راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
پس از ارائه تم اصلی توسط سازهای زهی و بادی چوبی، ناگهان پیانو با چندین آکورد فورته قدم به صحنه گذاشته و زمینه را برای تکنوازی و هنرنمائی نسبتا طولانی خود فراهم ساخته و با الهام گیری از تم اصلی ارائه شده و همچنین تم گرم و بیانگری که پیانو در اوایل موومان اول معرفی نمود، بسیار پر احساس نواخته و زهی ها نیز به همراهی آن می پردازند.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

سپس، یک آکومپانیمان والس مانند با پیتسیکاتوهای سازهای زهی شنیده می شود و در همان هنگام سازهای بادی چوبی ملودی بس دلنشینی را می سرایند و پیانو، در این قسمت نیز به ایفای نقش پرداخته و با بکارگیری ریتمی والس گونه، به نواختن اصواتی پر جست و خیز مشغول می گردد و حالتی شوخ آمیز و بوالهوسانه ایجاد می کند.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

این ملودی در واقع چیزی جز همان تم اول کنسرتو نیست که به رنگ دیگری ظاهر می شود. پس از نوای پرشور زهی ها و مکثی کوتاه، پیانو زمینه را برای آغاز موومان با شکوه سوم فراهم می سازد و برای این منظور به تکرار، سکوانس های بالارونده و آکوردهائی فورته متوسل می شود و برنجی ها نیز به یاری او می شتابند.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

موومان سوم، “آلابره وه”، بدون کوچکترین درنگی به دنبال موومان دوم فرا می رسد. حالت کلی این موومان، فعالیتی بی امان و پر شور را مجسم می دارد.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

تم اول گاهی لحن مارش مانندی پیدا می کند.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

چندین تم فرعی هم در این میان به گوش می رسد. یکی از این تمهای فرعی، نخست به صورت یک رشته ممتد از آکوردهای مقطع روی پیانو شنیده می شود و بی درنگ به دنبال آن بیان شیرین و ملایم و مواج همان ملودی و این بار نیز از زبان پیانو مطرح می گردد.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

سپس نوبت به یک اسکرتساندو و یک لنتو می رسد که به طور کلی براساس یادآوریهائی از تمهای موومان اول پرداخته شده است و پیانو نیز در این بخش به تکنوازی پرداخته و به منظور به نمایش گذاشتن اوج هنر و مهارت خود به روشهای پرسش و پاسخ با ارکستر، تبادل تم بین برخی از اعضای ارکستر، ایمیتاسیون و دگرگون سازی تم ها متوسل می شود.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

پس از بخش لنتو، بار دیگر بخش “آلابره وه”، بی قرار شنیده می شود و کنسرتو با شور بسیار پایان می یابد.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیروزی قهرمان نامراد

هیچ مبالغه ای درکار نخواهد بود اگر بگوییم که تاریخ موسیقی کشورما، به قبل و بعد از علی نقی وزیری تقسیم می شود، تاریخی که عملا هنوز نوشته نشده است. تاریخی که از گسستگی های فراوان دوره های تاریک و خالی از هرگونه اطلاع و دوره های پربار و کم سند و کم استناد، انباشته شده است.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VII)

موسیقی‌های انتخاب‌شده از سوی من برای این نوشته عبارت‌اند از: «بوی خوب گندم» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌ی «شهیار قنبری» و صدای «داریوش اقبالی»، «پُل» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی «ایرج جنتی عطایی» و صدای «فائقه آتشین»، «هفته‌ی خاکستری» با آهنگ‌سازی و تنظیم واروژان، ترانه‌سرایی شهیار قنبری و صدای «فرهاد مهراد»، «اسمر اسمر‌جانم» و «بارون بارون» از ترانه‌های فولکلور ایرانی با تنظیم واروژان و صدای «پریرخ شاه‌یلانی» (پری زنگنه).

