باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

محمد حسینی باغسنگانی
محمد حسینی باغسنگانی
به زودی مجموعه «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» با گردآوری و تالیف محمد حسینی باغسنگانی، نویسنده، پژوهشگر حوزه موسیقی، ادبیات و فلسفه اسلامی منتشر می شود؛ پیش از انتشار این مجموعه نیز، رادیو گفتگو، دو مجموعه برنامه با نویسندگی و تهیه کنندگی باغسنگانی را با نامهای «بهار دلنشین» مخصوص عید نوروز و تبریک نوروزی هنرمندان موسیقی به مردم و «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» که در ادامه پروژه برنامه تاریخی «صدسال فرهنگ» است، به روی آنتن می برد. محمد حسینی باغسنگانی در کارنامه خود ضبط هزاران ساعت برنامه رادیویی و چند مجموعه تلویزیونی از جمله: «مفاخر»، «رستاخیز کلمات» و «چکاوک» را دارد.

با محمد حسینی باغسنگانی گفتگویی می کنیم درباره مجموعه «چراغداران فکر و فرهنگ ایران»:

درباره مجموعه کتابهای پژوهشی چراغداران فکر و فرهنگ ایران بگویید، این حرکت قطعاً کاری دو سه ساله نیست.
اوایل دهه هفتاد اولین جرقه های مربوط به این حرکت پژوهشی، بعد از هر دیدار و گفتگو با شخصیت های برجسته ادب و هنر و فرهنگ در ذهن من زنده می شد و جان می گرفت و در آن زمان بیشتر شبیه یک رویا و آرزو بود.

اما من در آن روزها روزنامه نگاری بودم که در چند روزنامه صفحه مستقل داشتم و همین طور برای چند مجله مطلب می نوشتم. اوایل دهه هفتاد برای جامعه، عصر شروع حرکت های ریشه ای بعد از انقلاب، در حوزه های اصیل علوم انسانی چون شعر و موسیقی و سینما و دیگر شاخه ها بود. اگر دقت کنید می بینید در این ایام است که روز به روز جشنواره های معتبر و حرکت های فرهنگی و هنری ارزنده پا می گیرد و شروع به خودنمایی می کند.

این جشنواره ها و سمینارها و همایش ها شاید بهترین موقعیت هایی بوده است که این رویا را بیشتر به رخ می کشیده است. در سال هفتاد خورشیدی، دوست پژوهشگرم هوشنگ جاوید، اولین جشنواره نی نوازان را در سالن حوزه هنری تهران برگزار کرد. این جشنواره یکی از اولین قدمهای این حرکت بزرگ برای بنده نیز بود.

در همین جشنواره بود که من با بهترین محققان و نیز شخصیت های موسیقی برجسته موسیقی مقامی ایران آشنا شدم و می توان گفت که این اولین گام و مهترین گام این حرکت بزرگ برای بنده بوده است. جدای از برنامه هایی که در این جشنواره در جریان بود و تاثیر نفس مباحثی که در این برنامه مطرح می شد و شب ها در هتل، همکلامی با بهترین نوازندگان موسیقی مقامی ایران از سراسر کشور شور و جلوه ای دیگر داشت.

در همین جشنواره بود که من دوستانی ارزشمندی یافتم که تا هم اکنون نیز این دوستی و این مباحث ما از همان زمان ادامه داشته است و در هر بحث و کار و شخصیتی بدون مشورت و رایزنی با این عزیزان کاری به سرانجام نرسیده است. از آن پس شرکت در یک چنین همایش ها و گنگره های بزرگ و معتبر یکی از دلبستگی های کاری من به حساب می آمد. نفس حضور در کار نبود بودن در میان شخصیت های مدعو در این جشنواره ها خود یک موقعیت پژوهشی است. این برنامه ها در آن سالها از تنوع بالایی برخوردار بود. کشور در حال گذار از موقعیت جنگی است و یکی از مقدمات حرکت به سمت جلو برگزاری یک چنین سمینارها و گنگره های بزرگ فرهنگی و هنری است. حضور در گنگره های ادبی و جشنوارهای فرهنگی و هنری دیگر واقعا، یکی از اولین بنیادهای این حرکت پژوهشی برای خود من به حساب می آید. در آغاز فکر می کردم هر بار که با یکی از این بزرگان عرصه های مختلف که دیدار و گفتگو می کنم و بعد این گفتگو را در در روزنامه و مجلاتی که با آنها کار می کردم منتشر می کنم، کاری است معمولی و از سر وظیفه و اما بعد از مدتی متوجه شدم که روز به روز حجم مطالب من و دیدارهای من افزایش می یابد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

