گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

همیشه برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است و نه کار از این جهت خانم منتخب صبا، بهترین کسی بود که من می توانستم وارد زندگی اش شوم. شرط من برای کار درباره این شخصیت ها در قدم اول رضایت خانواده این بزرگان بوده است. در این جا باید نام ببرم از دوست تازه درگذشته ام شادروان فرخ معیری، و نیز خانم گلرخ معیری دو برادرزاده شاعر عاشقان، رهی معیری که حق بسیار زیادی بر گردن من دارند.

همیشه برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است و نه کار از این جهت خانم منتخب صبا، بهترین کسی بود که من می توانستم وارد زندگی اش شوم. شرط من برای کار درباره این شخصیت ها در قدم اول رضایت خانواده این بزرگان بوده است. در این جا باید نام ببرم از دوست تازه درگذشته ام شادروان فرخ معیری، و نیز خانم گلرخ معیری دو برادرزاده شاعر عاشقان، رهی معیری که حق بسیار زیادی بر گردن من دارند.

فرخ خان معیری، بازنشسته شیرخورشید بود و از دایره تاثیر قابل اعتنایی در میان بزرگان موسیقی و ادب و فرهنگ ما داشت و مجدانه میل داشت که من در کارم موفق باشم و من افتخار می کنم که از او به عنوان بهترین حامی خودم و این حرکت های فرهنگی تجلیل کنم. از دیگر سو گلرخ معیری که بهترین روای زندگی و آثار بسیاری از شخصیت های برجسته فرهنگی و هنری ایران به شمار می آید. شاید بتوان گفت اگر این مهربانی ها نبود من تاب تحمل بروکراسی موجود در سازمان صدا و سیما را نداشتم. یاد فرخ خان معیری گرامی باد و خداوند به گلرخ خانم معیری سلامتی و طول عمر عطا کند.

بنده تا این حد برای این خانواده ها احترام قایل بودم که برنامه های آماده شده خودم را قبل از پخش یک بار به گوش خانواده این بزرگان می رسانده ام.

اجازه می دادم بشنوند و شاهدان بسیارند که برنامه های من همیشه دیر به نظارت و پخش می رسیده است. مراحل کاری این برنامه به گونه ای نبوده است که متنی نوشته شده به استودیو برود و بعد نوار ضبط شده ادیت شود و راس ساعت مشخص برای پخش تحویل داده شود. نود درصد این برنامه ها، برنامه های دقیقه نود هستند.

یعنی بنده و همکارانم در چهار یا حتی پنج ساعت در استودیو منتظر می شدیم که مثلا استاد علی تجویدی طبق وعده ای که داده به خانه برگردد و ما بتوانیم یک سوال از ایشان بپرسیم. حالا بگذریم از اینکه بسیاری از شخصیت های برجسته ما در خارج از ایران زندگی می کردند و ما مجبور بودیم زمان کاری خودمان را با این عزیزان هماهنگ کنیم.

در همان زمان برخی از یکی دو مجله نوشته بودند که برنامه “صدسال فرهنگ” یک برنامه یک ساعه نیست. وقتی به آن روزها فکر می کنم می بینم بنده شخصاً اصلا متوجه زمان نبودم ضمن اینکه به هیچ نامه و اخطاری هم پایبند نبودم. هر روز اخطار دیرکرد و هر روز درگیری بر سر دیر رساندن برنامه و مشکلات نظارتی که روز بعد از پخش همیشه مورد بحث بود و من عادت کرده بودم به سکوت. عادت کرده بودیم به حذف و سانسور و ذره ای هم ککمان نمی گزید. البته الان اوضاع خیلی بدتر شده.

چرا واقعا یک چنین برنامه ای با این همه مخاطب متوقف شد؟ این همیشه برای من و بسیاری از کسانی که واقعا این برنامه ها را هر هفته راس ساعت مشخص ضبط می کردند تا این همه گفتگوها و این همه آثار شاخصی را که شما از آرشیو شخصی خودتان پخش می کردید را جمع آوری کنند و بیشتر بشنوند.
برنامه رادیویی “صد سال فرهنگ” بعد از شش سال به جایی رسید که من به شخصه هر ماه که به آرشیو می رفتم به صورت نمونه وار بررسی می کردم ببینم نحوه نگهداری از این برنامه ها در آرشیو چگونه است. طی همین بررسی ها به نتیجه جالبی رسیدم. به این نتیجه رسیدم که این برنامه به شدت از سوی بسیاری از مدیران شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی مورد بازدید قرار گرفته است.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است