در باب متافیزیک موسیقی (I)

چهار صدا یا بخش آوازی هرگونه هارمونی، یعنی باس، تنور، آلتو و سوپرانو یا تونیک، سوم، پنجم و اکتاو، مطابق چهار درجه سلسله هستی ها، یعنی قلمروهای کانی، گیاهی، جانوری و انسانی اند. دیگر گواه چشم گیر این امر یکی از قاعده های اصلی موسیقی است که می گوید فاصله باس در زیر سه صدا یا بخش بالایی بسیار بیشتر از فواصل آنها میان خودشان است، طوری که باس هرگز نمی تواند نهایتا بیش از یک اکتاو به آنها نزدیک شود، بلکه اغلب حتی به فاصله ای بیشتر زیر آنها واقع می شود.

بنابراین، جایگاه تریاد صحیح در اکتاو سوم از تونیک است. بر این اساس، تاثیر هارمونی گسترده، یعنی جایی که باس فاصله خود با دیگر بخش ها را حفظ می کند، از هارمونی بسته، یعنی جایی که باس به آنها نزدیک می شود، نیرومند تر و زیباتر است. هارمونی بسته صرفا به علت گستره محدود سازها مورد استفاده است. اما، کل این قاعده به هیچ رو قراردادی نیست، بلکه در خاستگاه طبیعی دستگاه تونال ریشه دارد، در جایی که کوتاه ترین فواصل هارمونیک، که به واسطه ارتعاشات ثانوی با یک آهنگ صدا می دهند، اکتاو و پنجم آن اند. در این قاعده، نظیر موسیقایی حالت اساسی طبیعت را می بینیم که در نتیجه آن ارتباط موجودات آلی در میان خودشان بسیار نزدیکتر از ارتباط آنها با توده بی جان و غیر آلی قلمرو کانی است.

قطعی ترین مرز و گسترده ترین شکافدر سرتاسر طبیعت میان موجودات آلی و این توده بی جان واقع می شود. صدای زیر که ملودی را اجرا می کند، البته همزمان یک بخش ضروری هارمونی نیز هست و در آن حتی با عمیق ترین باس زمینه نیز مرتبط است. این امر را می توان نظیر این واقعیت دانست که همان ماده ای که در یک اندامگان بشری ضامن مثال آدمی است در همان حال باید ضامن و نماینده مثل گرانش و خواص شیمیایی و لذا پایین ترین درجات عینیت یابی اراده نیز باشد.

از آن جا که موسیقی، بر خلاف دیگر هنرها، نه مثل یا درجات عینیت یابی اراده، که مستقیما خود اراده را جلوه گر می سازد، همچنین می توانیم بگوییم که موسیقی مستقیما بر اراده، یعنی بر احساسات و هیجانات و عواطف شنونده عمل می کند، طوری رات به سرعت این ها را بر می انگیزد یا حتی تغییر می دهد.

االبته موسیقی یک هنر مستقل است و صرفا معاونی برای شعر نیست؛ به واقع، موسیقی نیرومند ترین همه هنر ها است و از این رو یکسره از طریق رهگذرهای خود به اهدافش می رسد. چون یقینا نیازمند جملات یک نغمه یا فعل یک اپرا نیست.

موسیقی به خودی خود تنها اصوات یا نت ها می شناسد و کاری به عللی که این ها را به وجود می آورند ندارد. لذا، برای آن حتی صدای انسانی نیز اصلا و ذاتا چیزی جز یک صدای اصلاح شده همچون صدای یک ساز نیست؛ و این صدا نیز همچون هر صدای دیگری مزایا و معایب خاصی دارد که نتیجه آلتی هستند که آنرا تولید می کند.

حال، اینکه در اینجا همین آلت به طریق دیگری به عنوان اندام نطق برای ابلاغ مفاهیم عمل می کند دیگر یک وضعیت اتفاقی است و البته ضمنا موسیقی می تواند از این وضعیت برای ایجاد رابطه با شعر بهره برد. اما هرگز نباید ایجاد این رابطه را امر اصلی بیانگارد و صرفا مشغول تعبیر چیزهایی شود که اغلب و در واقع ذاتا “آنطور که دیدرو در برادر زاده رامو نشان می دهد” صرفا مجموعه ای از اشعار چرند و بی مایه اند.

