در باب متافیزیک موسیقی (VI)

عامل ریتمیک اصلی ترین عامل است، چون به تنهایی و بدون عامل دیگر می تواند یک نوع ملودی را به وجود آورد، یعنی همان چیزی که به عنوان نمونه، در طبل انجام می گیرد؛ اما ملودی کامل به هر دو عامل نیاز دارد. بنابراین، همان طور که در ادامه نشان خواهم داد، ملودی کامل عبارت است از نوع تنازع و توافق متناوب این دو عامل؛ اما چون عامل هارمونیک در آنچه تا اینجا گفته ایم مورد بحث قرار گرفته، عامل ریتمیک را به نحو دقیق تری مورد بررسی قرار خواهیم داد.

ریتم در زمان همان است که تقارن در مکان است، یعنی تقسیم به بخش های مساوی منطبق بر یکدیگر، و ابتدا به بخش های بزرگ تری که مجددا می توانند به بخش های کوچک تری که تابع آنها هستند تقسیم شوند. در رشته ای که من برای هنرها تشکیل دادم، موسیقی و معماری در دو سر رشته قرار می گیرند. به علاوه این ها، براساس ماهیت درونی و قدرت و گستره حوزه ها و اهمیتشان، نامتجانس ترین هنرها و در واقع نقطه مقابل یکدیگر اند. این تقابل حتی به شکل نمایششان هم تعمیم می یابد، زیرا معماری تنها در مکان، بدون هرگونه رجوع به زمان و موسیقی تنها در زمان و بدون هرگونه رجوعی به مکان است.

این اعتراض که بگوییم پیکر تراشی و نقاشی نیز تنها در مکان اند درست نیست؛ چون آثار این ها با زمان مرتبط اند، البته نه به طور مستقیم بلکه صرفا به طور غیر مستقیم، زیرا این ها زندگی و حرکت و فعل را به تصویر می کشند. چنین اعتراضی همان قدر نادرست است که بگوییم شعر، همچون نطق، تنها به زمان تعلق می گیرد. این نیز تنها به طور غیر مستقیم در مورد الفاظ صحیح است؛ مصالح شعر هر چیزی است که وجود دارد و لذا مکانی است.

از این امر یگانه شباهت آنها نتیجه می شود، یعنی اینکه عامل نظم و انسجام در معماری تقارن و در موسیقی ریتم است؛ لذا در اینجا نیز تصدیق می شود که کران ها به هم میرسند. همانطور که عناصر تشکیل دهنده نهایی یک ساختمان سنگ های دقیقا یکسان اند، عناصر تشکیل دهنده نهایی یک قطعه موسیقی هم فواصل زمانی دقیقا برابر اند.

اما این ها، به واسطه ضرب ضعیف و ضرب قوی یا در کل به واسطه کسر عددی نشان دهنده ضرب آهنگ، به بخش های برابری تقسیم می شوند که شاید قابل مقایسه با ابعاد سنگ باشند. جمله موسیقایی شامل چند میزان می شود و همچنین دو نیمه برابر دارد که یکی بالارونده و اوج گیرنده است و اغلب تا نمایان پیش می رود و دیگری فرورونده و آرام شونده است و مجددا به نت پایه می رسد، دو یا چندین جمله یک بخش را به وجود می آورند که اغلب، با علامت تکرار و به شکل متقارن، دو قسمت می شود.

از دو بخش یک قطعه کوچک موسیقی یا صرفا یک موومان از یک قطعه بزرگ تر به وجود می آید و به این ترتیب یک کنسرتو یا سونات معمولا از سه موومان، سمفونی از چهار موومان و کورال مذهبی از پنج موومان تشکیل می شود. از این رو، می بینیم که قطعه موسیقی با توزیع متقارن و تقسیم مکرر، تا کسرها و ضرب های آنها همراه با زیردستی، بالادستی و هماهنگی کلی اعضایش، دقیقا همچون بنایی متقارن، به شکل یک کل ساخته و پرداخته می شود؛ منتها آنچه در بنا منحصرا در مکان است در قطعه موسیقی صرفا در زمان است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

پیشنهادی در مورد فواصل زمانی نقطه دار

فواصل زمانی ترکیبی (که فواصل زمانی نقطه دار نوعی از آنها هستند) به واسطه تجمیع چند فاصله زمانی حاصل می شوند. همانند فواصل موسیقایی، فواصل زمانی نیز با هم جمع شده و در این میان، فواصل زمانی نقطه دار به دلیل تاثیر تغییر دهنده “Modifire” «نقطه» شکل می گیرند. به طور کلی تاثیر نقطه را می توان طبق فرمول زیر بیان کرد:

