باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

محمد حسینی باغسنگانی
محمد حسینی باغسنگانی
این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.

و بعد از کار در مطبوعان به رادیو رفتید… سردبیر و تهیه کننده رادیو شدید و برنامه های تاریخی “صدسال فرهنگ” را ساختید. جالب است که این برنامه رادیویی بعد از چند برنامه اول در همان سال ۷۹ مخاطبان زیادی را در سراسر کشور یافت و سرفصل های برنامه شما به تقویم موسیقی ایران راه می یافت. مثلا در تقویم موسیقی ایران که آقای میرعلینقی منتشر کرده، تاریخ افتتاح چندین برنامه هفتگی شما درباره شادروان رهی و استاد خالقی و و استاد صبا را دقیقا ثبت کرده است!
دقیقاً، همین طور است که می فرمایید. در واقع سال ۷۹ سال پر باری است. از یک طرف اولین کتاب من به نام “سینمای کیشلوفسکی” از سوی انتشارات آتیه به مدیریت محققانه سرور عزیزم جناب فرید بزرگمند مرادی منتشر شد که عملا یک تک نگاری است. از طرف دیگر برنامه رادیویی “صدسال فرهنگ” در رادیو فرهنگ در مسیری افتاد که دقیقاً مطابق با خواسته قلبی من بود.

یعنی ادامه همان شیوه قدیمی که به من اجازه بیشتری داد تا روز به روز با شخصیت های برجسته دیگری چه در گذشته و چه در زمان حال آشنا شوم. سنتی که از همان روز اول افتتاح این برنامه رادیویی در پیش گرفتم، سنت تک نگاری بود. دوستان من و همکاران قدیمی من شاهدند که هدف من بیش از یک برنامه رادیویی بوده است. هیچ برنامه سازی برای یک برنامه رادیویی یک ساعته با هشت یا نه شخصیت برجسته درباره موضوع برنامه اش گفتگو نمی کند. نه در ایران و نه هیچکدام از معتبرترین شبکه های رادیویی و تلویزیونی دنیا.

این موضوع دقیقا، همان چیزی بود که راه را بر من روشن تر می کرد و من در آن روزها واقعا شبانه روزی کار می کردم. یعنی هشت صبح در دفتر کارم بودم و ساعت یازده و حتی دوازده شب من را از ساختمان رادیو بیرون می انداختند! یعنی صادقانه اگر بخواهیم حرف بزنیم، شوق و ذوق من در حدی بود که اگر امکان خوابیدن در دفتر کارم وجود داشت ممکن بود تمام شب در دفتر بمانم و کار کنم.

هر چند که بسیار شبها بوده است که در اتاق را قفل کرده ام و همانجا تا صبح کار کرده ام و فردا صبح توسط همکارانم از خواب بیدار شدم که تاره برای کار به اداره رادیو آمده بودند. برنامه به این شکل بود که مثلاً قرار است درباره شخصیتی چون ابوالحسن خان صبا گفتگو کنیم. اولین شرط من شناخت تام و تمام از این شخصیت بود. یعنی تا من از نزدیک با این شخصیت آشنا نمی شدم، برای برنامه سازی به آن شخصیت نزدیک هم نمی شدم. اولین قدم یافتن نزدیک ترین کسانی بود که نسبتی نسبی با شخصیت مورد نظر داشتند. اولین کسانی که مورد مشورت من بود درباره مثلا شخصیتی چون صبا بود شاگردان برجسته اش چون تجویدی و دکتر داریوش صفوت و مهندس همایون خرم بودند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (II)

ایقاع مخصوص موسیقی بود. طویس اولین خواننده ای بود که در مدینه از ایقاع استفاده کرد. او با اضافه کردن نت های زینت و به کاربردن فواصل ملایم شیوه ای جدید را در موسیقی به کار گرفت که آن را غناءالمتقین (آواز هنری) می گفتند. نخستین خواننده ای که در حجاز به معرفی و ترویج ایقاع پرداخت عزه المیلاء بود که ایقاع را غناءالموقع نامید و سائب خاثر نیز در این زمینه تلاش فراوانی کرد در دوره ی خلفای اموی ایقاع شکل علمی تری به خود گرفت و دایره هایی برای معرفی آن وضع گردید. ضربهای این دوره ثقل اول، ثقل ثانی، خفیف ثقیل، هزج، رمل و رمل طنبوری بود.
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

