لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه» پنسیلوانیا با اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و ترک شرکت می کند. در این فستیوال که با حمایت دانشگاه کارنگی ملون آمریکا (Carnegie Mellon University) و مرکز موسیقی ایرانیان (CFIM) برگزار می شود غیر از لیلی رمضان هنرمندان دیگری از کشور ایران به اجرای برنامه می پردازند که شامل: داریوش ثقفی (Dariush Saghafi)، جهانگیر محمدی (Jahangir Mohammadi)، خسرو سلطانی (Khosrow Soltani) و کیان سلطانی (Kian Soltani) می شوند.

در وب سایت این جشنواره در مورد ارتباط ایران و ترکیه اینطور نوشته شده است:
«فرهنگ های ایرانی و ترکی نزدیک به ۸۰۰ سال است که با هم تعامل فرهنگی دارند. موسیقی در این تعامل نقش برجسته ای را بازی کرده است. در عصر صفوی، نوازندگان دربار صفوی مراوداتی با دربار عثمانی داشته اند و در دربارهای دولت عثمانی نیز به فعالیت می پرداخته اند. بعضی از مد ها و دورهای ریتمیک موسیقی ایرانی مربوط به قرن های ۱۵ تا ۱۸ میلادی، همچنان در موسیقی سنتی ترکیه، حفظ شده است. در نتیجه، در ۸۰۰ سال گذشته، موسیقی سنتی ایرانی و ترکی، ارتباط قوی ای با هم داشته اند.»

پیانیست ایرانى، لیلا رمضان، همواره بدنبال کشف و ایجاد یک ارتباط بین فرهنگ غنی کشورش، ایران و موسیقى کلاسیک معاصر است؛ موسیقی که عمده ترین دغدغه و مشغولیت اوست. او همواره از پشتوانۀ فرهنگ شرقى اش براى فهم موسیقایى در اجراهای خود بهره برده است. صدادهندگى ساز، نحوه جمله بندى در قطعات و حساسیت عمیقش از فهم ریتم را می توان مهمترین شاخصه‌های کیفی او در اجرای موسیقی دانست.

او نوازندگى پیانو را در تهران در محضر اساتیدی چون: مصطفى کمال پورتراب، رافایل میناسکانیان و دلبر حکیم آوا آغاز کرد. سپس در سال ٢٠٠٠ به پاریس نقل مکان کرد و پس از دریافت بورس تحصیلى آلبرت روسل در اکول نرمال دو موزیک-آلفرد کُرتو در کلاس ژان میکو (Jean Micault) و دوى اِرلى (Davy Erlih) موفق به کسب دیپلم هاى نوازندگى پیانو و موسیقی‌ مجلسى شد. سپس در کنسرواتوار سنت مور در کلاس ژاکلین بورژس مونورى (Jacqueline Burgès-Maunoury) دیپلم موسیقى در نوازندگى پیانو را با درجه افتخارى کسب کرد. سپس به شهر لوزان که هم اکنون ساکن آن است رفته و دو کارشناسى‌ارشد در رشته های نوازندگى پیانو و همنوازى (آکومپانیومان) در کلاس کریستیان فٓوْر (Christian Favre) و مارک پانتیون (Marc Pantillon) از کنسرواتوار عالى لوزان را دریافت نمود.

هنگام تحصیلاتش در کنسرواتوار لوزان باچهره هاى مهم موسیقى معاصر مثل ویلیام بلانک و فیلیپ اَلبِرا که از استادانش بودند آشنا می شود و به توصیه آنها بخشِ جدی‌تری از فعالیت هاى نوازندگیش را به موسیقى معاصر اختصاص می‌دهد. او با آهنگسازانى چون: تریستان موراى، میکاییل ژَرِل، لوییز نائون و نیکلا بُلانز مشغول به کار می شود و به فعالیت هاى اجرایى با آهنگسازان جوان به خصوص در کلاس آهنگسازى میکاییل ژَرِل در کنسرواتوار ژنو می پردازد.

رمضان با آهنگساز و کلارینتیست شاخص فرانسوى، بلِز اوبالدینى (Blaise Ubaldini)، ازدواج می کند و زندگى مشترک با این آهنگساز به درک عمیق ترش از فرایند “نخستین اجرا” مى افزاید. لیلی رمضان با موسیقى الکترونیک زنده از طریق مرکز موسیقى الکترونیک ایرکام در پاریس آشنایى پیدا کرده و سپس به طور مداوم به سرى کنسرت هاى “SMC” در لوزان، فستیوال “Athénée” در ژنو، فستیوال “Alba” در ایتالیا، “L’Heure Musicale du marais” در پاریس، “Segah festival” در پیتسبورگ-پنسیلوانیا به عنوان سولیست دعوت می شود.

