رامین صدیقی: روی مسئله صدابرداری حساسیت زیادی داشتم

رامین صدیقی
رامین صدیقی
اما چه شد در سال ۹۲ دیگر کنار رفتید؟
فارغ از اینکه بعد از سه سال و بخاطر مشغله های خودم، واقعاً تمایل داشتم تا از ادامه همکاری عذرخواهی کنم، اما دو سه مساله دیگر هم مرا آزرد که باعث شد تصمیمم برای کنار رفتن از جشنواره را تسریع کند. مثلاً یکی دو روز قبل از کنفرانس مطبوعاتی جشنواره سال ۹۲ خبردار شدم یک گروه خارجی دیگری هم دارد به جشنواره می آید (گروه آقای رامیز قلی اف)! بدون اینکه به عنوان مسئول بخش بین الملل در جریان باشم.

که اساسا با سیاستها و اشل کاری شما در جشنواره نمی خواند!
دقیقا.

شما سه اصل برای انتخاب گروهها در بخش بین الملل جشنواره داشتید که اولا گروهها از هنرمندانی باشند که در ده سال اخیرا به ایران نیامده باشند که آقای قلی اف بارها آمده بودند. دوم گروهها از حیطه سیاست های کاری تان باشند که قلی اف سلیقه موسیقایی شما نیست و سوم اختیار تام برای مدیریت بخش بین الملل داشته باشید و مدیران دخالتی در کار شما نکنند.
که در این سه سال داشتم! و اطمینان متقابل وجود داشت.

البته درباره آقای قلی اف نداشتید!
این چیزی بود که دو روز قبل از کنفرانس مطبوعاتی خبردار شدم. حرف شما را قبول دارم. فارغ از اینکه آقای قلی اف هنرمند مطرحی در موسیقی هستند اما در برنامه ما جایگاهی نداشتند. بخصوص اینکه در همان سالی که آقای قلی اف را آوردند، منِ دبیر بخش بین الملل به علت کمبود بودجه، حضور دو گروه دیگر را ملغی کرده بودم.

دلایلی دیگر کناره گیری شما چه بود؟
آقای ارجمند در نشسست مطبوعاتی جشنواره آمدند آنهم در شرایطی که هنوز جوهر امضای حکم ایشان خشک نشده بود. اظهارنظرهایی کردند که بدون همفکری یا مشورت با ستاد جشنواره بود. هرچند اگر به عنوان رعایت سلسله مراتب سازمانی بپذیریم که ایشان به عنوان رئیس سمبولیک جشنواره باید حضور می داشتند و از جانب دولت به اهالی رسانه خیر مقدم می گفتند، مشکلی نبود. اما ایشان اظهارنظرهایی کردند که میخواهیم چنین کنیم و چنان کنیم که اصلاً جایش در کنفرانس مطبوعاتی نبود و این بی احترامی به ما بود.

دلیل دیگر؟
سومین مساله هم در اجرای گروه اقای قلی اف اتفاق افتاد. میدانید که در خصوص کیفیت صدا وسواس زیادی دارم. من برای ساوندچک تک تک هنرمندان حضور داشتم، با بهترین صدابرداران داخلی و خارجی همکاری کردیم و دقت داشتیم تا حتی زاویه فلان میکروفن میلیمتری تنظیم شود تا صدای درستی به شنونده ها در سالن بدهیم.

در این خصوص با کمال قاطعیت ادعا دارم که هیچ کنسرتی تا بحال برگزار نکرده ام که صدای بد داشته باشد. آنوقت دیدم برای گروه آقای قلی اف که بعد از ما ساوندچک داشتند، دو یا سه همراه ایرانی هم روی سن آمدند و برای ساوندچک به عوامل فنی تالار وحدت که منتظر دستورالعمل از گروه بودند گفتند فعلاً ۷-۸ تا میکروفن و چندتا مانیتور بیارید روی صحنه، ما خودمان جورش می کنیم! دیدم کمترین اطلاعاتی از صدا، کیفیت، اجرای کنسرت و … ندارند. حقیقتاً به من برخورد. پیش خودم گفتم چرا دارم ده روز زحمت و بیخوابی می کشم که از استاندارد ۱۰۰ حداقل به ۹۰ برسم؛ آن وقت یک گروه در جشنواره حتی تمایلی ندارد تا به ۵ برسد و تازه راضی و خوشحال هم هستند. کیفیت آن اجرا را هم که خودتان یادتان هست و بهرحال آن اجرا هم در کارنامه من قرار می گرفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

پنج لم مولووا برای نواختن باخ

پنج لم مولووا برای نواختن باخ

دیدیم که ویولن نواز روسی، کاترین مولووا تازگی شش سونات و پارتیتای باخ را ضبط کرده و پس از آن لمهایی را که در طول سالها برای نواختن این آثار پیدا کرده بروز داده در صحبت با آندرو پالمر تا در مجله استرینگز منتشر شود. پالمر بحثش را به شخصیت حساس مولووا ابتدا می‌کند. می‌گوید کاترین مولووا در یک روز معمولی روی آیپادش به باخ و هندل گوش می‌دهد و موسیقی کولی و البته موسیقی گیتار پرتغالی، هر نوع موسیقی که احساسی و عاطفی باشد، مثل شخصیت خودش… اینک ادامه داستان.
بهروزی نیا: استیل نوازندگی اعراب با نوازندگی ما تفاوت دارد

