رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (III)

هومان اسعدی
هومان اسعدی
قطعه ی سوم که پانورامای نهفت است، برگرفته از یکی از گوشه های مهم دستگاه نواست که دارای فواصل خاص و گردش نغمات خاص است که در یک سلول ۴ نتی (دو، ر، سی بمل و فا) اساسا بیشتر حرکت می کند؛ تمرکز آن روی درجه ی دوم (ر) است که این هم یک موتیف بنیادین است که در طول قطعه این موتیف بنیادین، توسط هارمونی های مختلف، گسترش ها و آگیومنت ها و رنگ آمیزی ها، دست مایه پردازش های مختلف قرار گرفته است اما به دلیل حفظ چهار چوب اینتروالها، کاملا ملودی اصلی نهفت شنیده می شود.

قطعه ی چهارم که پانورامای ماهور است اساسا بر مبنای اصلی درآمد ماهور بنا شده است که ساختار موتیف کوبنده ریتمیک را داراست؛ یک نت کوتاه و یک نت بلند که ریز شنیده می شوند و در سلول های خاصی حرکات ملودیک انجام می شود که این سلول ها و تریل ها تداعی خوبی برای گردش کوبنده ی دستگاه ماهور هستند.

اگر به طور کلی بخواهیم بخش پانوراما ها را جمع بندی کنیم، متوجه می شویم بافت کلی اثر هموفونیک است، در قطعات مختلف نوع برخورد با بافت ریتمیک متفاوت است؛ برای مثال در قطعه “دزمنه” ساختار ایزومتریک دارد و بخشها الگوی کلی ریتمیک واحدی را پیش می برند. ولی در قطعه ی “نهفت” برخورد دیگری با بافت ریتمیک شده است و از تکنیک “ریتم های متقاطع” استفاده شده است که لحظاتی تقابل ریتمیک بین دو دست یا دو بخش را به طور همزمان می شنوید. در قطعه ی ماهور نیز رویکرد و تکنیک استفاده از “ریتم های توضیع شونده” به چشم می آید که ریتم بین بخش های مختلف پراکنده می شود.

در آخر مجددا تبریک میگویم به دوست عزیزم آقای سام اصفهانی و امیدوارم که شاهد آثاری اینجنین زیبا، دلنشین و موفق با چنین نگرش آهنگسازی، یعنی بهره مندی از رپرتوار موسیقی ایرانی با ایدیوم موسیقی غربی باشیم و به این ترتیب بتوان به رپرتوآر ساز پیانوی کلاسیک اضافه شود.

پس از هومان اسعدی، مانی جعفر زاده پشت تریبون قرار گرفت، او گفت:
صحبتهای خود را با مقدمه ای آغاز می کنم که به نظرم به آلبوم «ماندالای درون» مربوط است و نقطه ی قوت این آلبوم را مشخص و معرفی می کند؛ در اواخر دهه ی ۶۰ در سینمای ایران اتفاق ترسناکی افتاد که فیلم هایی تولید می شد که این فیلم ها اساسا برای جشنواره ها ساخته می شدند یعنی فیلم هایی بودند که ایده شان بر اساس ارتباط گرفتن با مخاطب ایرانی و کارکردن در فرهنگ ایرانی نبود و اساسا اثر هنری طوری تولید نشده بود که در فرهنگ خودش معنا شود، این اتفاق طبیعی ترین نتیجه ای که داشت این بود که دارای یک سری فیلم فستیوالی روشن فکری بودیم که معمولا مخاطب ایرانی آنها را تماشا نمی کرد و در سوی دیگر دارای یک سری از فیلم ها با درجه ی کیفی پایین بودیم که فقط مخاطب ایرانی می توانست ببیند و استاندارد جهانی نداشتند. این اتفاق تقریبا در اواخر دهه ی ۸۰ در موسیقی ایران هم اتفاق افتاد یعنی یک بخش موسیقی آکادمیک به وجود آوردیم که عامه ی مردم مخاطبش نبود و یک موسیقی پاپ داشتیم که شنونده ی نخبه اعم از موسیقی دان و غیر موسیقی دان آنها را گوش نمی کرد. به نظر می آید که آلبوم ماندالای درون و آلبوم های از این دست که در حال منتشر شدن می باشند این خلاء را پر می کنند.

