گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.

نظریات فیثاغورث در باب موسیقی

نظریه اعداد:

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.

نظریه هارمونی افلاک یا هارمونی کیهانی:


مطابق این نظریه، نسبت فاصله زمین از خورشید، ستارگان قابل رویت و جرم های آسمانی که به دور زمین می چرخند با فواصل موسیقایی و بخصوص با فواصل موسیقایی گام دیاتونیک یکی است. بر پایه فرضیه هارمونی کیهانی فیثاغورث (که فقط در حد یک نظریه باقی نماند) حرکت جرم های آسمانی صدایی تولید می کند که دارای هارمونی یا هماهنگی است. این صدای کیهانی بر فواصل موسیقی استوار است و آهنگ هستی که نوعی نظم یا هارمونی را در جهان آشکار می کند.

فیثاغورث عقیده داشت که فاصله بین بین زمین و بالاترین فلک، یک اکتاو است. این موضوع نشانه این است که که دو قطب جهان یعنی زمین در پایین ترین و آسمان ستارگان ثابت در بالانرین مکان، دارای هارمونی اند و مطبوع ترین صدا (صدای اکتاو) را تولید می کنند.

طبق این نظریه فاصله بین زمین و فلک البروج (آسمان محل ستارگان بدون حرکت) یک اکتاو است که مطبوع ترین فاصله است. بقیه فواصل به این ترتیب هستند:
از کره زمین تا کره ماه یک پرده،

از کره ماه تا عطارد نیم پرده،

از خورشید تا مریخ یک پرده،

از مریخ تا مشتری نیم پرده،

از مشتری تا زحل نیم پرده

از زُحل تا ستاره های ثابت نیم پرده

که مجموع این فواصل برابر یک اکتاو است. (هر سیاره ای را به یک نت در موسیقی نسبت داده است.)

فیثاغورث عقیده داشت کیهان مانند یک ساز تک سیمی است که از یک سو به روح مطلق و از سوی دیگر به ماده متصل شده است. به بیان دیگر یک سر سیم به آسمان و سر دیگر آن به زمین متصل است.

بنظر می رسد فیثاغورث کیهان را به دوازده قسمت یا جزء تقسیم کرده است. قسمت اول فلک یا قلمرو ستارگان ثابت بود که محل زندگی موجوذات جاودانهیا ازلی به شمار می رفت و سایر بخش های این کیهان دوازده قسمتی عبارت بود از هفت سیاره زحل، مشتری، مریخ، خورشید، زهره، عطارد و ماه، همچنین چهار عنصر آتش، هوا، آب و خاک که زمین هم عنصر خاک و هم ستاره هشتم به حساب می آمد. طبق این نظریه، حرکت هر یک از این کرات غول پیکر در فضای اثیرگونه کیهان، صدای خاصی تولید می کرد که با سرعت حرکت این اجرام آسمانی متناسب بود.

مریم غفاری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است