وی در چند سال گذشته به طور مداوم با آهنگسازان ایرانى سراسر جهان در تماس بوده است؛ همچنین به عنوان پیانیست گروه موسیقى معاصر ماتکا در ژنو، بنیان گذار چندین پروژه تبادل فرهنگ موسیقى ایران و موسیقى معاصر بوده است. در سال ٢٠١٣ میلادى در یکى از این پروژه ها از طریق آنسامبل ماتکا از آهنگساز ایرانى، کارن کیهانى، به مدت چهار ماه دعوت به اقامت در ژنو می کند و این آهنگساز براى کنسرتى که از آهنگسازان ایرانى و فرانسوى توسط آنسامبل ماتکا قطعاتى اجرا شد، یک قطعه براى آنسامبل و ساز سنتور می نویسد.

در این هنگام بود که لیلا رمضان به ایجاد پروژه ای در مورد پیانو و آهنگسازان ایرانی می پردازد. براى این پروژه که “صد سال موسیقى ایران براى پیانو” نام دارد، لیلا رمضان قطعات پیانو از ۲۲ آهنگساز ایرانى را از سراسر جهان با سبک ها و نسل هاى مختلف جمع آورى کرده است که در این مجموعه قطعاتى از آهنگسازان جوان موسیقى معاصر ایران هم توسط این پیانیست اجرا می شود.

از فعالیت های دیگر این پیانیست طراحی و برنامه ریزى پروژه اى است که شامل آثار جدیدى از آهنگسازان ایرانى، سوییسى و فرانسوى می باشد و از این پروژه براى یک اقامت دو روزه در دانشگاه پیتسبورگ آمریکا (Carnegie Mellon) و کنسرتهایى در ژنو در سال ٢٠١۵ دعوت شده است. در خرداد ماه آینده لیلا رمضان به عنوان سولیست به همکاری با ارکستر سمفونیک تهران به رهبری نادر مشایخی دعوت شده است. وی همچنین عضو شورای انتخاب قطعات و هیات داوران دهمین جشنواره موسیقی جوان می باشد. وی هم اکنون مشغول ضبط مجموعه ای از قطعات آهنگسازان ایرانی برای پیانو با همکاری شرکت های: “Label Paraty Production-Hamonia Mundi” و “Distribution” می باشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

اریک ساتی (II)

اریک ساتی (II)

ساتی از سال ۱۸۹۹ سعی کرد از طریق پیانو نوازی در کاباره ها زندگی خود را تامین نماید. در سالهای آخر زندگی، ساتی تمام آثار خود را که برای نوازندگی در کاباره ها ساخته بود رد کرد. تنها چندین اثر را از آن دوره جدی پنداشت: موسیقی نمایش پانتومیم “جیک در جعبه”، “جنویو د برابانت” (Geneviève de Brabant) اپرای کوتاه کمدی با مضمونی جدی، “ماهی خیالپرداز” قطعه ای برای پیانو و تنها چندین اثر دیگر که بیشتر آنان در آن زمان نه تنها چاپ بلکه روی سن نیز برای عموم اجرا نشد. هر دو آثار: “جنوی باربنت” و “ماهی خیالی” به نوعی شباهت به سبک آهنگسازی کلود دبوسی دارند.
فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا یکی از تاثیر گذار ترین هنرمندان ایران در زمینه آواز کلاسیک بود؛ او سالها غیر از اجرای آثار موسیقی کلاسیک، به تعلیم هنرمندان زیادی در زمینه آواز پرداخت که از نام آورترین شاگردان او میتوان به منصوره قصری و محمد نوری اشاره کرد. درگذشت این هنرمند در فراموشی کامل اهالی موسیقی در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد. با درگذشت فاخره صبا، پیامهای تسلیتی با عناوینی مانند، “درگذشت همسر خیر مهندس افضلی پور” در مطبوعات از طرف مسئولان وزارت علوم به انتشار رسید، بدون اینکه اشاره ای به فعالیت های گسترده هنری او بشود. شاید اگر او و همسرش زنده یاد مهندس علیرضا افضلی ‌پور، بنیانگذاری دانشگاهی در کرمان را در سال ۱۳۴۹ با هزینه شخصی به عهده نمیگرفتند، همین پیامهای درگذشت هم به انتشار نمیرسید! نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است بر کنسرت وی در سال ۱۳۳۲ که در مجله “شیوه” نوشته شده است.
یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

یویو ما، نوآوری در ویلنسل (II)

از سال ۱۹۹۸ تا به امروز یویوما عمده تلاش خود را به پروژه جاده ابریشم اختصاص داده و در این راه کنسرت های متعددی با هدف ترویج مبادلات فرهنگی در این مسیر کهن تجاری مابین آسیا و اروپا، برگزار نموده است. در حقیقت این پروژه نه تنها تجسمی است از آرزوی دیرینه او در مورد احیای زنجیره تبادلات فرهنگی ما بین موسیقیدانان غرب و شرق، بلکه بیانگر ارتباط موجود بین سبک های کلاسیک و معاصرغربی و آسیایی است.
آخرین خبر موسیقی سال!

