و ژنو، خانه اپرای رویال (جایی که اجراهایی منحصر به فردی از رومئو و ژولیت اثر گونود، سمله از هاندل و روسالکای دئورژاک رهبری نمود.) در بازگشایی مجدد تئاتر شهر پراگ در سال ۱۹۹۱ کنسرتی را رهبری نمود. مکرس مدال شوالیه انگلستان را در سال ۱۹۷۴ دریافت نمود، در سال ۱۹۷۹ برای خدمتش در عرصه موسیقی جهانی از او تقدیر شد، در پایان سال ۱۹۹۶ مدال افتخار جمهوری چک را دریافت نمود و در سال ۱۹۹۸ هنرمند منتخب استرالیا شناخته شد.
زنان در موسیقی قاجار (I)

زنان در موسیقی قاجار (I)

وقتی که در هنگامه ی کم مانند عصر حاضر،هر گفت و شنفتی در حوزه موسیقی نیازمند رعایت احتیاط از سوی اهالی موسیقی است (آن هم در هزاره سوم !) و هنوز تصمیم متفق القولی از سوی متوالیان فرهنگی در مورد حرمت یا حلت این هنر بیچاره اتخاذ نشده است، از” حافظ” که در بیدادگاه قرن هشتم می زیسته چشمداشتی به غیر از آنچه در ابتدا آمد، نمی توان داشت. این فجایع فرهنگی یعنی پنهان نوشی، پنهان نوازی، پنهان نگاری و… و از سوی دیگر حضور مستمر مورخان سر سپرده، سبب شده است که متاسفانه صفحات تاریخ مان را به ناگزیر در میان پنهان سرائی های ادبیات مان جستجو کنیم. و این واقعیت آنگاه نمود بیشتری پیدا می کند که بخواهیم در مورد تاریخ موسیقی ایران آن هم از نوع زنانه اش پژوهش کنیم و مجبور شویم از درگاه ادبیات هم با دستی تقریبا خالی باز گشته و سفرنامه های فرنگیان ساکن ایران را ورق بزنیم.
نگاهی به اپرای مولوی (XX)

نگاهی به اپرای مولوی (XX)

«خون شده ست اندر بر آن خوش درخت شمس را کشته ست آن منحوس بخت» همسر مولوی در گوشه بختیاری می خواند؛ همان گوشه ای که بارها لالایی های مادرانه را در آن شنیده ایم، شاید این گوشه زنانه ترین گوشه در ردیف باشد که به عنوان زمزمه همسر مولوی در سوگ شمس خوانده می شود. البته نباید از نظر دور داشت که آنچنان که تاریخ روایت می کند، سرنوشت شمس تبریزی هیچگاه به طور دقیق مشخص نشده است و کشته شدن شمس به دست متعصبین مذهبی، تنها یک نظریه است و به همین دلیل است که غریب پور در لیبرتو مرگ شمس را در رویای مولوی به تصویر کشیده است.