بهروزی نیا: استیل نوازندگی اعراب با نوازندگی ما تفاوت دارد

این مشکل به شیوه ی گرفتن مضراب بر می‌گردد، در دنیا شیوه های مختلفی را برای گرفتن مضراب عود به کار می‌برند و چون در ایران عود هم استفاده می‌شود نا خودآگاه از گرفتن مضراب دیگر کشور ها هم تاثیر گرفته ایم. اتفاقا هنرجویانی که در همین کلاس های آموزشی من شرکت می‌کنند، همه نوازندگان خوبی هستند ولی غریب به اتفاق با مشکل گرفتن مضراب و حتی گرفتن ساز، دست و پنجه نرم می‌کنند. اگر یک نوازنده یک شیوه اشتباه را بیاموزد بعد ها به سختی می‌تواند این اشتباه را کنار بگذارد و شیوه ی جدید را جای گزین آن کند.
تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

تحول در موسیقی ایرانی از قاجار تا کنون (I)

در پایان دوره قاجار و ورود به دوره انتقالی قدرت در ایران که به عنوان عصر مشروطه شناخته می شود؛ تحولات زیادی در موسیقی ایران بوجود آمد که این تحولات با روی کار آمدن شاگردان و پیروان مکتب علینقی وزیری، سرعت بیشتری گرفت. این تحولات تاثیرات زیادی در فیزیک سازها، نحوه نوازندگی، نحوه خوانندگی، آهنگسازی و… گذاشت.
آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول

آکوردهای sus – قسمت اول به روایتی دوک الینگتون جزو اولین کسانی بوده است که از سال ۱۹۳۰ شروع به استفاده از آکورده های sus کرده است. اما استفاده متداول از این آکوردها از سال ۱۹۶۰ شروع شد.
هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

هم‌صدایی لحظه‌ها (IV)

دگرگونی بسیار با اهمیتی در موسیقی جان کیج به ناچار او را به این نقطه رسانده بود. همان طور که پیش‌تر هم اشاره شد، جان کیج صدای غیرموسیقایی را به متن موسیقی خود راه داد و آن را با صدای موسیقایی برابر کرد. بدین ترتیب دست‌کم از زمان ساخته شدن قطعات برای پیانوی دستکاری شده کیج باید دریافته باشد که تنها راه ارتباط عمودی صداهای غیرموسیقایی با موسیقایی عاملی است که در هر دو مشترک باشد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (III)

مشکل تئوری «دوضربی ترکیبی» در تعریف وزن های ترکیبی ۵ و ۷ و ۸ و ۹ و… ضربی هم پدیدار می شود.این وزن ها در گفتمان عامیانه به «میزان های مختلط و لَنگ» مشهور شده اند. در حالیکه میزان های ۹ ضربی، در عین حال «سه ضربی ترکیبی» هم هستند و معلوم نیست چرا در این گروه «میزان های مختلط و لَنگ»، ۸ ضربی هست، اما ۶ ضربی بین ۵ و ۷ موجود نیست. (پورتراب ص ۳۱ و ۳۴) در حالیکه همانگونه که میزان ترکیبی ۴+۲+۲ = ۸، شناخته شده است میزان ترکیبی ۴+۲=۶ هم باید باشد که بویژه در موسیقی ایرانی بسیار مورد استفاده است و من در ادامه نمونه های دیگری هم نشان خواهم داد.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (I)

کناره‌گیری فخرالدینی از رهبری ارکستر موسیقی ملی ایران در سال ۸۸ فرصت خوبی به او داد تا نوشته‌های پراکنده‌ی خود و از همه مهمتر خاطرات خود و همسرش را سر و سامانی دهد و آثار مکتوب دیگری از خود به جا بگذارد. فخرالدینی در گذشته نیز تنها به آهنگسازی مشغول نبوده و گاه دغدغه‌ها و یافته‌های خود را نیز منتشر کرده است. سلسله مقاله‌های «ریتم در موسیقی ایران» در شماره‌های ۱۱۱ تا ۱۱۷ مجله موسیقی در سال ۱۳۴۶، مقاله‌‌ای در مورد شیوه‌ی ثبت و نگارش الحان موسیقی عبدالقادر مراغه‌ای در جلد سوم کتاب ماهور در سال ۱۳۷۲، مقالات دیگری در شماره‌‌های مختلف فصلنامه‌ی ماهور و موارد دیگر، گواه این مدعا هستند. اما بی‌شک دهه‌ی نود شمسی برای فخرالدینیِ مؤلف جایگاه ویژه‌ای دارد چرا که بین سال های ۹۰ تا ۹۴ چهار کتاب از او به چاپ رسید. یادداشت حاضر مروری است کوتاه بر فحوای این چهار اثر مکتوب از فرهاد فخرالدینی:
درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

درسهایی برای نوازندگان (انگشت چهارم)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید تلاشی است در جهت شناخت و آگاهی بیشتر، آنچه پیش روست حرکتی دیگر در مسیریست که بتوانیم امکان دانستن بیشتر را فراهم کنیم تا که شاید بستر حاصل خیز وجودمان را برای تولدی دیگر محیا سازیم، آری، به دور از هر گونه تعیین تکلیف برای اشخاص و افرادی که در نوع خود دستی بر آتش دارند و آنها نیز در مسیر توسعه با هر بضاعتی کوشش می کنند.
طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

طبقه بندی تکنیک های تنبک (II)

این مشخصه مربوط به نحوه اجرای تکنیک و تولید صدا می باشد. به طور کلی در تنبک نوازی می توان چندین نوع مختلف از شکل اجرا را تشخیص داد:
رنگ و بافت در موسیقی

رنگ و بافت در موسیقی

برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا” یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.