آخرین خبر موسیقی سال!

اولین جرقه های نشست صاحبان پایگاهای مجازی در حوزه ی موسیقی ایرانی از دیدارهای دوستانه زده شد و در سال ۱۳۸۶ اولین نشست در شیراز به همت یکی از وبلاگ نویسان “رضا زارعی” برگزار شد. این نشست سه روزه زمینه ی آشنایی وبلاگ نویسان را فراهم کرد. بدیهی است هر نشست اولین، باید دومین و سومین و… را در پی داشته باشد! برای تداوم این نشست ها تلاشهای زیادی برای برگزاری نشست در استان گیلان برای سال ۸۷ توسط نگارنده انجام شد اما متاسفانه به دلیل عدم حمایت نهادهای مربوطه برنامه به کلی لغو شد. به لطف خدا اینک شاهدیم در واپسین روزهای سال ۸۷ دومین نشست، به همت خبرگزاری مهر و همکاری خانه ی موسیقی برگزار شد که در واقع مقدمه ای برای برگزاری اولین جشنواره ی وبلاگ و سایتهای فعال در حوزه ی موسیقی ایرانی بود.
افسوس از آن همه…

افسوس از آن همه…

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا»

فراخوان اولین دوره‌ی «جشنواره‌ی موسیقی صبا» به این شرح می باشد: جشنواره شامل دو بخش «رقابتی» و «غیررقابتی» است و بخش رقابتی آن در ۵ محور زیر برگزار می‌شود.
نگرانی و ترس از روشنایی صحنه؟

نگرانی و ترس از روشنایی صحنه؟

چندیست پروفسور فروغ کریمی نوازنده فلوت، کینزولوگ و استاد دانشگاه موسیقی وین در تهران حضور دارد و در این مدت کنسرتی همراه با لی لی افشار نیز برگزار کرده است. از جمله فعالیت های دیگر این هنرمند در ایران معرفی رشته موزیک کین زیولوگی و تدریس فلوت به هنرجویان این ساز به این روش بود که چندی پیش در فرهنگسرای هنر (ارسباران) به اجرا گذاشته شد. فروغ کریمی در توصیف این رشته می گوید: “اگر نگرانی و ترس از روشنایی صحنه دارید، راه حل موزیک کین زیولوژی است.”
روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
مغالطات ایرانی – فرم اپرا (I)

مغالطات ایرانی – فرم اپرا (I)

اجرای موفقیت آمیز «آنسامبل اپرای تهران» به سرپرستی هادی قضات در تهران بهانه ای شد تا نوشته ها و مصاحبه های زیادی درباره وضعیت اپرا در ایران، در رسانه ها به چاپ برسد و این هنر جهانی باز به شکلی دیگر در رسانه های جمعی مطرح شود. تقریبا تمام نقد ها و نوشته هایی که در این زمینه نوشته شد، در پاسداشت این حرکت بزرگ و جسورانه بوده و کمتر نوشته ای به فضای نقد (به معنی آنالیز و ارزش داوری) نزدیک می شد.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (II)

پیش از آن‌که اصطلاح اتنوموزیکولوژی توسط یاپ کونست (۱۰) طرح شود، شیوۀ کار موسیقی‌شناسانِ تطبیقی حدود پنجاه سال بود که تغییر کرده و از «تطبیقی» چیزی بیش‌تر از یک نام نمانده بود. از اوایل ۱۹۰۰ رویکردِ نگاه مقایسه‌ای و صدور تئوری‌های عمومی در مورد موسیقی ملل تا حدود زیادی کم‌رنگ شد. این امر موجب شد مطالعات روی یک حوزۀ فرهنگی خاص، به ویژه فرهنگ‌های پیش‌رفتۀ آسیایی که بررسی موسیقی آن‌ها نیازمند کار تمام عمر یک محقق بود، متمرکز و عمیق‌تر گردد و نیز این واقعیت مهم را نمایان کرد ‌که اگرچه بسیاری از عوامل متشکله موسیقیِ ملل قابلیت بررسی تطبیقی را دارد، شمار زیادی از اتفاقات موسیقایی نیز در هر فرهنگ وجود دارد که امکان مقایسۀ آن‌ها نیست.