گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

این آب‌های اهلیِ وحشت… (IV)

??????????????????????????????????????????????????????????????????

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.

گوستاو مالر (۱۹۱۱-۱۸۶۰): زیگموند فروید و گوستاو مالر هر دو در وین زندگی می‌کردند. مالر هشت ماه قبل از مرگش، در تلاش برای درمان بحران‌های روحی خود سراغ فروید رفت. کسی که یافته‌های روانشناختی‌اش تأثیری عمیق در فلسفه و هنر داشت. امروز بعد از گذشت بیش از یک قرن از آن گفت‌وگوی چهار ساعته‌، دیدار آن دو غول، جالب‌توجه‌تر از گذشته است. یافته‌های فروید به‌ویژه در خصوص ناخودآگاه، تاریخ اندیشه را به مسیرهای بکری برد و دنیای هنر نیز به تبع این موج عظیم، دستخوش تحولات جدیدی شد. با اینحال، مالر و فروید معاصر بودند و هنوز پژواک یافته‌های جدید در دنیای روان آدمی را، نمی‌توان بطور مستقیم در آثار مالر ردیابی کرد.

از این روست که معاصر بودن این دو و بخصوص دیدارشان بسیار جالب توجه می‌نماید. گویی مالر در خلق موسیقی، ناخودآگاه با روح زمانه همراه بوده است. موسیقی او، تأثیرات شگرفی در دنیای موسیقی گذاشت که همچون یافته های فروید، امروز بعد از یک قرن، هنوز که هنوز است ذهن‌های جستجوگر را به چالش می‌کشند.

از میان آثار مالر، سمفونی هفتم او همیشه به عنوان یک موسیقی حاوی سوژه‌های شبانه توصیف شده و در میان پنج موومان آن، موومان سوم در حقیقت بخش کابوس این سفر شبانه است. نه تنها این سمفونی بلکه تمام آثار دیگر مالر که او بعد از سمفونی پنجم تصنیف کرد در زمان حیات مآلر به اجرا در نیامدند. سمفونی هفتم نخستین بار در ۱۹۱۶ یعنی پنج سال بعد از مرگ مآلر در وین اجرا شد. مآلر دو موومان دوم و چهارم از پنج موومان سمفونی هفتم خود را در تابستان ۱۹۰۴ و مابقی را در تابستان ۱۹۰۵ نوشت. این دو موومان، هر دو نکتورن (موسیقی شبانه) بودند و دقیقاً بعد از اتمام کار سمفونی ششم و فینال تراژیک و تلخ‌اش نوشته شدند.

audio file بشنوید بخشی از موومان سوم سمفونی شماره هفت مالر را

موومان سوم گرچه والسی پیچیده و پرتنش است اما بواسطه‌ی جیغ‌ها، سردرگمی‌های ملودیک،‌ ضربه‌ها و التهاب‌هایش گویی شبحی شیدا بین دو موسیقی شبانه‌ی موومان‌های دوم و چهارم است. موومان سوم، موومان مرکزی سمفونی هفتم و کوتاه‌ترین موومان این سمفونی است. مالر خود این موومان را “Schattenhaft”
(یا shadowy) سایه‌گون توصیف کرده است. موسیقی موومان کابوس، بینهایت سیال است. هر لحظه تصاویر عوض می‌شوند و پیرنگ ملودیک این شاهکار نبوغ‌آمیز، غیر قابل پیش‌بینی است.

سعید یعقوبیان

متولد ۱۳۵۸ تبریز
کارشناس ارشد علوم اقتصادی و برنامه‌ریزی از دانشگاه علامه طباطبایی ۱۳۸۶
نوازنده‌ی تار و سه‌تار، منتقد و پژوهشگر موسیقی
mehrabaani@gmail.com

دیدگاه ها ۱۳

بیشتر بحث شده است