از روزهای گذشته…

نواختن یکدست

نواختن یکدست

گاهی می بینیم نوازندگان ویلن در ایران، با وجود سابقه زیاد در نوازندگی این ساز هنوز اشکالات ابتدایی در نوازندگی (از نت خوانی گرفته تا استیل) دارند که این موارد در کتابهای آموزشی ویلن ذکر شده ولی اکثرا” بخاطر بی دقتی این نوازندگان هنگام تمرین این کتابها و عدم آموزش صحیح از طرف هنرآموز این مشکلات با نوازنده باقی می مانند.
خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو

خوزه فلیسانو (José Montserrate Feliciano García) را باید یکی از نامدارترین خوانندگان پاپ آمریکای لاتین نامید؛ خواننده و نوازنده گیتاریست که اجراهای مهیچ و پرشور وی توانسته است هواداران فراوانی را برای خود بدست آورد و سالنهای چندین هزار نفری همواره مملو از عاشقان وی میباشد. موزیسنی نابینا که توانست با استفاده از نبوغ و خلاقیت های خود جایگاه مناسبی را در دنیای موسیقی پاپ بدست آورد.
جاکو پاستوریوس، آهنگساز و بیسیست

جاکو پاستوریوس، آهنگساز و بیسیست

John Francis Anthony معروف به Jaco Pastorius یکی از نوازندگان گیتار بیس و آهنگسازان سبک جز میباشد؛ او بیشتر شهرت خود را در زمینه تکنیک فوق العاده اش بر روی گیتار بیس و ویرتئوز بودنش بدست آورده است. وی با مهارت خویش توانسته است قطعات سولویی را برای گیتار بیس بسازد که به زیبایی ملودی و بیان قوی آنرا میتوان درک کرد.
حنانه و هزاردستان

حنانه و هزاردستان

همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!
دو اجرا از Why Don’t You Do Right

دو اجرا از Why Don’t You Do Right

تنظیم و اجرای پیانو Alan Silvestri : آلان سیلوستری بیشتر بعنوان یک آهنگساز فیلم در دنیای موسیقی امروز مطرح است. متولد سال ۱۹۵۰ در نیویورک است و موسیقی را با نوازندگی پیانو آغاز کرد.
موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.
روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

بعد ها در زمانی که مدرسه بازرگانی را می‌گذراندم، تعطیلات تابستان را در کارگاه کار می‌کردم، در آنجا همه فوت و فن ساخت ویولون را آموختم مثلاً بخش هایی که با ماشین انجام می‌شد و بخش هایی که با دست انجام می گرفت (مانند لاک زدن و جلا زدن) تا اینکه مراحل ساختن ساز تمام و کمال به آخر می رسید و از همه مهم تر خوشحالی غیر قابل وصفی بود که از این تلاش و جد و جهد بدست می‌آمد.
رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

رمضان: سبک آهنگسازی آهنگسازان ایرانی بی ارتباط با عصر زندگی آنهاست

در مورد این سوال شما باید بگویم، خب قطعاتی که ابتدای قرن، مثلاً حدود ۱۰۰ سال پیش نوشته شده اند، بعضی از این آهنگ ها به نسبت خیلی ابتدایی هستند، فقط می توان گفت یک هارمونیزاسیون است، روی یک سری تم های ایرانی که به هر صورت وقتی که موسیقی غربی وارد کشور ایران شد، در آن زمان هنوز پیانیست های حرفه ای از غرب به ایران نیامده بودند که این ساز را به صورت حرفه ای آمورش دهند و پیانو در حقیقت ساز دوم بوده است که در کنار سازهای نظامی که تدریس می شده و در حقیقت پیانو برای درس های هارمونیک استفاده می شده است و همینطور به عنوان یک ساز دوم موزیسین ها روی آن کار می کردند.
«مسأله‌ی انصاف»

«مسأله‌ی انصاف»

این مصرع حافظ را همه می‌شناسیم. ضرب‌المثل شده است. کاربرد امروزی‌اش درباره‌ی عدل و انصاف در قضاوت‌هاست. مردم آن (یا تعبیرهای مشابه) را در مقابل نقد هنگامی به کار می‌برند که احساس کنند به چیزی بیش از آن که مستحقش بوده خرده گرفته شده. تصور «انصاف» در حافظه‌ی فرهنگی ما این طور است؛ اگر عیب چیزی را می‌گوییم همزمان از حسن‌هایش هم غافل نشویم. معمولا همراه این نوع درخواست یا پند اخلاقی نوعی طلب همدلی نیز وجود دارد. گوینده از نقد می‌خواهد نسبت به او یا آنچه دوست دارد رحم و شفقت داشته باشد، می‌خواهد از آشکار شدن عیب مصون بماند.
قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

قاسمی: یک خواننده خوب، لزوما” در کار کرموفق نیست

یکسری آمدند و یکسری همانجا دارند کار میکنند، یکسری هم از شاگردان دانشگاه هستند که خودم آوردم. در واقع گروهی که الان هست میتوانیم بگوییم، دو سوم از دوستان قدیم قدیم هستند که از سال ۱۳۸۷ با ما بودند و یک سوم هم بچه دانشگاه هستند.