در باب متافیزیک موسیقی (V)

به علاوه، چون در نتیجه نظریه فیزیکی زیربنایی، ویژگی واقعا موسیقایی اصوات باید در نسبت سرعت ارتعاشات آنها یافت شود و نه در قدرت نسبی شان، گوش موسیقایی همواره ترجیح می دهد در هارمونی، نه قویترین نت بلکه زیرترین نت را دنبال کند. از این رو، حتی در نیرومند ترین همراهی ارکسترال نیز، سوپرانو برجسته است و از این رو حق طبیعی برای اجرای ملودی پیدا می کند. با این حال، انعطاف پذیری زیاد سوپرانو، که نتیجه همان سرعت ارتعاشات است، همان طور که در پاساژهای پر زرق و برق و موومان ها دیده می شود، به این امر کمک می کند.

به این ترتیب سوپرانو می شود نماینده مناسب حساسیت فزاینده ای که به جزئی ترین تاثیر حساس است و به وسیله آن جهت پیدا می کند و در نتیجه نماینده تکامل یافته ترین آگاهی است که در بالاترین پله نردبان موجودات واقع می شود. نقطه مقابل سوپرانو، از طریق علل مخالف، می شود باس، که با کندی و سنگینی حرکت می کند و تنها با فواصل بزرگ، یعنی سوم ها، چهارم ها و پنجم ها، صعود و نزول می کند و در اینجا در هر یک از درجاتش با قواعد ثابتی هدایت می شود.

لذا، باس نماینده طبیعی قلمرو غیر آلی طبیعت است که عاری از احساس و دور از دسترس تاثیرات ظریف است و تنها براساس قوانین عام جهت پیدا می کند. باس هرگز نمی تواند با یک پرده، فرضا از چهارم به پنجم، به وجود آید، چون این در صداها یا بخش های بالاتر مولد پنجم ناصحیح یا اکتاو گروهه می شود.

از این رو، باس، اصلا و بنا به طبیعت خودش، هرگز نمی تواند ملودی را اجرا کند. اما اگر ملودی برای آن نوشته شود، این کار به وسیله کنترپوان انجام می شود، به عبارت دیگر باس یک باس منتقل شده است، یعنی یکی از صداها یا بخش های بالاتر پایین آورده می شود و تبدیل به باس می شود. پس، در واقع این نیازمند همراهی یک باس پایه ای ثانوی است.

اینکه آوازهای باس با همراهی کامل هرگز لذت کامل و ناب آواز سوپرانو را به ما نمی دهند به دلیل همین غیر منطقی بودن ملودی در باس است. در پیوستگی هارمونی، تنها آواز سوپرانو طبیعی است. ضمنا، باس ملودیکی که به اجبار و با انتقال به دست می آید، از حیث متافیزیک موسیقی ما، می تواند به تکه سنگ مرمری تشبیه شود که صورتی انسانی بر روی آن کنده کاری شده. به این دلیل به طرز حیرت انگیزی برای میهمان سنگی در دون ژوان مناسب است.

اما حال، تا حدی به ریشه پیدایش ملودی نزدیک تر خواهیم شد. این کار با تحلیل ملودی به اجزای تشکیل دهنده اش قابل انجام است؛ و به هر حال، این کار لذتی به ما می دهد ناشی از اینکه اموری را به آگاهی متمایز و انتزاعی می آوریم که هر کسی به طور غیر انتزاعی از آنها آگاه است و با این کار ظاهر جدیدی پیدا می کنند.