… بله؛ البته نمی‌خواهم خدای ناکرده در حق پهلوان‌هایی مثل مظهر خالقی یا حسن زیرک یا برادران یوسف‌زمانی که همه‌شان خیلی خدمت کرده اند کم لطفی کنم ولی باور کنید چند دهه‌ی پیش خیلی‌ها مثلن در سیستان و بلوچستان خودمان نمی‌دانستند کردستان کجاست. موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد. نه تنها در ایران بلکه در جهان. در دنیای ارتباطات امروز، فستیوال‌ها نقش خیلی مهمی دارند و خیلی چیزها از طریق فستیوال‌ها در همه‌ی دنیا پخش می‌شوند. فستیوال‌رو ها همه امروز کردستان و موسیقی کردستان را می‌شناسند.
رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VI)

رونمایی از آلبوم «ماندالای درون» (VI)

آن چیزی که در تاریخ ایران است، کشور ما یک پل و یک محل عبور است، به همین دلیل افرادی که در کشور می خواهند متفاوت عمل کنند و خلاقیت شان را اعمال کنند به آن ها تهمت التقاط می زنند. به نظر من موسیقی آقای اصفهانی رگه مدال دارد و در عین حال معلوم است وی تجربه نوازندگی موسیقی دوره رومانتیک را دارد. سام اصفهانی ما را با بعضی حرکاتش نگران می کند و در جایی دیگر، با حرکاتی سعی می کند که بگوید، جور دیگر هم می شود این نوع جدی موسیقی را اجرا کرد.
سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

سیر تحول در انتخاب کتاب سال موسیقی

آنچه پیرامون موسیقی در بادی امر به ذهن متبادر می شود، حوزه اجراست. اعم از نوازندگی و آهنگسازی اما واقعیت آن که دو حوزه آموزش و پژوهش از عرصه های اساسی در پیشبرد اهداف موسیقایی است. تالیف متون آموزشی، تدوین استاندارها و روشها و فنون تدریس، ترجمه متون غنی موسیقایی سایر کشورها، شناخت و تجزیه تحلیل اتنوموزیکولوژی، ایجاد دپارتمانهای پژوهشی دربخش های مختلف موسیقایی، گسترش حیطه های صوتی سازهای ایرانی، تدوین و گسترش متدهای بومی آموزش موسیقی برای کودکان، اکوستیک صوت و رعایت اصول و استاندارهای صوتی در معماری ساختمانها و تالارها و… به عنوان بخش های پشتیبان و پرستار، در غنی سازی حوزه ساخت و اجرا ی موسیقی موثرند.
رولینگ استونز ، امشب در شانگهای

رولینگ استونز ، امشب در شانگهای

Rolling Stones روز پنجشنبه برای اجرای اولین کنسرتشان در چین وارد این سرزمین پهناور شدند و مورد استقبال و خوش آمدگویی چینی ها قرار گرفتند.
گزارشى از اجراى اپراى فاوست در سالن متروپولیتن

گزارشى از اجراى اپراى فاوست در سالن متروپولیتن

اپراى (فاوست) اثر چارلز گونو، اثرى غنى از ملودى هاى زیبا اما با عمق احساسى بسیار کم است. یک اجراى جدید از این اثر در سالن اپراى مترو پولیتن به روى صحنه رفته است. تمام چشم ها به ساخته آندرى شربان دوخته شده بود. ممکن است هدف او کم اهمیت جلوه دادن سبک کار گونو باشد، که البته این کار جداً سخت است.
اعجاز پاگانینی (II)

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.
انتخاب ساز- قسمت اول

انتخاب ساز- قسمت اول

فراگرفتن هنر نوازندگی با انتخاب نوع ساز آغاز می گردد و اگر این انتخاب در دوران کودکی اتفاق افتد، ساز از اولین خاطرات نوازنده می گردد و در پایان نیز، یاد گار بجای مانده از نوازنده، ساز و اجراهای های اوست.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (III)

این مورد همچنین درباره سونات سزار فرانک نیز صدق می کند. ایزایی می گوید: «اجرای این سونات های بزرگ به دو نوازنده احتیاج دارد، زیرا بخش های پیانو آنها گاهی بسیار ماهرانه و با جزئیات بسیار نوشته شده اند. سزار فرانک سوناتش را روز ۲۶ سپتامبر ۱۸۸۶ یعنی روز عروسی من به عنوان هدیه عروسی برایم فرستاد! واقعیت این است که کارهای بسیار مهم زیادی به من تقدیم شده است. به عنوان مثال می توانم از آثاری از این آهنگسازان نام ببرم: شوسون (Chausson)، رپارتز (Ropartz)، دوبوآ (Dubois) (سونات – که پس از سونات سزار فرانک یکی از بهترین سونات هاست)، دیندی (d’Indy)، گابریل فوره (کوئینتت)، دبوسی (کوارتت)! تعدادشان زیاد است و نمی توانم همگی را الآن به خاطر بیاورم، سونات های ویولن، موسیقی سمفونیک، موسیقی مجلسی، اثرهای کرال، و ساخته هایی از هر نوع!»