گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)

در این نظریه افلاطون و سیسرو موسیقی زمینی را تقلیدی از موسیقی کیهانی می دانند.

تاثیرات اخلاقی و تربیتی موسیقی

افلاطون عقیده داشت که موسیقی وسیله ای برای رشد و تربیت روح انسان است و چون بر سایر هنرها برتری دارد اهمیت بیشتری می یابد. زیرا از طریق ملودی و ریتم عمیقا” روح و روان آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد.

از نظر افلاطون پرورش و تربیت انسان بر دو نوع است و هر دو نوع به هم مرتبط و تاثیرگذارند. تربیت نوع اول مربوط به جسم آدمی است که از طریق ژیمناستیک یا ورزش صورت می گیرد. تربیت نوع دوم، تربیت روح و روان است که از را موزیکه یا فعالیت های هنری و فکری اتفاق می افتد. موسیقی هم بخشی از موزیکه است که در این نوع تربیت نقش مهمی ایفا می کند.

ازدیدگاه افلاطون از آنجا که موسیقی بر بر جان و روان انسان تاثیر عمیقی دارد، او این نگرانی را پیدا کرد که چه نوع موسیقی دارای تاثیر مخرب بر روان آدمی است، به طور خاص افلاطون موسیقی را خطرناک می داند، زیرا ممکن است توان احساسی آن عقل را به چالش بکشد. برای جلوگیری از تخریب مدینه فاضله، افلاطون موسیقی را تحت کنترل حکومت درآورد و برای ارائه آن قوانین خاصی وضع کرد تا مبادا احساسات مردم از طریق موسیقی برانگیخته شود و از دایره عقل خارج شوند.

از سویی از نظر او موسیقی می تواند انسان ها را به افرادی پرهیزگار و آراسته به صفات الهی تبدیل کند و حس لطافت و زیبایی شناسی را در آنان افزایش دهد. از آنجا که ملودی و ریتم با لطافتی خاص بیش از هر چیزی در اعماق روح نفوذ می کند و بیش ترین تاثیر را بر آن می گذارد، و کسی که در روح خود چنین لطافتی پیدا کند قادر به درک هر نوع نقص یا کراهتی در آثار مصنوع یا طبیعی می شود و از آنها دوری می گزیند. در نتیجه فردی که چنین تربیتی دارد روحش از آلودگی پالایش می یابد و همواره به دنبال کسب معنویات و شرافت خواهد بود.

از این رو افلاطون در زمینه تعلیم موسیقی اهداف خاصی را دنبال می کرد، ازین رو معتقد به آموزش نوعی خاص از موسیقی بود و به همین دلیل تنها برخی از مُدهای موسیقی را مجاز می دانست.

مریم غفاری

۱ نظر

بیشتر بحث شده است