رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (IV)

حمیدرضا دیباز
حمیدرضا دیباز
اما نکته ی انتقادی من به این آلبوم مبحث نام گذاری بر روی آثار است. اساسا وقتی که ما روی یک اثر موسیقایی نام گذاری می کنیم، به مخاطب جهت می دهیم، یعنی می خواهیم مخاطب این اثر را با یک ذهنیت مشخص گوش کند. این مسئله می تواند جزء کارکرد اثر موسیقایی باشد، ممکن است که شما با موسیقی کلامی رو به رو باشید که کلمات قسمتی ازموسیقی هستند. اما وقتی که موسیقی، موسیقی محض است و آن را نامگذاری می کنیم، به اثر لطمه ای وارد نمی کند اما نظر شخصی من ممکن است ذهن مخاطب منحرف شود.

مثلا وقتی که اسم یک موومان را نهفت می گذاریم ذهن مخاطب جهت می گیرد برای جستحو در نوا که شاید اگر نهفت را خود مخاطب پیدا کند اتفاق جالب تری رخ دهد.

بنده همین نظر را در مورد ماهور دارم چنانکه در پانورا ماهور لحظه ای وجود دارد که گوشه چشمی به موسیقی امپرسیونیسم دارد. این قسمت برای من در ماهور بسیار جالب بود تا قسمتی که به من گفته شده این پیش درآمد ماهور است؛ هنگام گوش دادن بنظر می رسد که این آهنگساز موسیقی ملی خود را می داند و معلوم است دبوسی هم نواخته و می شناسد به نظرم باید فرصت کشف را به مخاطب بدهیم…

در مجموع بنظرم اثر بسیار خوبی است و موفق شده است که یک قسمت مفقود شده را در موسیقی معاصر ایرانی را احیا کند یعنی آن قسمتی که بناست موسیقی درستی خلق شود که آن موسیقی درست هم با موسیقیدان ارتباط بگیرد و هم با کسانی که موسیقیدان نیستند ارتباط بگیرد، در عین حال هر دو دسته هم بتوانند از این موسیقی لذت ببرند.

به نظرم اتفاق ترسناکی که در چند سال اخیر افتاد این بود که موسیقی های آکادمیک مان موسیقی هایی هستند که شنیدنشان آسان نیست. بنظرم آقای اصفهانی موفق شده است در این کار، اثری خلق کند که اثری شنیدنی باشد و به رقم تمام این نکات فنی که دارد همچنان می تواند با مخاطب ارتباط بگیرد.

در ادامه برنامه، حمیدرضا دیبازر به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت:
من شخصا سال هاست که موسیقی شنیدم و عمل شنیدن موسیقی همچنان برایم عمل جذابیست. اگر بخواهیم با خودمان رو راست باشیم، خیلی کار زیادی در زمینه ی موسیقی در کشورمان داریم که بخشی از اینکار ها در دانشگاه ها در دست انجام است، بخشی از این اتفاق از این طریق رخ می دهد که دانشگاه ها سطح انتظار دانشجوی خودشان را نسبت به سطح موسیقی بالا می برند.

متاسفانه مخاطبین آموزش ندیده اند که با این تیپ موسیقی ارتباط بر قرار کنند و هیج جا آهنگساز سعی در ایجاد طیف گسترده ای از مخاطبین را ندارد، چون ابزاری همچون رسانه را در دست نداریم. سی دی نمی تواند در جهان معاصر چنین رسانه ای باشد و این تیپ آثار جایگاه کاملا خاص خود را دارند و به نظرم در طی دو دهه ی گذشته دانشگاه ها افرادی را تربیت کردند که تعداد زیادیشان توقعشان از موسیقی بالا رفته است که بسیار این مسئله خوب است چون عموما مردم سطح توقعشان از موسیقی کم است و سریع راضی میشوند و این مسئله طبیعی است چون از دسترس ترین موسیقی هایی که رسانه ها هم روی این موسیقی ها تاکید دارند استفاده می کنند.

این تیپ موسیقی بنظرم نمی تواند هم راستا با آن آثار دریافت شود و شنیدنشان اساسا سخت است هرچند این سختی، سختیه ناگواری نیست و کار بسیار جذابیست برای کسی که اهل این ارتباط با موسیقی باشد و مجرای خاص ارتباط برقرار کردن با موسیقی را بتواند پیدا کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

پدرخوانده (۱۹۷۲)

پدرخوانده (۱۹۷۲)

“پدرخوانده” محصول سال ۱۹۷۲ به عقیده بسیاری از منتقدان و تماشاگران حرفه ای سینما یکی از بهترین فیلمهایی است که در طول تاریخ فیلمسازی آمریکا تهیه شده است، نمونه واقعی از یک فیلم کلاسیک آمریکایی. کارگردانی کاملا” حرفه ای فرانسیس فورد کوپلا (Francis Ford Coppola) و بازی زیبای مارلون براندو (Marlon Brando) و آل پاچیونو (Al Pacino) در نقش ویتو کورله اونه (Vito Corleone) و کوچکترین پسرش مایکل از جمله دلایل موفقیت فیلم محسوب می شوند.
گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا تهیه کننده و آهنگ سازی که سبک موسیقی اش ترکیبی است از راک، موسیقی آفریقایی و آمریکای لاتین، متولد سال ۱۹۵۲ در شهر بوینس آیرس در آرژانتین، برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی متن برای فیلم “کوهستان بروک بک” در سال ۲۰۰۶ است. در حال حاضر آلبوم های او جزو پرطرفدارترین آلبوم های آمریکای لاتین است.
همکاری لوریس چکناواریان و بردیا صدرنوری در یک پروژه هنری جهانی