این آب‌های اهلیِ وحشت… (III)

هکتور برلیوز (۱۸۶۹ – ۱۸۰۳) آهنگساز رمانتیک فرانسوی و از نخستین رهبران بزرگ ارکستر، اثر مشهور خود سمفونی فانتاستیک را در ۲۷ سالگی‌اش تصنیف کرد. زمانی که همه‌ی نامه‌های عاشقانه‌اش به هاریِت اسمیتسون -بازیگر تیاتری که او را نخستین بار در نقش افلیا در نماشنامه‌ی هملت دیده و به او دل‌ باخته بود- بی پاسخ ماند و اسمیتسون نیز از پاریس به شهری دیگر رفت. اسمیتسون -منبع الهام سمفونی فانتاستیک- بالاخره این اثر را دو سال بعد شنید و نبوغ برلیوز او را تحت تأثیر قرار داد. آن دو باهم ازدواج کردند که این وصلت فرجام خوشی نداشت و چند سال بعد به جدایی انجامید. سمفونی فانتاستیک آنگونه که برلیوز نیز توضیح داده‌است، ماجرای آهنگسازی جوان است که ناکام از عشق، خود را با تریاک مسموم می‌کند. در خوابی سنگین فرو می‌رود و دلهره‌ و درد، کابوس‌وار در ایده‌هایی موسیقایی جانش را تسخیر می‌کنند.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (I)

هدف از ارائه این مقاله ومقالات آتی ، معرفی بیشتر خواننده ای است که بسیاری از اهالی متخصص در موسیقی ایرانی و همچنین بسیاری از مخاطبین موسیقی از او و آثارش شناختی ندارند و از او تنها به عنوان خواننده فیلمهای فارسی یاد میکنند! در صورتی که آثاری که او در فیلمها اجرا کرده بخش بسیار کوچک از فعالیتهای بیشمار او بوده که بر خلاف اذهان عموم آن آثار نیز بسیار قابل تامل می باشند.
یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

یک ایرانی برنده مسابقه آهنگسازی میکروتونال کمپانی MOTU

کمپانی MOTU واقع در ایالت ماساچوست آمریکا – سازنده نرم افزار و سخت افزارهای موسیقایی از طریق موسسه تحقیقاتی AEH L’Atelier d’Exploration Harmonique اقدام به برگزاری مسابقه آهنگسازی جهت بررسی امکانات میکروتونال نرم افزار Ethno2 – Vst سازهای محلی ۵ قاره نمود.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

شما یک قطعه‌ی ۵۰ دقیقه‌ای را در ۴۰ سال پیش نمی‌توانستید منتشر کنید. باید فکری می‌کردید که تبدیل به یک قطعه‌ی ۲۲ یا ۲۴ دقیقه‌ای شود. دلم می‌خواست این کارها از کشوهای ذهنی آدم‌ها بیرون بیاید. بعضی‌ از کارها ضبط هم ‌شده بودند. این یک جنبه از آن دوستی‌هاست. و گاه پیش می‌آید که اثر کاملی را از یک دوست نپذیرم. پیتر سلیمانی‌پور آلبومی ارائه داد که از او عذرخواهی کردم و بعد از آن هم ماکت آلبومی را آورد که باز هم گفتم ببخشید! عین همین اتفاق با محمدرضا علیقلی افتاد که یک ببخشید به همراه داشت و او مدتی هم از دست من دلخور شد ولی بعد دوباره حل شد درحالی که پیتر حتی دلخور هم نشد. «در دنیای تو ساعت چند است» هم نزدیک‌ترین نمونه‌اش است.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

