راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (XI)

سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
سرگئی راخمانینف (۱۸۷۳ – ۱۹۴۳)
راپسودی بر روی تمی از پاگانینی، اپوس ۴۳:
سطرهائی از تاریخ:
این راپسودی که به صورت تم و واریاسیون برای پیانو و ارکستر نوشته شده، مبتنی است بر کاپریچیوی معروف “نیکولو پاگانینی”، چهره ای غول آسا در نوازندگی ویولن و آهنگساز ایتالیائی که در سال ۱۹۳۴ به اتمام رسید. پیش از راخمانینوف، “یوهانس برامس” و “فرانتس لیست” هم بر روی همین تم پاگانینی واریاسیونهائی ساخته بودند و راخمانینوف نیز در راپسودی خود از ایده آنها بهره برده است.

تفسیری مختصر بر این راپسودی:
از طریق لینک زیر می توانید شنونده کاپریس شماره ۲۴ پاگانینی باشید که تم اصلی آن همان تمی است که راخمانینوف اساس ساختمان راپسودی خود را بر آن بنا نموده است، زیبایی خاصی دارد، برای ویولن سولو تنظیم شده، سرشار از تکنیک های ویولن نوازی بوده و همچون راپسودی راخمانینوف، مجموعه ای است از واریاسیون ها:

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

راخمانینوف در این راپسودی، اوج استادی خود را در تکنیک پیانو و ارکستر به کار برده و به گونه ای منحصر به فرد و وجد آور این اثر را رنگ آمیزی و تنظیم نموده است که بی شک هر شنونده ماهر یا حتی نیمه ماهری را درگیر ساخته و به چالش خواهد کشاند.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

در سه واریاسیون این راپسودی از تمی شبیه به تم مشهور “دی یس ایره” (روز خشم) که مبتنی بر متنی مربوط به سده سیزدهم است و “توصیفی زنده از واپسین داوری الهی” به دست می دهد، استفاده شده است، برای نمونه در آخرین واریاسیون:

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

“ولفگانگ آمادئوس موتسارت”، آهنگساز شهیر اتریشی نیز موومان سوم “رکوئیم” (مسی برای طلب آمرزش ارواح مردگان) خود در ر مینور، ک – ۶۲۶، را به موضوع “دی یس ایره” اختصاص داده است. موتسارت در واپسین دو ماه زندگیش، نه موومان کامل و بخشی از موومان دهم رکوئیم را ساخت. او حتی در بستر مرگ نیز کوشید تا این اثر عظیم را که یکی از عالی ترین آثار مذهبی کرال دوره “کلاسیک” است به اتمام برساند اما همانگونه که پیشتر اشاره شد موفق به این امر نشد. پس از مرگ موتسارت، دوست و شاگردش “فرانتس زاور زوسمایر”، به تکمیل طرح ناتمام او برای ارکستراسیون اثر، به پایان رساندن موومان ناتمام دهم و افزودن چهار موومان دیگر بدان پرداخت. از طریق لینک زیر می توانید موومان سوم (دی یس ایره) رکوئیم در ر مینور موتسارت را شنونده باشید:

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

هکتور برلیوز، آهنگساز شهیر فرانسوی و پدر ارکستراسیون نوین نیز در موومان پنجم سمفونی فنتاستیک خود، کابوس جشن ساحران، از تم “دی یس ایره” به گونه ای متفاوت استفاده نموده است. در این قسمت توباها و باسون ها، ملودی بم و پر هیبتی را با نتهای کشیده و شمرده به شکلی یکنواخت می سرایند. برلیوز در اینجا این نغمه را به عنوان نماد نفرین ابدی به کار می گیرد. چیزی نمی گذرد که این تم به گستره صوتی زیر رفته و به وسیله بادی های چوبی و پیتسیکاتوی زهی ها با ریتم رقصی تند نواخته می شود. به این ترتیب، برلیوز با بدل نمودن دی یس ایره به تمی مبتذل و ناهنجار، جسورانه تقلیدی هجو آمیز از یک آواز مقدس آفریده است.

audio file به بخشی از این اثر توجه کنید

اکثر واریاسیون های این راپسودی از زیبایی و جذابیت خاصی برخوردار است که از طریق لینکهای زیر می توانید به شنیدن برخی از آنها بپردازید:
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
،
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
،
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
،
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
،
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
،
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
و
audio file به بخش دیگری از این اثر توجه کنید
پس از مرگ راخمانینوف، عده ای موسیقی او را خارج از رده دانستند و اعلام داشتند که، از لحاظ احساسی هم حالت کلیشه ای دارد. تاثیر موسیقی او بر آهنگسازان زیاد نبوده است (البته پیانو کنسرتوی شماره ۲ “شوستاکوویچ” در موومان آهسته اش راخمانینوفی است). اما راخمانینوف، “واپسین نماینده یک سلسله بزرگ” است.

منابع:
تاریخ جامع موسیقی، جلد چهارم، تاریخ موسیقی مدرن
۱۰۱ اثر ممتاز از بزرگان موسیقی جهان
تفسیر موسیقی
راهنمای جامع موسیقی کلاسیک
آثار کلیدی موسیقی
آشنایی با موسیقی کلاسیک
درک و دریافت موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

«آسمان، مهتاب» منتشر شد

«آسمان، مهتاب» منتشر شد

آلبوم «آسمان، مهتاب» با صدای هادی فیض آبادی و آهنگسازی کاوه سروریان به مناسبت نوروز ۹۲ منتشر شد. پس از گذشت ماه ها بالاخره آلبوم «آسمان، مهتاب»، توسط شرکت هزار نغمه بسته نگار روانه بازار موسیقی شد. آسمان مهتاب اثری در باب احیای موسیقی سنتی نیست، بلکه تلاش می کند تا با بهره گیری از امکانات موسیقی دستگاهی ایران سخنی به فراخور زمان ارائه کند، این نکته ای است که امروزه در میان آثار منتشر شده از هنرمندان موسیقی ایران کمتر دیده می شود.
نور، دوربین  (II)

نور، دوربین (II)

تشکیل آنسامبل همگن (۴) یکی از هدف‌های گروه سنتورنوازان بوده است. این‌گونه گروه‌ها و ترکیب‌ها در اخیرا زیادتر از قبل شده‌اند. بعضی از گروه‌هایی که با ترکیب همگن تشکیل می‌شوند از لحاظ تعداد نوازندگان بسیار بزرگ‌اند و این پدیده‌ای است که در چند سال گذشته در حال رشد بوده (۵). در گروه سنتور نوازان ترکیب‌بندی گروه از یک سو حاصل تجربه‌ی نسبتا طولانی گروه و از سوی دیگر نیم‌ نگاهی به آنسامبل‌های مشابه در موسیقی غرب است (جایی که تجربه‌ی همنوازی قدمتی طولانی دارد).
مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (II)

مختصری دربارۀ ادعاهای نوآوری در موسیقی ایران (II)

اگر تاریخ موسیقی خاورمیانه را مطالعه کنید، متوجه میشوید که داعیه داران چنین اندیشه هایی در طول قرن با شکست مواجه شدند. اکنون موردی تر اشاره میکنم. مثلا موضوع ایجاد چند صدائی در بافت موسیقی های کلاسیک ایرانی – عربی – ترکی. این ایده که در قرن گذشته مطرح و تجربه شد و دربارۀ آن تحقیقات انجام شد، مقالات و کتابها نوشته شد، در نهایت به هارمونیزه کردنِ بسیار ابتدائیِ ملودی های این موسیقی ها انجامید. یعنی هارمونی ایی که مخلوطی از حالت های اولیه ایجاد چند صدائی در موسیقی اواخر قرون وسطا و اوائل باروک بود به اضافه شیوه های آکورد گذاری در موسیقی پاپیولار (عامه پسند) غربی. نکته حائز اهمیت این است که با وجود مقالات و کتب بسیار در زمینه هارمونی موسیقی خاورمیانه و به خصوص ایران، کسانی همچنان با کپی برداریِ بدونِ ذکر منبع، از نوشته های محققان گذشته و همراه با غلط های بسیار زیاد و فاحش اقدام به نگارش و انتشار رسالۀ هارمونی برای موسیقی ایرانی می کنند.
آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.
نباید نگران بود (II)

نباید نگران بود (II)

این درست همان ایرادی است که معمولا در گام اول بروز می‌کند؛ تصمیم می‌گیریم که موسیقی ایرانی را با یک زمینه‌ی دراماتیک و شاید با متنی که کمتر تاکنون همراه آن بوده به هم بیامیزیم اما نه بیان تکنیکی متحول شده و نه مفاهیم زیباشناختی، موسیقی همان است که بوده. این ایراد عمده‌ای است که در اغلب تلاش‌های اینچنینی دیده‌ایم. در واقع وقتی به قول شما صحبت از تغییر «زیست» نوعی موسیقی است (من واژه‌ی زیست را که شما به کار بردید به عنوان استعاره‌ای برای طیفی از تغییرات فرض می‌کنم) انتظار داریم موسیقی نیز برای هماهنگ شدن با شرایط زیست جدیدش لااقل کمی تغییر کند اما اغلب چنین نمی‌شود.
بتهوون چمن آرا

بتهوون چمن آرا

چه خوب دریافته بود سردبیر گفت وگوی هارمونیک اهمیتی را که خبرش برایم داشت، مثل آن که خبر فوت پدری بخواهند به فرزند بدهند، ندانند چه طور. بالاخره گفت: کریم چمن آرا فوت کرد. یک دنیا خاطره خراب شد بر سرم. ضربه‌های تیمپانی درآمد کنسرتو پیانوی ر مینور برامس بر سرم کوبیدند. در کسری از ثانیه، فیلمی به درازای چند سال در پس ذهن مرور شد…
شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

شماره ۴ و ۵ فصلنامه موسیقى زنگار در یک مجلد منتشر شد

تازه‌ترین شماره فصلنامه تحلیلی و نقد موسیقى زنگار، ویژه فصل زمستان ۹۵ و بهار ۹۶ در یک مجلد منتشر شد و از امروز در مراکز فروش سرتاسر کشور در دسترس است. شماره ۴و ۵ فصلنامه تخصصی موسیقی زنگار در این مجلد خود در بخش موسیقى کلاسیک ایرانى به دو مقاله به همراه گزارش جلسه نقد و بررسى یک آلبوم موسیقى پرداخته است: «بررسى و تحلیل تکنیک‌های آوازى مقام‌‌ای لو و هرایى» نوشته «مژگان چاهیان» و مقاله «پیشنهادى براى ترتیب درج علائم سرکلید در موسیقى ایرانى» نوشته «امیرحسین نجفى».
راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک-قسمت اول

راک کلاسیک Classic rock در اصل به عنوان یک قالب برای برنامه ریزی ایستگاههای رادیویی به وجود آمد که از قالب موسیقی راک آلبومی یا AOR- قالبی دیگر برای انتخاب و دسته بندی موسیقی در رادیو بر اساس انتخاب موسیقی از آلبومهای استودیویی راک در اوایل دهه ۸۰- گرفته شده بود. این قالب موسیقی راک در ایالات متحده شامل مجموعه ترانه های بسیار اما محدودی است که از سالهای ۶۰ تا بیشتر دهه ۸۰ را دربر میگیرد و بیشترین تاکید آن بر ترانه های بسیار موفق قدیمی تر از هنرمندانی است که به طور کلی به “دوران راک کلاسیک” مربوط هستند.
داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

داستان به وجود آمدن اپرای کارمن

شاید اپرای کارمن پرآوازه ترین اپرای جهان باشد اما بر خلاف باور عموم، ژرژ بیزه (Georges Bizet) و نویسندگان اشعار اپرای او هیچ نقشی در داستان اصلی نداشتند. چرا که کارمن داستانی بسیار قدیمی تر از اینهاست که برای اولین بار در سال ۱۸۴۵، به شکل یک رمان منتشر شد.
چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

نوشته ای که پیش رو دارید در ۳۱ شهریور ۱۳۴۷ در شماره ۴۰ مجله «نگین» به قلم محمود خوشنام به انتشار رسیده که به بررسی برنامه های جشن هنر شیراز می پردازد. این نوشته یکی از مهمترین نقدهایی بوده که به این جشنواره بین المللی وارد شده است. بخشی از این مقاله را می خوانیم.