یک دیدگاه

  • مهرداد
    ارسال شده در بهمن ۱۶, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۰ ب.ظ

    با درود فراوان و قدر دانی از زحمات شما

    در مطلب بالا بیش از حد از اصطلاحات تخصصی موسیقی استفاده شده است به گونه ای که تا فردی هارمونی و آکورد شناسی پیشرفته را خوب فرا نگرفته باشد نمیتواند از آن سر در بیاورد.نثر فارسی این مقاله نیز با استفاده از واژه های نامآنوس بر پیچیدگی آن افزوده است.
    این موضوع باعث میشود که دامنه مخاطبان این مقاله بسیار محدود شود.یا حتی بسیاری از خوانندگان مطلب در همان سطر اول از خواندن ادامه مطلب منصرف میشوند.
    متافیزیک و موسیقی هر دو از موضوعات بسیار زیبا , جذاب و در عین حال پیچیده هستند پس شاید با انتخاب گویشی ساده تر بتوان روشن تر و روان تر به بیان ارتباط آنها پرداخت.
    با سپاس فراوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

ارکستر فیلارمونیک چک (I)

ارکستر فیلارمونیک چک (I)

اولین کنسرت ارکستر فیلارمونیک چک (ارکستر فیلارمونیک چک (CPO) در ۴ ‍ژانویه ۱۸۹۶ در رودلفینوم به رهبری دورژاک (Antonín Dvořák) بود. در سال ۱۹۰۱ لودوویک گلانسکی (Ludvík Čelanský) رهبر اصلی این ارکستر شد و از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۱۸ توسط دکتر ویلم زمانک (Dr. Vilém Zemánek) اداره شد کسی که علی رغم مشکلات حیاتی اقتصادی در آن دوره توانست ارکستر را در حد مرکز اصلی موسیقی پراگ تثبیت کند. در سال ۱۹۱۹ اولین سال پس از جنگ، جدا از وقفه به وجود آمده بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۳، رهبری CPO به واکلاو تالیچ (Václav Talich) سپرده شد کسی که ارکستر را تا سال ۱۹۱۴ رهبری کرد.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (III)

در کنار مقالاتی که درباره آنجلوپولُس نوشته شده، کتاب ولفارم ایشوته (Wolfram Schütte) و یاداشتهای ویلیام فائوکنر (Faukner) به ما یاد آوری می کنند که گذشته هیچگاه نمیمیرد و حتی نمی گذرد. بارها بازگشته به گذشته، در فرهنگ یونان بیش از هر جای دیگری دیده می شود و هنرمند یونانی به ندرت می تواند از آن بگذرد. همانند جرج سفریس (George Seferis) شاعر محبوب النی کارایندرو که یکبار گفته است: “یونان فرایندی متداوم است.” تاثیر گذشته یونان در خود کارایندرو بسیار وسیع است.
نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

نگاهی به زندگی کورساکوف قبل از شروع به آهنگسازی

مارچ سال ۱۸۴۴، نیکلای ریمسکی – کورساکف در شهر کوچکی به نام تیخوین (Tikhvin) در ۲۰۰ کیلومتری سنت پترزبورگ متولد شد. خانواده او از نظر سن افراد کمی غیر طبیعی به نظر می رسید چرا که در بدو تولد پدرش ۶۰ ساله، مادرش ۴۲ ساله و برادرش یک افسر نیروی دریایی ۲۲ ساله بود.
نوروز تو راهه…

نوروز تو راهه…

سال ۱۳۸۴ سال خوبی برای موسیقی نبود، در این سال شاهد درگذشت ۱۰ هنرمند موسیقی که بعضی از آنها دین بزرگی بر گردن موسیقی ایران داشتند بودیم. دو تن از این بزرگان کریستین داوید و همسرش منصوره قصری بودند که در عرصه موسیقی کلاسیک قدمهای ارزشمندی برداشته و در تعلیم و ترویج موسیقی کلاسیک تلاش بسیار کردند.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IV)