پژوهشگران آکوستیک از ابزارها و روش های متفاوتی برای ساده کردن طیف پیچیده موسیقی بهره می گیرند. به عنوان مثال، عایق صوتی و تاثیر مواد بکار رفته در آن و تعداد دفعات پژواک صوت در سالن ها در تحلیل باند ۳/۱ اکتاو اندازه گیری می شوند که رزولوشن (resolution) فرکانس خوبی برای زمینه آوایی آزمایش شده به دست می دهد و این باند اکتاو بسیاری از «باندهای مهم شنوایی» یعنی باندهای طیفی طبیعی گوش انسان را نیز دربر می گیرد.
مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

مهرداد دلنوازی: آثار منتشر نشده زیادی دارم

در هنرستان ما ارکستری داشتیم که بنده آن را اداره کرده بودم و در واقع یک ارکستر دانشجویی بود، پس از فارغ التحصیل شدن از هنرستان موسیقی ملی، با همکلاسی های که داشته ایم مثل آقای سعید ثابت، آقای حسین بهروز نیا، آقای ضرغامی و دوستان دیگر، ما علاقه مند شده بودیم که فعالیت های خود را گسترده تر کنیم؛ به گوشمان رسید که در رادیو میدان ارگ، امتحانی می گیرند برای نوازندگی و جذب نوازندگان برای صدا و سیما. آنجا رفتیم و در آزمون شرکت کردیم و خدا را شکر کارمان مورد قبول واقع شد و ارکستر در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی که وابسته به صدا و سیما بود تشکیل شد. نام این گروه خالقی بود که غالبا دوستانی که آهنگ خودشان را می آوردند، سرپرستی آن را به عهده داشتند و فعالیت از سال ۵۸-۵۹ آنجا شروع شد.
نگاهی به سبک فرامرز پایور

نگاهی به سبک فرامرز پایور

سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتورنوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتورنوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است.
موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

موسیقی‌ فیلم در خدمت سینما یا نظام ستاره‌سازی؟ (II)

از موسیقی فیلم‌های ماندگار علیقلی در این دسته باید به نمونه عالی مدرسه موشها به کارگردانی محمدعلی طالبی و مرضیه برومند در سال ۱۳۶۴ اشاره کرد. با اینکه این فیلم بطور کامل موزیکال نبود. اما، ترانه‌ها جلوه و جذابیت خاصی به آن می‌داد. البته این خود به عنوان آغاز یک راه برای جذب مخاطب بود. مردم علاقه‌مند به شنیدن ترانه‌های شاد و موسیقی ریتمیک و ساده بودند و علیقلی به خوبی از پس این کار برآمده بود. شایان توجه است که ترانه‌های فیلم هیچ کدام نتوانستند شهرت و محبوبیت ترانه تیتراژ سریال تلویزیونی را تکرار کنند، اما در یک ساختار کلی مناسب کلیت فیلم بود.
ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس (Los Angeles Philharmonic Orchestra) یا LAPO در سال ۱۹۱۹ توسط موسیقیدان میلیونر؛ ویلیام آندروز کلارک (William Andrews Clark) و والتر هنری روتوول (Walter Henry Rothwell) که اولین کارگردان موسیقی ارکستر بود، به وجود آمد. تمرینات از ۱۳ اکتبر آغاز شد و اولین کنسرت ارکستر در بیست و چهارم همان ماه در تالار تریتنتی در مرکز شهر لس انجلس برگزار شد. یک سال پس از آن ارکستر به کلیسایی نقل مکان کرد که در سال ۱۹۰۷ ساخته شده بود و با ورود ارکستر به آنجا به تالار فیلارمونیک تغییر نام داد. علی رغم این تغییر نام، سالن اصلی آنجا به عنوان مکانی برای نیایش باقی ماند و ارکستر مجبور بود برای کنسرتهای خود از اطراف کلیسا استفاده کند.
هستی و شناخت در منظر هنر (I)

هستی و شناخت در منظر هنر (I)

شناخت حاوی مثلثی از خیال، تجربه و عقل است. هر شناختی از خیال آغاز، سپس به تجربه و در فرجام به عقل یا همان مجموعه منطق های زاییده شده فرجام پیدا می کند. حذف هر یک از این سه قلمرو منجر به ابتر ماندن شناخت خواهد شد. خیال نیرو و انگیزه تحرک برای شناخت را فراهم می کند، بستر ظهور عشق و کنجکاوی است، نیرویی است که انسان را وا می‌دارد تا از تسلط خطرناک تکرار برخود رها شود، قدرتی است پرسش آفرین.