به بیانی دیگر نسل جدیدی از موسیقیدانان به وجود آمده که متوجه این خلاء شدند و دریافتند که ناگزیر هستند آثاری تولید کنند که در عین دارا بودن پایه ی علمی، فکر و دانش هنری، مخاطبی دارند که در ایران و فرهنگ ایرانی زندگی می کند. به نظرم از این نظر، آلبوم ماندالای درون، آلبومی مهم و در خور اعتنایی است.

تقریبا تمام این ۳۶ دقیقه، ۳۶ دقیقه ای شنیدنی و دلنشینی است، چه برای کسی که موسیقیدان باشد چه برای کسی که موسیقیدان نباشد. در عین حال اگر که موسیقیدان باشید متوجه نکات عمیق و شعورمند موسیقیایی هم در اثر می شوید و در می ابید با آهنگسازی روبه رو هستید که موسیقی ملی کشورش را می شناسد، دغدغه ی فرهنگی دارد، آشنا به رپرتوار موسیقی غربی به معنای موسیقی جهانی است و از تمام اینها یک ترکیب شخصی درخور احترام به وجود آورده است.

3 دیدگاه

  • ابوالفضل
    ارسال شده در بهمن ۱۰, ۱۳۹۴ در ۴:۱۱ ب.ظ

    باعرض سلام و ادب خدمت مدیر سایت وزین گفتگوی هارمونیک من سالها ست خواننده مطالب پر با ،علمی ومنتقدانه این سایت هستم متاسفانه مدتی است مطالب این سایت چندان به روز نیست برای نمونه به البوم چه اتشهای قمصری که این روزها بحث های فراوانی برانگیخته است پرداخته نشده و یا ماجرای سالار عقیلی هرچه باشد مطالبی که دراین سایت مطرح می شود با توجه به جایگاه علمی وبلند این سایت برای بسیاری سند است وبسیاری از هنردوستان برای پیگیری وخواندن نقد های علمی به این سایت مراجعه می کنند

  • ارسال شده در بهمن ۱۲, ۱۳۹۴ در ۱۲:۰۳ ق.ظ

    دوست گرامی آقای ابوالفضل؛ در طول فعالیت سایت به جز موارد نادری، از طرف سردبیر سایت، هیچ پیشنهادی برای نوشتن مقالات و نقد سفارشی یک اثر به نویسندگان سایت داده نشده است. مطالبی که روی سایت قرار می گیرد، شامل گزارش ها و مقالاتی است که خبرنگاران یا نویسندگان سایت برای ما ارسال می کنند.

  • ابوالفضل
    ارسال شده در بهمن ۱۳, ۱۳۹۴ در ۳:۱۶ ب.ظ

    به هر حال جای اخبار موسیقی وتحلیل ان دراین سایت خالی است،این را از یک کاربر باسابقه این سایت بپذیرید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

از روزهای گذشته…

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

چارلز مونش، رهبر و ویولونیست فرانسوی

مونچ فرزند پنجم یک خانواده ی شش نفره از استراسبورگ فرانسه بود. اگرچه اولین آرزوی او این بود که مهندس لوکوموتیو شود، اما او ویولن را در هنرستان استراسبورگ آغاز کرد. پدر او، ارنست، استاد ارگ درهنرستان بود و در کلیسای جامع می نواخت. ارنست همچنین به چارلز تدریس می کرد و ارکستری را رهبری می کرد با پسرش که ویلن دوم آن بود.
موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

موسیقی آفریقای جنوبی (VI)

اجرای موسیقی، جز حتی در سالهای سرکوبی شدید، در آفریقای جنوبی نیز ادامه داشت و گروه هایی مانند پیشگامان جز آفریقای جنوبی (African Jazz Pioneers) و خوانندگانی مانند ابیگیل کوبکا (Abigail Kubheka) و تاندی کلاسن (Thandi Klaasen) بودند که سنت جز ماباکانگا را زنده نگه داشتند که خود باعث حفظ جان بخشین به محله سوفیا تاون شد. موزیسین های جز کیپ مانند بیزیل کوئتزی و رابی جنسن و هتپ ادریس گلتا (Hotep Idris Galeta) به گسترش سبک واگیردار کیپ ادامه دادند.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (IV)

