انتخاب سبک آهنگسازی، برگ برنده آهنگساز

فیلم سینمایی “اینجا کسی نمی میرد” با کارگردانی حسین کندری در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر، در ۶ سینمای تهران به اکران رسیده است. موسیقی این فیلم ساخته مهدی پناهی، آهنگساز، نوازنده و رهبر ارکستر است. امروز نقدی درباره موسیقی این فیلم، به قلم حمید یوسفی را می خوانید:

نقدی بر موسیقی فیلم “اینجا کسی نمی میرد” ساخته مهدی پناهی
سالهاست که موسیقی به عنوان یک هنر کارا در اختیار سینما قرار گرفته، لحظه های شاد آن را شاد تر و غم هایش را محزون تر می کند.

بزرگانی شهرت و توانایی خود را مرهون ساختن موسیقی برای آثار سینمایی و سینماگران زیادی شهرت ساخته های سینمایی خود را مدیون موسیقی هایی هستند که گاها تبدیل به یک برند شنیداری در سینما شده اند.

گذشته از فیلم های گیشه ای و آنهایی که ساختمانشان مبتنی بر جلوه های ویژه بصری و جادوی تصویر هستند، فیلم هایی با ساختار فیلمنامه ای خاص و موضوع قابل تامل (چه برای بیننده چه برای عوامل ساخت آن) مجالی است برای ایده پردازی و گاه برای آهنگساز این مکان را به وجود می آورد که ایده های موسیقایی و هنری خود را در قالب آلبوم موسیقی عرضه کند که چه بسا آثار بسیار زیبایی در این راه تصنیف شده اند.

فیلم “اینجا کسی نمی میرد” به کارگردانی حسین کندری و تهیه کنندگی عباس رافعی و سینا سعیدیان، به نویسندگی بهار کاتوزی در جشنواره فیلم فجر، در بخش هنر و تجربه در حال اکران است. این فیلم با تاملی عمیق از سوی عوامل ساخت به موضوعی خاص پرداخته، در آن وخیم ترین بیماری روان شناختی را با نگاهی روایتگرانه موضوع خویش ساخته است.

audio file قسمتی از موسیقی فیلم “اینجا کسی نمی میرد” را بشنوید

در این میان از کارافتادگی فرایند های فکری و پاسخگویی عاطفی ضعیف که از ویژگی های اصلی شیزوفرنی است، در بازی بسیار خوب هومن سیدی متبلور شده است که قطعا نیازمند یک موسیقی فکورانه و عمیق برای همسان ساختن احساسات بیننده با تمامی ایده های غنی آن است.

audio file قسمتی از موسیقی فیلم “اینجا کسی نمی میرد” را بشنوید

مهدی پناهی با انتخابی بجا در سبک، ارکستراسیون و گسترش ایده ها به خوبی توانسته از عهده آن برآمده و اثری در خور این فیلم و هنر موسیقی خلق کند. شاید انتخاب سبک آهنگسازی را بتوان برگ برنده ی این آهنگساز دانست و او این انتخاب را به خوبی به صورت یک انرژی بالفعل در متن فیلم بکار گرفته است.

موسیقی مینیمال در دهه های شصت و هفتاد قرن بیستم به شهرت فراوانی رسید و بزرگانی چون آروو پارت و استیو رایش را دنباله رو خود ساخت. اما فیلیپ گلاس با نگارش موسیقی متن فیلم «ساعت ها» به شیوه ی مینیمالیسم نشان داد که این سبک بسیار شایسته نگارش موسیقی برای فیلم خواهد بود.

شاید متاثر از آن، پناهی نیز با خلق ایده های تکرار شونده ای چون سکانس های سوم پایین رونده، موتیف ها و ملودی های تماتیک ساده ی تکرار شونده و مینیمال به خوبی رنج عمیق و درونی نقش اول این فیلم را هر چه بهتر نمایان کرده است.

این آهنگساز برای نشان دادن تشویش و از هم گسیختگی روحی، از تقسیم ارکستر زهی به لایه های مواج و پر تحرک بهره جسته است.

