باغسنگانی: برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است

محمد حسینی باغسنگانی
محمد حسینی باغسنگانی
همیشه برای من اصل وجود راوایان نزدیک زندگی شخصی بوده است و نه کار از این جهت خانم منتخب صبا، بهترین کسی بود که من می توانستم وارد زندگی اش شوم. شرط من برای کار درباره این شخصیت ها در قدم اول رضایت خانواده این بزرگان بوده است. در این جا باید نام ببرم از دوست تازه درگذشته ام شادروان فرخ معیری، و نیز خانم گلرخ معیری دو برادرزاده شاعر عاشقان، رهی معیری که حق بسیار زیادی بر گردن من دارند.

فرخ خان معیری، بازنشسته شیرخورشید بود و از دایره تاثیر قابل اعتنایی در میان بزرگان موسیقی و ادب و فرهنگ ما داشت و مجدانه میل داشت که من در کارم موفق باشم و من افتخار می کنم که از او به عنوان بهترین حامی خودم و این حرکت های فرهنگی تجلیل کنم. از دیگر سو گلرخ معیری که بهترین روای زندگی و آثار بسیاری از شخصیت های برجسته فرهنگی و هنری ایران به شمار می آید. شاید بتوان گفت اگر این مهربانی ها نبود من تاب تحمل بروکراسی موجود در سازمان صدا و سیما را نداشتم. یاد فرخ خان معیری گرامی باد و خداوند به گلرخ خانم معیری سلامتی و طول عمر عطا کند.

بنده تا این حد برای این خانواده ها احترام قایل بودم که برنامه های آماده شده خودم را قبل از پخش یک بار به گوش خانواده این بزرگان می رسانده ام.

اجازه می دادم بشنوند و شاهدان بسیارند که برنامه های من همیشه دیر به نظارت و پخش می رسیده است. مراحل کاری این برنامه به گونه ای نبوده است که متنی نوشته شده به استودیو برود و بعد نوار ضبط شده ادیت شود و راس ساعت مشخص برای پخش تحویل داده شود. نود درصد این برنامه ها، برنامه های دقیقه نود هستند.

یعنی بنده و همکارانم در چهار یا حتی پنج ساعت در استودیو منتظر می شدیم که مثلا استاد علی تجویدی طبق وعده ای که داده به خانه برگردد و ما بتوانیم یک سوال از ایشان بپرسیم. حالا بگذریم از اینکه بسیاری از شخصیت های برجسته ما در خارج از ایران زندگی می کردند و ما مجبور بودیم زمان کاری خودمان را با این عزیزان هماهنگ کنیم.

در همان زمان برخی از یکی دو مجله نوشته بودند که برنامه “صدسال فرهنگ” یک برنامه یک ساعه نیست. وقتی به آن روزها فکر می کنم می بینم بنده شخصاً اصلا متوجه زمان نبودم ضمن اینکه به هیچ نامه و اخطاری هم پایبند نبودم. هر روز اخطار دیرکرد و هر روز درگیری بر سر دیر رساندن برنامه و مشکلات نظارتی که روز بعد از پخش همیشه مورد بحث بود و من عادت کرده بودم به سکوت. عادت کرده بودیم به حذف و سانسور و ذره ای هم ککمان نمی گزید. البته الان اوضاع خیلی بدتر شده.

چرا واقعا یک چنین برنامه ای با این همه مخاطب متوقف شد؟ این همیشه برای من و بسیاری از کسانی که واقعا این برنامه ها را هر هفته راس ساعت مشخص ضبط می کردند تا این همه گفتگوها و این همه آثار شاخصی را که شما از آرشیو شخصی خودتان پخش می کردید را جمع آوری کنند و بیشتر بشنوند.
برنامه رادیویی “صد سال فرهنگ” بعد از شش سال به جایی رسید که من به شخصه هر ماه که به آرشیو می رفتم به صورت نمونه وار بررسی می کردم ببینم نحوه نگهداری از این برنامه ها در آرشیو چگونه است. طی همین بررسی ها به نتیجه جالبی رسیدم. به این نتیجه رسیدم که این برنامه به شدت از سوی بسیاری از مدیران شبکه های مختلف رادیویی و تلویزیونی مورد بازدید قرار گرفته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

۴٫ تمپو تغییری در این سبک ندارد. ریتم نیز (در صورت وجود) بسیار ساده و پراز عناصر تکرار شونده است. از این رو به نظر می رسد مهمترین ویژگی این سبک سادگی فرمی و محتوایی آن باشد: آنچه که در سادگی صدای یک ناقوس وجود دارد. شیوه ابداعی پارت متأثر از صدای ناقوس است و هارمونیک های ناقوس یا زنگ، نقش مهمی در این سبک ایفا می کنند. گذشته از اینکه ناقوس برای پارت منبع الهامی مهم بوده، خصوصیات ویژه آن بواسطه شکل، هارمونیکها و شیوش منحصر بفردش بسیار مورد توجه او بوده است.
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (II)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (II)

تقلید صداها و مقایسه صداها، قضاوت کردن و طبقه بندی کردن صداها به وسیله تمامی امکانات صوتی و ابزارهای صوتی مانند سازهای مختلف اعم از ضربی و غیر ضربی، ضبط صوت و… می تواند صورت پذیرد. تهیه ساز توسط کودک در راستای حساس شدن به صدا و سپس استفاده از خلاقیت و ابتکار توسط خود او، حساس شدن گوش به رنگ صوت، شدت و ارتفاع صوت، اصوات بالا رونده و پایین رونده و شناخت زیر و بمی اصوات همه از فعالیت هایی است که گوش موسیقایی در کودک پرورش می یابد.
قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