همکاری لوریس چکناواریان و بردیا صدرنوری در یک پروژه هنری جهانی

لوریس چکناواریان آهنگساز، رهبر ارکستر و بردیا صدرنوری نوازنده پیانو همزمان با برگزاری آیین نکوداشت ادنا زینلیان از اولین اجرای پروژه جهانی خود رونمایی می کنند. لوریس چکناواریان آهنگساز و رهبر ارکستر و بردیا صدرنوری نوازنده پیانو همزمان با برگزاری آیین نکوداشت ادنا زینلیان طراح لباس صحنه شناخته شده کشورمان از اولین اجرای پروژه جهانی خود در تالار وحدت تهران رونمایی می کنند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
گفتگو با ند رورم (II)

گفتگو با ند رورم (II)

من برای سالهای زیادی در فرانسه زندگی کرده ام، در حدود چهارصد یا پانصد هزار شعر دارم که ۲۰ تای آنها به زبان فرانسوی است و چندین قطعه برای کر به زبان لاتین دارم. به عقیده من اگر ما ادبیات خود را خلق نکنیم هیچ کس دیگری اینکار را برایمان انجام نخواهد داد. موسیقی هیچ معنای تعریف شده ای ندارد. هیچ کس نمی تواند ثابت کند که آن معنایی دارد آنچنان که ادبیات همواره معنایی دارد همچنین نقاشی… اما موسیقی آنگونه نیست، نمی توانید بگویید این یک سیب است، یا شخص است. حتی معانی انتزاعی تر همچون مرگ یا باد را نیز نمی دهد.
مروری بر کتاب «بنیان های عقلانی و اجتماعی موسیقی» اثری از ماکس وبر

مروری بر کتاب «بنیان های عقلانی و اجتماعی موسیقی» اثری از ماکس وبر

«بنیان‌های عقلانی و اجتماعی موسیقی» نام نوشته‌ای است از ماکس وِبِر جامعه‌شناس نامی قرن بیستم، که از روی ترجمه‌ی انگلیسی مارتیندال، ریدل و نویورث به فارسی برگردانده شده. متن آلمانی با عنوان دقیق‌تر «بنیان‌های عقلانی و جامعه‌شناختی موسیقی» در ۱۹۱۱ نوشته و پس از مرگ وبر، در میان دست‌نوشته‌هایش یافته و در ۱۹۲۱ به شکل یک تک‌اثر و همچنین به عنوان ضمیمه‌ی‌ چاپ دوم «اقتصاد و جامعه» منتشر شد.
بیابانگرد: فضای مجازی به کمک ناخوانندگان آمده!

بیابانگرد: فضای مجازی به کمک ناخوانندگان آمده!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با ماری بیابانگرد، خواننده و مدرس آواز ایرانی، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. ماری بیابانگرد ماسوله متولد ۱۲ بهمن ۱۳۳۹ است وی آواز را در دوره کودکی آغاز کرد و مشوق اصلی او مادرش بود که خود صدای خوبی داشت. در آن زمان از طریق گوش سعی در تقلید آواز های پریسا و مرضیه داشت و از آنها به عنوان معلم های غیر حضوری خود نام می برد. از سال ۱۳۵۹ در کانون چاووش نزد نصرالله ناصح پور به فراگیری ردیف آوازی عبدالله دوامی پرداخت. پس از این دوره نزد صدیق تعریف به فراگیری همان ردیف پرداخت.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (V)

«ارزشها، وجوه مثبت فرهنگ ها و سنت ها هستند. به نظر من آنچه پیشوند یا پسوند سنت را یدک می-کشد الزاماً حاوی ارزش نیست و نیز آن مرز خطرناک در تفکیک ارزشهای مثبت و منفی را نباید نادیده گرفت. در شرایط امروز، ارزشهایی مثبت اند که ظرفیت تحول داشته باشند و بتوانند با شرایط جدید و زیبایی شناسی جدید منطبق شوند. البته می توان برخلاف جریان آب شنا کرد و کورکورانه عمل کرد و نسبت به واقعیت هایی که رخ داده اند بی اعتنا بود؛ چنان که بارها رخ داده است‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۲۰). ‌‌
موسیقی و معنا (X)

موسیقی و معنا (X)

این علوم، طبقه‌بندی پدیدارشناختی مستقلی برای این واکنش‌ها را، نه در مورد موسیقی و نه حتی در مورد دیگر اشکال هنر به رسمیت نمی‌شناسند. بنابراین گونه‌هایی از معنا که از منظر روان‌شناختی، حاصل درگیری حسی با موسیقی هستند به مقدماتی وابسته نیستند که در نظریه‌های فیلسوفانی چون دیویس و اسکراتون برای قدرت بیانگری در موسیقی ارائه شده است.
هنر از هنر تا جامعه (I)

هنر از هنر تا جامعه (I)

رابطه هنر با فرد و جامعه همواره رابطه ای بحث انگیز بوده است، علت شاید وجود تضادی است که میان قلمرو فرد و خلق و درک اثر هنری با مقولات دیگر اجتماعی بویژه سیاست وجود دارد. این تضاد ها ناشی از این نکته مهم است که برای سیاست تمامی پدیدارها تنها به وسیله تبدیل میشوند(به همین دلیل نیز سیاست یک دستگاه زاینده قدرت تلقی نمیشود، سیاست در حقیقت یک دستگاه مبدل قدرت اقتصادی به نظم اجتماعی آنهم، از نوع تحمیل شده و قانونی آن است). در حالیکه در فرهنگ موضوع معکوس است.