علیت‌یابی نداریم (یا کم داریم) و تصورمان از گذشته هم زمانی آویخته در میان زمان‌ها است. پس انتظارمان از تاریخ می‌شود این‌که وقایع‌نگاری کنیم و نه تحلیل. با وجود این‌که حضور مبهم زیباشناسی و جدل میان دو سبک اخیرا بیشتر شکل تاریخ‌نگارانه به خود گرفته، اما هنوز به دوره‌بندی منجر نشده است. تاریخ موسیقی ما هنوز تاریخ آدم‌ها و نظریه‌ها است و نه آثار موسیقی و روابط‌شان وقتی به نقطه‌ی عطفی تاریخی چون وزیری می‌رسیم بیشتر اوقات به نظم شخصی و توانایی‌های افسانه‌ای او اشاره می‌کنیم و به عکس، کمتر چیزی از دلایل تاریخی موفقیت‌اش می‌شنویم (۹).
روش سوزوکی (قسمت هشتم)

روش سوزوکی (قسمت هشتم)

هر کمبودی که در پیرامون زندگی وجود دارد، جلوی رشد را میگیرد. ما وسیله ای در اختیار نداریم که پی به ویژگی ها، خصوصیت و صفات یک نوزاد ببریم. شایستگی و توانایی و وسیله ای که مورد اعتماد و اطمینان من است موسیقی است، به این دلیل میل دارم که با استفاده از آن در این مورد صحبت کنم. آیا استعداد، صفت و خصوصیت موروثی وجود دارد یا نه؟
چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

مونچ فرزند پنجم یک خانواده ی شش نفره از استراسبورگ فرانسه بود. اگرچه اولین آرزوی او این بود که مهندس لوکوموتیو شود، اما او ویولن را در هنرستان استراسبورگ آغاز کرد. پدر او، ارنست، استاد ارگ درهنرستان بود و در کلیسای جامع می نواخت. ارنست همچنین به چارلز تدریس می کرد و ارکستری را رهبری می کرد با پسرش که ویلن دوم آن بود.
نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (IV)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (IV)

منتقد در ادامه می نویسد: «در گفتار دهم کتاب شاهد بخش‌نویسی آواز در چهار بخش سوپرانو، آلتو تنور و باس هستیم که این فرم هیچ‌گونه قرابت و نسبتی با شعر و موسیقی ایرانی و نحوه‌ی پیوند پیچیده‌ی این دو با هم ندارد و تقلید صرف از آواز کلاسیک غربی است.» در این بخش از نوشته نیز کاملا تاثیرات گفتمان غرب ستیزانه مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را مشاهده می کنیم؛ در این گفتمان به صورت بسیار سطحی و عوامانه، تمام نمودهای ظاهری فرهنگ غرب رد می شود؛ در اینجا چندان مهم نیست که این موسیقیِ آوازیِ چند صدایی شده، چه خصوصیات از نظر محتوا دارد و فقط همین که به گروه های سوپرانو، آلتو، تنور و باس دسته بندی شده حتما غربی است!
شکافتن یک بافته (I)

شکافتن یک بافته (I)

دیرگاهی است، مساله‌ی چند‌صدایی(۱) از پرسش‌های چالش‌برانگیز موسیقی ایرانی است. راه‌کارهایی چند، برای این چالش از پیش موجود بوده؛ هر چند که هیچ‌کدام برساخته‌ی فرهنگی موسیقی ایرانی نیست اما از آن استفاده می‌شود. تلاش برای آفریدن «هارمونی» وابسته به موسیقی ایرانی در ابتدای سده‌ی کنونی از جریان‌های آشنا در تاریخ موسیقی ایران است.
روز باشکوه ایل بختیاری (I)

روز باشکوه ایل بختیاری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، پیشتر در روزنامه «اعتماد» به صورت خلاصه چاپ شده است که از امروز این نوشته، در دو قسمت در «گفتگوی هارمونیک» به انتشار می رسد.