«مهم این است که همه کار می‌کنیم»

در ماه‌های گذشته، برای بررسی سروده‌های فروغ فرخزاد، شاعره‌ی نوپرداز ایرانی، همایش‌های گوناگونی در اروپا برگزار شد. اما شنبه شب، ۱۲ ژوییه، کنسرتی در لندن برپا شد که در آن اثری به نام «میان تاریکی» روی سروده‌های فروغ، از امیر مهیار تفرشی پور اجرا شد. کاری مدرن برای آواز و گروه نوازندگان کلارینت که مایا ساپون (Maya Sapone) خواننده‌ی آن بود.
اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

اگر موسیقی نبود چه دنیایی داشتیم؟

نوشته ای که پیش رو دارید، کوششی است برای یافتن گوهر معنوی موسیقی؛ گوهری که بدون شناخت آن، ارزش موسیقی و هنر در عصر ما مورد بی اعتنایی قرار گرفته است. در این نوشتار محسن قانع بصیری، به راز جاودانگی آثار درخشان موسیقی، توانایی موسیقی در گشایش منظری منشور وار به واژه ها و گذر موسیقی از مرز کلمات با قدرت فرا زبانی خود می پردازد و در آخر بیانگر ناتوانی تن در همراهی با آن سروش افسونگر است. این مقاله شرحی است بر چرایی مبارزات و پایمردی های بزرگان موسیقی در سراسر جهان برای دفاع از گوهر متعال موسیقی. (سردبیر)
ادیت در ویولن (XI)

ادیت در ویولن (XI)

همانطور که در بخش پیشین ذکر شد بهترین راهکار نواختن دوبل نت اولین جمله، تعویض پوزیسیون بر پایه انگشتان اول-دوم می باشد که پتانسیل اجرایی بالاتری را برای نوازنده فراهم می سازد و این تعویض پوزیسیون ما بین پوزیسیون های دوم و سوم می باشد.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هر دانشمندی (موسیقیدانی) که تئوری موسیقی ای از خود ارائه دهد، حتما باید با علومی همچون فیزیک و ریاضی تا حدود زیادی آشنا باشد. این بدین دلیل است که در دنیای امروز برای اثبات مطلبی تئوریک، استفاده کردن از نمودار بسیار آسان تر از اثبات آن روی ۵ خط حامل است. با توجه به این که این تئوری جدید در دنیای امروز و در فضایی سه بعدی تعریف خواهد شد، لزوم آشنایی با نمودار ها را برای هنرجویان عزیز توصیه می کنم. قبلا در کتاب “تئوری موسیقی ایران” نوشته آقای داریوش طلایی، استفاده از “مربع های عمودچین شده روی هم” که نقش تتراکورد ها را بازی می کرد را دیدیم. این خود شیوه نوین تری بود، اما رفاه در انتقال مفهوم به هنرجو در آن بسیار کمتر دیده می شد. نهایتا هدف، رسیدن به پولی فونی با رفاه بیشتر در ساختار مدال و ایجاد کنترپوان های متوالی قدرتمند برای گسترش (Development) موسیقی، آن هم نه به صورت کلاسیک بلکه راحت تر از همیشه، است. ( یعنی حاوی بالاترین تکنیک کمپوزیسیون)
“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

“پیانو اپتوفوتیک” تلفیق موسیقی و نقاشی

حتماً تابه‌حال با (جلوه‌های تصویری)visualization های نرم‌افزارهای پخش موسیقی مثل WinAmp و Media Player کار کرده‌اید. در نرم‌افزارهایی مثل Win Amp، این جلوه‌های تصویری حاصل الگوریتم‌های پیچیده ریاضی است. تابع‌هایی که با متغیرهای صوتی مثل شدت و یا فرکانس کار می‌کنند. پیشینه این جلوه‌های تصویری برای موسیقی به سال ۱۹۱۶ باز می‌گردد.
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (I)

خانم رنه فلمینگ یکی از موفقترین ستارگانی است که در عرصه بین المللی در سالهای اخیر درخشیده است. او سه اثر خود را در شرایط بسیار مشکلی از لحاظ اجرا و تکنیک ضبط کرده، اجرای زنده وی بسیار موفقیت آمیز بوده و در ایفای نقشی بسیار دشوار نشان داده که توانایی های زیادی دارد. رنه فلمینگ استاد سبک موتسارت است، در نسخه جدید کوزی فان توته (Cosi fan Tutte) با رهبر درگذشته بزرگ، سر جرج سولتی (Sir Georg Solti) هیچ وحشتی از سبک پر خطر این اپرای قرن نوزدهمی نداشت و توانست، اثری رضایت بخش به اجرا در آورد. ضبط های جدید اپراهای موتزارت شامل آثاری است از هنرمندان متعدد و ناشناس. خانم فلمینگ یک استثنا در عرصه موسیقی می باشد، خود او می گوید دوست دارد زمانی اثرش را ضبط کند که صدایش توانایی بالا خواندن را داشته باشد.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (III)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (III)

من از آنها استفاده نمی کنم، زیرا احساس می کنم نیاز ویلنسل را بر آورده نمی کنند. ویلنسلیستها مشکلات متفاوتی برای حل کردن دارند. اگرچه معتقدم تدریس موسیقی در مدارس بسیاری از دانش آموزان را تشویق به نواختن ساز می کند، همچنین فکر می کنم تلاش و استعداد شخصی دانش آموزان است که خود را به عنوان نوازنده ای برای تمام زندگیشان ببینند و پیشرفت کنند.