ملودی از دو عامل تشکیل شده، یکی ریتمیک و دیگری هارمونیک؛ می توان عامل ریتمیک را عامل کمی و عامل هارمونیک را عامل کیفی نیز دانست، چون اولی به استمرار نت ها و دومی به ژرفا و عمق آنها مربوط می شود. در نوشتن موسیقی، عامل ریتمیک به خطوط عمودی و عامل هارمونیک به خطوط افقی تعلق می گیرد. بنیان هر دوی آنها نسبت های یکسره حسابی و لذا نسبت های زمانی است؛ و در مورد اولی استمرار نسبی نت ها، و در مورد دومی سرعت نسبی ارتعاشات آنها است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (I)

دیدگاه عامه مردم و متخصصان موسیقی نسبت به موسیقی الکترونیک – در مفهوم عام کلمه – چگونه است؟ موسیقی الکترونیک را چقدر جدی می گیریم؟ پس از گذشت حدود یک قرن از تولد موسیقی هایی که به نوعی با کمک علم الکترونیک ساخته می شوند تا چه اندازه به آنها به دیده یک اثر هنری نگاه می کنیم؟ آیا چالش قبول موسیقی الکترونیک به عنوان یک اثر هنری مانند چالش پذیرش عکاسی دیجیتال در کنار عکاسی سنتی ختم به خیر خواهد شد؟

گفت و گو با جان کیج (I)

نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)

از روزهای گذشته…

وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VI)

وان موریسون برای مدت سه سال هیچ آلبومی عرضه نکرد. بعد از یک دهه کار مداوم و بی وقفه، در مصاحبه ای گفت: “احتیاج دارم به طور کامل از موسیقی فاصله بگیرم و برای ماهها بدان گوش نیز نسپارم.” آلبوم “دوره تحول” را در سال ۱۹۷۷، به طور مشترک به همراه دکتر جان به پایان برد. این آلبوم نقدهای ملایمی در بر داشت و آغازی بود به دوره پر کار و پرثمر در ساخت موسیقی. یک سال بعد، موریسون آلبوم “طول موج” (Wavelength) را عرضه کرد که در مقایسه با دیگر آلبومهای وی فروش بسیار پر سرعتی داشت.
مرزهای زنانگی در هنر (II)

مرزهای زنانگی در هنر (II)

برای درک بهتر واقعیات ما نیازمند برهان هستیم مثل اینکه بشر می خواهد بداند چرا وقتی سیبی را رها می کند، به زمین می افتد و پژوهش او در این باب منجر به کشف مسئله ای علمی می شود به نام جاذبه ی زمین. در مقابل ما برای فهم حقاقیق جهان نیازمند اثبات نیستیم مثل اینکه همه ی ما می دانیم که دو به علاوه ی دو می شود چهار. اینگونه حقایق تنها به واسطه ی شعور قابل دریافتند نه به واسطه ی برهان چرا که اصلاً در جهانِ واقعیات چیز قابل لمسی به نام “دو” وجود ندارد اما بی تردید و بدون نیاز به اثبات، آن را می پذیریم و باور می کنیم و همین جاست که برای ادراکاتمان قائل به تفکیکی دو گانه ایم: فهم تجربی و فهم شهودی. فهم شهودی تمامی ادراکات حاصل از تجربیات ما را نیز شامل می شود.
فراخوان دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران – مَگتان ۱۲- ششم بهمن ماه ۱۳۹۶

فراخوان دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران – مَگتان ۱۲- ششم بهمن ماه ۱۳۹۶

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در چهار کاتگوری L1 و L2 و F و A به طور ویدئویی برگزار می شود.
تاثیر موسیقی بر روی قلب

تاثیر موسیقی بر روی قلب

یادگیری و نواختن ساز میتواند تاثیرات مثبتی را بر روی قلب داشته باشد؛ محققان ایتالیایی و انگلیسی در یک سری از آزمایشات دست به مقایسه میان افراد موزیسین و غیر موزیسن و تاثیر موسیقی در سبکهای مختلف همچون آثار کلاسیک مانند قطعات بتهوون و یا حتی موسیقی تکنو نمودند.
رساله ابن خردادبه (II)

رساله ابن خردادبه (II)

ایرانیان همراه با آواز، عود یا چنگ مینواختند و این از ویژگیهای موسیقی ایرانی بوده است، آنها دارای نغمات و آهنگها و تصنیفها و ترانه‌های متنوعی بوده‌اند که بالغ بر هشت می‌شده است. بندستان (‌۱۴) و بهار (۱۵) که این دو از فصیح‌ترین نغمات‌ بشمار می‌آمده‌اند.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