نکته ی قابل توجه طرح ملودیک بالارونده ی خط باس است که از تیتراژ اول شروع و تا پایان فیلم به گونه های مختلف ارائه می شود که همین امر باعث وحدت و یکپارچگی کل اثر خواهد شد.

audio file قسمتی از موسیقی فیلم “اینجا کسی نمی میرد” را بشنوید

استفاده از وکال سوپرانو برای سکانس های رویاگونه نیز از تمهیدات رایج در زمینه موسیقی فیلم به شمار می رود که در این موسیقی نیز شاهد آن هستیم.

یک دیدگاه

  • ارسال شده در مهر ۶, ۱۳۹۵ در ۱:۴۱ ب.ظ

    سلام
    مطلب جالبی بود ، براتون آرزوی موفقیت دارم
    موفق باشید

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

از روزهای گذشته…

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (IV)

برلیوز در مقدمه ی این موومان تنهایی در دامان طبیعت را تداعی می کند: یک کرآنگله ی سولو، نغمه ای را می نوازد و پژواک آن یک اکتاو بالاتر به وسیله ابوا به صدا در می آید (تداعی گر نوای نی دو چوپان). پیش از این هرگز موومانی از یک سمفونی با دوئت این سازها آغاز نشده بود. نوای نی چوپان که در مقدمه (میزان های ۱ تا ۲۰) و دیگر بار در پایان موومان به گوش می رسد، یادآور شباهت هایی در حالت بیان و رنگ آمیزی (استفاده از کرانگله)، در رومانس مارگریت از اپرای فاوست (۹-۱۸۲۸) اثر گونود است که نسبت به سمفونی فانتاستیک خیلی هم قدیمی نیست.
لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

لیر یا چنگ ارجان؟ (I)

این نوشتار نه یک مقاله تحقیقی بلکه مطلبی است درباره یک معظل فراگیر در سطح جامعه موسیقی به نام «بی اطلاعی». مدتی پیش در فضای مجازی ویدیویی از خبرگزاری ایسنا با کد خبر ۹۶۰۱۰۱۰۰۱۸۷ درباره اجرا با چنگ ارجان انتشار یافت. در این ویدیو خانم رابعه زند از نوازندگان ساز قانون عنوان کرد که یکی از آشنایان ایشان به نام آقای سیف الله شکری (از متخصصین بازسازی سازهای باستانی) پس از پژوهش هایی چند، اقدام به نمونه سازی «بربط جام ارجان» یا همان «چنگ ارجان» با قدمتی حدود ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح نموده است. خوشبختانه با وجود دانش موجود که در فضای مجازی و غیرمجازی درباره دانش سازشناسی در ایران چاپ شده است، منابع اطلاعاتی مناسب جهت تحقیق و پژوهش در دسترس می باشد. با یک جستجوی ساده در اینترنت یا و نگاه به کتب موجود در ایران، می توان متوجه شد که سازهای نقش شده در جام ارجان از دیدگاه سازشناسی “Organology” در چه رده ای قرار می گیرد. اینکه چنین سازی برچه اساس و مستنداتی بازسازی شده است، خود جای بحث فراوان دارد اما این که چرا ساز را به جای «لیر»، «چنگ» نامیده اند خود بسیار جای دارد. با توجه به مطالبی که در این ویدیو عنوان شده لازم است که مطالبی چند در این مورد با استناد به منابعی که در انتها ذکر شده است به صورت مستند ذکر گردد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (III)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (III)

هر صدای تولید شده از این کرات آسمانی، یک نت از هفت نت اصلی گام دیاتونیک و تجلی نظم و حرکت الهی بود که ترتیب زیر و بمی هر یک به دوری و نزدیکی و سبکی و سنگینی آنها بستگی داشت. برای مثال، زحل که دورترین سیاره به زمین بود، زیرترین صدا و ماه که نزدیک ترین کره به زمین بود، بم ترین صدا را تولید می کرد.
بحیرایی: دانستن سلفژ برای خواننده واجب است