خب می‌دانید که من بیشتر از ۴۰ اثر اپرایی در بازار‌های بین‌المللی موسیقی دارم و خوانندگان این آثار هم معروف هستند. من مانند آقای کارایان اعتقاد دارم که کار یک رهبر در رهبری اپرا مشخص می‌شود. هیچ‌وقت اپراهایی را که ضبط کرده‌ام از بازار‌های بین‌المللی خارج نشده است؛ زیرا کارهای موفقی بوده است. با «گویری جونس»، «دکاناوا»، «گئو ادام» باریتون معروف و «ساردینرو» که با کارایان هم زیاد کار می‌کرد و با «آراگال» تنور معروف نیز کار کرده‌ام. خوانندگانی که با آنها کار کردم بیشتر از نسل جدید هستند چون آواز مانند ساز تا سنین بالا نمی‌تواند کیفیت عالی داشته باشد. البته «برامبری» خواننده‌ی سیاه‌پوست که هشتاد‌ساله بود با من هفت، هشت سال پیش در فستیوال اتریش خواند، ولی این اتفاق به‌ندرت می‌افتد. نام بسیاری از این سولیست‌ها را فراموش کرده‌ام و شما که یادآوری می‌کنید بعضی را به‌خاطر می‌آورم. بالاخره سال‌هاست بدون وقفه مشغول کار هستم.

دو نمود از یک تفکر (V)

دو نمود از یک تفکر (V)

تقارن، یکی از بنیادی ترین و طبیعی ترین شیوه های دست یابی به نظم و انسجام در یک اثر هنری است، ضمن این که در معماری و ساخت و ساز، تقارن موجب ایستایی و پایداری بیشتر بنا می گردد. در معماری ایرانی، تقارن نیز به مانند پیمون یا مدول، تنها در حد حفظ ساختار سازه ای ایفای نقش نمی کند و نتایجی فراتر از آن را با خود در بر دارد.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (I)

در تاریخ افرادی هستند که با کارشان، با بودنشان، با تاثیری که بر وقایع زمانه می‌گذارند جریان یک‌سویه و یک‌پارچه‌ی زمان را به قبل و بعد از خودشان تقسیم می‌کنند. بی‌شک وقتی در سال ۱۲۸۱ ابوالحسن نامی در خانواده‌ی فرهیخته‌ی کمال‌السلطنه متولد شد یکی از همین شخصیت‌ها پا به عرصه‌ی وجود گذاشته بود. هنگامی که هم او، در واپسین روز پاییز ۱۳۳۶ به تاریکی طولانی‌ترین شب آن سال پیوست دیرگاهی بود که می‌شد بخش‌هایی از تاریخ موسیقی معاصر را از جنبه‌های متعدد به قبل و بعد از او بخش کرد.
شبدیز برای دو سنتور

شبدیز برای دو سنتور

همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا” مخصوص سنتور است. مثلا” اگر به شیوه ساخت قطعه “فانوس” توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

پیش از انقلاب، زمانی که حسین دهلوی در مسند رهبری ارکستر قرار داشت، «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بارها به روی صحنه رفت که بعضی از این کنسرتها با سولیست های معتبر آن زمان مثل رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو و بعضی دیگر با هنرجویان هنرستان موسیقی ملی که در رشته ویولون تحصیل میکردند به اجرا رسید.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (III)

«Musicology: the Key Concepts» نام کتابی است تاثیرگذار که نویسندگانش،«دیوید بیرد» (۶) و «کنت گلاگ» (۷)، اذعان کرده‌اند که: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.»(Beard &Gloag 2005: IX)
نقش سل در حیات سایتهای موسیقی ایران

نقش سل در حیات سایتهای موسیقی ایران

امروز با گسترش اطلاعات در محیط وب و امکان کپی برداری سریع از مطالب سایتها، وب سایتهایی که ماهیتی بجز سرقت مطالب از سایتها و نشریات اینترنتی دیگر ندارند، عرصه ای برای خودنمایی یافته اند. جالب اینکه شیوع این سایتها و حتی آگاهی کاربران از رویه ی این سایتها – به دلایلی که بررسیدن آنها در حوصله ی این مطلب نمی گنجد ـ امری عادی تلقی شده و این سایتها با وجود ماهیت و روش ناعادلانه ی خود در کنار دیگر سایتها به فعالیت خود ادامه می دهند و گاه بازدید کنندگانی فراوان نیز به دست آورده اند.
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.