« ویوتام خوب می دانست که ویولن ساخته شده بود تا قبل از هر کار دیگری باعث خشنودی و ایجاد حسی تکان دهنده شود. او مانند روبنشتاین بر این باور بود که هنرمند باید قبل از هر چیزی از خود ایده و قدرت احساسی داشته باشد، تکنیک او باید آن چنان کامل باشد که نیازی به فکر کردن به آن نداشته باشد. اکنون که بحث مکتب های ویولن نوازی پیش آمد به طور تصادفی این نکته به ذهنم رسید که تمایل زیادی برای ترکیب کردن مکتب بلژیکی و فرانسوی وجود دارد. هرچند این اتفاق نباید رخ دهد. این مکتب ها از یکدیگر جدا هستند هرچند بدون شک مکتب فرانسوی از مکتب بلژیکی شکل گرفته و تحت تأثیر آن بوده است. بسیاری از ویولنیست های بزرگ مانند ویوتام، لئونارد، مارسیک (Marsick)، رمی، پرنت (Parent)، دو برو (De Broux)، موسین (Musin) و تامسون (Thomson) همگی بلژیکی هستند».
میتسوکو اوچیدا، هنرمندی از ژاپن (II)

میتسوکو اوچیدا، هنرمندی از ژاپن (II)

“پس از ورود به لندن، تصمیم گرفتم کلیه تاثیراتی را که در موسیقی از ژاپن و ونیز گرفته بودم، کنار بگذارم، کاری که برای یک نوازنده بسیار مشکل است. “هرچند اوچیدا از سن ۲۴ سالگی استقلال مالی داشت، در سن سی سالگی توانست از راه موسیقی یک زندگی مرفه را تامین کند.
مروری بر آلبوم «پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ»

مروری بر آلبوم «پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ»

افشین ذاکر، ویلن‌نواز ایرانی، سه پارتیتای یوهان سباستین باخ، این به قول ژرژ اِنِسکو «هیمالیای ویلن‌نوازها» (۱) را نواخته و ضبط کرده است. برای هر نوازنده‌ای اجرای قطعاتی از مجموعه‌ی سونات‌ها و پارتیتاهای باخ برای ویلن کاری متهورانه است، نه به دلیل دشواری فنی صرف این قطعات (که می‌دانیم سخت‌ترین نیستند و نمونه‌های سخت‌تری هم در رپرتوار امروزی ویلن‌نوازها هست)، بلکه علاوه بر آن، به دلیل درک موسیقایی گسترده‌ای که برای دریافت ژرفای زیباشناختی‌شان و به ظهور رساندن آن در یک اجرا لازم است.
آلبوم «آب» منتشر شد

آلبوم «آب» منتشر شد

«آب» عنوان سومین آلبوم سه تار نوازی از «ابوسعید مرضایی» نوازنده و نواساز است که شامل قطعاتی برای دونوازی سه‌تار و تمبک است؛ ابوسعید مرضایی به عنوان نواساز و «فربد یداللهی» به عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای و تمبک، زوج هنری این مجموعه هستند. دیگر آلبوم مرضایی که در همکاری با فربد یدالهی ساخته شده بود «خاک» نام داشت.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

به علاوه، چنانچه تفسیر و تاویل را روا بدانیم می‌توان مانند یک نوازنده‌ی تفسیرگر، جهان ذهنی و تخیلی ساخته شده بر پایه‌ی اثر موسیقایی (به‌دست نقدگر) را شرح داد یا به عکس، تفسیر آفریده شده توسط هنرمند اجرا کننده را توصیف یا تجزیه و تحلیل کرد. مدرس هشدار داد که حتما لازم نیست تنها معیار و مقیاس نقد اجرا، رعایت شدن یا نشدن اصالت قطعه و به اصطلاح یافتن یک تفسیر اصیل باشد.