بحیرایی: دانستن سلفژ برای خواننده واجب است

باید بگویم که صدا در خانواده ما موروثی بود و عموهای من همگی صدای خوشی داشتند و دارند. پدرم هم صوت خوبی در تلاوت قرآن داشت و همچنین علاقه زیادی به نوحه خوانی و تعزیه داشت. ولی از آنجایی که خانواده ما مثل اکثر خانواده های ایرانی خانواده ای سنتی هستند و مذهبی، متاسفانه پدرم علاقه زیادی به موسیقی نداشت و ما را منع میکرد از گوش دادن به موسیقی، چه برسد به فعالیت جدی در این زمینه!
مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.
کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

کریمی: مشکل نوازندگان ما عدم آشنایی با آناتومی است

دانستن این بحث نه‌فقط برای نوازندگان سازهای بادی یا خواننده‌ها، بلکه برای تمام نوازنده‌ها نیز مهم و ضروری است. برای مثال بیشتر نوازنده‌ها در حین اجرای یک قطعه‌ی سخت، با کمبود نفس مواجه می‌شوند و نفس خود را حبس می‌کنند که این موجب می‌شود اکسیژن کافی به سلول‌های مغز نرسد و عضلات دچار گرفتگی و انقباض شوند، در‌ حالی‌که اگر نوازنده بتواند در حین نوازندگی، دم و بازدم خود را کنترل کند و همواره اکسیژن لازم برای سلول‌های بدن خود را به بهترین شکل تأمین کند، در حین نوازندگی با گرفتگی عضلات و خستگی مواجه نخواهد شد.
سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (I)

نوشته ای که پیش رو دارید متن سخنرانی سجاد پورقناد در نقد نغمه است که متن کامل آن به همراه پاسخهای حمید متبسم و همایون شجریان را می خوانید.
مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

مازورکا یادآور مقاومت مردم لهستان

Mazur یا Mazurek که در زبان انگلیسی به آن Mazurka گفته می شود اسامی عمومی هستند برای مجموعه ای از رقص های محلی در لهستان که بصورت سه ضربی اجرا می شوند. ریشه این رقصها به دشتهای مازویا (Mazovia) در اطراف ورشو بر می گردد. در زمانهای قدیم مردم شهرهای بزرگ در لهستان بخصوص ورشو، Mazurs نامیده می شدند و به همین جهت رقص آنها Mazur نامیده می شد. اما همانطور اشاره شد اغلب مردم در سایر نقاط جهان از این سبک رقص یا موسیقی به نام مازورکا یاد می کنند. این لغت – مازورکا – برای اولین بار در سال ۱۷۵۲ در یکی از دیکشنری های معروف آلمان منتشر شد و از آن موقع به بعد اصطلاحی متداول در هنر و بخصوص موسیقی شد.
گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

گزارشی از کنسرت مسعود زین الدین و آرش لطفی در اصفهان

در تاریخ ۶ و ۷ مرداد در تالار محمود فرشچیانِ شهر اصفهان، کنسرت موسیقی دستگاهی با نوازندگی تار مسعود زین الدین و همراهی تمبک آرش لطفی برگذار شد. برنامه در دو قسمت سه گاه و بیات ترک ترتیب داده شده بود، در قسمت اول در دستگاه سه گاه، قطعات آوازی و نیزضربی در ریتمهای سنگین و لنگ اجرا شد.
درباره علیرضا فرهنگ

درباره علیرضا فرهنگ

با توجه به عمر کم موسیقی پیشرو و علمی در ایران، هرگاه سخن از این موسیقی در کشورمان می آید ذهن کثیری از افراد به سوی آهنگسازانی با نام هایی آشنا همچون علیرضا مشایخی، شاهرخ خواجه نوری، کیاوش صاحب نسق و عده ای دیگر از این عزیزان معطوف میشود. در حالی که آهنگسازان دیگری هستند که هم در داخل و هم در خارج از کشور (اروپا و امریکا) مشغول تحصیل و یا فعالیت های خود هستند و متاسفانه حتی نام آنها را یک دانشجوی موسیقی هم نشنیده است و یا افراد اندکی آنها را می شناسند که این مساله می تواند نویدی از بی توجهی مسئولان، رسانه ها و نهاد های داخل کشور به موسیقی فاخر ( بالاخص موسیقی پیشرو و علمی) باشد.