از روزهای گذشته…

ترس از بداهه نوازی

ترس از بداهه نوازی

بسیاری از کسانی که نمی خواهند بداهه نوازی کنند بیشتر بیم آنرا دارند هنگام اجرا نت غلطی را بزنند که بد صدا باشد و یا چنانچه با یک گروه مینوازند از این موضوع میترسند که از هارمونی گروه عقب یا جلو بیفتند.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XVIII)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XVIII)

تصانیف بخش مهمی از آثار پرویز مشکاتیان را تشکیل می دهند. نگاهی نو به ساختار تصنیف و تسلط وی بر ادبیات کهن و معاصر ایران باعث پدید آمدن آثار بدیعی در این الگوی ساختاری شده است. استفاده از انواع تحریر های آوازی و تلفیق مناسب اشعار با موسیقی و استفاده از وزن های متنوع و متفاوت از ویژگی های بارز تصانیف پرویز مشکاتیان هستند. تصانیف پرویز مشکاتیان به تفکیک دستگاه ها و آواز ها به شرح زیر هستند.
موسیقی کانتری (II)

موسیقی کانتری (II)

هنرمندانی چون جرج جونز (George Jones)، پورتر واگنور (Porter Wagoner) و لورتا لاین (Loretta Lynn) موسیقی دانان دوران عصر طلایی بودند و بسیاری از آهنگهای آنان تا به امروز خوانده و اجرا می شود. در سالهای ۱۹۳۰ و ۴۰ موسیقی وسترن و آوازهای کابویی که از سالهای ۱۹۲۰ضبط شده بود، در فیلمهای مشهور هالیوود استفاده شد.
حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

حضور آهنگساز چینی در اپرای متروپولیتن

او در کشور خود چین، به کار جمع آوری ترانه های فولکلور از روستاها مشغول بود، سپس در پی انقلاب فرهنگی به برنج کاری پرداخت و پس از آن برای خرید غذا، در خیابانهای نیویورک به نوازندگی مشغول شد و اکنون، تن دان Tan Dun در اپرای متروپولیتن، به اجرای اولین اپرای خود میپردازد.
«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» به صورت رایگان منتشر شد

«باران! یعنی تو بر می گردی؟» نام آلبومی است که برای گیتار کلاسیک آهنگسازی شده است؛ آهنگساز و نوازنده گیتار تمام قطعات این آلبوم پیمان شیرآلی است. این آلبوم دارای ۲۶ قطعه است که برای نوازندگانی با سطح متوسط به بالا طراحی شد است.
آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.
پروفسور کلوس نویمن در شیراز کارگاه اتنوموزیکولوژی برگزار می کند

پروفسور کلوس نویمن در شیراز کارگاه اتنوموزیکولوژی برگزار می کند

آموزشگاه موسیقی نگین فارس با همکاری انجمن موسیقی ایران در روز شنبه ۱۶دی ماه سال جاری در شیراز از ساعت ۱۶ در مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس کارگاه اتنوموزیکولوژی. ورود به این نشست برای علاقمندان آزاد است. میهمان این نشست پروفسور کلوس نویمن رئیس دپارتمان موسیقی شناسی قومی هاله آلمان است.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

همه ی گوشه های ردیف قابلیت بداهه نوازی ندارند. بعضی گوشه های ریتمیک مانند رنگ ها در حقیقت یک قطعه ی ثابت هستند که معمولن اجرای آنها همیشه یکسان است و تغییر در نوع اجرای آنها تنها محدود به کم و زیاد کردن تکنیک هایی می شود که ملودی را دگرگون نکند (مثلن اجرای دوبل نت به جای تک نت،‌ اجرا در اکتاوی بم تر یا زیرتر یا اجرای یک پاساژ در بین دو ملودی).
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
“قمر” در عقرب (II)

“قمر” در عقرب (II)

امروزه با شاید و احتمال نتیجه گیری کردن برای پژوهشگران این حوزه، به عادتی بدل شده است و صدها سوال در خصوص زندگی و کار هنرمندان گذشته، وجود و عدم برخی گوشه ها در ردیف موسیقی، رمز و رازهای فنی سازندگان سازها در گذشته و ده ها موضوع دیگر، بدون جواب قطعی باقی مانده اند. با ملحوظ نظر قرار دادن این واقعیت تلخ، مقایسه قمر و پیاف (همچون مقایسه تهران و پاریس!)، قیاس مع الفارق است اما صرفاً مقابله (و نه مقایسه) این دو، این نتیجه را می دهد که علارغم نبود اسناد و مدارک کافی در خصوص قمر (هم بدلیل عدم دسترسی به تکنولوزی های مدرن در آن روزگار در ایران و هم بدلایل اجتماعی و فرهنگی مزبور)،‌ ابعاد دراماتیک زندگی قمر،‌ اگر بیش از پیاف نباشد کمتر از آن نیست: