میشل کامیلو

میشل کامیلو و توماتیتو، در حال دریافت جایزه گرمی در سال 2000
میشل کامیلو و توماتیتو، در حال دریافت جایزه گرمی در سال 2000
میشل کامیلو (Michel Camilo) را میتوان یکی از فعالترین نوازندگان پیانو در سبک جز دانست. نوازنده ای که همواره به دنبال کسب تجربیات جدید در دنیای موسیقی و همکاری با نوازندگان دیگر سبک ها میباشد. وی در ۴ آوریل سال ۱۹۵۴ درSanto Domingo،Dominican Republic بدنیا آمد. او را به عنوان یک نوازنده پیانو در سبکهای لاتین، جز، کلاسیک می شناسند و همچنین تکنیک فوق العاده او نیز به کارهایش را متمایز از سایرین نموده است و این جز با دانش بالا در زمینه موسیقی و سبکهای مختلف بدست نیامده است.

بنوعی تکنیک را در خدمت موسیقی قرار داده است.

اما در زمینه موسیقی وی تحت تاثیر موزیسینهایی چون: Chick Corea, Keith Jarrett, Oscar Peterson, Bill Evans و Art Tatum است. در واقع این اشخاص بیشترین تاثیر را در موسیقی بر وی داشته اند.

کامیلو در خانواده ای که اهل موسیقی بودند بدنیا آمده است. در دوران کودکی خانواده اش به وی یک آکاردئون دادند که کامیلو در آن سن علاقه زیادی به آن نشان داد و بنوعی نشاندهنده ذوق و نبوغ موسیقی در او بود.

جدا از علاقه به نواختن آکوردئون وی اشتیاق وافری به نواختن پیانو مادر بزرگش از خود نشان میداد، در سن نه سالگی بود که از والدینش درخواست پیانو کرد که با دیدن این علاقه از سوی کامیلو، او را به مدرسه موسیقی ابتدایی که جزئی از کنسرواتوار ملی بود، فرستادند که چیزی بسیار فراتر از علاقه وی بود!

سیستم عمومی در مدرسه موسیقی از وی یک نوازنده کلاسیک ساخت و در سن ۱۶ سالگی همراه با ارکستر سمفونیک جمهوری دومینیکن به نوازندگی پرداخت. اما در زمینه علاقمندی وی به موسیقی جز در مصاحبه ای با وب سایت All About Jazz میگوید:
“برای اولین بار که موسیقی جز را گوش دادم در حدود چهارده سال و نیم سن داشتم. من نوازندگی Art Tatum را در رادیو به هنگام اجرای قطعه شنیدم و در آن زمان بود که این موسیقی مرا در بر گرفت و خواستم که به این شیوه به نوازندگی بپردازم و در آن زمان فهمیدم این سبک از موسیقی جز نام دارد.”

audio fileبشنوید اجرایی از کامیلو را

کامیلو به مدت ۱۳ سال در کنسرواتوار ملی به تحصیل و کسب دانش در زمینه موسیقی کلاسیک پرداخت و جدا از تواناتی بالا در اجرای قطعات کلاسیک، تحت تاثیر موسیقی معاصر جز و موزیسن هایی همچون Herbie Hancock, Keith Jarrett و Chick Corea بود و در این زمان نیز میتوان از Horace Silver و Errol Garner نام برد و حتیScott Joplin که به نوعی موسیقی رگتایم را وی با کمک آنها شناخت.

اما یک اتفاق موجب شد تا وی موقعیت مناسبی برای نشان دادن مهارت هایش کسب کند و بنوعی شانس بزرگی در انتظارش بود! زمانی که از دانشگاه هاروارد یک گروه جز برای بازدید از دومینیکن وارد این کشور شد ، رهبر گروه با شنیدن نوازندگی او بسیار شگفت زده شد و او را تشویق کرد تا به آمریکا برود. این ایده باعث شد تا کامیلو در سال ۱۹۷۹ به شهر نیویورک مهاجرت نماید و در کالج Mannes College مدرسه موسیقی جولیارد به تحصیل در زمینه موسیقی جز بپردازد.

audio fileبشنوید اجرایی از کامیلو را

اما اولین تجربه صحنه ای اش در زمانی رخ داد که پیانیست گروه Tito Puente نتوانست این گروه را در فستیوال جز مونترال همراهی کند و آنها بدون شنیدن نوازندگی کامیلو، او را به گروه دعوت کردند که در اولین اجرا با شگفتی متوجه حضور یک نوازنده خلاق و متبحر شدند!

این اتفاق باعث شد تا وی بصورت رسمی به این گروه بپیوندد و برای دو سال همراه با این گروه در فستیوال ها مختلف برنامه اجرا کرد و همچنین دو آلبوم نیز ضبط نمود که راهی بود برای رسیدن به سایر موفقیتهایش در عرصه موسیقی.

وی بعده ها گروه خودش که شامل Traci Huntington به عنوان نوازنده درام و Anthony Jackson باسیست بودند فعالیتش را آغاز کرد، هر چند در طی سالهای متختلف افرادی جایگزین نفرات قبلی شدند تا اینکه در سال ۱۹۹۱ گروه منحل شد و هر یک از نوازندگان به سمت فعالیتهای خویش به صورت انفرادی رقتند.

audio fileبشنوید دو نوازی او را همراه با توماتیتو

در طی آن سالها میشل کامیلو آلبومهایی را ضبط و منتشر نمود که به موفقیتهای خوبی در زمینه فروش روبرو شد و توجه منتقدین موسیقی را به خود جذب کرد، همانند آلبوم Michel Camilo که یکی از موفقترین آثار وی در آن برهه زمان بود. در سال ۲۰۰۰ او به همراه گیتاریست برجسته فلامنکو، توماتیتو، توانست جایزه گرمی برترین آلبوم جز را با عنوان Spain دریافت نمود و این همکاری همچنان نیز ادامه دارد.

michelcamilo.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

از روزهای گذشته…

پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

پروژه ساخت ویلن “کانن” (I)

اکنون در پس پرده های غیب، ستاره ای دیگر را نظاره می کنیم. پیمانی ابدی که در این گوشه از هستی، به نشان حیات و بقای هنرمندی چیره دست آفریده می شود. شاید او هرگز نمی دانست که واپسین لحظه های وجودش، آرام آرام برای سفری بی انتها در طلوع آثاری گران سنگ نهفته می گردد. او راز جاودانگی خود با اکسیر هنر در هم آمیخت، آری همچون بسیاری از ستارگان این پهنه بی انتها.
۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۲

۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۲

سال ۱۹۴۵، نورمبرگ محل تجمع سالیانه نازیها بود و آدولف هیتلر (Adolph Hitler) در طی آنها پیام نفرت خود را پخش میکرد و به همین خاطر شهرت بسیار بدی داشت. اما بعد از پایان جنگ، بروبک با گروه خود به نام Wolf Pack سالن اپرای نورمبرگ را بازگشایی کرد و در اول جولای ۱۹۴۵، پیام صلح و دوستی را به گوش همگان رسانید.
پیرگلو: ۷ سال شب تا صبح کار می کردم

پیرگلو: ۷ سال شب تا صبح کار می کردم

بعد از آن در دانشگاه ملبورن که فوق لیسانسم را تمام کرده بودم، بلافاصله پرفسور مارگارت کارتومی با من صحبت کرد و گفت می توانی دکترایت را با من در دانشگاه موناش شهر ملبورن بگذرانی؛ این دانشگاه یکی از بهترین دانشگاه های استرالیا است و دانشگاه ملبورن و موناش جزو ۵۰ دانشگاه برتر جهان هستند. من با پروفسور کارتومی شروع کردم و مدرک دکترا ام را گرفتم که تقریبا ۷ سال این پروژه به طول انجامید؛ دلیل ۷ سال شدن دکترایم هم این بود که مجبور بودم برای گذراندن زندگی شب ها تا صبح در پمپ بنزین کار کنم و بعد بروم دانشگاه تا ۱ الی ۲ بعداز ظهر و دوباره بیایم ۳ تا ۴ ساعت بخوابم!
معمای مرگ موتسارت

معمای مرگ موتسارت

یکی از موضوعات اصلی، به موازات بررسی ساختار و اندیشه موسیقیدانان بزرگ از رهگذر آثارشان، بازخوانی سیر و سلوک روحی و تاریخی آنها در گذر زمان و مواجه با مشکلات اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی زمان خویش است. با اینکه این رویکرد در مورد آهنگسازان رمانتیک (بعنوان مثال بتهوون) بسیار به درک بهتر آثارشان یاری می رساند، قضیه در مورد آهنگسازان کلاسیک و بویژه موتسارت، کمتر همسویی قابل توجهی بین روند زندگی آنها و ساختار و مفهوم آثارشان را آشکار میسازد.
کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

کارگاه گیتارکلاسیک به مناسبت سالگرد تولد هیتور ویلا لوبوس

آموزشگاه موسیقی آریا به مدیریت آریا عظیمی نژاد با همکاری شرکت آرشه (موسس استاد بزرگ لشگری) – تنها نمایندگی رسمی کمپانی یاماها از سال ۱۹۹۲ در ایران – در تاریخ ۶ لغایت ۱۳ اسفند ماه ۱۳۸۹ اقدام به برگزاری کارگاه گیتار کلاسیک زیر نظر فرزین طهرانیان – نوازنده گیتار و استاد دانشگاه – می نماید.
هارمونیک (IV)

هارمونیک (IV)

به طور حتم یکی از مهمترین و اساسی ترین بخشها در توسعه و شکوفایی یک صنعت، قابلیت توصیفی آن در مباحث پایه ای و زیرساختی موضوع مورد بررسی است و از آنجا که از ریاضیات برای بیان صریح و دقیق اصول مهندسی در اغلب رشته ها استفاده میشود، میتوان اذعان داشت، ریاضیات در پیشبرد صنعت نقشی اساسی و تعیین کننده دارد؛ اما خود بیان و آنالیز موضوع و تطابق بحث عامل مهمی است که معمولآدر حوزه فیزیک جای میگیرد.
کنسرت گروه مقام

کنسرت گروه مقام

گروه مُقام از ابتدای سال ١٣٨٩، با هدف احیاء نغمه های ناب و اصیل موسیقی آذری تشکیل شد. سرپرست گروه خانم “مریم سروش نسب” به واسطه آشنائی با زبان و موسیقی آذری، سعی بر معرفی نغمه های گنجینه غنی موسیقی آذری به دوستداران این نوع موسیقی را دارد. از آنجا که در ایران جمعیت زیادی از ایرانیان را آذری زبانان تشکیل می دهند و علاقه غالب این گروه از مردم، فرهنگ و هنر و موسیقی آذری می باشد، گروه موسیقی مُقام نیز با هدف بازسازی تصانیف و آواهای موسیقی آذری در راه معرفی و ارتقاء این موسیقی و فرهنگ موسیقائی گام برداشته و تلاش دارد تا این آواها و نغمه ها را با روایتی از سازهای ایرانی به گوش علاقمندان برساند، چراکه به اعتقاد اعضاء این گروه:
لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر، هنرپیشه هارمونیکا (II)

لری ادلر در سال های ۱۹۳۸ و ۱۹۳۹ تورهای کنسرتی را، پیش از بازگشتن به آمریکا، در آفریقای جنوبی و استرالیا برگزار کرد (در واقع، در استرالیا بود که برای اولین بار به اجرای سولو در کنسرت کلاسیک با ارکستر سمفونیک سیدنی پرداخت). ادلر در دهه ۴۰ همراه با پاول دریپر (Paul Draper)، رقصنده، تورهایی را در ایالت های مختلف آمریکا برگزار کرد و آنها همچنین با برنامه های خود، اسباب سرگرمی سربازان آمریکایی را در آفریقا و خاور میانه فراهم آوردند.
گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه هشتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

«برخلاف سینما و تئاتر هنوز منتقد موسیقی در کشور ما جا نیفتاده است. در موسیقی صنف منتقدان موسیقی نداریم چون نشریه زیادی در این زمینه نداریم منتقد حرفه‌ای هم نداریم. کسانی که نقد موسیقی می‌نویسند اکثرا خودشان از اهالی موسیقی هستند و تعداد این افراد هم بسیار کم است و ما بیشتر از مدرسان موسیقی استفاده کردیم. » (گفت‌وگو با «حشمت‌الله کلهر»، تهیه‌کننده‌ی گام هفتم از معدود برنامه‌های رادیو تلویزیون که به نقد موسیقی می‌پرداخته است، همشهری آنلاین)
جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

جایی میان آفرینش و تفسیر (II)

در روی‌کرد‌های سخت‌گیرانه و بسیار بنیادگرایانه دایره‌ی آنچه که موجب روا شدن انگ «تحریف» می‌شود، چنان تنگ است که عملا کار اجرای مجدد به نسخه‌برداری می‌کشد و احتمالا بازسازی شایسته‌ترین عنوان برای آن می‌شود. در چنین دیدگاهی تاریخ زیست یک اثر پس از خلق همیشه رو به پس دارد همیشه بهترین‌ها در گذشته رخ داده‌اند و امیدی هم برای بهبود به چشم نمی‌خورد. خلاقیت فردی نوازنده کم‌تر دیگرگونه دیدن و تفسیر در اجرای مجدد کارآیی دارد.